BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 15:15 گرينويچ - پنج شنبه 27 ژانويه 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
شصتمين سالگرد ايجاد اردوگاه آشويتس - بخش سوم

آشويتس
ميراث کشتار يهوديان همچنان روابط يهوديان با لهستان را تحت الشعاع خود قرار داده است
نازی ها کشور لهستان را که همواره به عنوان ميزبان بزرگترين جامعه يهوديان اروپا شناخته می شد، برای ايجاد تاسيساتی برگزيدند تا در آن عمليات نسل کشی يهوديان را انجام دهند.

با وجود اين که چند ميليون شهروند غيريهودی لهستانی نيز به دست نيروهای آلمانی کشته شدند، ميراث کشتار يهوديان همچنان روابط يهوديان با لهستان را تحت الشعاع خود قرار داده است و به روابط ديرپا و پبچيده آنها زيان وارد کرده است.

ايساک بشويس سينگر، رمان نويس مشهور يهودی، در سالهای دهه ۱۹۲۰ از لهستان به آمريکا مهاجرت کرد. سينگر به زبان ييديش می نوشت که زبان سنتی يهوديان اروپای شرقی بود و اکنون تقريبا از ميان رفته است.

اين رمان نويس گفته است: "در لهستان صدها هزار يهودی زندگی می کردند که زبان لهستانی برای آنها به همان اندازه غريب بود که زبان ترکی. عضلات زبان و دهان من به حروف ظريف صامت زبان لهستانی عادت نمی کند. اجداد و نياکان من قرنها در لهستان زندگی می کردند اما واقعيت امر اين است که من در اين کشور بيگانه ای بودم با زبان و افکار و دينی متفاوت."

روابط يهوديان لهستان با ديگر مردمان اين کشور همواره پر از تناقض و تضاد بوده است. در قرن هفدهم ميلادی، يک ديپلمات به زبانی پرعتاب لهستان را "بهشت يهوديان" خطاب کرده است. از لحن نوشته وی چنين برمی آيد که آشکارا از تحمل و مدارايی که نسبت به دين و فرهنگ يهود آن هم در سرزمينی چون لهستان مسيحی روا داشته می شده، دل خوشی نداشته است.

 روابط يهوديان لهستان با ديگر مردمان اين کشور همواره پر از تناقض و تضاد بوده است. در قرن هفدهم ميلادی، يک ديپلمات به زبانی پرعتاب لهستان را "بهشت يهوديان" خطاب کرده است. از لحن نوشته وی چنين برمی آيد که آشکارا از تحمل و مدارايی که نسبت به دين و فرهنگ يهود آن هم در سرزمينی چون لهستان مسيحی روا داشته می شده، دل خوشی نداشته است

در دنيای امروز نيز، در استاديوم های فوتبال، وقتی تماشاگران بخواهند به بازيکنی توهين کنند، او را يهودی می نامند. بر ديوار ساختمانی که اتحاديه قربانيان جنگ ورشو در آن قرار دارد با رنگ اين شعار را نوشته اند" يهوديان هشدار! مسيح باز آمده است".

کنستانتی گبرت، تحليل گر سياسی و سردبير يک نشريه در لهستان که عضو برجسته جامعه کم شمار يهوديان ورشوست، ضمن يادآوری خاطرات خانوادگی سالهای پايانی دهه ۱۹۳۰ می گويد:
"مادر من که در دانشگاه ورشو حقوق می خواند، روزهايی را بياد می آورد که به اصطلاح به آن "روز بدون يهود" می گفتند. اين روز را جنبش دانشجويان ملی گرای لهستان اعلام کرده بود و طی آن ورود کليه دانشجويان و استادان يهودی به دانشگاه ممنوع می شد. مادرم تعريف می کرد که هرگاه جرات می کرد و وارد دانشگاه می شد همکلاسی هايش روی سر او می ريختند و با چماقهايی که بر روی آن تيغه های چاقو بسته بودند بشدت کتکش می زدند. اسناد و شواهد تاريخی به وضوح نشان می دهد که اکثريت مردمان غيريهود لهستان نسبت به آزار و اذيتی که بر يهوديان اعمال می شد بی تفاوت بودند و حتی اقليتی پرتعداد از آنها در تعقيب و ايذای يهودی ها نقش داشتند. در آن هنگام يک کار- باج گرفتن از يهودی ها - هم بشدت رونق پيدا کرده بود . البته بايد در عين حال اين نکته مهم را هم ناگفته نگذارم که هزاران نفر از لهستانی ها هم جان خود را بخاطر دفاع از يهودی ها و نجات آنها به خطر می انداختند."

"لهستان، زمانی وطن ۹۰ درصد يهوديان جهان بود"

بر اساس تحقيقات جديد تنها در ورشو، پايتخت لهستان، مردم اين کشور سی هزار يهودی را در دوران اشغال لهستان بدست نازی ها مخفی کردند و جانشان را نجات دادند. به عبارت ديگر حدود صد هزار لهستانی يا يک نفر از هر ده نفر شهروند غيريهودی ورشو زندگی خود را بخاطر نجات و کمک به به خطر انداختند.

برآورد شده است که ۳۰۰ سال پيش ۹۰ درصد يهودی های جهان در داخل مرزهای تحت حاکميت لهستان زندگی می کرده اند. اتحاديه مشترک المنافع لهستان در آن هنگام ترکيبی بود از تعدادی دولتشهر چند زبانه که نخبگان کاتوليک لهستانی، که به زبان لاتين تکلم می کردند، اداره آن را بر عهده داشتند. در آن هنگام قوميت چندان اهميتی نداشت و يهوديان نيز جايگاهی تثبيت شده داشتند.

قرن نوزدهم که فرا رسيد لهستان بين کشورهای همسايه تجزيه شد و نظام سنتی طبقاتی اين کشور در هم فرو پاشيد.

اسناد و شواهد تاريخی به وضوح نشان می دهد که اکثريت مردمان غيريهود لهستان نسبت به آزار و اذيتی که بر يهوديان اعمال می شد بی تفاوت بودند و حتی اقليتی پرتعداد از آنها در تعقيب و ايذای يهودی ها نقش داشتند
کنستانتی گبرت، تحليلگر سياسی در لهستان

ولاديسلاو بارتوشفسکی عضو سازمان ويژه ای بود که در سال ۱۹۴۲ بوسيله نهضت مقاومت لهستان ايجاد شد تا به فرار يهوديان از دست نازی ها کمک کند. بارتوشفسکی که خود زمانی در اردوگاه آشويتس زندانی بوده پس از پايان جنگ جهانی دوم نيز چند سالی را در زندان دوران حکومت کمونيستها گذراند تا اين که با سقوط آنها در دهه ۱۹۹۰ به سمت وزير خارجه لهستان منصوب شد.

او به دليل خدمات دوران جنگش از طرف اسرائيل لقب شهروند افتخاری اين کشور را دريافت کرده است.

آقای بارتوشفسکی با يادآوری شرايط و اوضاع دهه های آغازين قرن بيستم نتيجه گيری می کند که يهوديان خود نيز در مورد هويت شان دچار شک و ترديد شده بودند: "البته هويت دينی وجود داشت. اما مگر می توان هويتی مشترک برای يهوديهای مختلف يافت؟ هويتی مشترک بين يهوديانی که در شهر کراکوی لهستان در دوران امپراتوری فرانتس جوزف اتريشی بدنيا آمدند و يهوديانی که در آلمان دوره قيصر ويلهلم متولد شدند يا بين يهوديانی که در شهر کوچک کاليژ در غرب لهستان زاده و بزرگ شدند و يهوديان روسيه که در عهد تزار نيکلای دوم بدنيا آمدند. دوتای اول که به زبان آلمانی و لهستانی حرف می زنند. سومی به روسی و ييديش تکلم می کنند و همه اينها ناگهان به شهروندان کشوری جديد و غريب که لهستان باشند درآمدند."

ولاديسلاو بارتوشفسکی وجود افراد ضد يهود در ميان مردم لهستان را کم اهميت جلوه می دهد و آنها را گروهی "حاشيه نشين منحط" توصيف می کند که از چند کشيش و يکی دو روزنامه نگار تشکيل شده است.

ميراث مشترک لهستانی ها و يهودی ها

خاخام ديويد شولدريج يک دهه پيش از آمريکا به ورشو آمد تا به باقيمانده جامعه يهوديان اين شهر کمک کند. به اعتقاد او بخشی از مشکلات امروز ناشی از سرکوب هر گونه بحث و گفتگو در مورد ميراث مشترک لهستانی ها و يهودی ها بوسيله دولت کمونيست حاکم بر لهستان پس از جنگ است.

به اعتقاد وی "بخشی از مشکلات روابط يهودی ها با لهستانی ها در اين است که اين روابط در سال ۱۹۳۹ از حرکت ايستاد و منجمد شد. در سالهای ۱۹۴۶-۱۹۴۵ تا حدودی يخهای روابط آب شد ولی دوباره منجمد گرديد و خب، چيزی که دو بار منجمد شود طعم اصلی خود را از دست می دهد."

در پنجاه سال پس از پايان جنگ رابطه واقعی و عادی بين اين دو برقرار نشده است.

"لهستان جای مناسبی برای زندگی يهودی ها نيست"

 بخشی از مشکلات روابط يهودی ها با لهستانی ها در اين است که اين روابط در سال ۱۹۳۹ از حرکت ايستاد و منجمد شد. در سالهای ۱۹۴۶-۱۹۴۵ تا حدودی يخهای روابط آب شد ولی دوباره منجمد گرديد و خب، چيزی که دو بار منجمد شود طعم اصلی خود را از دست می دهد
خاخام ديويد شولدريچ مقيم ورشو

يهوديان لهستانی که من با آنها صحبت می کردم پيوسته به نظرات يهوديان جهانگرد، بويژه آنها که از آمريکا و اسراييل می آيند، اشاره می کردند که به آنها می گفتند لهستان جای مناسبی برای زندگی يهودی ها نيست و اين کشور در واقع قبرستان هالوکاست (قتل عام يهوديان) است.

يکی از کسانی که با چنين ديدگاهی مخالف است کريس شولتز، شهروند بريتانيايی است که از شهر ساحلی برايتون اين کشور به لهستان آمده تا به ثبت و ضبط مدارک و اسنادی درباره بقايای ميراث تمدن گمشده يهوديان لهستان بپردازد.

ابتکار جديد وی ايجاد موزه ای برای بزرگداشت محله کازيميش است که محل سکونت يهوديان شهر کراکوست. تمام کارکنان اين موزه جوان و غيريهودی اند. شولتس به من می گويد: "الان حدود ۹ ماه است که اين موزه را باز کرده ايم. تا حالا حتی يک مورد نداشتيم که بر در و ديوارهای آن شعارهای ضد يهودی بنويسند. همان طور که خودتان هم می بينيد درهای اين موزه کاملا باز است و هر کس که بخواهد می تواند داخل شود. اگر اين موزه در برلين يا اسرائيل يا پاريس و حتی در نيويورک بود برای کنترل بازديد کنندگان به نگهبانان مسلح و تجهيزات امينتی مثل فرودگاهها احتياج داشتيم ولی همان طور که خودتان می بينيد ما بجای همه آنها يک منشی جذاب و خنده رو داريم."

اما به اعتقاد برخی از جوانان متفکر لهستانی احيای علاقه به آثار و نشانه های يهوديت تا حدودی ناشی از احساسات است و تا حدودی هم ناشی از تلاش گسترده تر برای بازيابی غنای فرهنگی کشوری که زير بار جنگ، اشغال بوسيله نيروهای خارجی، نسل کشی، تغيير حدود و مرزها و نيم قرن مهندسی اجتماعی و اطلاع رسانی گمراه کننده از سوی کمونيستها دچار بحران شده است.

چرا يهوديان کمونيست می شدند؟

برای يهوديان، اما، چگونه يهودی بودن در لهستان امروز ممکن است امری مشکل ساز باشد. به عنوان نمونه، می توان به فعاليت های ضديهودی در سال ۱۹۶۸ اشاره کرد که دولت کمونيستی لهستان در پی جنگ اعراب و اسرائيل در سال ۱۹۶۷ بسياری از يهوديان را از سمت های دولتی خود برکنار کرد و برخی نيز وادار به خروج از اين کشور شدند.

موضع يهوديانی که پيشتر کوشيده بودند با گرايش به دنيای مدرنيسم و مترقی خود را با بقيه همساز نشان دهند، در قبال هالوکاست اين بود که اغلب به کمونيسم گرويدند تا بر اساس آنچه در مورد اين مکتب شنيده بودند شاهد از ميان رفتن طبقات اجتماعی و خلق "انسان جديد" باشند.

هلنا داتنر، جامعه شناس ساکن ورشو و کسی که خود را يک يهودی سکولار می داند در اين زمينه می گويد: "اين نسلی است که مشخصه غالب آن بدبينی و بی ايمانی مطلق به طبيعت بشری است. باورپذيرترين توضيحی که من اخيرا در مورد علت پيوستن ناگهانی يهوديان نجات يافته از جنگ به کمونيسم شنيده ام اين است که آنها را به آدمی تشبيه می کنند که در زمان پايان جنگ جهانی نوجوانی بوده که هزار و يک جور بدی و سختی کشيده بوده. برای چنين کسی، مارکسيسم، آن گونه که حزب کمونيست لهستان تبليغ می کرد، تنها مکتبی بود که شعارش که قابليت تغيير انسان است. از زنی که پس از رهايی از اردوگاههای آشويتس و رونزبوروک بلافاصله کمونيست شده، نقل شده که گفته است "کمونيستها به من فرصت و امکان اين را دادند که باور کنم انسان را می توان تغيير داد و دنيا را به مکانی بهتر برای زيستن تبديل کرد. اگر به خاطر چنين مکتبی نبود من در همان اردوگاه خودکشی کرده بودم."

آشويتسشصتمين سالگرد
اردوگاه آشويتس چگونه ايجاد شد؟
کودکان در آشويتسشصتمين سالگرد
آيا ميراث يهوديان لهستان بايد حفظ شود؟
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران