زندگی با شیرهای کوهی کالیفرنیا

- نویسنده, ادم پوپسکو
- شغل, بیبیسی
در ساعات اولیه ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶، یک روز پس از روز شکرگزاری، ویکتوریا وان-پرلینگ با صدای ضجه و ناله از خواب بیدار شد. به دامداری کوچکی که آلپاکاهای (نوعی لاما) خود را در آن نگه میداشت حمله شده بود. آنقدر ترسیده بود که نمیتوانست در سرما و تاریکی بیرون برود و با مهاجمِ احتمالی رو به رو شود. تا طلوع آفتاب صبر کرد. صبح که شد، بیرون رفت و دید رد پاهایی بزرگ اطراف مزرعهاش به جا مانده. ده تا از آلپاکاهایش مرده بودند.
مشخص بود که رد پای چه حیوانی است: شیرکوهی؛ نوعی گربه بزرگ که در حومه کالیفرنیا، در نزدیکی خانه وان-پرلینگ، زندگی میکند.
این حمله هولناک واکنشی شدید در پی داشت: مجوز کشتن شیر کوهی. البته این واکنش به مناقشات بسیاری دامن زد. وان-پرلینگ باید تصمیم میگرفت که آیا میخواهد شیر کوهی را بکشد یا رهایش کند، و در نتیجه این خطر را به جان بخرد که دوباره به دامهایش حمله کند. این دوراهی نمونهای بود از دشواریهای زندگی در کنار شکارچیان بزرگ.

هنگام وقوع این ماجرا، ویکتوریا وان-پرلینگ ۵۴ ساله بود. پیش از آن در مدرسهای معلم بود، و درگیر ماجرای طلاق از همسرش. مشکلات مالی داشت و از مادر مسن خود مراقبت میکرد. ویکتوریا در یکی از کمجمعیتترین مناطق کالیفرنیا زندگی میکند، و با اینکه چندان از لسانجلس دور نیست، حیات وحش غنی دارد؛ گوزن، گربه دمکوتاه، کایوت، و حتی خرس و شیر کوهی.
شیرهای کوهی معمولاً از انسانها و مکانهای زندگیشان دوری میکنند؛ ولی نه همیشه. نوامبر و دسامبر ۲۰۱۶، در آن ناحیه حملاتی صورت گرفته بود. سال ۲۰۱۶، در این ناحیه بیش از ۵۰ قلاده حیوان کشته شده اند. ممکن است این رقم به نظر عجیب بیاید، ولی مقامهای شکاربانی میگویند چندان هم عجیب نیست. میگویند در این مدت دستکم چهار شیر کوهی به دامها حمله کردهاند که کاملاً عادی است.
بعد از حملهای که به مزرعه وان-پرلینگ صورت گرفت، ردپای مهاجم و مشخصاتش را به سرعت پیدا کردند: یک شیرکوهی نر به نام P۴۵. سیگنالهایی که از قلاده او به دست آمده بود نشان داد که این گربه ۶۹ کیوگرمی همان مهاجم کذایی بوده است. چند روز بعد، "سازمان ماهیان و حیات وحش کالیفرنیا" (FWS) مجوز قتل P۴۵ را صادر کرد.

بعضیها از قتل این شیر کوهی دفاع کردند؛ میگفتند ممکن است حتی انسانها را هم طعمه خود کند. بعضی دیگر به شدت با کشتنش مخالفت کردند. موضوع در حدی بالا گرفت که وان-پرلینگ و همسایهاش را تهدید به قتل کردند.
نکته این است که شیرهای کوهی کالیفرنیا در وضعیتی بحرانی قرار دارند. بزرگراهها، زیستگاه آنها را فشرده و متراکم کردهاند. انتخابهای غذاییشان محدود شده است. البته این مشکلات قابل حل هستند ولی هزینههای بالایی دارند. برنامههایی در نظر گرفته شده تا ۵۶ میلیون دلار صرف ساخت گذرگاه حیوانات در مسیر بزرگراه ده بانده ۱۰۱ آمریکا کنند. در دسامبر ۲۰۱۶، "کمیسیون حیات وحش کالیفرنیا" تصویب کرد که برای خرید زمین در مسیر این بزرگراه ۷.۱ میلیون دلار بودجه اختصاص دهد.
اما چهطور میتوان با یک شکارچی مخوف همزیستی کرد وقتی میدانید که دامهای شما را طعمه خود میکند؟ اگر این حملات ادامه پیدا کند، چه سر این گربهها می آید؟ چه قدر ما خودمان در خطر آنها هستیم؟
من چند هفته پس از حمله شیرکوهی به مزرعه وان-پرلینگ با او دیدار کردم. هنوز خودش هم نمی دانست میخواهد با P۴۵ چه کند. میگفت: "من کلاً آدم خجالتی هستم". بیرون هوا سرد بود. ولی او لباس بدون آستینی پوشیده بود، انگار هنوز قادر نبود با زمان حال کنار بیاید.

هنوز ۱۵ آلپاکا برایش مانده بود. به سمت پرچین رفتیم. هنوز امید داشت که این پرچین بتواند آلپاکاها را از گزند حیوانات درنده در امان بدارد. ولی مشخص بود که کارآمد نبود. پرچین با برق کار میکرد، که البته آن روز به خاطر بارندگیهای اخیر قطع شده بود. چراغهایی داشت که به حرکت حساس بودند و طناب سفیدی بود که دور محوطه کشیده شده بود. وان-پرلینگ میگفت این طناب شیرهای کوهی را میترساند. مشکل اصلی این بود که ارتفاع پرچین تا شانه ما بود، ولی یک شیر کوهی چالاک به راحتی میتواند از روی آن بپرد.
وان-پرلینگ میگوید "مسئولان سازمان ماهیان و حیات وحش کالیفرنیا وقتی آمدند پرچین را دیدند خندهشان گرفته بود. میگفتند اصلاً ارتفاع آغل مهم نیست. از دست شما کاری بر نمیآمده، برای اینکه شیرکوهی میتواند از روی یک اتوبوس هم بپرد".
با چشمانی سرخ و گونههایی خیس میگوید: "میدانستم شیرهای کوهی این اطراف هستند. میدانستم موقعیتشان در خطر است. ولی نمیدانستم برای ما تهدید محسوب میشوند. البته همه شیرهای کوهی این طور نیستند. میترسم شبها این اطراف راه بروم. میترسم پسرم بیاید اینجا."
آن طور که من فهمیدم چیزی که وان-پرلینگ عمیقاً میخواست آرامش خیال بود، و این چیزی نبود که دولت میتوانست برایش مهیا کند. میگوید: "یک کسی میرود [P۴۵] را میکشد و خبرش را هم کسی کار نمیکند". در این حرف حقیقتی نهفته است. این اولین بار نیست که P۴۵ را از طریق مجوزهای حکومتی تهدید به مرگ کردند.
وندل فیلیپس کمی آن طرف تر از خانه وان-پرلینگ زندگی میکند. اقوام و خویشان همسرش از سال ۱۹۵۷ در این منطقه زندگی میکرده اند. نزدیک به ۶۰ سال دارد، با هیکلی تنومند، با کلاهی که روی سر بیمویش میگذارد، و سبیلی مثل کرم ابریشم که وقتی حرف میزد تکان میخورد. مزرعهاش ۱۰ هکتار است و آلپاکا، مرغ و اسب دارد. حتی فیلم هم در مزرعهاش ساختهاند..

تا به حال، دو بار برای فیلیپس مجوز قتل حیوانات درنده صادر شده است. مارس ۲۰۱۵، سه شب منتظر نشست بلکه P۴۵ برگردد. از وقتی این حملات دوباره شروع شد، فیلیپس شبها حیوانات خود را در آغلهای بسته نگاه میدارد. میگوید شیر کوهیِ کذایی برنگشته است. "واقعاً از شلیک کردن به این حیوان بیزارم. ولی اگر بیاید سمت خانهمان و زندگی و خانواده ام را تهدید کند، خب، چاره دیگری ندارم". بیش از هر چیر نگران این است که این شیر کوهی به یکی از ساکنان محل حمله کند. "فکر نکنم P۴۵ اگر گرسنه باشد و انسان ریزجثهای را پیدا کند، لحظهای تردید کند."
فیلیپس از وقتی P۴۵ حمله کرد، مشخصاً حال و روز خوشی ندارد. فقط هم مسأله حمله این شیرکوهی نیست. او به من ایمیلهایی را نشان داد که در آن او را تهدید به قتل کرده بودند. ماجراهای مختلفی از بگومگوها و مشاجراتش را با فعالان حقوق حیوانات برایم تعریف کرد.
حقیقت این است که شیرهای کوهی بسیار پیش از آنکه انسان پایش را به این منطقه بگذارد، در این جا زندگی میکردند. فیلیپس میگوید خانواده همسرش هیچوقت مسأله خاصی در مورد شیرهای کوهی نداشتند، ولی حقیقات آن است که نزاع میان انسان و شیرهای کوهی به هیچ وجه ماجرای تازهای نیست. شاید البته بسیاری از اتفاقات گذشته را گزارش ندادهاند، چون برایشان چندان پدیده نادری نبوده است.

وقتی با مدیران و کارشناسان حیات وحش صحبت کردم، تصویر بسیار متفاوتی از تصویر فیلیپس به دست دادند. با جف سیکیچ مصاحبهای ترتیب دادم. او زیستشناسِ میدانیِ سازمان "خدمات پارک ملی " (NPS) است و از سال ۲۰۰۲ درباره شیرهای کوهی تحقیق میکرده و در چهار قاره آنها را مورد بررسی قرار داده است. به گفته او "رفتار P۴۵ واقعاً شبیه شیرهای کوهی است. بیشتر شیرهای نری که ما از سال ۲۰۰۲ مطالعه کردهایم دامهای غیر محافظت شده را شکار کرده اند چون مناطق زندگی آنها بزرگ است". به عبارت دیگر، P۴۵ هیچ رفتار نادر و خاصی انجام نداده است.
سیکیچ با صاحبان مزارع، از جمله وان-پرلینگ، کار میکند، و به آنها آمورزش میدهد چهطور میتوانند از خطرات و مشکلات احتمالی دوری کنند. نکته اصلی این است که شیرها فقط در صورتی به دامها حمله میکنند که شکارشان راحت و بیدردسر باشد. بنابراین، راه حل این است که از سگهای نگهبان و حصارهای بلند و کامل استفاده کنند.
به فاصلهای نه چندان دورتر از مزرعه فیلیپس، کارن سایمز، مزرعهای در حدود ۶۰۰ هکتار و با ۳۰۰ بز دارد؛ بزرگترین مزرعه محل. در فوریه و مارس ۲۰۱۷ با او صحبت کردم. با خنده میگفت: "معلوم است که تا حالا شیر[کوهی] دیدهام. بارها دیدهام. همهاش میبینم." ولی سایمز P۴۵ و دیگر شیرهای کوهی را تهدیدی برای دامهای خود یا حتی برای جان خودش نمیداند. میگوید: "به نظرم این حرفها همهاش شلوغبازی است. خیلی عصبانیام میکند. اگر مزرعه دارید، خب باید محافظت از حیواناتتان را هم یاد بگیرید. اگر دامهایتان را همین جلوی خانهتان بگذارید، معلوم است که [P۴۵] شکارشان میکند. گربه است دیگر. کارش همین است".

سایمز نیز دامهای خود را از دست داده است، ولی به اعتقاد او راه مقابله با این مسأله نه تفنگ است و نه انتقال منطقه زندگی حیوان به جایی دیگر. میگوید: "سگ بیارید. تفنگتان را زمین بگذارید. من سگ دارم و نگران چیزی نیستم". چهار سگ گله تنومند نژاد آناتولی همیشه در مزرعه سایمز حاضر هستند. دو ماه قبل از مصاحبهمان، چند شیر کوهی و یک گربه دمکوتاه به مزرعهاش آمده بودند ولی هیچ دامی را از بین نبرده بودند.
سیکیچ توصیههایی به صاحبان مزارع و دامداریها دارد. مثلاً میگوید وقتی میخواهید بند کفشتان را ببنیدید، روی دو زانوی خود ننشینید، چون ممکن است از پشت شبیه گوزن به نظر برسید. اگر با یک شیر کوهی برخورد کردید، به آرامی دور بشوید: هیچ وقت برنگردید و فرار کنید.
در دسامبر سال ۲۰۱۶، چند روز پس از ملاقاتم با وان-پرلینگ، خودش با من تماس گرفت. گفت تصمیم گرفته P۴۵ را نکشد. در عوض خواسته منطقه زندگی شیرکوهی را به جایی دیگر منتقل کنند. ولی این اقدام خلاف "سازمان ماهیان و حیات وحش کالیفرنیا" (FWS) است. بنابراین، P۴۵ در کوهای سانتا مونیکا میماند.
سیکیچ که شناختی عمیق از شیرهای کوهی دارد، میگوید: "همیشه این طور فکر کنید در اطرافتان هستند؛ چون واقعیت هم این است که در اطرافتان هستند."











