|
داستان تکراری مقتدی صدر در عراق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نام مقتدی صدر در ابتدا به دليل موضعگيری شديد وی عليه آن دسته از مراجع نجف که ريشه ايرانی دارند بر سر زبانها افتاد. اين موضعگيری سبب شد تا مقتدی صدر به عنوان يک ملی گرای افراطی عرب شهرت پيدا کند، شهرتی که چندان دير نپائيد، زيرا مقتدی ازادبيات ملی گرائی به سرعت دور شد و زبان بنيادگرائی اسلامی را به خدمت گرفت. دستگاه تحت رهبری پل برمر حاکم آمريکائی سابق عراق تا مدت ها در برابر لحن تند و تهاجمی مقتدی صدر شکيبائی و مدارا نشان داد و حتی از اين نيز فراتر رفت! نيروهای "ارتش المهدی" (تحت رهبری مقتدی صدر) در عين حضور نظاميان آمريکا و انگليس در شهرهای جنوبی و مرکزی عراق آموزش نظامی ديدند و در اين ميان، کسی مانع آنها نشد تا اينکه درست در آستانه انتقال قدرت به دولت موقت عراق، نشريه "ندای حوزه" ارگان غيررسمی ارتش المهدی توقيف و حکم دستگيری مقتدی صدر به اتهام قتل مرحوم سيد مجيد خوئی صادر شد. در برابر اين دو حادثه، مقتدی صدر تحملی از خود نشان نداد و با فراخواندن جنگجويان تحت امر خود از مراکز شيعه نشين به شهر مقدس نجف، به ارتش آمريکا و متحدانش اعلان جنگ داد. اين جنگ چندين هفته به طول انجاميد و باعث تلفات سنگينی در بين افراد ارتش المهدی شد. مقتدی صدر که گمان میکرد اعلام نبرد او با آمريکا، شيعيان عراق را به قيام يکپارچه عليه نيروهای ائتلاف واخواهد داشت، در کمال ناباوری با سکوت طيف گستردهای از شيعيان عراق روبرو شد و جز برپائی چند تظاهرات نه چندان عظيم در برخی از شهرهای شيعهنشين، حمايتی از خود نديد. اين وضعيت هواداران مقتدی صدر را به شدت خشمگين کرد به طوری که شرايط را بر روحانیهای ميانهرو نجف و کربلا و کوفه سخت کردند و به تهديد لفظی و عملی آنها پرداختند. اين شيوهها اما بر نارضايتی اکثريت خاموش شيعيان عراق از رفتار مقتدی صدر افزود و رنجش پنهان مراجع را نيز از وی دوچندان کرد.
در اين ميان، مقتدی صدر که از جلب حمايت عمومی شيعيان عراق نا اميد شده بود، برای نجات باقیمانده ارتش المهدی از زير حملات مرگبار نظاميان آمريکائی خواستار آتشبس شد و وعده داد که نيروهای خود را از نجف خارج کند، وعدهای که عملی نشد تا اينکه قدرت از حاکم آمريکائی به دولت موقت عراق انتقال يافت. دولت موقت، حضور باقیمانده ارتش المهدی را در نجف ناديده گرفت و همين نکته مقتدی صدر را وسوسه کرد تا به دامنه قدرت و نفوذ خود در اين شهر مقدس بيافزايد. اين اقدام بر دولت موقت عراق که تلاش میکند در برابر شورشيان چهرهای مقتدر از خود به نمايش بگذارد، سخت گران آمد. از همين رو، برخی مقامهای عراق با متهم کردن مقتدی صدر به دريافت کمکهای نظامی و مالی از ايران، از ارتش آمريکا درخواست کردند تا به کمک نيروهای عراقی بشتابد و با حمله به نجف، کار نيروهای مقتدی را يکسره کند و اين در حالی بود که آيتالله سيستانی، مرجع بزرگ شيعه پيش از آن برای معالجه، نجف را به مقصد لندن ترک کرده بود. بدين ترتيب داستان يک بار ديگر تکرار شد و برغم تبليغات گسترده هواداران داخلی و خارجی مقتدی صدر مبنی بر بی حرمتی ارتش آمريکا به حرم امام علی، اينبار نيز حمايت درخشانی از او صورت نگرفت. تلفات ارتش المهدی به صدها تن رسيد و مقتدی تقاضای آتشبس کرد. اما آيا اين داستان بار ديگر هم تکرار خواهد شد؟ احتمالا بله! زيرا وجود جريانی که تمام افراطیهای شيعه را از سراسر خاک عراق دور خود جمع کند و بدون هرگونه محاسبه عقلانی و استراتژيک، آنها را در جنگی نابرابر با ارتش مجهز آمريکا قربانی کند، چندان هم برای نيروهای ائتلاف ناخوشايند نيست، هرچند در هر نبردی که پيش آيد سردمداران اين جريان، از ادامه جنگ تا ريختن آخرين قطره خون خود سخن بگويند! |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||