کرونا؛ چرا مردم از سر ترس و نگرانی دست به خرید میزنند؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, برایان لوفکین
- شغل, بیبیسی
کریستینا ساکن شهر سیاتل آمریکا است. هفته پیش یک روز مثل همیشه برای خرید هفتگی به سوپرمارکت نزدیک خانهشان رفت. باید برای مسابقه بیسبال پسرش کمی بیشتر از معمول خرید میکرد. خریدی که باید نیم ساعته تمام میشد سه ساعت طول کشید. آن هم چه سه ساعتی - لابهلای صدها مشتری دیگر که از ترس کرونا میخواستند هرچه میتوانند انبار کنند.
کریستینا میگوید: "مردم عموما باملاحظه و به نسبت آرام بودند. اما معلوم بود که کاسه صبر همه به سمت لبریز شدن میرود. قفسههای شیر و دستمال توالت با چنان سرعتی خالی میشد که نمیشد بشمری. حتی آب گازدار هم تقریبا تمام شده بود."
در این روزهای کرونایی خیلیها درنقاط مختلف دنیا همین صحنهها را دیدهاند. مثلا درسنگاپور مردم آنچنان برنج و رشته میخریدند که نخستوزیر ناچار شد پیام عمومی بدهد که "به اندازه کافی داریم". در اوکلند، پایتخت نیوزیلند، فروش آخر هفته سوپرمارکتها چهل درصد به نسبت همان روز در سال قبل بیشتر بود. و در مالزی فروش هفتگی ژل ضدعفونیکننده دست ۹ برابر شد.
این چند نمونه که گفتیم، پیامدهای واقعی پدیدهای است که در انگلیسی به آن میگویند panic buying - یعنی خرید از سر ترس یا اضطراب [چیزی شبیه همان "هول زدن" در فارسی]. این خرید از سر ترس به ویژه در دورههای بحران رخ میدهد و باعث میشود بعضی کالاهای ضروری گران شوند و به دست کسانی که بیش از دیگران به آن نیاز دارند نرسد. مثلا ماسک برای کارکنان بهداشت و درمان.
اما چرا مردم این کار را میکنند؟

منبع تصویر، Getty Images
متخصصان میگویند این پدیده ریشه در ترس از ناشناخته دارد، و باور به اینکه اتفاق بزرگ واکنش بزرگ میطلبد. با اینکه در این مورد خاص بهترین واکنش این است که دستتان را بشویید.
ایرادهای خرید از سر ترس
معمولا در آستانه بلایای طبیعی مثل سیل یا گردباد، مردم سعی میکنند مایحتاجشان را انبار کنند.

- پنج دلیل برای امید در میان هرج و مرج ویروس کرونا
- ویروس کرونا؛ حفظ فاصله اجتماعی و جداسازی خود از دیگران یعنی چه؟
- ویروس کرونا؛ چقدر تا ختم غائله و بازگشت زندگی عادی فاصله داریم؟
- کرونا در ایتالیا؛ 'باید تصمیم بگیریم کدام بیمار را درمان کنیم و کدام را درمان نکنیم'
- ویروس کرونا؛ ایتالیا در قرنطینه به روایت عکس

دیوید سوج، استاد اقتصاد دانشگاه نیوکاسل استرالیا که کتابی در مورد منطق انبار کردن در دوران بحران نوشته، میگوید: "اینکه خودت را برای اتفاق ناگواری که ممکن است رخ بدهد آماده کنی منطقی است. اما اینکه برای دو هفته که قرار است قرنطینه باشی پانصد قوطی کنسرو لوبیا بخری منطقی نیست."
ضمن اینکه این نوع رفتار به کمبود اجناس دامن میزند و باعث میشود قیمتها غیرعادی بالا برود. و وقتی کالایی غیرعادی گران میشود، این تصور را در ذهن بسیاری ایجاد میکند که آن کالا کمیابتر شده. و چنین تصوری اضطراب مردم را بیشتر میکند.

منبع تصویر، Getty Images
مثال از گرانفروشی و قیمتهای عجیب و غریب کم نیست. روی سایت خرید و فروش ایبی، بستههای بیست تایی ماسک صورت را صد دلار و بالاتر قیمت گذاشته بودند. هم ایبی هم آمازون سعی کردهاند حساب کاربری گرانفروشان را ببندند و جلوی این ماجرا را بگیرند.
بن اوپنهایم، از مدیران ارشد یک موسسه تحقیقاتی بیماریهای عفونی در سان فرانسیسکو، معتقد است بخشی از مشکل این است که منشاء کرونا چین بوده، کشوری که نقشی بیبدیل در زنجیره عرضه کالاها در جهان دارد. آقای اوپنهایم میگوید: "معلوم نیست دچار کمبود دارو، ماسک یا کالاهای مصرفی دیگر نشویم. و این ابهام و تردید باید رفع شود."
روانشناسی خرید از سر ترس
استیون تیلر، استاد روانشناسی بالینی در دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا، میگوید آماده شدن برای بحران با خرید از سر ترس فرق دارد. میگوید: "نیروی محرک خرید از سر ترس اضطراب است. مردم هر کاری میکنند که این اضطراب و ترس را آرام کنند، از جمله اینکه ساعتها صف بایستند که بیش از نیازشان بخرند." وقتی هشدار میدهند که ممکن است سیل یا گردباد بیاید، مردم کموبیش میدانند چه چیزهایی نیاز دارند و برای چه مدت. اما در مورد کووید-۱۹، تبعات هنوز درست روشن نیست. و همین ابهام باعث میشود مردم بیشتر بخرند.
در تاریخ معاصر از این دست رویدادها کم نیست: مثلا در دوران بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲، آمریکاییها از ترس بمب اتم زیرزمینها را پر آب و کنسرو کرده بودند. یا در آستانه سال ۲۰۰۰ میلادی که شایع شده بود "صفر شدن" ساعت کامپیوترها ممکن است بازارهای جهانی را نابود کند یا باعث شود موشکها ناخواسته شلیک شوند، کار از آب و خوراکی گذشت. کار به جایی رسید که خزانهداری آمریکا با فرض اینکه مردم ممکن است بخواهند از بانکها پول نقد بگیرند، پنجاه میلیارد دلار اسکناس چاپ کرد.
متخصصان معتقدند خرید از سر ترس باعث میشود احساس کنی بر شرایط مسلطی.
به قول استیون تیلر، "در شرایط اینچنینی، مردم حس میکنند باید کاری بکنند که با ابعاد بحران متناسب باشد. همه میدانند شستن دست و ماندن در خانه کافی است. اما باز فکر میکنند دست شستن کافی نیست. اتفاق بزرگی افتاده و باید واکنشی درخور نشان داد. و این باعث میشود بیشتر بخرند. به خصوص چیزهایی که فکر میکنند جانشان را حفظ میکند."

منبع تصویر، Getty Images
بن اوپنهایم هم نظر مشابهی دارد. میگوید: "احتمالا خرید از سر ترس در نهایت یک مکانیزم روانشناختی است برای کنار آمدن با ترس و تردید. راهی است برای اینکه کاری بکنی و احساس کنی بر اوضاع مسلطی."
دیوید سوج به یک نکته دیگر هم اشاره میکند: نگرانی از ضرر کردن، یا ذهنیت آدمها که نمیخواهند از جریانی جا بمانند. او اینطور توضیح میدهد: "ناراحتی باختن صد دلار به خوشحالی بردن صد دلار میچربد. اگر دستمال توالت نخری و بعدا که نیاز پیش آمد یادت بیافتد که میتوانستی بخری و نخریدی، واقعا حس بدی میکنی."
عامل دیگری که به خرید از سر ترس دامن میزند، ذهنیت یا تفکر گلهای است. متخصصان معتقدند به محض اینکه خرید از سر ترس شروع میشود، دیگران هم به آن میپیوندند. استیون تیلر میگوید: "اگر روی تایتانیک باشی و ببینی همه به سمت قایقهای نجات میدوند، تو هم میدوی، بدون اینکه بپرسی کشتی دارد غرق میشود یا نه."
واکنش طبیعی؟
بعضی محققان معتقدند کلمه panic (به معنای سرآسیمگی یا ترس) برای توصیف رفتار مردم در فروشگاهها دقیق نیست و چه بسا گمراهکننده است. میگویند ترس واقعی نادر است، و فقط در شرایطی که خطر مرگ جدی است، پیش میآید.

منبع تصویر، Getty Images
دن اوپنهایم میگوید: "پنیک یا ترس یک وضعیت حسی و ذهنی است. آنچه ما مشاهده میکنیم غالبا رفتار است. ممکن است کسی مقالهای بخواند یا توییتی ببیند که زنجیره عرضه در چین مختل شده و در هنگ کنگ ماسک ندارند. و بعد بر این مبنا تصمیم بگیرد ماسک بخرد و برای روز مبادا داشته باشد. تنها چیزی که ما از این فرایند میبینیم زمان خرید است، که به چشممان از سر ترس میآید، در حالیکه کاملا با فکر بوده."
اوئن کولمکا که در دانشگاه ایلینوی درس میدهد تحقیقی در این باره کرده و معتقد است خرید مردم پیش از وقوع یک بحران، مشخصات پنیک یا رفتار ضداجتماعی ندارد. به باور او بیشتر کسانی که به این شکل خرید میکنند، صرفا بابرنامهاند و "آنها که دیرتر دنبال خرید میروند به خاطر این است که اطلاعات ضدونقیض گرفتهاند یا منابعشان محدود بوده و ترسیدهاند که اگر اتفاقی که نگرانش هستند نیافتد، پولشان حرام بشود."
هلن جاف، استاد روانشناسی در دانشگاه کالج لندن، نیز به پیوستگی در واکنش مردم به بحرانهای بزرگ اشاره میکند و میگوید: "مردم در مواجهه با ناشناختهای که تهدیدشان میکند، به آنچه از تهدیدهای مشابه میدانند رجوع میکنند. اگر کسی کووید-۱۹ را به شیوع سارس ربط بدهد، احتمالا تهدید را کوچکتر میبیند. اگر کسی این همهگیری را به طاعون سیاه شبیه بداند، طبعا خطر را به مراتب بزرگتر میبیند."
دن اوپنهایم معتقد است اطلاعات نقشی حیاتی در اینگونه بحرانها بازی میکند. میگوید: "اگر بتوانیم نگرانی و تردید عمومی را برطرف کنیم، احتمالا پنیک و خرید از سر ترس هم کم میشود."
منابع خبری مطمئن برای جلوگیری و مقابله با شایعات ضروری است. مثلا در ژاپن شایعهای در رسانههای اجتماعی پخش شده بود که تولید دستمال توالت در چین دچار مشکل شده و صادرات به ژاپن قطع شده است. مقامهای محلی و اتحادیهها بلافاصله بیانیه دادند و یادآوری کردند که تقریبا تمام دستمال توالت مصرفی ژاپن در داخل این کشور تولید میشود و هیچ کمبودی نیست.
هلن جاف میگوید: "اضطراب را باید شناخت و مدیریت کرد. نباید آن را دستکم گرفت. اما اضطراب بیشازحد نه به آماده شدن برای بحران کمک میکند نه جلوی ابتلا به بیماری را میگیرد."
اگر شما هم نگرانید یا حس میکنید حتما باید چیزهایی بخرید و انبار کنید، بد نیست از خودتان بپرسید دقیقا از چه میترسید و آیا خرید کمکی میکند یا نه.











