|
عکسهايی از نمايش سمفونی درد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نمایشنامه "سمفونی درد" با نگاهی آزاد به قصه کوتاه "مکتب بی خدایی" اثر الکساندر تیشما توسط حسین پاکدل نوشته شده و خود او آن را کارگردانی کرده است. حسن معجونی ( دولیچ)
این نمایشنامه با بازی حسن معجونی (دولیچ)، فرهاد اصلانی ( رُوز)، سید مهرداد ضیایی (ناج)، اشکان صادقی (دوموکوس)، شبنم مقدمی (زن)، هومن برق نورد( دکتر)، سیامک صفری ( فرانتس) آذرماه در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر اجرا می شود. فرهاد اصلانی و حسن معجونی.
داستان این نمایشنامه درباره چند بازجو و ارتباطشان با یکدیگر است. دولیچ (حسن معجونی) بازجوی تازه کاری است که توسط رُوز (فرهاد اصلانی) تحت آموزش قرار می گیرد.
دولیچ برای شروع باید از آدمکی چوب پنبه ای دو صفحه اعتراف بگیرد. بدیهی است که توان این کار را ندارد، بنابراین مرحله بعدی آموزش شروع می شود. در این مرحله خود دولیچ تحت بازجویی و شکنجه قرار می گیرد. او در این مرحله مجبور به اعترافاتی می شود که در واقع مرتکب آن نشده است.
محور این بازجویی ها بیشتر شکنجه روانی است تا جسمانی. برای ارائه بهتر این موضوع در نمایش صحنه های موازی از شکنجه و بازجویی واقعی قرار دارد. ناج بازجوی کارکشته ای است که دوموکوس را تحت بازجویی و فشار روانی قرار می دهد. سیامک صفری (فرانتس) و سید مهرداد ضیایی ( ناج)
دوموکوس (اشکان صادقی) یک ویولونیست جوان است که در پی یافتن پدر خود که در ارکستر سمفونیک فعالیت می کند به این بازداشتگاه وارد می شود و خود تحت بازجویی قرار می گیرد. بالاترین شکنجه روحی و روانی که او را می دهند، نواختن ویولون توسط ناج است که به شکل دلخراشی آن را اجرا می کند. دوموکوس تقاضای کشتن خودش را می دهد.
دولیچ در کار خود خبره می شود. او یک بچه و همسر (شبنم مقدمی) دارد. بچه او دچار بیماری دیفتری می شود و حالت خفگی به او دست می دهد. همسر دولیچ که تعادل روانی ندارد، لحظه به لحظه دولیچ را در جریان می گذارد. او بدون توجه به توصیه های پزشک (هومن برق نورد) نگران مرگ بچه است.
دولیچ تحت تاثیر بیماری فرزندش، سبب مرگ یکی از زندانی ها می شود. در این بازداشتگاه که به قول رُوز هر روز در آن سمفونی درد اجرا می شود (چون از هر اتاقی یک صدای ناله ای می آید)، این مسئله غیرقابل قبول است، چون متهم تا اعتراف نکرده است باید زنده بماند.
فرانتس (سیامک صفری) در جلسه ای با رُوز و دولیچ موضوع را پی گیری می کند و در نهایت گزارشی مبنی بر خودکشی متهم با خوردن 20 لیتر آب و شکستگی پا به خاطر پریدن از پنجره به پایین را آماده می کند که هر سه پای آن را امضا می کنند.
در پایان نمایش همه شخصیت های نمایش مانند "شام آخر" دور یک میز می نشینند و تکه های بدن یک انسان را برروی یک میز می گذارند. پیش از این صحنه در دیالوگی رُوز از موشهایی نام می برد که شکار می شوند و برای تغذیه به آنها گوشت موش می دهند. سید مهرداد ضیایی (ناج)
سپس موشها را در مزارع رها می کنند که موشهای دیگر را بخورند و بعد از آن موشهای شکارچی همدیگر را می خورند و آدمها را با موشها مقایسه می کند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||