مسکوی مدرن را میتوان دیزنیلند آدم بزرگها توصیف کرد.
اهالی مسکو که به شهرشان افتخار میکنند دوست دارند آن را اینگونه توصیف کنند: یک پایتخت اروپایی با همه بناها، موزهها، رستورانها و بارهایی که در مرکز شهر قرار دارند را تصور و آن را ده برابر کنید، اینطور تا حدودی میتوانید بفهمید مسکو چه شکلی است.

ساختمان آرسنی موروزوف در خیابان ووزدویژنکا و پشت آن ساختمان ماسلپروم که به سبک کانستراکتیویستی ساخته شده است.
کرملین در قلب شهر مسکو واقع شده است، مجموعهای مستحکم که بیش از دو هزار سال است از سکنه خالی نمانده است.
کرملین که به میدان سرخ و رودخانه مسکو مشرف است، متشکل از پنج کاخ، چهار کلیسای جامع و ساختمانی با نمای تزئین شدهاست که در گذشته محل اقامت تزارهای روس بوده است.
کمی که از خیابانهای شلوغ مرکز شهر دور شوید، در فاصله بین ایستگاههای متروی کیتای گورود و تاگانسکایا به مناطقی تاریخی میرسید که به خوبی حفظ شدهاند؛ از کوچههای باریک گرفته تا کلیساهای قدیمی و خانههایی که در قرنهای ۱۸ و۱۹ میلادی ساخته شدهاند.

محوطه اطراف ایستگاه متروی کیتای گورود.
"زاموسکوورچی" که در انگلیسی "آن سوی رودخانه موسکوا" معنا میدهد، منطقهای سرسبز است پر از کافههای خیابانی رو باز، ناحیهای که زمانی محل اقامت تجار روس بوده است. در این منطقه هنوز هم به ساختمانهای کم ارتفاعی که قبل از انقلاب روسیه ساخته شدهاند، برخواهید خورد، همین طور خانههای مجللی که قدمتشان به اوایل قرن ۲۰ میلادی باز میگردد.
نگارخانه ترتیاکوف که بزرگترین مجموعه هنری روسیه در جهان به حساب میآید، در این منطقه واقع شده است.

در کنار ایستگاه متروی کروپوتکینسکایا، خیابانهای اوستوزنکا و پرچیستنکا قرار دارند، منطقهای که نام مسیر طلایی مسکو را به آن دادهاند. این منطقه که پیش از انقلاب ۱۹۱۷ محل اقامت قشر ثروتمند روس بوده، هنوز هم اعتبار و شهرت خود را حفظ کرده است.

هتل آپارتمان واقع در کوچه اوبیدنسکی نزدیک به ایستگاه متروی کروپوتکینسکایا.
کلیسای جامع مسیح منجی هم با این ایستگاه مترو فاصله چندانی ندارد. "پیشدرآمد ۱۸۱۲" چایکوفسکی، موسیقیدان سرشناس روس سال ۱۸۸۲ برای اولین بار در این کلیسای جامع اجرا شد.
این کلیسا اما در سال ۱۹۳۱ به دستور جوزف استالین خراب و سالها از آن به عنوان یک استخر روباز استفاده شد. تا اینکه سال ۱۹۹۰ آن را از نو ساختند.
احتمالا نام آربات را شنیدهاید، خیابانی در مرکز مسکو که اولین مقصد گردشگران در این شهر به حساب میآید.
اما شاید بهتر باشد از این خیابان دوری کنید چون هدف اصلی کسبه این منطقه خالی کردن جیب مسافران است.
کوچههای مجاور این خیابان که بیشتر حال و هوای واقعی مسکو را به بیننده منتقل میکنند، منطقهای زیبا و مناسب برای یک پیادهروی آرامشبخش است.

کوچه بولشوی آفاناسییفسکی ، نزدیک به آربات
در منطقه فرونزنسکایا که قدم بزنید به گورستان نوودویچی میرسید. جایی که بسیاری از شخصیتهای فرهنگی، سیاسی و نظامی روسیه دفن شدهاند؛ آنتوان چخوف و میکائیل بولگاکوف، نویسندگان بزرگ روس، ولادیمیر مایاکوفسکی، شاعر و دیمیتری شوستاکوویچ، و سرگئی پروکفیف موسیقیدانان سرشناس این کشور در این گورستان دفن شدهاند.

یک ساختمان کانستراکتیویستی کلاسیک نزدیک به متروی اسپورتیونایا که زمانی مرکز غذاخوری و تفریحی بوده و حالا به بیمارستان تبدیل شده.
کمی جلوتر هم استادیوم لوژنیکی واقع شده، ورزشگاهی که بازیهای افتتاحیه و اختتامیه جام جهانی در آن برگزار خواهد شد.

ورزشگاه لوژنیکی
حواستان باشد این ورزشگاه را با استادیوم اسپارتاک که در شمال شهر است و یکی دیگر از زمینهای برگزاری بازیهای جام جهانی است، اشتباه نگیرید.
اطراف ورزشگاه اسپارتاک مکانهای گردشگری زیادی وجود ندارد، هر چند بازدید از موزهای از تاریخ باشگاه خالی از لطف نیست.

ورزشگاه اسپارتاک
دو مورد دیگر هم هست که نباید در مسکو از دست بدهید: قایقسواری روی رودخانه موسکوا و بازدید از ایستگاههای متروی باشکوه شهر که به اعتقاد اهالیاش از نظر زیبایی در دنیا نظیر ندارد.
ایستگاه متروی مایاکوفسکایا با دیوارهایی از جنس سنگ مرمر و چلچراغهای بلوری، چشم هر بینندهای را خیره میکند. سایر ایستگاههایی که درون حلقه قهوهای رنگ متروی این شهر قرار دارند هم البته از این قاعده مستثنی نیستند.
در این میان بد نیست سری هم به ایستگاه متروی پلوشاد روالوتسی (میدان انقلاب) بزنید. در این مترو به مجسمههای برنزی از کارگران و روستاییان برخواهید خورد، همین طور به مجسمه چهار سگ که بینیشان برق میزند؛ طبق یک باور خرافی، مالیدن بینی سگ شانس میآورد.

مجسمه اولیمپ روداکوف جوان در ایستگاه پلوشاد روالیوتسی (میدان انقلاب)، او بعدها یک افسر رده بالای نیروی دریایی شد.
در مسکو نمیشود یک مکان خاص را برای غذا خوردن پیشنهاد داد چون گزینههای زیادی وجود دارد. اما اگر قصد رفتن به منطقهای پر از رستوران، کافه و بار را دارید، اسم این خیابانها را به خاطر بسپارید: میاسنیتسکایا، ماروسیکا، پوکروکا، بولشایا دمیتروکا و استولشنیکوف لین. یک شب شام در این خیابانها میتواند بین ۲۰ تا ۲۰۰ یورو خرج بردارد.
نهار را هم میتوانید با چشم انداز شهر صرف کنید. بالای در یکی از آسمانخراشهای استالین که به نام هفت خواهر معروفند: مثلا در هتل رادیسون نزدیک ایستگاه متروی کیوسکایا یا یکی از آسمانخراشهای مرکز شهر مسکو.
یادتان نرود به پارک زاریادیه هم سری بزنید، نمادی از مسکویی کاملا مدرن که در مجاورت دیوارهای کرملین قرار گرفته.

پارک زاریادیه
حواستان باشد حتما غذای ملی روسیه را امتحان کنید، "پلمنی" از پیراشکیهای خمیری (دامپلینگ) آبپز شده در آب گوشت درست میشود. البته این روزها نسخه گرجستانی این غذا با نام "خینکالی" که پیراشکیهایش بزرگتر هم هستند، در منوی رستورانها زیاد دیده میشود.
غذاهای گرجستانی از جمله خاچاپوری (یک نوع پیراشکی پنیر) و خوراک لوبیایی که با سیر پخته شده احتمالا پرطرفدارترین غذاهای وارداتی در مسکو هستند.

خینکالی
برای خرید سوغاتی بهتر است سمت خیابان آربات نروید. در این محل عروسکهای ماترویشکا را خیلی گران میفروشند و به اصل بودن کلاههای پشمیشان هم اعتمادی نیست. موزههای مسکو، بازارهای اجناس دست دوم در پارک ایزمایلوفسکی یا کارخانه وودکای کریستال واقع در منطقه لفورتوو که به موزه تبدیل شده، مکانهای مناسبتری برای خرید سوغاتی هستند.

سوغاتیهایی که در موزه تاریخ معاصر پیدا میشوند. این موزه نزدیک متروی پوشکینسکایا است.
سنپترزبورگ در تابستان هرگز نمیخوابد و این فقط یک جمله نمادی و استعاری نیست. به شبهای سنپترزبورگ لقب "شبهای سفید" را دادهاند، شبهایی که خورشید در آنها تا بعد از نیمه شب هم کامل غروب نمیکند. در طول تابستان ، خیابانهای نیمه روشن این شهر و پیادهروهایی که در طول رودخانه کشیده شدهاند، هیچوقت خالی نمیشوند و بارها و کافهها در همه ساعات شبانه روز پر از مشتری هستند.

پل شیرها
پلهای متحرک سنپترزبورگ هر چند مایه دردسر ساکنین هستند، اما دل گردشگران را میربایند.
این پلها در طول شب باز میشوند تا قایقها بتوانند عبور کنند، اتفاقی که رفتن از یک سو به سوی دیگر رودخانه نوا را در این ساعات غیرممکن میکند. البته یک پل معلق که تازه ساخته شده و باز نمیشود امکان رفتن به آن سوی رودخانه با تاکسی را فراهم میکند، هر چند کرایهاش سر به فلک میکشد.
با این تفاسیر شاید ماندن در مرکز شهر یا بخش پتروگراد در طول این ساعات تصمیم عاقلانهای باشد چون در این صورت دسترسی به ورزشگاه شهر راحتتر است.

ورزشگاه سنپترزبورگ
بخش پتروگراد سنپترزبورگ قدیمیترین منطقه این شهر است، منطقهای با حال و هوایی خاص و متفاوت.
خیابانهای این منطقه از شهر به نظر موازی با هم یا عمود بر هم میآیند، اما در واقع همچون هزارتویی پیچیده در هم تنیده شدهاند و گردشگران حین قدم زدن در آنها از میان انبوهی از بناهایی تاریخی که به سبک آرنوو ساخته شدهاند، عبور میکنند. آرنوو یا هنر نو مکتب هنری است که اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم میلادی محبوبیت داشت و از فرمها و ساختارهای طبیعی، بهویژه خطوط منحنی و مواج گلها و گیاهان متأثر بود. در این بخش از مسکو میشود ساعتهای طولانی را به قدم زدن و خیره شدن به خانههای زیبا یا آرمیدن در یکی از میدانهای سبز و ساکت شهر گذرانید.

محله پتروگراد
اینجا بد نیست سری هم به بازار سیتنی بزنید؛ قدیمیترین بازار سنپترزبورگ که در آن از پنیر قفقازی و شیرینیهای سنتی گرجستانی و ماهی فنلاندی گرفته تا میوههای جنوبی و دسرهای شرقی پیدا میشود.
پارک الکساندر در نزدیکی این بازار است. آن طرف پارک هم قلعه پیتر و پال واقع شده که مبدأ شکلگیری این شهر به حساب میآید.
گردش اطراف قلعه پیتر و پال خالی از لطف نیست؛ با قدم زدن دور دیوارهای این قلعه دورنمایی خیره کننده از کل شهر را خواهید دید.
اطراف دیوارهای این قلعه، یک نوار ساحلی هم کشیده شده که ماسههای آن از جنس گرانیت هستند.

قصر میخائیلوفسکی
تراموای شماره ۳ جایگزین ارزانی برای اتوبوسهای گردشگری است. این تراموا در مسیر حرکت خود از بسیاری از مناطق دیدنی شهر عبور میکند.
با این خط تراموا از روی پل ترینیتی عبور خواهید کرد و از کنار باغ تابستانی، پارک مارس و همین طور قلعه میخائیلوفسکی، جایی که تزار پاول اول به دست توطئهگران کشته شد، خواهید گذشت. این قطار از کنار مرکز خرید قدیمی گوستینی دیوور و میدان هایمارکت، جایی که قتل در جنایت و مکافات داستایوفسکی اتفاق میافتد هم میگذرد و در نهایت در منطقه کولومنا به ایستگاه آخر خود میرسد.
سالن تئاتر معروف مارینسکی که قبلا کیروف نام داشته از جذابیتهای گردشگری این منطقه است. در این منطقه با صحنه معروف زندگی در سنپترزبورگ روبرو میشویم: مادربزرگهایی که توتفرنگی محلی میفروشند، صیادانی که در رودخانه فونتانکا در حال ماهیگرفتن هستند و نوجوانانی که بعد از دعوا داخل کانال کریوکوف شیرجه میزنند.
خیابانهای سنپترزبورگ پر است از ردیف بارها، کافهها و رستورانهایی که با هر ذائقه و قدرت خریدی جور در میآیند.

ساختمانهای جدید و قدیمی سالن تأتر مارینسکی
شاورما یا دونر کباب غذایی است که به امتحانش میارزد. اما باید حواستان باشد یک رستوران تمیز را انتخاب کنید تا به دلیل مسمومیت دو روز از جام جهانی را از دست ندهید.

شاورما
خیابانهای ژوکوفسکی، نکراسوف و مایاکوفسکی تعدادی از محبوبترین بارهای سنپترزبورگ را در خود جای دادهاند.
روبینشتاینا و دومسکایا خیابانهایی هستند که اغلب پیشنهاد داده میشوند، اما دوری از آنها به نفع توریستهاست. دومسکایا منطقهای تا حدودی ناامن است و روبینشتاینا هم به درد توریستهایی میخورد که میخواهند پولشان را آتش بزنند.
کتابفروشی پادپیسنیه ایزدانیا واقع در شماره ۵۷ خیابان لیتینی پراسپکت بهترین جا برای خریدن سوغاتیهای سنپترزبورگ است. در این کتابفروشی میتوانید مجسمههای چوبی دستساز، پرتره نویسندهها و شاعران روس و کارتپستالها و مگنتهای یخچال که معمولا به هوای بارانی شهر و حس و حال غمگین ساکنانش پرداخته اند را پیدا کنید.

کارت پستالهای سنپترزبوگ با کاراکترهایی که از آب و هوای شهر مینالند.
دست آخر بر خلاف آنچه همه احتمالا پیشنهاد خواهند داد، بهتر است فکر رفتن به نوسکی پراسپکت، شلوغترین خیابان شهر را از سرتان دور کنید.
نیکلای گوگول، نویسنده روس در داستان کوتاهی به نام همین خیابان نوشته: "نوسکی پراسپکت در هر ساعت شبانه روز تو را از راه به در میکند." حالا بعد از ۲۰۰ سال، هنوز هیچ چیز در مورد این خیابان تغییر نکرده است.
از پایتخت روسیه تا نیژنی با خطوط قطار لاستوشکا - در روسی به معنای پرستو - یا استریز - به معنی بادخورک که نوعی پرنده است - چهار ساعت راه است. شهری با مناظر زیبا در کنار رودخانه، بارهایی با قیمتهای مناسب و نمونههایی فوقالعاده از هنر خیابانی.

یک نمونه از هنرهای خیابانی نیژنی در کوچه پلوتنیچنی
هنر خیابانی نیژنی شامل ۳۰۰ اثر است که در همه جای شهر پراکنده شده، از نقاشی دیواری گرفته تا مجسمه و گرافیتی.
اما اولین چیزی که در نیژنی چشم گردشگران را خیره میکند، موقعیت مکانی این شهر، سربالایی و سرازیریهای آن و همینطور ساحل و چشماندازهای رودخانه ولگا.

ساحل ولگا
در ساحل ولگا، میتوانید با مجسمه فلزی گوزن اثر گابور میکلوس زوکه، هنرمند لهستانی، سلفی بگیرید. در این منطقه به پلههای چکالوف که نماد شهر هستند هم سری بزنید. در انتهای این پلهها بنای یادبود والری چکالوف، خلبان روس که در نزدیکی نیژنی به دنیا آمده، قرار گرفته است. از اینجا تا خیابان روژدستونسکایا در مرکز شهر پیاده راه زیادی نیست. این خیابان بهترین مکان برای گشت و گذار در بارهای شهر است.
کرملین نیژنی نووگراد را به هیچ وجه نباید از دست بدهید: با قدم زدن در سربالاییها و سرازیریهای این مجموعه، با مناظر زیبای بیشتری از این شهر روبرو خواهید شد.
کرملین نمادی از شکوفایی هنر در این شهر است. این مجموعه مرکز هنر معاصر آرسنال است و همینطور موزهای پر از شاهکارهای هنری را در خود جای داده است؛ آثاری از هنرمندان برجستهای چون کازیمیر مالهویچ، بوریس کوستودیف، نیکلاس روریچ و ویکتور واسنتسوف.

یکی از نمادهای غیررسمی نیژنی "حفاظ آبی" است که نزدیک به ۱۰ سال است دور ساختمانی در این شهر کشیده شده است.
از ساحل فیودورفسکی میتوان مناظر زیبایی از پل کاناوینسکی، کلیسای جامع الکساندر نوسکی و ورزشگاه نیژنی نووگراد را دید. ورزشگاهی که بدون هیچ ابتکاری نام شهر را رویش گذاشته اند.

ورزشگاه نیژنی نووگورود
از کرملین که بیرون بیایید، باید در خیابان بولشایا پوکروفسکایا ( نام کوتاهش پوکروفکاست) که خیابان اصلی شهر است قدم بزنید. این خیابان در مرکز شهر میدان مینین و پوژارسکی را به میدان گورکی متصل میکند.
در نزدیکی این میدان یکی از معروفترین کبابفروشیهای شهر واقع شده. مشتریها بیرون این دکه صف میکشند تا کبابهایی به بزرگی یک توپ فوتبال بخورند.
چندین دکه کبابفروشی در این منطقه هست اما جایی که باید بروید در نزدیکی خیابان بلینسکی است. جلوی این مغازه همیشه بسیار شلوغ است و بعید است نتوانید پیدایش کنید.

شاورما
در خیابان پوکروفکا که قدم بزنید با انواع و اقسام نوازندههای خیابانی، گداها و همین طور معرکهگیرهایی که از دهانشان آتش بیرون میدهند، روبرو خواهید شد. در هر کدام از کافههای این خیابان میتوانید انواع برگر، هوموس و نودل را سفارش بدهید.
در این خیابان ساختمان بانک دولتی که به سبک معماری نئوبیزانسی روسیه ساخته شده و همینطور سالن تأتر دراما نظرها را به خود جلب میکند. فیودور شالیاپین، خواننده اپرا برای اولین بار در این سالن روی سن رفت.

ساختمان بانک دولتی که به سبک معماری نئوبیزانسی ساخته شده.
برای دیدن آثار هنری نه چندان با ارزش اما نوستالژیک اتحاد جماهیر شوروی، بد نیست به نگارخانه کلادوفکا هم سری بزنید.

اتوبوس برقی که از رود ولگا عبور میکند و به شهر بور میرسد.
اگر به نیژنی نووگراد سفر میکنید، این موارد را به هیچ وجه از دست ندهید: اتوبوس برقی شهر که یکی از طولانیترین مسیرهای حرکت در اروپا را دارد و فقط با ۱۰۰ روبل مسافران را به شهری در نزدیکی نیژنی به نام بور میبرد؛ سوتسوگراد که در لغت به معنای "شهر سوسیالیستی" است و در دهه ۱۹۳۰ میلادی به سبک معماری استالینیستی دور کارخانه خودروسازی گورکی ساخته شد؛ مزرعه شچلوکوف و موزه معماری چوبی آن؛ همینطور خانه- موزه آندری ساخاروف، فیزیکدان اتحاد جماهیر شوروی. این دانشمند که به دنبال طراحی یک بمب هستهای بسیار قدرتمند و ویرانگر، تبدیل به یکی از مخالفین فعال سلاحهای هستهای شد، ۶ سال از عمر خود را در این خانه گذراند.
بهترین توصیه به کسانی که برای اولین بار به نیژنی نووگراد میروند این است که از مناطق شلوغ مرکزی دل بکنند و با قدم زدن در خیابانهای خلوت و عبور از کنار خانههای چوبی، حس واقعی این شهر را تجربه کنند.
مرکز استان برونمرزی کالینینگراد که هیچ مرزی با روسیه ندارد توسط کشورهای لهستان و لیتوانی و همینطور دریای بالتیک احاطه شده. کالینینگراد تا سال ۱۹۴۵ بخشی از خاک آلمان بود و کونیگزبرگ نام داشت. هر چند چنگ جهانی دوم تقریبا تمامی میراث آلمانی این شهر را از میان برداشت.

دروازههای برندنبرگ که در قرن ۱۹ ساخته شدهاند.
بمباران شهر به دست بریتانیاییها در سال ۱۹۴۴ و محاصره کالینینگراد توسط نیروهای شوروی در بهار ۱۹۴۵، در پایان جنگ جهانی دوم تنها ویرانهای از این شهر را باقی گذاشت.
بعد از پایان جنگ، وقتی کالینینگراد بخشی از شوروی سابق شد، اهالی شهر بقایای معماری آلمانی را که به نظرشان بیگانه میآمد، به شکلی بیرحمانه نابود کردند.
"فن زون" جام جهانی - مکانی که هواداران تیمها مسابقات را در نمایشگرهای بزرگ دور هم تماشا میکنند- در قلب این شهر قرار دارد، در کنار ساختمان عظیم اما نیمهکاره خانه جماهیر. ساخت این بنا روی ویرانههای قصری متعلق به قرون وسطی از اوایل دهه هفتاد آغاز شد و به دلایلی هرگز تمام نشد.

ساختمان جماهیر
تقریبا در نزدیکی این فن زون در جزیره کانت که نام قدیمیاش نیفوف بوده، یک کلیسای جامع متعلق به قرن ۱۴ دیده میشود.
بسیاری معتقدند خواست خدا بوده که این کلیسای جامع حتی با وجود حملات هوایی تا حالا سالم بماند.

مقبره امانوئل کانت
برخی از اهالی کالینینگراد اعتقاد دارند، روح امانوئل کانت، فیلسوف بزرگ و معروفترین ساکن شهر، این کلیسای جامع را از بلایا حفظ کرده تا آرامگاهش آسیب نبیند.

کهربا یکی از سوغاتیهای کالینینگراد است.
بعد از بازدید از کلیسای جامع، میتوانید پیاده تا دهکده ریبنایا به معنای ماهی، شهر قدیمی کالینینگراد و پلکوچک هانی بروید. این پل که پیش از جنگ جهانی دوم ساخته شده به شکل معجرهآسایی در بمباران آسیب ندیده است.
در این منطقه تعداد زیادی هتل، بار، رستوران و سایر اماکن تفریحی وجود دارد.
کالینینگراد شهر صیادان ماهی است. بندر این شهر در گذشته محل استقرار ناوگانی قدرتمند بود که برای ماهیگیری به تمام اقیانوسهای دنیا کشتی میفرستاد. "استروگانیا"، معروفترین غدای این شهر از برشهای نازک ماهی خام یخزده تشکیل شده است.

استروگانینا، برشهای نازک ماهی یخزده
این غذا را با نان تست یا سیبزمینی آبپز میخورند و همراهش ودکای خنک هم مینوشند. هر چند خوردن این غذا با آبجو هم باعث ناخشنودی اهالی این شهر نخواهد شد.
در فاصلهای نه چندان دور از فن زون، موزه اقیانوسهای جهان قرار دارد. اتاقکهای زیرآبی "میر -۱" و "میر-۲" که جیمز کمرون، کارگردان سرشناس هالیوود در طول ساخت فیلم تایتانیک برای فیلمبرداری در عمق آب از آنها استفاده میکرده، در این موزه نگهداری میشوند.

بی-۴۱۳
بیرون موزه یک زیردریایی دیزلی بی-۴۱۳ به آب انداخته شده. این یک زیردریایی جنگی واقعی است که در طول جنگ سرد از اواخر دهه ۱۹۶۰ تا اوایل دهه ۱۹۹۰ در اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه گشت میزده است.

ورزشگاه کالینینگراد
یکاترینبورگ شهری مناسب برای گشت و گذار با پای پیاده است، شهری که زندگی در آن ریتمی ملایم دارد. مرکز فرهنگی، آموزشی بوریس یلتسین، رئیس جمهور پیشین روسیه یکی از پربینندهترین مکانهای توریستی یکاترینبورگ است. وجود انبوهی از رستورانهای جدید، مرکز این شهر را به مکانی فوقالعاده برای قدم زدن تبدیل کرده است.
اما شاید بهتر باشد پیادهرویتان را نه از مرکز شهر که به جای آن از مجتمع مسکونی که به سبک معماری کانستراکتیویستی ساخته شده، آغاز کنید. محلههای "چکیست" و "اورالماش" هم در این ناحیه هستند.
برای اینکار اما شاید بد نباشد که یک راهنمای با تجربه بگیرید و یا به انتشارات تاتلین بروید و یک کتابچه راهنما بخرید.

برج سفید
در این منطقه با ساختمانهایی نارنجی رنگ روبرو خواهید شد که نمادی از مفهموم ساختگرایی رایج در دهه ۱۹۲۰ میلادی در روسیه هستند. جنبش فرهنگی که معتقد بود انسانها باید به شکل اشتراکی زندگی کنند.
در این منطقه با "برج سفید" روبرو خواهید شد؛ مخزن بزرگی برای نگهداری آب که یکی از نمادهای مهم معماری ساختارگرایانه این شهر به حساب میآید.

مرکز بوریس یلتسین
از آنجا با مترو به ایستگاه میدان ۱۹۰۵ بروید و به مرکز یلتسین هم سری بزنید. برای بازدید از هر سه نمایشگاه اصلی این مرکز دستکم به سه ساعت وقت نیاز دارید. از این مرکز اگر پیاده به سمت ورزشگاه بروید از کنار انبوهی از کافهها، بارها و رستورانها خواهید گذشت.

ورزشگاه یکاترینبورگ
تنوع غذایی در یکاترینبورگ اخیرا رونقی بیسابقه داشته و حالا دیگر خوراکهای شرقی هم در همه جای شهر پیدا میشوند.
در نزدیکی اداره پست در خیابان لنین منطقه دیگری وجود دارد که نمونهای فوقالعاده از معماری ساختگرایی است. در این منطقه که به تازگی تمیز و دوباره قابل استفاده شده، انواع و اقسام کافهها پیدا میشود. کافههایی که در آنها خوراکهای گوناگون از برگر گرفته تا غذاهای خیابانی ویتنامی سرو میشوند.
در دو منطقه دیگر هم میتوانید غذای خوب پیدا کنید: تقاطع خیابانهای مالیشف و خوخریاکوف. وافل گرم با بیکن، آبجوی بلژیکی و یک نوع سوپ ویتنامی به نام "فو" را در این منطقه حتما امتحان کنید.

پلمنی
اگر به محله چکیست رفتید، یادتان نرود غذاهای سنتی اورال ( یکی از نواحی فدرالی روسیه که یکاترینبورگ مرکز صنعتی و تجاری آن به حساب میآید) از جمله دامپلینگ و خوراک گوشتچرخ کرده و سبزیجاتش را امتحان کنید.
برای سوغاتی هم شاید بهترین گزینه تیشرتها و سوئیتشرتهایی باشد که رویشان طرحهای مرتبط با ناحیه اورال چاپ شده است.
به غیر از آن، جواهرات و زیورآلاتی که تم ساختگرایانه دارند هم هستند که شاید از کارت پستال بهتر باشند؛ سوغاتیهایی که در عین زیبا بودن، کاربردی هم هستند.

بسیاری از سوغاتیهای یکاترینبورگ از سنگ مرمر سبز که در رشته کوه اورال در نزدیکی این شهر به وفور وجود دارد، ساخته میشوند
شهری که بعد از جنگ جهانی دوم بر روی خرابههای استالینگراد ساخته شد و هنوز هم یادآور قدرت نظامی اتحاد جماهیر شوروی است. سال ۱۹۶۱نام ولگاگراد را برایش انتخاب کردند، شهری که نامش با یکی از خونینترین درگیریهای تاریخ در حافظهها حک شده.
ولگاگراد که در دهه ۱۹۵۰ ساخته شد، شهری با عظمت است، شهری پر از فضاهای باز سرسبز و ساختمانهای بزرگ و خیره کننده.

گذر قهرمانها
اگر قصد اقامتی یک یا دو روزه در این شهر را دارید، حتما خودتان را برای یک پیاده روی سه ساعته آماده کنید؛ از خیابان قهرمانان (Heroes Avenue) تا ساحل مرکزی شهر بروید و از آنجا در کنار رود ولگا تا پارک فرهنگی تفریحی مرکز شهر قدم بزنید. در این مسیر از کنار استادیوم ولگاگراد که یکی از ورزشگاههای جام جهانی است، رد خواهید شد. بعد از آن به مامایف کورگان هم سری بزنید. این مجموعه که به عنوان یادبودی برای نبرد استالینگراد (۴۳-۱۹۴۲) ساخته شده در بالای یک تپه قرار گرفته و به همه شهر مشرف است.
در این مجموعه مجمسه عظیم زنی که شمشیر به دست دارد دیده میشود. این اثر که "مام میهن فرا میخواند" نام گرفته، بزرگترین مجسمه زن در سراسر دنیاست.
خیابان قهرمانان تفرجگاه اصلی شهر است، منطقهای که معروفترین کافهها و رستورانهای شهر را در خود جای داده است.
شاید کمی عجیب به نظر بیاید اما غذای محبوب ولگاگرادیها، "چیکن کیف" است؛ نوعی کتلت که با فیله مرغ چرخ شده، تخممرغ، آرد و آرد سوخاری درست میشود. پیتزای قیفی و پنکیکهایی که با انواع و اقسام مواد غذایی شور و شیرین پر شده اند از جمله خوراکیهای پرطرفدار در ولگاگراد هستند.

خرچنگ بخارپز شده از جمله غذاهای محبوب ولگاگراد است
کنار ساحل رودخانه ولگا که قدم بزنید، از کنار چند بنای تاریخی ارزشمند عبور خواهید کرد: از جمله موزه پانورامای نبرد استالینگراد و کارخانه آردسازی گرهارت که قبل از انقلاب ساخته شده است.

موزه پانورامای نبرد استالینگراد و در سمت چپ آن، کارخانه آردسازی گرهارت.
ساختمان این کارخانه را به همان شکل اصلی خود حفظ کرده اند. این کارخانه که با آجرهای قرمز ساخته شده، یادبودی بینظیر از سبک معماری پیش از جنگ در استالینگراد یا تزاریتسین - این شهر تا سال ۱۹۲۵ با این نام شناخته میشد- به حساب میآید.
اما مامایف کورگان و مجسمه ۸۵ متری آن بیش از هر مکان دیگری در ولگاگراد سوژه عسکبرداری بوده. این بنای یادبود عظیم تجربهای نیست که به راحتی از ذهنها پاک شود.
در مسیر حرکت به سوی نقطه "ارتفاع ۱۰۲" - نامی که در طول نبرد استالینگراد روی آن گذاشته شده بود- ابتدا صدای موسیقی نظامی به گوش میرسد. بعد از آن موسیقی جایش را به صدای گلوله و انفجار بمب میدهد. در نهایت هم صدای یوری لویتان، گوینده سرشناس رادیوی اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ جهانی دوم و بعد از آن را خواهید شنید.
سپس، صداها به یک باره خاموش میشوند و سکوتی هراسناک شما را تا تالار افتخارات نظامی و "شعله جاویدان" همراهی خواهد کرد.

روی سوغاتیهای شهر ولگاکراد، مثل این جعبه زیورآلات معمولا تصویر مجسمه "مام میهن فرا میخواند" نقش بسته است
در نهایت، زیر مجسمه "مام میهن فرا میخواند" میایستید و از منظره کل شهر لذت میبرید. آنجا در هوای خشک ارتفاعات سرسبز نفسی عمیق خواهید کشید و به خود خواهید گفت: این تجربه، ارزش بالا آمدن از صدها پله را داشت. این تندیس عظیم که توسط یوژنی ووچتیچ، هنرمند معروف روس ساخته شده، بزرگترین مجسمه در کل اروپا و روسیه است.

استادیوم ولگاگراد
اگر میخواهید با مفهموم تنوع ملیتی و فرهنگی در روسیه از نزدیک آشنا شوید، بهترین انتخاب، شهر کازان است. این شهر پایتخت جمهوری تاتارستان است، منطقهای که بیشترین جمعیت مسلمان در روسیه را دارد.
زیرساخت به دقت طراحی شده کازان و همینطور معماری التقاطی آن که گاهی اوقات بیننده را به یاد مسکو میاندازد، قدم زدن در این شهر را به تجربهای تأثیرگذار برای هر گردشگری تبدیل میکند.

کلیسای جامع واقع در استارایا آراکچینو
در کنار ساختمان ریاست جمهوری در خیابان کاساتکین، عجیب و غریبترین بناهای شهر به چشم میخورند.
در این منطقه از شهر میتوانید به ساحل رودخانه کازانکا سر بزنید. از آنجا ردیف ساختمانهای بلند نوساز، دو چرخ و فلک بزرگ و مجتمعهای مسکونی نورانی در آن سوی رودخانه به خوبی دیده میشود.
نکته جالب در مورد کازان شلوغ نبودن آن است.
جدای از خیابان بائومن، بارهای خیابان پروفسویوزنایا و رستورانهای خیابان سیبقت حکیم (Sibgat Hakim) که همیشه شلوغ و پر رفت وآمد هستند، بخش مرکزی این شهر از ساعت ۹ شب به بعد تقریبا خالی میشود.

ورزشگاه کازان آرنا
بعضیها کازان را به یک محل فیلمبرداری عجیب و غریب تشبیه میکنند، مکانی پر از خیابانها و ساختمانهای خیرهکننده که فراموش کردهاند بازیگران و عوامل فیلم را به آن دعوت کنند.
حالا که صحبت از چیزهای عجیب و غریب شد، بد نیست این را هم بدانید: در متروی کازان همه چیز به سه زبان (روسی، تاتار و انگلیسی ) اعلام میشود.
و اگر میخواهید با مترو سفر کنید، حواستان باشد موزائیکهای ایستگاه پلوشاد توکایا را از دست ندهید.
اگر قصد خرید سوغاتی دارید، در میان انواع و اقسام سوغاتیهای اسلامی، "ایچیگو" انتخاب خوبی است؛ کفشهای چرمی که با گلدوزیهای دستدوز ظریف تزئین شدهاند.
پنجه بعضی از این چکمهها به سمت بالا خم شدهاند و این سبک طراحی کفش از یک باور قدیمی الهام گرفته شده: این که موقع راه رفتن نباید با فشار آوردن پنجه پا به زمین آسیب بزنیم.

کفشهای سنتی تاتار
کیستیبی نوعی پیراشکی لذیذ است که داخلش را معمولا با سیبزمینی یا چیزی شبیه به حلیم پر میکنند.
در این منطقه از روسیه غذاهای ملی تاتارستان را به شکل امروزی در آورده اند. "کیستی برگر سیاه" یک نمونه از این غذاهاست.

شیرینیهای سنتی تاتار
طبق یک سنت قدیمی هر کس به تاتارستان میآید باید حتما نوشیدنی محلی بوگولما (شهری در جمهوری تاتارستان) را بنوشد و "اچپوچماک"، یک نوع پیراشکی گوشت که به شکل مثلث درست میشود را امتحان کند.

اچپوچماک و بوگلوما
به طور خلاصه، کازان یک کلان شهر شلوغ است، ششمین شهر بزرگ روسیه، شهری با تاریخی غنی، پارکهای زیبا و فرهنگهای متفاوت.
اینطور که پیداست مردم سامارا نمیتوانند بین زندگی در یک کلانشهر و زیستن در تفرجگاهی ساحلی در کناره رود ولگا، یکی را انتخاب کنند. کلبههای قدیمی چوبی و ساختمانهای سربهفلککشیده در این شهر در کنار هم قرار گرفتهاند. در سامارا خانههای سنتی دوشادوش مراکز خرید پرزرق و برق نوساز قرار گرفتهاند و حومه شهر به تدریج به خود شهر متصل شده است.

شاهزاده گریگوری زاسیکین، بنیانگذار سامارا
توریستیترین منطقه شهر در ساحل رود قرار گرفته؛ اینجا به ردیفی از مجسمههای یادبود که برای شخصیتهایی مهم شهر ساختهشدهاند، بر خواهید خورد.
مجسمه برنزیب گریگوری زاسیکین، بنیانگذار سامارا سوار بر اسب، یکی از آنهاست. همینطور مجسمه باربرانی که کرجیها و سایر انواع قایقها را در ساحل رود با دست به حرکت درمیآوردند.

بار نادن
در ساحل رودخانه حتما به بار بسیار قدیمی "نادن" که در نزدیکی کارخانه آبجوسازی ژیگولوفسکی واقع شده، سری بزنید.
در این بار کوچک میتوانید آبجوی محلی این شهر را امتحان کنید. هر لیوان این آبجو فقط ۸۵ روبل قیمت دارد و به همین دلیل است که میان اهالی پیر و جوان شهر تا این حد محبوب شده است.
اگر میخواهید سامارای واقعی را تجربه کنید، حتما در خیابانهای گالاکشنوفسکایا، چاپایفسکایا و سادووایا در مرکز قدیمی شهر گشتی بزنید و "ایزبا"های مستهلک این منطقه را از نزدیک ببینید. ایزباها کلبههای سنتی روسی هستند که از چوب ساخته میشدند و از زمانهای دور محل زندگی کشاورزان و رعیتها بودهاند.

تقاطع خیابانهای لنین و رابوچایا

استادیوم سامارا
خیابان لنینگرادسکایا یکی از جاهایی است که معمولا به گردشگران توصیه میشود، آنجا اما به غیر از کافه هایی که قلیان عرضه میکنند و منطقهای به نام "Dom 77 Ceative Cluster" که پاتوق جوانهاست، چیز دیگری ندارد.
به جای آن بهتر است به کوئیبیشف بروید. خیابانی پر از بار و رستوران که اغلب غذاهای گرجستانی سرو میکنند. همینطور خیابان مولودوگواردیسکایا که مجموعهای از بار و رستورانهایی با قمیت مناسب است.

تقاطع خیابانهای لنینگراد و کویبیشف
لاگمان، غذایی محلی ناحیه آسیای مرکزی است که با رشته، سبزیجات و گوشت درست میشود. پلو، برنجی که به سبک ازبکی پخته شده، از جمله خوارکهایی است که بهترینهایش در این منطقه پیدا میشوند.
اهالی سامارا خودشان برای غذا خوردن به مناطق داچنایا و کومونیستیچسکایا میروند. این مناطق پر از رستورانهایی هستند که کنار هم در یک ساختمان جمع شدهاند و غذاهای اروپایی میفروشند.

غذاهای گرجستانی
بسیاری از اهالی سامارا در روزهای تعطیلات خود با کشتی به آنطرف رودخانه ولگا میروند.
آنجا میتوانید در روژدستونو با ۳۵۰ روبل یک دوچرخه کرایه کنید یا در شیریایوو اردو بزنید. اما خانه موزه ایلیا رپین، نقاش سرشناس واقعگرایروس را از دست ندهید. به غیر از آن میتوانید به کوهی به نام شتر که نمای شرقی آن واقعا شبیه به شتری خوابیدهاست، بروید. این کوهستان که کوهنوردان زیادی از سراسر روسیه را برای تمرین به خودجذب میکند، چشماندازی بینظیر به رودخانه ولگا دارد.

مکانهای مناسب کوهنوردی در شیریایوو
برای بازگشت، بد نیست به اجاره یک قایق خصوصی فکر کنید. این قایقها از کشتیهای عمومی گرانترند اما سفر با آنها سریعتر و مفرحتر است.

شکلاتهای رودنی پروستوری
اگر از اهالی سامارا در مورد سوغاتی این شهر سوال کنید، بیشک شکلاتهای رادنی پروستوری را پیشنهاد خواهند کرد. شکلاتهایی که در یک کارخانه شکلاتسازی محلی تولید میشود.
ماهی خشک هم ایده بدی برای سوغاتی نیست اما یادتان باشد که ممکن است به شدت بد بو باشد.

اگر میتوانید بوی بد را تحمل کنید، بهترین سوغاتی سامارا ماهی خشک است
اگر میخواهید از نزدیک با طرز فکر مردم جنوب روسیه آشنا شوید، حتما باید روستوف نا دانو را در برنامه سفر خود قرار دهید. جایی که میتوانید غذاهای خوب و نوشیدنیهایی بینظیر را امتحان کنید. ماهی خشک رودخانه دن، سوپ ماهی "اوخا"، خرچنگ بخارپز، آبجوی محلی و شراب دن، از جمله معروفترین خوردنیهای این شهر هستند. یادتان باشد اگر شهر را در حالی ترک کنید که شکمتان گرسنه باشد و مست هم نباشید، اهالی روستوف را به شدت دلخور خواهید کرد.
روستوف نا دانو که در مرکز تلاقی چندین مسیر تجاری ساخته شده، از دیرباز محل اقامت قزاقهای عاشق آزادی و تجار خوشفکر بوده است.
اهالی این شهر معتقدند روح تجارت، آزادی و لذت هنوز هم در این شهر جریان دارد. بیش از صد ملیت مختلف در روستوف در کنار هم در صلح و آرامش زندگی میکنند.

تصویری از قزاقهای دن برای سوقاتی
بیشک رودخانه دن جذابیت گردشگری اصلی این شهر است. پس قبل از هر چیز مستقیم به ساحل این رود بروید. آنجا میتوانید قدم بزنید، ماهیگیری کنید یا سوار قایق شوید.
بازار مرکزی شهر را به هیچ وجه نباید از دست بدهید. عجیب است اما کلیسای جامع شهر درست در مرکز این بازار است.

انبار پارامونوفسکی
علیرغم مکان غیرطبیعیاش، این کلیسا ساختمانی خیرهکننده دارد که واقعا شایسته توجهی خاص است.
اگر میخواهید روستوف قدیمی را حس کنید، در طول خیابان بولشایا سادووایا قدم بزنید. در اینجا ساختمانهای متعلق به قرون ۱۹ و ۲۰ میلادی را خواهید دید که به خوبی حفظ شدهاند.
در نزدیکی این منطقه، خیابانهای اولیانوفسکایا، شائومیان و تورگنفسکایا قرار دارند. خانههای متعلق به تاجران گذشته، حیاطهای پرشاخ و برگ و سنگفرشهایی که قدمتی طولانی دارند، این خیابانها را به مکانی مناسب برای یک پیادهروی عاشقانه تبدیل میکنند. زیباترین خیابان شهر اما به عقیده بسیاری، خیابان پوشکین است.

خیابان بولشایا سادووایا
اهالی روستوف در اوقات فراغت خود معمولا به میدان تئاتر در پارک انقلاب اکتبر میروند. آنجا یک چرخ و فلک غولپیکر هست که از بالای آن میشود کل شهر را دید.
این میدان چندین فواره دارد. سالن تئاتر گورکی که مردم روستوف خیلی به آن مینازند هم اینجا واقع شده است.

میدان تأتر در هنگام غروب آفتاب
این سالن تئاتر که در دهه ۱۹۳۰ میلادی به سبک کانستراکتیویستی ساخته شده، شبیه به یک تراکتور غولپیکر است. دو معمار روس به نامهای ولادیمیر شوکو و ولادیمیر گلفریچ این سالن را ساختهاند و یادبودی است از اولین سری از برنامههای پنج ساله استالین.
از خیابان سادووایا که جلوتر بروید با یک ساختمان کانستراکتیویستی دیگر هم روبرو خواهید شد، یک سالن تئاتر موزیکال که به یک پیانوی بزرگ شبیه است.

ورزشگاه روستوف آرنا در ساحل غربی رودخانه دن
ساحل سمت چپ رودخانه دن هم ارزش دیدن دارد. استادیوم سامارا که میزبان جام جهانی است، پارکی که دور آن را احاطه کرده و همین طور رستورانها و بارهایی که در این منطقه باز شدهاند، آن را به مکانی مناسب برای گذراندن یک بعد ازظهر مفرح تبدیل میکنند.
اگر بخواهید با سه کلمه زندگی در سوچی را توصیف کنید، آن کلمات اینها خواهند بود: گرم، خوشمزه و گران. اوضاع برای این شهر در طول تاریخ همینطور بوده است؛ آب و هوای گرم، زمین حاصلخیز و قیمتهایی که به دلیل علاقه شدید ثروتمندان روس برای گذراندن تعطیلات در کنار دریا و کوهستان در این شهر، سیری صعودی داشته است.
اگر تصور میکنید خدمات این شهر همیشه با پولی که پرداخت میکنید همخوانی دارد، بدانید که متأسفانه اینطور نیست.
اگر قصد دارید یک روز در سوچی بمانید، انتخاب سختی در پیش خواهید داشت؛ باید بین آدلر، کرانسایا پولیانا و مرکز شهر تنها به یک منطقه رضایت بدهید. دیدن هر سه این مکانها در یک روز غیرممکن است چون نه تنها خیلی به هم نزدیک نیستند بلکه ممکن است در مسیر بین آنها با ترافیک وحشتناکی هم روبرو شوید.

عروسکهای خوشیمن المپیک زمستانی ۲۰۱۴
پیشنهاد ما این است که به پارک المپیک و دره ایمرتینسکی در منطقه آدلر سری بزنید.

استادیوم فیشت
در این منطقه علاوه بر این که از هوای پاک و چشماندازهای زیبای کوهستان لذت خواهید برد، به انواع و اقسام کافهها و مغازههای سوغاتی فروشی دسترسی خواهید داشت.
از آدلر تا کراسنایا پولیانا راه زیادی نیست. این منطقه سه تفریحگاه کوهستانی به نامهای روزا خوتور، گورکی گورود و گازپروم سوچی دارد. میتوانید در مرکز تفریحی "اسکایپارک" با تلهکابین به قله کوهها بروید، پرش بانجی را امتحان کنید یا با "زیپلاین" از میان دره بگذرید.
اما اگر ترجیح میدهید در مرکز شهر بمانید حتما به بندرگاه واقع در خیابان نسربسکایا سری بزنید.
در این منطقه با ترکیبی از گذشته و حال روبرو خواهید شد؛ ساختمانهای سبک استالینیستی در کنار بوتیکهایی مدرن قرار گرفتهاند و در پسزمینه آنها هم کشتیهای تفریحی، رستورانهای ساحلی که ماهی و سیبزمینی سرخکرده میفروشند و کافههایی که شیرینیهای خوشمزه سرو میکنند به چشم میخورند.

صدف با پاستای سیاه
به خیابان اوردژونیکیدزه که در فاصلهای نه چندان دور از این منطقه قرار گرفته هم حتما سر بزنید. در این خیابان قدیمیترین رستوران شهر که خینکالی سرو میکند، واقع شده. خینکالی یک غذای سنتی گرجی شبیه به پیراشکی گوشت است که به شکل بقچه درست میشوند. این رستوران خوشمزهترین غذاها را با ارزانترین قیمت عرضه میکند. در این رستوران حتما "شیش کباب"، "سولیانکا" ( نوعی سوپ با طعم ترش)، نان لواش محلی به همراه پنیر بز و سبزیجات را امتحان کنید. اینجا انواع و اقسام ودکا و شرابهای گرجی هم پیدا میکنید.
تا زمانی که در مرکز شهر هستنید حواستان باشد حتما در خیابان ناواگینسکایا قدم بزنید و از زیباییهای آن لذت ببرید.
اهالی قدیمی سوچی دوست دارند در این منطقه وقت بگذرانند. پیاده روی ساحلی پریمورسکایا در پارک ریویرا و همینطور مرکز تجاری تفریجی "مور مال" از دیگر مناطق مورد علاقه مردم این شهر است.
بعد از ناواگینسکایا یک گزینه پیش رویتان دارید: تا ایستگاه قطار یا کوچه پلانتانووایا (به معنی درخت چنار) قدم بزنید. بعد با اتوبوس یا تاکسی به باغ گیاهشناسی دندراریوم بروید، پارکی دیدنی با مساحت ۴۰ هکتار که ۱۵۰۰ نوع مختلف گیاه و درخت را در خود جای داده است.

باغ گیاهشناسی سوچی
دیوارهای سوچی پر از گرافیتی است، نقاشیهایی که میتوانند بهترین سوژه برای صفحه اینستاگرامتان باشند.
برای دیدن نقاشیهای دیواری با سوژههای مختلف ازجمله فیلم و موسیقی بهتر است به این خیابانها سر بزنید: خیابان استروفسکی، فیلمروسی بازوی الماس ، خیابان اوردژونیکیدزه، فیلم روسی دوازده صندلی، خیابان گورکی (آلبرت اینشتین)، خیابان نسبرسکایا ( گروه موسیقی بیتلها) و ساحل مایاک، ژاک کوستو،اقیانوس نگار فرانسوی.

ژاک کوستو
سارانسک، پایتخت جمهوری موردوویا در مقایسه با سایر شهرهای میزبان جام جهانی، شهرت کمتری دارد. به همین دلیل وقتی به عنوان یکی از میزبانهای این رقابتها انتخاب شد، خیلیها به ویژه اهالی خود این شهر به متعجب شدند.

زنان در لباس سنتی موردوویا
سارانسک شهر کوچکی است اما ویژگیهایی دارد که میتواند گردشگران را غافلگیر کند.
علامتهای این شهر که به چهار زبان ( روسی، انگلیسی و دو زبان رایج در موردوویا به نامهای ارزیا و موکشا) نوشته شدهاست، لحظه به لحظه به شما یادآوری میکنند که به یک منطقه بینظیر در روسیه پا گذاشتهاید.
در روزهای بازی خیابانهای سارانسک پر میشوند از نمادهای موردوویایی و دکههای سوغاتی فروشی که در همه جای شهر برپا خواهند شد. مجسمههای خدایان موردوویایی احتمالا اولین گزینه گردشگران برای خرید سوغاتی خواهند بود؛ خدایانی با نامهای بامزهای چون ویریاوا، باکسیاوا و کویگوروز.

پارچههای گلدوزی شده موردوویایی سوغاتیهای زیبایی به حساب میآیند.
دیدن مجسمههای چوبی از هنرمندان موردوویایی هم خالی از لطف نیست. معروفترین این هنرمندان، استپان ارزیا، مجسمهساز مدرن روس استکه لقب "رودن روسیه" را به او دادهاند - آگوست رودن مجسمهساز فرانسوی استکه مجسمه "متفکر" از معروفترین کارهای اوست.

مجسمه چوبی اثر استپان ارزیا
سارانسک یک شهر نسبتا متراکم است و همه جذابیتهای گردشگری و تفریحی آن نزدیک به استادیوم موردوویا واقع شده است.
میتوانید گشتوگذارتان را از پشتبام دانشگاه دولتی موردوویا واقع در خیابان بوگدان خملینتسکی شروع کنید، جایی که میتوانید همه شهر را از بالا ببینید.

دانشگاه دولتی موردوویا
بعد از آن میتوانید (و باید!) به موزه هنرهای معاصر موردوویا که در همان نزدیکی است سری بزنید. آنجا مجموعهای غنی از آثار استپان ارزیا که موزه به اسم او نامگذاری شده را خواهید دید.
اگر به سمت مرکز سارانسک حرکت کنید، به کلیسای جامع شهر برخواهید خورد؛ بنایی مدرن اما عظیم و تأثیرگذار در نوع خودش.
احتمالا به منظور هماهنگی با روسیه مدرن، این کلیسا در محل تقاطع خیابان بولشویست و سوویت بنا شده است.

بنایی برای بزرگداشت خانواده
به جای اینها بهتر است اوفتون مادیات را امتحان کنید. این غذا که به انگلیسی"پنجه خرس" معنی میدهد ترکیبی از گوشت چرخ شده گاو و خوک است که آن را بالایهای از آرد سوخاری میپوشانند و به شکل پنجه خرس درمیآورند.
پوزا هم ارزش امتحان کردن دارد، یک نوشیدنی غیرالکلی که از چغندر درست میشود.
در سارانسک کمی سختتر از دیگر شهرهای میزبان جام جهانی میشود جایی برای غذا خوردن پیدا کرد. با خوردن شاورما یا "چبورکی" سلامتتان را به خطر نیندازید. چبورکی نوعی پیراشکی است که داخلش با گوشت چرخ کرده و پیاز پر و در روغن زیاد سرخ شده است.

افتون مادیا یا پنجه خرس با گوشت این حیوان درست نمیشود.
متأسفانه تمامی پروژههای عمرانی جام جهانی روسیه در این شهر فقط به منطقه مرکزی محدود شده اند.
اگر چند کیلومتر از مرکز شهر دور شوید، جادههایی پر از چاله، ساختمانهایی فرسوده و زندگی فقیرانه میبینید.
در این منطقه از سارانسک با توالتهایی که بیرون از ساختمانها قرار دارند روبرو خواهید شد. همینطور با افراد مستی که جلوی در خانه وقتشان را به بطالت میگذرانند و جوانهای اهل دعوا که چندان مهماننواز نیستند. اما اگر فقط برای یک روز به پایتخت موردوویا سفر میکنید، بعید است با حقیقت غمگین و عبوس پنهان در پس زرق و برق جام جهانی روبرو شوید.
حقوق مولفان
نویسندگان
دنیس بیچکوف (مسکو)
کیریل آرتمنکوف (سن پترزبورگ)
ماریا کونچاروا (نیژنی نوواگراد)
الکساندر سامویلفو (کالینگراد)
دیمیتری بژوگلوف (یکاترینبورگ)
الکساندر آلولینژف (ولگا گراد)
فلیکس ساندلوف (کازان)
پولینا ناکراینکوف (سامارا)
تیمور سازنوف (روستووف نادانو)
یولیو سیمیندار (سوچی)
سرگئی کورشونوف (سارانسک)
سردبیران
ویکتور نیهزین
سرگئی ژاکین
خویه آرنولد
عکسها
آلیسا ولکووا
الیا بارایانوف
پاول باندکوف
یولیا پاولف
نیکولیا بوگلف
اولگا بولدیرف
اولگا یوشنا
آنتون گورباچف
دنیس دمکوف
تیمور سازنوف
اولگا شمینا
یکاترینا کوسوا
Google Street View
Getty Images
طراح
اولگا ولکوا
























