|
از پشت صحنه شب هفتم چه خبر؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اين هفته بهزاد که از خارج برگشته بود، برنامه هم زنده پخش شد. مهمون های برنامه هم سفارشی بودن، پدر و مادر بهزاد، داداش، گلناز و ... از اون جا که هميشه مخالف ورود پدر مادر ها به قسمت دومه، ولی اين بار خودش اين کار و کرد، و هی سرخ و سفيد می شد تا اينکه بالاخره سر يکی از آهنگا مجبور شد گوشای باباشو با دست نگه داره تا آهنگو نشنون. هيجانی گرفته بودش بيا و ببين!( نه بابا به خاطر پدر مادرش که نه! خوشگلايی که دور و برش بودن، آره!!)
اين هفته بهزاد جادوگره، دی جی سمی رو کرده بود تو يک قوطی کوچولو(آی پاد)، گرفته بود تو دستش راه می رفت(همه چی تحت کنترل منه. هاهاها)
تنظيم دوربين با سوت بلبلی
شانس آورديم دو ساعت برنامه است و اين همه سيم. اگه 24 ساعته بود چی می شد.
يکی به دو با گلناز( یکی از شنونده هامون در سمرقند که به بی بی سی سر زده)، سر انتخاب آهنگ شروع اول برنامه
يکی منو نجات بده؟؟؟؟!!!!!
يک دستگاه کنترل ويدئو، سه مهندس پخش؟
رقص وحشت ! با آهنگ درخواستی ها
الو! اطلاعات... مامان، بابای منو نديدين؟
نیمساعت بعد: برنامه خانوادگی شب هفتم
آهنگ در خواستی مامی جان: کامران هومن باورم نمی شه.
در حال پخش آهنگ زد بازی - بی حس ( پر از فحشه)
بدرووووووووووووووووود دسته جمعی |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||