BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 18:08 گرينويچ - جمعه 23 ژانويه 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
سرگذشت صدام: 3- در مکتب توطئه
.
در اوج قدرت و جوانی، رهبران جاه طلب حزب تشکيلات مخفی را يکسره به دست او سپرده بودند و او خود را براى يک ضربه کارى آماده مى کرد
عراق در آستانه انقلاب ۱۹۵۸ در کوران تحولات سياسى مى سوخت. لايه هاى گوناگون جامعه به جنبش اعتراض به حاکميت پيوسته بودند. دربار هاشمى ديگر هيچ پايگاهى در ميان مردم نداشت و نارضايتى تمام سطوح ناهمگون جامعه را فرا گرفته بود.

قيام "افسران آزاد" به رهبرى محمد نجيب و جمال عبدالناصر در مصر، سراسر دنياى عرب را به لرزه انداخت. ملى گرايان مصرى در ژوئيه ۱۹۵۲ به نظام پادشاهى وابسته خاتمه دادند و در سال ۱۹۵۶ با ملى کردن کانال سوئز افسانه شکست ناپذيرى استعمار را درهم شکستند.


جنبش آنها الگویى شد براى احياى غرور و هويت ملى توده هاى عرب که طى سده هاى طولانى زير سيطره بيگانگان لگدمال گشته بود.

ناسيوناليست هاى عراق، که اينک از پيکار مبارزان مصرى شور و نيروى تازه اى گرفته بودند، دربار هاشمى را ميراث خوار استعمار انگلستان مى دانستند.

شيعيان که از ديرباز از تبعيضات سياسى و اجتماعى رنج مى بردند، به مبارزه فعال روى آورده و عمدتا به سازمان هاى چپ گرا پيوسته بودند.

چپ گرايان که زير سرکوب شديد قرار داشتند، انقلاب قهرآميز را تنها راه چيرگى بر استبداد سلطنتى مى دانستند.
کردها در شمال، بار ديگر سر به طغيان برداشته بودند و رهبر آنها ملا مصطفى بارزانى از تبعيدگاهش در "اتحاد شوروى" مبارزات آنها را برای دستيابی به خودمختاری هدايت مى کرد.

حزب بعث سوسياليستی عرب (رستاخيز ملت عرب)، که هنوز حضور قابل توجهى در جامعه نداشت، در منتها اليه نيروهاى پان عربيست جاى داشت.

براى حزب بعث عنصر مليت عرب بر هرچيزى تقدم داشت. پايه گذاران اين حزب اهميت ميراث اسلامى را در فرهنگ عرب انکار مى کردند و اعتقاد داشتند که مردم بين النهرين پيش از آنکه عراقى و مسلمان باشند، عرب هستند. آنها گذشته عراق را از آغاز اسلام دورتر مى بردند و آن را به تمدن هاى سومر و آشور و بابل پيوند مى زدند.

همين ديدگاه بود که برخى از روشنفکران پيرو اقليت آشورى – کلدانى را به عقايد آنها جلب کرد.
صدام حسين نيز مانند دهها جوان تندروى احساساتى به اين حزب روى آورده بود. او از بيست سالگى خود را سراپا وقف پيشبرد مرام حزبش کرده بود.

صدام جوان در کوى و برزن براى حزب اعلاميه پخش مى کرد، روزنامه مى فروخت و به طور خستگى ناپذير براى آرمان حزب، يعنى تشکيل "امت واحد عرب" دوندگی مى کرد. او به زودى از اعضای کادر فعال حزب شد و بيشتر اوقاتش در بغداد به شرکت در ميتينگ ها و جلسات حزبى مى گذشت. مبارزه سياسى براى او از درگيرى دايمى با مخالفان سياسى جدا نبود. مخالفان را "خائن" مى خواند، به آنها فحش مى داد، تهديدشان مى کرد، و از آنجا که زور بازویى به هم زده بود، با آنها دست به گريبان مى شد.

در ۱۴ ژوئيه ۱۹۵۸ سرانجام يک گروه شانزده نفرى از ارتشيان ناسيوناليست که خود را به پيروى از الگوى قيام مصر "افسران آزاد" مى خواندند، به نظام سلطنتى در عراق خاتمه دادند. بيشتر افراد خاندان سلطنتى به همراه نخست وزير مقتدر وقت، نورى السعيد، به طرز فجيعى به قتل رسيدند.

در عراق يک "شوراى فرماندهى انقلاب" به رهبرى ژنرال عبدالکريم قاسم قدرت را به دست گرفت. دولت انقلابى، دست کم در آغاز کار، وفادارى خود را به آزادى هاى دمکراتيک اعلام کرد.

فعاليت حزبى و سنديکایى رونق گرفت. نيروى سياسى عظيمى به ميدان مبارزه پا گذاشت.
پس از پيروزى قيام، دولت چپ گراى قاسم در برابر انبوهى از نيازها و خواسته هاى اجتماعى قرار گرفت: فقر و محروميت شديد مردم، نابسامانى عميق اجتماعى و سياسى، بيسوادى و عقب ماندگى فرهنگى و از همه مهمتر مالکيت بزرگ ارضى.

پس از انقلاب، اکثريت بزرگ عراقى ها به تحولات واقعى و بهبود شرايط زندگى خود اميدوار شده بودند. به نظر مى رسيد که سرانجام دوران به ثمر رسيدن آرزوهای ديرين فرا رسيده است. با وجود اين مشکلات واقعى، شعارهاى ذهنى و احساساتى حزب بعث در ميان توده های مردم خريدارى نداشت.

عناصر افراطى حزب مانند صدام حسين رفته رفته به اين نتيجه رسيدند که با مبارزه سياسى آرام و تبليغ مسالمت جويانه نمى توان به هدف اصلى حزب، يعنى کسب هرچه سريعتر قدرت سياسى، دست يافت. آنها بر آن شدند که ضعف حزب و نفوذ ناچيز آن را با اقدامات ضربتى و عمليات توطئه گرانه جبران کنند.

صدام حسين به زودى مهارت بى نظير خود را در سازماندهى باندهاى ضربت نشان داد. او نخست موافقت رهبرى حزب را با تشکيل يک بازوى ضربتى برای انجام عمليات مخفيانه عليه دشمنان حزب جلب نمود و سپس فعاليت عضوگيرى را شروع کرد. او خود با عده بيشمارى از بزن بهادرهای پايتخت ارتباط داشت. از سوى حزب به آنها پول و مقام داد و از آنها خواست که نيروى شرارت و خرابکارى خود را در راه حزب به کار اندازند.

بدين ترتيب دسته هاى چماقدار بعثى جولان خشونت بار خود را در خيابان هاى بغداد آغاز کردند. آنها خودسرانه "خائنان" را شناسایى و مجازات مى کردند. با زنجير و دشنه و چماق به گروه ها و چهره هاى سياسی مخالف حمله مى بردند. تجمعات سياسى و فرهنگى را به هم مى ريختند. به دفاتر روزنامه ها و سازمان هاى سياسى هجوم مى بردند. اعلاميه و پوستر گروه هاى سياسى را پاره مى کردند. دکه روزنامه فروش ها را به آتش مى کشيدند و...

يک سالى پس از انقلاب، صدام حسين از ميدان مبارزه به پشت صحنه نقل مکان کرده بود. رهبران جاه طلب حزب تشکيلات مخفی را يکسره به دست او سپرده بودند و او خود را براى يک ضربه کارى آماده مى کرد.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران