شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
عبدالعزیز بوتفلیقه؛ رئیس جمهوری که حرف نمیزند
- نویسنده, اوا اونتیوروس
- شغل, بیبیسی
عبدالعزیز بوتفلیقه، رئیس جمهوری الجزایر چند حضور کوتاه مدت در میان مردم داشته اما این باعث نشده که منتقدانش لقب "مردهای که نفس میکشد" را به او ندهند.
این سیاستمدار ۸۲ ساله شرایط جسمانی خوبی ندارد اما قصد دارد در انتخابات پیش رو برای پنجمین بار به ریاست جمهوری انتخاب شود، تصمیمی که موجی از اعتراضات را در سراسر کشور برانگیخته است. اما آیا بوتفلیقه از عهده این کار برخواهد آمد؟
عبدالعزیز بوتفلیقه حتی در ۸۲ سالگی هم قصد بازنشستگی ندارد.
بعد از سکته مغزی در سال ۲۰۱۳، بوتفلیقه فلج شد و به حاشیه رفت. او که از آن زمان هیچ سخنرانی عمومی نداشته هنوز هم قصد کنارهگیری ندارد و میخواهد دوباره برای ریاست جمهوری الجزایر نامزد شود.
شاهدان محلی میگویند احتمال پیروزی بوتفلیقه در انتخاباتی که روز ۱۸ آوریل برگزار میشود بالاست. او ۲۰ سال است در رأس قدرت قرار گرفته و تصمیماش برای تمدید این دوره با اعتراضات عمومی روبرو شده است.
طی چند روز دهها هزار نفر از مردم الجزایر - که بیشترشان جوان هستند- در اعتراض به رئیسجمهور سالخورده و بیمار کشور به خیابانها ریختند.
در الجزیره، پایتخت کشور پلیس برای متفرق کردن معترضان از گاز اشکآور استفاده کرد. این بزرگترین تظاهرات بعد از بهار عربی بود.
اما شاید صدای معترضانی که شعار "نه به نام من" را فریاد میزدند به گوش رئیس جمهوری نرسیده باشد. آقای بوتفلیقه در حال حاضر در سوئیس تحت معالجه است و نتوانسته مستقیما با تظاهرکنندگان صحبت کند.
"مردهای که نفس میکشد"
تند و تیزترین منتقدان عبدالعزیز بوتفیلقه لقب "مردهای که نفس میکشد" را به او دادهاند.
کریستینا ماس، کارشناس مسایل آفریقای شمالی میگوید: "مخالفان به او لقب قاب عکس را دادهاند چون به دلیل کسالت و ضعف نتوانسته در مراسم عمومی از جمله اعلام نامزدی اخیرش برای ریاست جمهموری حاضر شود و در بیشتر موارد به جای او قاب عکسش را میگذارند."
به گفته ماس، شک و تردید نسبت به شرایط جسمی رئیس جمهور بوتفلیقه به قدری زیاد است که چندی پیش سفیر الجزایر در پاریس مجبور شد برای تأیید زنده بودن او بیانیه صادر کند.
بنابراین اگر بوتفلیقه قادر نیست در امور روزمره حکومتی شرکت کند، چه کسی کشور را میگرداند؟
قدرت در دست چه کسی است؟
محمد یحیی، خبرنگار بخش عربی بیبیسی میگوید در الجزایر شاید از بسیاری جهات به ظاهر دموکراسی حکمفرما باشد اما "در واقع گروهی خاص از نظامیان ارشد و بازرگانان غیر منتخب در رأس قدرت هستند که برای اداره کشور تصمیم میگیرند و در حالیکه رئیس جمهور بوتفلیقه به دلیل بیماری در حاشیه قرار گرفته، آنها به تدریج زمام امور را در دست گرفتهاند."
ماس هم نظری موافق دارد: " قدرت در دست طبقهای خاص است که در طول چندین دهه بر بخش دولتی تسلط پیدا کردهاند و آن را طوری اداره میکنند که گویی از ابتدا خصوصی بوده. آنها یک حلقه بسته به دور بوتفلیقه که هر روز مریضتر میشود بوجود آوردهاند و در رأسشان سعید بوتفلیقه، برادر کوچکتر رئیس جمهور و احمد قائد صلاح، رئیس ستاد ارتش کشور قرار دارند."
مارک مارخینداس، خبرنگار اسپانیایی که در دهه ۹۰ در الجزایر مشعول به کار بوده، با صراحت بیشتری در این باره حرف میزند: "نیروی حاکم در واقع یک مافیای سیاسی- نظامی است که توسط رئیس جهور بوتفلیقه بر سر کار آمد و خود او بر آن نظارت داشت، پس از آن که در جریان جنگهای داخلی دهه ۹۰ به عنوان فردی قدرتمند پا به عرصه وجود گذاشت که قادر است کشور را به حدی از ثبات برساند."
یحیی میگوید: "از آن زمان سیاستهای کشور به سوی اقتصاد بازار آزاد تغییر جهت داد که بانیان آن طبقه حاکم هستند."
بوتفلیقه چطور به قدرت رسید
محمد یحیی میگوید: "برای درک بهتر اوضاع کنونی الجزایر باید به اتفاقات دهه ۹۰ نگاهی بیندازیم."
بعد از یک دوره جنگ طولانی در دهه ۱۹۶۰ الجزایر استقلال خود را از فرانسه بدست آورد و بعد ازآن یک دموکراسی شکننده در کشور حکمفرما شد. یحیی میگوید: اما در دهه ۹۰ که اسلامگرایان داشتند برنده انتخابات میشدند، ارتش وارد عمل شد." و این آغاز یک جنگ داخلی ویرانکننده در کشور بود که یک دهه به طول انجامید.
یحیی میگوید: "این، دههای از خون و مرگ بود. حدود ۲۰۰ هزار نفر طی ۱۰ سال کشته شدند." مارخینداس که این اتفاقات را از نزدیک تجربه کرده هم نظری مشابه دارد: "الجزایر تاریکترین روزهای خود را میگذراند."
اما در سال ۱۹۹۹ عبدالعزیز بوتفلیقه به قدرت رسید. مارخینداس میگوید: "او خودش را به ژنرالها و سازمان اطلاعاتی تحمیل کرد و اسلامگراها را به حاشیه راند. یک معاوضه انجام شد: دموکراسی ناقص در ازای ثبات و رفاه نسبی. و این رویکرد دو دهه نتیجه داد."
یحیی هم با این نظر موافق است: "ثبات به جای سیاست، برداشتی بود که در الجزایر وجود داشت. یک صلح ناقص که راه را برای فساد گسترده در کشور باز کرد."
ماس میگوید: "بحران رهبری که کشور در حال حاضر به آن دچار شده در ضعف بوتفلیقه ریشه دارد و این که جناحهای مختلف به جان هم افتادهاند. طبقه حاکم قدرتمند نمیتواند بر سر جانشین بوتفلیقه به توافق برسد و مجبور شده دوباره او را بر سر قدرت نگه دارد، آن هم در حالیکه به شدت بیمار است و حتی نمیتواند جلوی مردم ظاهر شود."
جوانان سرخورده
به گفته رسانههای محلی، راهپیماییهای ضد دولتی اخیر در الجزیره و چند شهر بزرگ دیگر ، بزرگترین اعتراضها در ۳۰ سال گذشته در کشور به حساب میآید و عمدتا توسط قشر دانشجو و جوانان جامعه سازماندهی شده.
الجزایر کشوری جوان است؛ بیش از ۴۲ میلیون نفر جمعیت دارد و یک چهارم ساکنان آن زیر ۱۵ سال هستند. بر اساس اطلاعات سازمان ملل، میانگین سن در الجزایر ۲۷ است.
بنابر آمار و ارقام رسمی نرخ بیکاری در این کشور ۳۰ درصد است. مارخینداس میگوید: "جوانان الجزایر هر روز بیشتر از رئیس جمهوری بیمار و دور از دسترس خود ناامید میشوند."
اقتصاد الجزایر همچنان بر پایه صنعت نفت و گاز استوار است اما کاهش شدید درآمدهای نفتی و کسادی بخش انرژی در سالهای اخیر بحران اقصادی کشور را عمیقتر کرده است.
ماس میگوید: "دولت در ارائه سوبسید برای غذا، سوخت و مسکن، اشتغالزایی و حفظ رونق اقتصادی ضعیف عمل کرده است."
او ادامه میدهد: "به نظر میرسد الجزایر از اعتراضات بهار عربی که سال ۲۰۱۱ در بخشی از شمال آفریقا به جریان افتاد، جا ماند. ضربات جنگ داخلی دهه ۹۰ هنوز به قدری پررنگ بود که این کشور نمیخواست دوباره درگیر هرج و مرج شود."
مارخینداس هم با او موافق است: "اما حالا نسل عوض شده و کسانی که الان در خیابانها راهپیمایی میکنند برای به یاد آوردن دوران خونین جنگ داخلی خیلی جوان هستند."
"نه به نام من"
دانشجویان و معترضانی که در اعتراضات اخیر به خیابانها ریختند فریاد میزدند: " نه به نام من"، " خداحافظ بوتفلیقه و " مردم بوتفلیقه و سعید را نمیخواهند". سعید، برادر ۸۱ ساله رئیس جمهوری، یکی از مهرههای کلیدی قدرت است و گفته میشود به نام او، کشور را اداره میکند.
ماس میگوید، بوتفلیقه و متحدانش در آخرین تلاشهای خود برای ماندن در قدرت، سوریه را مثال میزنند: "سوریه را به عنوان نمونهای مطرح میکنند که نشان دهند اوضاع تا چه حد میتواند بد پیش برود. این که دولت کنونی برکنار شود و میلیونها کشته و آواره به جا بماند."
بعد از این اعتراضات عبدالعزیر بوتفلیقه نامهای نوشت که در تلویزیون ملی خوانده شد: " فریاد از ته دل معترضان را شنیدم."
او قول داد در صورت پیروزی در انتخابات ماه آینده، به منظور اصلاحات سیاسی یک همایش ملی برگزار کند. او همچنین گفت تاریخی برای برگزاری یک انتخابات دیگر تعیین میکند و خودش در آن نامزد نمیشود.
این بحث و جدلها اما گویا برای نسل جدید اهمیت چندانی ندارد. هر چند مسنترها به این فکر افتادهاند که بفهمند در جنگ داخلی واقعا چه اتفاقاتی افتاده است.
مارخینداس میگوید: "عده کسانی که به دنبال پاسخی برای سوالهایشان هستند هر روز بیشتر میشوند. آنها میخواهند بدانند چه کسی مسئول کشتارهای گذشته بوده. در دو دهه گذشته، صلح برقرار بود اما از آشتی خبری نبود. تغییر سیاسی میتواند جنبههای تازهای از آنچه واقعا در الجزایر اتفاق افتاده را روشن کند."