|
شصتمين سالگرد ايجاد اردوگاه آشويتس - بخش دوم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اردوگاه آشويتس در لهستان برپا شد و همين امر باعث شده که اين کشور در جهان به عنوان نماد اصلی مظالمی به حساب آيد که در دوره جنگ جهانی دوم بر سر يهوديان آمد. اکنون که شصت سال از برپايی اين اردوگاه مخوف می گذرد اين بحث به طور گسترده ای مطرح است که آيا آنچه از آن دوره و از ميراث يهوديان لهستان برجای مانده، بايد حفظ شود يا خير. خاخام مايکل شولدريچ، يک دهه پيش از آمريکا به لهستان رفت تا به باقی مانده جمعيت يهوديان ورشو، پايتخت لهستان، کمک کند. شمار اين عده که در زمان شروع جنگ دوم جهانی به ۳۵۰ هزار نفر می رسيد، اکنون به چند هزار نفر کاهش پيدا کرده است. از نظر بعضی يهوديان، بويژه در آمريکا و اسرائيل، بازسازی مناطق يهودی نشين توهين و بی احترامی به آئين يهود است. از نگاه اين افراد لهستان گورستان بزرگ يهوديان است و بايد اين گونه باقی بماند. خاخام شولدريچ تصميم گيری در اين زمينه را بر عهده خود يهوديان می داند و می گويد: "آلمان حيات و زندگی يهوديان را در اين بخش از جهان از بين برد. آشويتس نمونه اين انهدام است. نمی شود چيزی را که از ميان رفته دوباره ايجاد کرد. اما اين باعث رفع مسئوليت ما در تلاش برای انجام کاری نمی شود." "بازسازی آثار و نشانه های يهوديان آغاز شده است" امروزه تنها بخش کوچکی از جامعه يهوديان در ورشو فعالند. از گتوها، محله هايی که در آن نازی ها پيش از قتل عام يهوديان آنها را محصور می کردند، يک مجموعه آپارتمانی متعلق به قرن نوزدهم پابر جا مانده ولی هنوز آثار تخريب جنگ بر ساختمان آن باقی مانده و اکنون در دست نوسازی است. دوره بازسازی آثار و نشانه های يهوديان به نوعی آغاز شده است. هلنا داتنر، جامعه شناس و رئيس پيشين مرکز مطالعات فرهنگی يهوديان ورشو فردی مطلقا سکولار است و به هيچ وجه يهوديت را با يهودی ها يکی نمی داند. او می گويد: "من در لهستان بدنيا آمده ام. دوران کودکی ام را همين جا گذرانده ام و به مدرسه لهستانی رفته ام. معاشرتم همه با لهستانی ها بود. زبانم، فرهنگم لهستانی بوده ولی از همان بدو کودکی احساس درونی ام به من می گفت که تو يهودی هستی. اين حس هويت را از پدرم گرفتم که می گفت من يهودی ام، تو هم يهودی هستی و مادرت هم يهودی است. اين خودآگاهی در من بتدريج با خواندن و مطالعه، با حرف زدن با افراد و بدون ترديد بخاطرحس قوی همذات پنداری که با خواهرانم داشتم تقويت شد. من خودم را بيشتر به سنت های همگانی يهوديان، به سنت های جهانی آنها نزديکتر احساس می کنم. سنت هايی چون سکولار بودن، آرمان گرا و اجتماعی بودن. اميدوارم که در دنيای امروز بتوان حس يهودی بودن به معنای ملی گرايانه و نه دينی آن را با مفهوم لهستانی بودن با هم سازگار کرد." نتيجه مهندسی اجتماعی سالهای پس از جنگ شهر کراکو در جنوب لهستان واقع شده است. اين شهر بر خلاف ورشو که در جريان جنگ به ويرانه ای تبديل شد، در عمل دست نخورده باقی ماند. تا سالهای اول دهه ۱۹۹۰، منطقه يهودی نشين اين شهر که "کازيميش" نام دارد جايی بود که مردم پس از تاريک شدن هوا از رفتن به آن خودداری می کردند، چون که پر بود از افراد مست و فاحشه ها و انواع کارهای خلاف. اين محله در واقع نتيجه مهندسی اجتماعی سالهای پس از جنگ در لهستان بود. اکنون زندگی و نوسازی دوباره به کالبد اين محله باز گشته است و در آن تعداد زيادی رستوران، استوديو هنری و بار زيبا وجود دارد. زندگی يهودی گويی به صورت نيمه خود آگاه در اينجا دوباره در حال نضج گرفتن است. در سفر به کراکو از مدير يک حمام باستانی متعلق به قرن هفدهم ميلادی که در سالهای اخير از آن به عنوان هتل و يا مرکز نمايشگاه يهوديان و محل برگزاری کنسرت استفاده می شود، پرسيدم که آيا جهانگردان يهودی که از آمريکا و ساير جاها به آن جا می آيند، از اين که می بينند که او دارد تلاش می کند دوباره نشانه های يهوديت را در جنوب لهستان احيا کند به او اعتراض نمی کنند؟ وی در پاسخ گفت: "معمولا خيلی دوستانه رفتار می کنند و روحيه کمک و پشتيبانی دارند و از کارهايی که می کنيم خوششان می آيد. از آنچه در محله يهودی نشين شهر می گذرد و باز شدن مغازه ها و فروشگاههای غيريهودی راضی نيستند. اما يهوديانی که از اسرائيل می آيند بيشتر از اين وضع ناراضی اند. من فکر می کنم که اينها شايد آن طور که در مدارس به آنها ياد داده اند تصورشان اين است که اين جا زمانی قبرستان يهودی ها بوده و به همين دليل هم، بايد قبرستان هم باقی بماند. البته همه شان اين طور فکر نمی کنند ولی گاهی وقتها رفتارشان دوستانه نيست و خصمانه برخورد می کنند." "هويت زدايی " در همين حال هستند کسانی چون کريس شوارتز، کارشناس فرهنگی که از شهر برايتون انگلستان به لهستان مهاجرت کرده، که معتقدند تخريب و از ميان رفتن آثار فرهنگ يهوديان لهستان بوسيله نازی ها همان قدر مخرب بوده است که "عدم رعايت حساسيت های فرهنگی در بازسازی آنها، به گونه ای که هويت يهودی اين مناطق و ساختمانها ناپديد شده است". او در اين زمينه به من گفت: "ما می خواهيم که مردمی که يهودی نيستند به وجود فرهنگ يهوديان در اين منطقه که پيش از قتل عام آنها در جنگ فعال بوده پی ببرند و از آن آگاه باشند. حدود هزار سال اين منطقه وطن يهوديان به حساب می آمد. يک زمانی، ۹۰ درصد يهوديان جهان دور وبر همين منطقه زندگی می کردند. نمی شود که اين هزار سال تاريخ يهوديت را ناديده گرفت و به آن پشت کرد و وانمود کرد که هيچ اتفاقی نيفتاده است. بعضی از کنيسه های شهری به خرابه تبديل شده و پراست از بطری های خالی مشروب که افراد مست به جا گذاشته اند. بچه ها روی در و ديوار آن شعار نوشته اند و ساختمان کلا به ويرانه تبديل شده است. بعد هم که جنگ به پايان رسيد هيچ کس در دوره حکومت کمونيست ها علاقه ايی به بازسازی آنها نشان نداد. پس از سقوط کمونيست ها نيز با توجه به اهميت تجاری اين ساختمانها به منطقه بسيار زيبايی تبديل شده، خيلی شيک و مدرن با گالری های امروزی. اما هيچ نشانه ای از اين به چشم نمی خورد که زمانی اينجا کنيسه بوده است. من حرفم اين است که اين ساختمان دوبار ويران شده؛ يک بار در زمان کشتار يهوديان، هالوکاست، و يک بار هم وقتی که در دوره بازسازی با بی مبالاتی و بی دقتی آن را دوباره ساختند." " فرهنگ يهودی متعلق به کيست؟" در حالی که اين حرفها در ذهنم بود و به محل اقامت ام برگشتم، گروهی جهانگرد استراليايی را ديدم که در يکی از رستوران های محله يهودی نشين، برای خوردن شام آماده می شدند و يک گروه موسيقی، آهنگی يهودی را با حرارت تمام می نواخت. گارسون به من گفت که نوازندگان روسی و غير يهودی هستند. آيا می توان اين موسيقی را ميراث يهوديان برای غيريهودی ها دانست که غير يهودی ها هم آن را به اجرا در آورده اند؟ وقتی به ورشو برگشتم کنستانتی گبرت، با ديدی دقيق تر به اين سئوال چنين پاسخ داد: "يهوديان اين امتياز را داشته اند که روايت شان، بويژه روايت زجر و عذاب هايی که متحمل شده اند مورد پذيرش همگانی قرار گرفته است. همه دنيا هالوکاست را به همان شيوه ای بياد می آورد که يهوديان بياد می آورند. اما اگر اين روايت جهانی شد معنای آن اين است که ديگر تنها مال يهودی ها نيست. مضمون های يهودی به يک تم فرهنگ توده ای ديگر تبديل شده و بنابراين ديگر جزو مايملک يهوديان به حساب نمی آيد. يهودی ها کنترلی بر آن ندارند . هر زمان که تمی جهانی و همگانی شد، روز به روز، با گذشت زمان، و بر اثر تماس با سايران اصالت اوليه خودش را از دست می دهد. مثل وضعيتی می شود که گاوچران ها و سرخپوستان بنشينند فيلم وسترن تماشا کنند." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||