|
از پشت صحنه شب هفتم چه خبر؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ما از یکساعت قبل از اینکه برنامه شروع بشه. نورافکنها و دوربینها و وسایل رو نصب می کنیم. به زبون انگلیسی و فارسی دعوا می کنیم و می خندیم. بهزاد حرص می خوره و دی جی هم کار خودشو می کنه و با صدای بلند موسیقی می زاره و ما مجبوريم بلند تر داد بزنيم. اینهفته هم نسبتا خوب گذشت، فقط يکذره تلفنها اذيتمون کرد.
دی جی، بالاخره يک ميز پيدا کرد تا لپ تاپ رو روش بزاره
اگه به ساعت دقت کنين، ميبينين دو دقيقه به شروع برنامه مونده بهزاد داره هنوز ايميلاش رو چک می کنه
مهندسای پخش دارن صدا رو تنظيم می کنن
از تلفن هايی که باهاش بهتون زنگ می زنيم
يکی از دوربين ها
تنظيم نور و کامپيوتر و ...
بهزاد، حرص نخور! (دی جی سمی بی خيال)
اتاق کنترل و پخش، و بهزاد شاد
تا فرصتی پيدا کنه ايميل ها رو چک می کنه چيزی از قلم نيافته
خانوم سمت راستی (مهندس پخش) مدام در حال خوردن بود
دکمه ارتباط با بهزاد (استوديو)
پشت، پشت صحنه شب هفتم |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||