|
روشنفکری که از نوشته هايش توبه کرد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سيد محمود القِمنی، فيلسوف و تاريخنگار اسلامی، در مصر، با اعلام برائت از نوشتهها و انديشههای پيشينِ خود در زمينه سنت اسلامی، گفته است که از اين پس ديگر نخواهد نوشت. او اين نوشتهها را "الحادی" و "بدعتآميز" توصيف کرده و گفته است از پانزدهم ژوييه به اين سو، سه نامه تهديد به قتل از سوی گروههای اسلامگرا دريافت کرده که در نامه آخر به وی يک هفته مهلت داده شده برای حفظ جان خود از همه انديشههايش برائت بجويد. آقای القِمنی تأکيد کرده که نمیخواهد بدين شيوه جان بسپارد و تصميم دارد زندگیاش را وقف خانواده و فرزنداناش کند. به گفته اين استاد دانشگاه، به ضميمه نامه تهديدآميز آخر، اعلاميه ای از گروه القاعده درباره قتل ايهاب الشريف، فرستاده ديپلماتيک مصر به عراق فرستاده شده بود با اين پيام که "تو هدف بعدی هستی". اين نامهها امضای گروه "الجهاد فی المصر" را داشته است. مقاماتِ امنيتی مصر در حال بررسی اصالت اين نامهها هستند و هنوز اظهارنظر رسمی دراينباره نکردهاند؛ اما برای حفاظت از جان سيد محمود القِمنی تدابيری انديشيده شده است. ترديد در ادعاهای القمنی آقای القِمنی با اعلام خودداری از نوشتن و توبه از انديشههای گذشتهاش، موجی از واکنشها را در ميان روشنفکران، نويسندگان و روزنامهنگاران مصری و عربی برانگيخت. برخی از آنها گفتهاند ادعاهای آقای القِمنی برای جلب توجه به سوی اوست و حقيقت ندارد. همچنين، برخی بنيادگرايان گفتهاند آقای القِمنی با "ادعاهای واهی" تلاش میکند دولت را به حفاظتِ امنيتی بيشتر از روشنفکران ليبرال و افزايش فشار بر اسلامگرايان وادار کند. شماری ديگر باور دارند سخنان سيد محمود القِمنی درباره دريافت تهديد به قتل، برای پيشگيری از منتشرنشدن آثار وی در مصر و جهان عرب است. همچنين، پارهای از روشنفکران ليبرال عرب، آقای الِقمنی را به ضعفِ برخورد و جنجالسازی متهم کرده اند. سنت توبه در ميان روشنفکران مصر شاکر النابلسی، نويسنده ليبرال فلسطينی، مقيم ايالات متحده آمريکا، در مقالهای با عنوان "سيد القِمنی، شما چه روشنفکرِ ضعيفی هستيد"، در وبسايت ايلاف، از ترسزدگی آقای القِمنی ابراز تأسف کرده و آن را به "سنتِ عقبنشينی در روشنفکران مصری" پيوند داده که به باور او از دهه بيست سده بيستم آغاز شد. در سال 1925، شيخ علی عبدالرازق، يکی از انديشمندان سياسی برجسته جهان از اسلام، به دليل فشارِ اسلامگرايان و محافل سنتی اسلامی، اعلام کرد که از انديشههای خود در کتابِ اسلام و مبانی حکومت دست کشيده است. همچنين و به همين دليل، در سال1926 طاها حسين از ايدههای خود در کتاب شعرِ دوران جاهليت تبری جست و يکی از فصول آن را در چاپهای بعدی يکسره حذف کرد. در ادامه همين سنت، شيخ خالد محمد خالد نيز در سال 1981 از عقايد خود در کتابِ دولت در اسلام واپس نشست. آقای النابلسی اين پديده را «عقده گناهِ دينی» روشنفکرانِ مصری در سده بيستم ناميده و سيد محمود القِمنی را به فهرست اين دسته از روشنفکران توبهگر افزوده است. همدلی با القمنی تحليلگرانِ بسياری نيز بر واکنش آقای القِمنی به تهديدهای به قتل صحه گذاشتهاند. آنها میگويند جدا از انفجارهای هفته گذشته در شرم الشيخ و نيز قتلِ سال گذشته کسانی چون تئودور ونگوگ، فيلمساز هلندی به دستِ يک جوان بنيادگرای مراکشی، بنيادگرايان در مصر نشان دادهاند که در حذف فيزيکی روشنفکران مصمم هستند. در کنار ترور کسانی چون فرج فوده، نويسنده سودانی منتقدِ سنت اسلامی، نجيب محفوظ، رماننويس و برنده جايزه نوبل در ادبيات نيز به خاطر مخالفت با فتوای آيت الله خمينی درباره قتل سلمان رشدی، نويسنده بريتانيايی هندیتبار، هدف حمله بنيادگرايان قرار گرفت و با ضربات عميقِ چاقو زخمی شد. نصر حامد ابوزيد، يکی از قرآنشناسانِ پرآوازه مصری نيز به دليل نوشتهها و رويکردِ هرمنوتيک-زبانشناختی به قرآن، به تيغِ تکفيرِ شيوخ الازهر گرفتار و به جدايی از همسرش محکوم شد. وی سرانجام مصر را ترک کرد و استاد مطالعات اسلامشناسی دانشگاهِ لايدن در هلند شد. اين دسته از تحليلگران باور دارند نبايد از نظر دور داشت که شعلههای بنيادگرايی، پيرامون جهانِ ما، در حالِ گسترش است و بنيادگرايان بسياری هستند که در دل طناب دارِ روشنفکران را میبافند و به محض يافتن فرصت، رؤيای خود را تحقق میبخشند. تکفير روشنفکران در مصر در سالهای اخير، خليل عبدالکريم نويسنده کتاب "جامعه يثرب؛ رابطه زن و مرد در زمان پيامبر و دو خليفه نخستين"، سعيد العشماوی، نويسنده کتاب "حقيقت حجاب" و فاطمه مرنيسی، نويسنده کتاب "جنسيت به مثابه هندسهای اجتماعی" از روشنفکران مسلمانی هستند که در مصر تکفير شدهاند و کتابهای آنها از انتشار و پخش بازمانده است. آثار سينماگرانی چون يوسف شاهين، کارگردانِ فيلم مهاجر، نيز از نمايش ممنوع شده است. دانشگاهِ الازهر، به طور سنتی، هر از گاه، با صدور بيانيهای فهرست کتابهای "شبههناک و مسموم برای اذهان مسلمانان" را منتشر میکند و ناشران را از چاپ و پخش دوباره آنها بازمیدارد. سيد محمود القِمنی، نويسنده دهها کتاب و مقاله است که در سالهای اخير يک بار به خاطر کتاباش با عنوان "پروردگار اين دوران" (ربّ هذا الزمان) به اتهام ترويج شرک و الحاد در دادگاه محاکمه و تبرئه شد. به خواست دانشگاهِ الازهر نيز کتاب ديگرش با نام "ممنون! بن لادن!" (شکراً بن لادن) از کتابفروشیها جمعآوری شد. زندگی و سلوک فکری سيد محمود القمنی، در روستايی در شهر واسطی، در جنوب مصر، در سال 1947 به دنيا آمد. خانواده او مذهبی بودند و پدرش از مريدان فکری شيخ محمد عبده، شاگرد سيد جمال الدين اسدآبادی، و در لباس روحانی بود. سيد محمود القِمنی، دانشآموخته رشته فلسفه دانشگاهِ عين شمس قاهره است. پس از شکست اعراب از اسراييل در سال 1967، ذهن وی - آنگونه که خود گفته است – به پرسش از دلايل شکست درگير شد و از اين روی به مطالعه ميراث اسلامی روی آورد و کوشيد رويکرد انتقادی به سنتِ اسلامی را در گفتاری قومی و عربگرايانه بگنجاند. پس از اشغال کويت به دست عراق در سال 1991، آقای القِمنی به نقد سياسی پرداخت و به گفته خود از گفتارِ قومی تحت تأثير جمال عبدالناصر گسست و به ليبراليسم – در مقام الگوی فکری برای آزادی و رهايی کشورهای عربی – گرايش يافت. اين تاريخنگارِ اسلامی در آثار خود کوشيده است سرگدشت پيامبر اسلام (سيره نبوی) را با روش جامعهشناختی-تاريخی مطالعه کند. سيد محمود القِمنی در مصاحبهای با روزنامه الشرق الاوسط آماجِ اصلی تلاشهای فکری خود را تفسير رويدادها و انديشههای سنتِ اسلامی در درون سياق تاريخی دانست و تقدسزدايی از آنچه مقدس نيست را وظيفه مهمِ روشنفکران مسلمان برای جبرانِ انحطاط اجتماعی و سياسی انگاشت. الازهر، صدر اسلام و بنيادگرايی در اين راستا، وی نقدی صريح و تند از شيوخ دانشگاهِ الازهر کرد و آنها را به فساد سياسی و مالی متهم نمود. او باور دارد پيوند روحانيتِ اسلامی با قدرت سياسی مانعی جدی برای داشتن تصويری تاريخی و واقعبينانه از اسلام و گذار از عصبيتهای فرقهای، تعصبهای هويتسازِ اسلامی و گشودگی به روی ايدههای تجدد است. از اين رو، وی به مطالعه تاريخی قرآن از چشماندازی سياسی پرداخت و انديشههای سياسی اسلامی دورانِ پيامبر را در درون بستر تاريخی آن پژوهيد. "حزب هاشمی، جنگهای دولتِ پيامبر" و شماری ديگر از نوشتههای جنجال برانگيز سيد محمود القِمنی، فراورده نگرش به سنتِ اسلامی از چشمانداز روشهای مدرن پژوهش است. او باور دارد بنيادگرايیِ اسلامی، صورتی مشوش، غيرعلمی و خشونتبار از تاريخِ صدر اسلام میسازد و با گرايش انتقادی-تاريخی به سنت دشمنی میورزد. او در مجله روز اليوسف در مقالهای با عنوانِ "خود را نفريبيم: آيا تاريخِ ما گذشتهای پرافتخار بود؟" نوشت بنيادگرايان میخواهند به گذشته بازگردند و آن را دوباره در زمان حال بازسازی کنند، در حالی که هيچ گذشتهای به تمام و کمال قابلِ بازسازی نيست و تاريخِ گذشته عربی، سرشار از خشونتها و کژرفتاریهايی است که اگر بازگشت به گذشته ممکن بود، فاجعهای بيش پديد نمیآمد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||