|
تدريس 'آفرينش هوشمند' در کنار نظريه تکامل ممنوع شد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دادگاهی در آمريکا عليه تدريس نظريه "آفرينش هوشمند" در کنار نظريه تکامل داروين حکم داده است. گروهی از والدين در شهر دوور در ايالت پنسيلوانيا، هيات نظارت بر مدارس دولتی را به خاطر آنکه دستور داده بود نظريه تکامل داروين نبايد تنها نظريه ای درباره نحوه پيدايش حيات در کره زمين باشد که در کلاس های زيست شناسی تدريس می شود، به دادگاه کشانده بودند. مقام های مدرسه می خواستند نظريه "آفرينش هوشمند" داير بر اين که زندگی در کره زمين پيچيده تر از آن است که به خودی خود به وجود آمده باشد نيز در کلاس های زيست شناسی تدريس شود. قاضی جان جونز حکم داد که هيات نظارت بر مدارس دولتی، ممنوعيت تعاليم مذهبی در مدارس عمومی که در قانون اساسی آمريکا مندرج است را نقض کرده است. يازده والدينی که اين پرونده را تشکيل داده بودند استدلال کردند که تدريس آفرينش هوشمند عملا همان تدريس "اصل خلقت" براساس آموخته های انجيل است. آنها شکايت کردند که اين نظريه - که استدلال می کند زندگی بايد با کمک قدرتی نامرئی پديد آمده باشد - معادل تعاليم دينی است. جدايی دين از حکومت از اصول مصرح در قانون اساسی آمريکاست. قاضی دادگاه فدرال در حکمی 139 صفحه ای درباره اين پرونده نوشت: "نتيجه گيری امروز ما اين است که تدريس آفرينش هوشمند در مدارس به عنوان بديلی برای نظريه تکامل در کلاس های علمی در مدارس دولتی ناقض قانون اساسی است." قاضی جونز گفت او به اين نتيجه رسيده است که "آفرينش هوشمند" اساس علمی ندارد و "نمی تواند خود را از اصلش داير بر اصل خلقت، که مذهبی است، متمايز کند." وی نوشت اعضای هيات نظارت بر مدارس دولتی که به نفع سياست تدريس آفرينش هوشمند در مدارس رای دادند به شهروندان "کم خدمتی" کرده اند. او گفت: "نکته تناقض آميز اينکه چندين تن از اين افراد، که اعتقادات مذهبی خود را با حرارت و افتخار به طور علنی بيان می کردند، بارها و بارها برای رد گم کردن و استتار مقاصد واقعی نهفته در پس سياست آفرينش هوشمند دروغ گفته اند." "ما دريافتيم که ادعاهای هيات نظارت بر مدارس دولتی داير بر غيرمذهبی بودن اين سياست دستاويزی برای مقاصد واقعی هيات است که همانا تشويق مذهب در کلاس های درسی مدارس دولتی بود." قاضی اجرای اين سياست در مدارس دولتی دوور را ممنوع کرد. وکيل والدين شاکی گفت که اين حکم "حق" را به خانواده هايی که از جسارت کافی برای به چالش کشيدن سياست های هيات نظارت بر مدارس دولتی برخوردار بودند می دهد. رولاند پيز، خبرنگار علمی بی بی سی می گويد که هيات نظارت بر مدارس دولتی شهر دوور سال گذشته به نفع تدريس "آفرينش هوشمند" رای داد اما در رای گيری عمومی ماه گذشته توسط مردم شهر برکنار شد. هيات های نظارت بر مدارس دولتی در برخی ديگر از شهرهای آمريکا از نزديک اين پرونده را دنبال می کردند تا ببينند تصميم دادگاه ها در مورد تدريس اين نظريه در کنار تکامل چيست. نظر شما (به خصوص اگر در آمريکا زندگی می کنيد) درباره تدريس آموزه های دينی در مدارس دولتی چيست؟ آيا با اين کار مخالف هستيد يا موافق؟ درباره نظريه داروين چه فکر می کنيد؟ آيا اين نظريه را با تعاليم اديان بزرگ در تعارض می دانيد؟ لطفا به خط و زبان فارسی بنويسيد. نظرات شما: ا ينکه بعضی هی ميگويند تعليم اعتقادات دينی و مذهبی (يا به قول خودشان خرافات مذهبی) در مدارس باعث سرخوردگی و يا باعث ايجاد گناه در دانش آموز می شود و يا اين که حقيقتا" علم با دين تناقض دارد بايد بگويم که سخت در اشتباهند . دين (مخصوصا" اسلام) دينی است که نه تنها با علم آموزی مخالف نيست بلکه آنرا تا سر حد يکی از واجبات بر شمرده است، و اين که بعضی از بچه ها از دين و عقايد مذهبی آن فرار می کنند تنها به خاطر افراطی يا تفريطی بودن اطرافيان (مخصوصا" خويشاوندان درجه يک ) آنان بوده است . به نظر من در عصر کنونی دين رابايد يه عنوان يک واجب برای انسان ها برشمرد. سيد مصطفی مطهری - خراسان اگر يک اتومبيل شيک و آخرين سيستم را ببينيد شايد يکی از سوالاتی که به ذهن هر بيننده کنجکاوی خطور کند اين باشد که کدام متخصصان و طراحان باهوشی سازنده اين دستاورد علمی و فنی هستند. در واقع با اين مثال می خواستم به اين نکته تاکيد کنم که در ورای هر پديده منظم و هدفمند می توان هوش و شعور خالق يا آفرينندگان آن پديده را انتظار داشت. اگر ما برای يک دستاورد فنی که از قوانين فيزيک و شيمی تبعيت می کند انتظار هوش و شعور را در خالق يا خالقان آن داريم آيا سزاوار نيست برای ماهيت بسيار پيچيده ای که قوانين فيزيک يا شيمی و يا حتی قوانينی که نظريه تکامل داروينی (در مواردی که ثابت شده) دارند انتظار هوشمندی و شعور خالق يا خالقان آن را داشته باشيم. انسان با تمام شعور خود تنها با کشف و نامگذاری و طبقه بندی قوانين مزبور و استفاده از آنها توانسته رشد علمی و تکنيکی خود را فراهم کند و خود حتی يک قانون فيزيک يا ساير علوم را خلق نکرده و با تمام پيشرفتی که کرده برای کشف ساير قوانين طبيعت و پاسخگويی به سوالات بسيار بنيادين علم هنوز راه بسيار طولانی در پيش دارد، پس چرا نبايد آفرينش که از قوانين بسيار هوشمندانه ای تبعيت می کند را در قالب يک نظريه با عنوان "آفرينش هوشمند" مورد بررسی قرار نداد ضمن آنکه نظریِه تکاملی داروين شايد هيچ تضادی با نظريه "آفرينش هوشمند" نداشته باشد. در ارتباط با اينکه آيا نظريه "آفرينش هوشمند" می تواند وجود خداوند را اثبات کند می توان بحث کرد اما حذف اين نظريه يا هر نظريه ای که مستدل می باشد صحيح نيست و خلاف آزادی انديشه و بيان می باشد رد نظريات علمی با تکيه بر استدلال و خود علم منطقی است نه با حکم قاضی! تعصب در نظريات علمی با تعصب در تعاليم مذهبی توفيری ندارد به نظر من تفسير قاضی از قانون اساسی آمريکا که بايد قاعدتاً آزادی انديشه در آن محترم باشد اشتباه است! و نبايستی نظريه "آفرينش هوشمند" را که به صورت علمی قابل بحث می باشد در کنار تعاليم مذهبی غير مستدل که معمولاً مذهبيون حاضر نيستند صحت يا سقم آنها مورد بحث علمی قرار بگيرد گذاشت. بنيامين - مشهد اينجانب نمی دانستم که تعاليم مذهبی درآمريکاممنوع است وهميشه فکر ميکردم که مردم آمريکا خيلی مذهبی هستند وهرهفته به کليسا ميروند واين اولين باراست ميشنوم که تعاليم مذهبی ممنوع است البته بايدگفت که خروجی اين عمل برای کشور بزرگ آمريکا خيلی مثبت بوده چراکه دانش آموختگان خارج شده ازمدارس همگی افرادی علمی وتوانمند ومتعهد به کار وجامعه هستند و اين درواقع ماحصل اجرای همين قوانين ميباشد که صدالبته بايد ادامه دارباشد و اگرکسی خواست مذهبی را بپذيرد حتما با قوانين علمی که آنهارا بخوبی ياد گرفته قبول ميکند و درکشورهای مذهبی که اکثراعقب افتاده نيز هستند مشاهده ميکنيد که غير علمی هم ميباشند و دانش آموختگان اين کشورها خيلی سخت سر و تغييرناپذير ميباشند و بقولی دگم هستند و دست به اعمالی که خارج از اصول وقوانين جوامع متمدن است ميزنند.... وقتی فردی علمی شود اصول مذهب رابهترميفهمد و آنرا صحيح اجرا ميکند. ولی درآمريکا هيچ جائی را به مذهب درمدارس نداده اند يعنی به مفهوم زندگی معنائی نبخشيده اند يعنی مذهب معنا ونهايت زندگی وحيات انسان است وفقط درک علمی به زندگی معنائی نميدهد.تولد انسان خجسته است که دراين دنيا بتوسط خالقی آمده وبسوئی ميرود که بينهايت است. پس بايدتولدش راجشن گرفت وشاد زيست.... مهرداد - تهران نظريه تکامل داروين از همان ابتدا مخالفت تمام اصولگرايان اديان الهی را در برداشته. .... ولی با گذشت زمان و اثبات علمی اين نظريه ؛در مقابل، اصولگرايان نظريه ابداع هوشمند را مطرح کردند(...ولی دينداران بايد در نظر بگيرند که دين زبانی سمبوليک دارد و در بسياری جاها از زبان سمبول استفاده ميکند که برای قرون و فرهنگهای اعصار مختلف اين زبان قابل فهم و "تفسير" باشد و نبايد اين مساله را در کلاسهای علمی که فرزندان بايد نحوه تفکر و ارزيابی و اثبات شواهد علمی را ياد بگيرند وارد کنند، بلکه چه خوب است که با فهم زبان دين و محتوای اصلی دين که همان اخلاق و انسانيت است به آموزش آن بپردازند،...زبان علم و زبان دين را بفهميم تا اين دو را از رويارويی بينتيجه حفظ کنيم. همانطور که گاليله به کليسا گفت: " حتی اگر من توبه کنم و بگويم زمين صاف است، باز هم زمين در حقيقت گرد است و به دور خورشيد ميگردد". داوود - لس آنجلس بدبختی بزرگ کشورهای جهان سوم همين درگيری دين و دنياست. نظريه داروين چه درست باشد و چه غلط مربوط به همين دنياست...بياييد مسايل دنياهای ديگر را به زمان خودشان واسپاريم و در اين دنيا به مسايل همين دنيا بپردازيم. پرهام - تهران تدريس مذهب در مدارس کار غلطی است در ايران تدريس مذهب به کودکان سبب افسردگی و دلمردگی آنها شده چرا که کودک تمام تعاليم مذهبی را در تناقض با زندگی مدرن ميبيند و اين امر سبب احساس گناه در او ميشود حقيقتا علم با دين تناقض دارد دين يعنی ايمان و قطعيت و علم يعنی شک و پرسش.....هوتن - سيرجان ممنوعيت از هر نوع که باشد چه منع موارد مذهبی در کشورهای غير مذهبی و چه عکس آن. يعنی منع مسائل غير مذهبی در کشورهای با حکومت مذهبی با دلايل واهی و غير علمی تنها نشانه ضعف و ترس از دگرگونی اجتماعی و سقوط رژيمهای مردم فريب است. محمد دارابی- تبريز برای اظهار نظر در رابطه با يک نظريه علمی بايد به آن نظريه اشراف و آگاهی داشت... بخصوص در زمان حاضر که موضوعات عقلانی يکی پس از ديگری تعطيل و فقط ديدگاهی خاص مسائل علمی را تفسير می کند و از تفسيرهای ديگر در خصوص آن موضوع به هر ترتيب جلوگيری ميگردد. در نظريه آفرينش کاوشهای عقلانی بسيار صورت گرفته و ادامه دارد اما نسل امروز از آن به هيچ وجه با خبر نمی شود. لازم است محلی که صد در صد بيطرف بوده و فقط از ديد علمی نتيجه گيری گرديده است، اين بصيرت را در ديد و چشمان مشتاق قرار دهد... اميرـ تهران خواندن اين خبر شادی و شعف را برای من به همراه آورد و خوشحالم از اينکه بشر کم کم در حال دست کشيدن از خرافات های مذهبی و حرکت به سوی حقيقت می باشد.مطمئنم که ديری نخواهد پاييد که اين امر در مدارس سراسر دنيا اتفاق خواهد افتاد و نسل آينده با آموزش ها و باور های علمی به جای خرافات های مذهبی پرورش يابند. حميد رضا - تهران من به نظريه داروين ارزش فراوانی قائل هستم ولی معتقدم پروفسور داروين مسئله بسيار مهمی را ذکر نکرده است و آن نقش شعور در خلقت بوده است بدين شکل که طبق نظريه داروين خلقت از آمينو اسيدها شروع شده است . در اثر گذر زمان و عوامل مختلف مثل اشعه های رسيده به زمين جهش های ژنتيکی صورت گرفته و منجر به گوناگونی موجودات شده است . اما سوال اين جاست آيا خلقت موجودی مثل انسان که دارای شعور است ..کاملا تصادفی است ؟ حتی با محاسبه هم می توان نشان داد که حالات مختلف و ممکن چيدمان ژنتيکی به شکل تصادفی نمی تواند موجودی مثل انسان را در کنار ميمون قرار دهد که اينهمه متفاوتند و يافته اخير دانشمندان در مورد سرعت تکامل مغز انسان نسبت به زمان آن، همين مسئله را نشان می دهد . نظريه داروين با داشتن نقش شعور در آفرينش موجودات و تصادفی نبودن آنها در تضاد نيست. فرشاد کسايی - تهران آنچه مسلم است تدريس نظرياتی که بر اساس مشاهده و آزمايش طرح نشده اند در کلاسهای علوم طبيعی کاملاً غير منطقی است. نظريه داروين سالهاست در محافل علمی مورد برسی قرار گرفته و چنان دلايل قانع کننده ای در اثبات آن وجود دارد که کمتر کسی پيدا می شود که در صحت آن شک داشته باشد. اين فکر که ايمان به آفريننده متعال تنها با اعتقاد به اصل "آفرينش هوشمند" امکان پذيز است کاملاً بی اساس است. در نگاهی منطقی به زندگی داروين خاهيم ديد او خود انسان معتقدی بوده و نظريات او هيچگاه نقض کننده تعاليم اديان الاهی نبوده است. محسن رضايی عطاقلی پور - مشهد فارغ از بحث پيرامون «آفرينش هوشمند» که اطلاع چندانی در مورد آن ندارم و البته ممکن است بواقع «اساس علمی» نداشته باشد، نکته ای که به نظرم می رسد اين است که ايرادات و انتقادات بسياری نيز بر نظريه تکامل داروين وارد است. بهتر است اين انتقادات (که دقيق و بسيار هم مفصل هستند) نيز تدريس شوند تا دانش آموز گمان نکند که «تکامل» يک اصل بدون ترديد و حتمی است. محمد معماريان - اصفهان زندگی با دين و تعليم و تعلم دين هيچگاه برای بشر مخصوصا برای کودکان و نوجوانان مضر نبوده مگر در شکل افراطی آن. بلکه مشکلات اخلاقی روياروی بشر بيشتر به خاطر انزوای دين بوده. ترس از عقوبت در ذات بشر وجود دارد انکار آن موجبات رفتارهای غير اخلاقی با توجيه گوناگون را در پی خواهد داشت. سميرا - تبريز تفاوت های اعتقادی، اظهار نظر نسبت به اين موضوع را دشوار می کند.اما به طور کلی با توجه به نظريه بودن باور داروين و توجه به اين اصل که لازمه دموکراسی اجازه دادن به مطرح شدن آميزه ای از باورها و نظريات است بهتر است که درسرزمين مدعی دفاع از آزادی انديشه اجازه طرح نظريه آفرينش هوشمند در کنار تئوری داروين داده شود تا افراد بر اساس درک خود راه خود را برگزينند. کامبيز - شيراز مقايسه کنيد قانون اساسی خود آمريکا را با قانون اساسی عراق و افغانستان کنونی . در قانون اساسی آمريکا دين از سياست جداست . در حاليکه در قوانين اساسی جديد اين دو کشور دين پر رنگ و بلکه از ستون های اصلی آن است و از طرفی آمريکا مدعی است در اين کشور ها دمکراسی ايجاد کرده است. آيا دمکراسی تحميلی آمريکا به اين دو کشور قادر است مسئله ای در سطح آنچه والدين دانش آموزان اهل دوور پنسيلوانيا مطرح کردند را در خود هضم نمايد؟! از طرفی در کشوری مثل ايران که حکومتش مدعی مردمسالاری (يعنی دمکراسی)است بيا و تماشا کن که دروس مذهبی در هر رشته ای تا بالاترين سطوح تا فوق ليسانس و دکتری هم در برنامه های آموزشی ديده شده اند نه تنها دروس مذهبی که وصايای امام نيز. و هيچکس حق ندارد لااقل بگويد بابا قبول ما ياد گرفتيم نماز را روزه را قرآن را اصول و فروع دين را همه و همه را در حد همان آموزشهای دوره دبستان ياد گرفتيم لطفا بجای اين دروس با متحول کردن برنامه های آموزشی گامی در جهت توسعه دانش و اقتصاد برداريد !!! حتی اين تقاضای ساده هم در ايران قابل طرح نيست. م - ملازاده - ايران مردم آمريکا بايد از سيستم قضايی بسيار متشکر باشند که اينچنين فرزندانشان را از گزند تعليمات دينی محفوظ می دارند. سياوش - مشهد من يادمه که در (کلاسهای تعليمات دينی) در يک صفحه و نيم برای ما توضيح دادند نظريه تکاملی هيچ منافاتی با اسلام ندارد که هيچ با آن کاملا همخوانی دارد. البته اصلا درست و حسابی نظريه تکامل را برايمان ننوشته بودند و ما مجبور بوديم خودمان از منابع ديگر بگرديم و مفهوم اين نظريه را پيدا کنيم. در مورد نظريههای فرويد و مارکس هم ما فقط توضيحاتی در رد آنها را در کتاب دينی داشتيم و هيچوقت نفهميديم اصلشان چه بوده. سارا - تهران | مطالب مرتبط نبرد قانونی پيرامون تدريس 'آفرينش هوشمند' در مدارس آمريکا27 سپتامبر، 2005 | دانش و فن جورج بوش هم به مجادله ملی پيرامون نظريه تکامل پا گذاشت10 اوت، 2005 | دانش و فن گالاپاگوس گهواره نظريه تکامل در خطر محيط زيستی31 مارس، 2005 | دانش و فن دويدن 'از عوامل مهم تکامل انسان'29 نوامبر، 2004 | دانش و فن انسان مغز بزرگ خود را مديون يک ژن ناقص است26 مارس، 2004 | دانش و فن فسيل جديد، کليد درک تکامل انسانگرينويچ 01/03/2003 | دانش و فن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||