BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 13:08 گرينويچ - سه شنبه 21 مارس 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
سه سال پس از حمله نظامی: عراقی ها چه می گويند؟
عراق
خشونت های فرقه گرايانه عراق را به لرزه در آورده است
سه سال پس از حمله نيروهای نظامی به رهبری آمريکا به عراق، بسياری از عراقی ها همچنان به آينده خود نامطمئن هستند و زندگی شان همراه با خشونت و بی ثباتی سياسی است.

سايت خبری بی بی سی با چهار عراقی گفتگو کرده و از آنها درباره خاطراتشان از اولين روزهای حمله نظامی به عراق پرسيده است؛ همينطور اين که از آن زمان تاکنون زندگی برای آنها چگونه بوده است و آينده را چطور می بينند.


تارا رشيد، چشم پزشک، بغداد

زمانی که حمله به عراق صورت گرفت من در بيمارستانی در بغداد سرگرم کار بودم. جهنمی به پا شده بود. اما بعد از حملات ما همه خوشحال بوديم و خيلی ها می گفتيم "خدا را شکر که يک نفر بالاخره آمد تا ما را کمک کند."

اما بعد از شش ماه همه چيز بار ديگر جهنم شد و حالا هم آينده خيلی بد به نظر می رسد.

من فکر می کنم که مردم عراق از زندگی در استيصال خسته شده اند و در شرايط کنونی زجر می کشند.

من فکر نمی کنم که حضور نيروهای نظامی خارجی لزوما مشکل اصلی عراق باشد. بلکه بايد قدرتی روی کار بيايد که بتواند دولتی باثبات تشکيل دهد.

 اکنون بر سر دو راهی قرار داريم. اکنون بايد تصميم بگيريم که با هم توافق و سازش کنيم.

احتمال بروز جنگ داخلی هميشه وجود دارد و با اين که ما هنوز مثل درگيری ها در يوگسلاوی و رواندا به جان هم نيافتاده ايم اما راه های چاره ساز هم کمتر می شود.

من به سياستمداران عراقی اعتماد ندارم و به تدريج راه های نجات و فرار روی اين کشور بسته می شود.

من برای عراقی ها يک زندگی عادی آرزو دارم تا مثل همه جا بتوانيم رانندگی کنيم، در خيابان افراد مسلح نبينيم و پاسگاه های امنيتی يا مردم مورد حمله بمبگذاران قرار نگيرند و کشته نشوند.

من دلم می خواهد بچه هايم به مدرسه بروند و سالم به خانه بازگردنند. اما در حال حاضر من اسير هستم.

متين دوسکی، 45 ساله، شمال عراق

حمله نظامی به عراق برای من اشغال کشورم نبوده بلکه آزادسازی آن بوده. اما اين آزادی بدون هزينه نبوده است؛ نسل کنونی برای بازگشت به شرايط عادی بهای هنگفتی بايد بپردازد.

من روزی را که حملات هوايی شروع شد، به ياد دارم. ما خانه هايمان را ترک کرده بوديم چون به عنوان کردهای عراق از بمباران صدام می ترسيديم.

در ساعات دير اولين شب حمله نيروهای نظامی به عراق من سوار خودروم بودم که يکی از اقوام آمد و خبر داد که بغداد مورد حمله هوايی قرار گرفته است.

ما خوشحال بوديم، مدت درازی بود که منتظر چنين خبری بوديم.

اما اکنون بر سر دو راهی قرار داريم. اکنون بايد تصميم بگيريم که با هم توافق و سازش کنيم.

يک موضوع غيرقابل برگشت است: کردها و شيعيان، که 80 درصد جمعيت عراق را تشکيل می دهند، حاضر نيستند که تحت حکومت يک دولت اقليت باشند.

ما به دولتی فراگير نياز داريم و برای به دست آوردن آن صبر و سازش می کنيم.

ساميه، مهندس، 43 ساله، بغداد

در سال 2003، درست پيش از اين که آمريکايی ها حمله کنند، هر کسی که می توانست از بغداد فرار کند، اين کار را کرد.

عراق
امنيت همچنان نگرانی اصلی عراقی هاست

ما به روستايی کوچک واقع در جنوب شهر گريختيم. در آنجا مردی بسيار مهربان به ما اجازه داد در خانه اش بمانيم. او حاضر نشد در ازای محبتش پولی بگيرد.

وقتی حملات تمام شد ما به بغداد بازگشتيم. وقتی مجسمه صدام حسين واژگون شد خيلی متعجب بوديم و فکر کرديم که "حالا اوضاع بهتر خواهد شد."

اما سه سال بعد از اين وقايع من هيچ بهبودی در شرايط نسبت به زمان صدام نمی بينم. اکنون افراد مسلح را در خيابانهای بغداد می بينم که عراقی نيستند و به ما می گويند که "به اسلام خيانت می کنيم."

برای من فرق نمی کند که دولتی که روی کار می آيد سنی است يا شيعه يا هر چيز ديگر، من فقط می خواهم که عراق را آباد کند، توسعه دهد، جاده بسازد، ساختمان های تخريب شده را بازسازی کند.

من از آينده خبر ندارم اما اين وضعيت نمی تواند ادامه يابد. من خانه نشين شده ام چون تقريبا هر روز چند بمب منفجر می شود.

بغداد يک روزی خيلی زيبا و آرام بود. حالا آرامشی وجود ندارد.

حسن خروفه، دانشجو، 20 ساله، بغداد

وضعيت ما از حمله سال 2003 تاکنون فرق کمی کرده، ما همچنان با ترس زندگی می کنيم. به نظر من عراق دورانی انتقالی را می گذراند.

 توصيف ما به عنوان سنی يا شيعه خيلی ناراحت کننده است. ما همه مسلمان هستيم.

وقتی حملات نظامی شروع شد من سال آخر دبيرستان بودم و خودم را برای امتحانات نهايی آماده می کردم.

من هواپيماهای آمريکايی را به خاطر می آورم که در ارتفاعی خيلی پايين پرواز می کردند. ارتفاع آنها آنقدر پايين بود که گلوله های شليک شده از ضد هوايی های ارتش صدام به بام خانه ها اثابت می کرد.

دشوارترين کار در آن زمان آرام کردن خواهر کوچکم بود. او می خواست بداند اين صداهای مهيب چه هست و چرا زمين می لرزد.

در حال حاضر به نظر می رسد که اوضاع رو به ثبات است و ما بالاخره دولتی کارآمد خواهيم داشت. مقامات عراقی تلاش دارند راهی پيدا کنند که کنترل کشور از دست نرود مثل آن زمانی که در يکی از حرم های شيعيان بمبگذاری شد.

توصيف ما به عنوان سنی يا شيعه خيلی ناراحت کننده است. ما همه مسلمان هستيم. من حتی قبل از جنگ تفاوت اين دو را نمی دانستم.

من سنی مذهب هستم و دوستان شيعيه زيادی در دانشگاه دارم. ما همه متفق القول هستيم که برای عراقی باثبات بايد با هم مرتبط باشيم.

عراقبحران عراق
کشور بر لبه پرتگاه
عراقتحلیل
جان سیمپسون می گوید دلیلی برای خوشبینی در عراق نیست
عراقنظر سنجی
جنگ عراق تروريسم را تقويت کرده است
بمب گزاری در مرقد امامان شيعه در عراقعراق و همسايگانش
نگرانی های ترکيه، عربستان و ايران از گسترش خشونت های فرقه ای در عراق
جان سيمپسونتحليل
جان سيمپسون می گويد مردم عراق درگير جدال مرگ و زندگی هستند
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران