|
صدرنشينی سوئد و قعرنشينی مصر در زمينه برابری زن و مرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در کجای جهان زنان از حداکثر تساوی با مردان برخوردارند؟ زنان در کدام کشورها از دسترسی برابر به آموزش و مراقبت های بهداشتی برخوردارند و به اندازه مردها شانس ترقی در سياست و اقتصاد را دارند؟ مجمع جهانی اقتصاد، يک موسسه مطالعاتی مستقر در سوئيس، طی گزارشی درصدد پاسخ گفتن به اين پرسش ها برآمده است. در ميان 58 کشوری که در فهرست اين موسسه جای گرفته اند، سوئد در صدر و مصر در قعر می ايستد. زنان سوئدی به آموزش و خدمات بهداشتی خوب دسترسی دارند و از شانس ترقی در زندگی حرفه ای و اجتماعی برخوردارند. عجيب نيست که کشورهای اسکانديناوی پنج رتبه اول اين جدول را به خود اختصاص داده اند. زنان در اين کشورها همواره از سنت حفاظت از حقوق اقليت ها و نظام سخاوتمندانه رفاه اجتماعی سود جسته اند. زلاندنو، کانادا و بريتانيا نيز رتبه بالايی می آورند، با اين حال از امتياز زلاندنو به خاطر کمبود فرصت شغلی برای زنان در محيط کار کاسته شده و بريتانيا نيز در زمينه بهداشت و سلامت نمره منفی می گيرد. مراقبت از زن در دوره بارداری، نرخ بقای مادر و فرزند پس از زايمان و موفقيت تلاش های دولت برای کاهش فقر از جمله معيارهای سنجش بهداشت و سلامت زنان هستند. اما ديدن برخی نام ها در رتبه های پايين تر جدول تعجب آور است. برای مثال آمريکا نتوانسته جايگاهی بهتر از رتبه هفدهم کسب کند. براساس اين گزارش در آمريکا زنان اغلب از مرخصی با حقوق در دوران بارداری محروم هستند که باعث عقب ماندن آنها از زندگی حرفه ای و همچنين تهديد سلامت آنها و فرزندانشان می شود. اما بنگلادش عليرغم فقر شديد رتبه خوبی آورده است. اين کشور بالاترين نمره را در ميان کشورهای اسلامی می آورد و با فاصله زياد از هند و پاکستان پيش است، عمدتا به اين دليل که در هند و پاکستان احتمال مدرسه رفتن دخترها خيلی کمتر از پسرهاست. و ژاپن، عليرغم ثروت انبوه، از چين پايين تر می ايستد زيرا زنان ژاپنی در محيط کار يا حيات سياسی از حقوق بسيار کمتری نسبت به مردها برخوردارند. موسسه مطالعاتی مجمع جهانی اقتصاد اشاره می کند که کشورهايی که نمره خوبی در زمينه تساوی زن و مرد می آورند، اغلب از اقتصادهای به شدت رقابتی برخوردارند. به گفته اين موسسه اين وضع نشان می دهد که کشورهايی که مانع رشد و شکوفايی استعدادهای نيمی از جمعيت خود می شوند، در واقع به رشد اقتصادی خود ضربه می زنند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||