|
وعده اوباما؛ فشار بینالمللی علیه ایران بدون روسیه؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
باراک اوباما نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا وعده داده که اگر به مقام ریاست جمهوری دست یابد، جامعه جهانی را علیه برنامه هستهای ایران بسیج خواهد کرد، قبل از آنکه اسرائیل احساس کند که به تنگنا افتاده است. اظهارات آقای اوباما در واقع اشاره آشکاری به این مطلب است که اگر جامعه جهانی در برابر برنامه هستهای ایران بیتفاوت باشد، اسرائیل تاسیسات هستهای ایران را مورد حمله قرار میدهد. با آنکه ایران بارها اعلام کرده که هدف از برنامه هستهای این کشور، تولید انرژی است، اما رهبران اسرائیل تاکید میکنند که "ایران اتمی" را تحمل نخواهند کرد. اهود باراک وزیر دفاع اسرائیل روز دوشنبه در دیدار با کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا در تلآویو ضمن درخواست تشدید تحریمهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی، بار دیگر موضع دولت این کشور در برابر برنامه هستهای ایران را تکرار کرد و گفت: "اسرائیل، ایران اتمی را تحمل نخواهد کرد و همه گزینهها را برای پیشگیری ایران از دسترسی به تسلیحات اتمی، مشروع میداند." به نظر میرسد که اشاره مقامهای اسرائیلی و آمریکایی به احتمال حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران، ضمن داشتن رنگی از واقعیت، بیشتر به منظور ترغیب جامعه جهانی به تشدید فشارها علیه ایران صورت میگیرد. این در حالی است که بروز تشنج در روابط روسیه و دنیای غرب بخصوص آمریکا بر سر مساله گرجستان، امکان ادامه اجماع قدرتهای بزرگ جهانی برای تشدید تحریمهای ایران را در ابهام فرو برده است. روسیه اکنون عضوی از گروه ۱+۵ است، گروهی که ابتکار عمل مقابله با برنامه اتمی ایران را به عهده دارد. قاعدتا، افزایش تشنج در روابط روسیه و غرب، رهبران مسکو را نسبت به همکاری با سایر قدرتهای جهانی برای افزایش تحریمهای ایران، دچار تردید خواهد کرد و حتی در بدترین حالت، امکان خروج روسیه از گروه ۱+۵ نیز منتفی نیست. با این حال، در عزم روسیه برای تخریب روابط خود با غرب نیز تردیدهای جدی وجود دارد. روسها که در دهه پایانی قرن ۲۰ جنگ سرد را به غرب باختند، بسیار بعید است که اکنون پس از فروپاشی امپراتوری شوروی و از دست دادن نفوذشان بویژه در اروپای شرقی، بخواهند جنگ سرد تازهای را با دنیای غرب آغاز کنند. در هر صورت، صرف نظر از تصمیم بلند مدتی که روسیه در باره نوع روابط خود با جهان غرب خواهد گرفت، تشنج کنونی بر سر گرجستان، بر سرنوشت برنامه هستهای ایران بیتاثیر نیست. به عبارت دیگر، احتمال اینکه روسیه در جلسه ماه سپتامبر اعضای ۱+۵ و یا جلسه احتمالی متعاقب آن در شورای امنیت سازمان ملل، به نفع تشدید تحریم ایران رای دهد، بسیار اندک است. بدین ترتیب، چه امکانی در اختیار دولت آمریکا و یا رئیس جمهور آینده این کشور برای تشدید فشارهای بینالمللی علیه ایران وجود دارد تا به زعم آنها مانع حمله اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران شود؟ ممکن است آمریکا بر این باور باشد که روسیه نه برای جلب رضایت غرب بلکه بنا به منافع خود، مانع فشار علیه ایران نخواهد شد. این مساله احتمالا در بلند مدت درست است، اما به نظر میرسد در کوتاه مدت، روسها خطری از ناحیه برنامه هستهای ایران علیه منافع خود احساس نمیکنند.
با این حساب، راه آمریکا برای تشدید فشارهای بینالمللی علیه ایران از طریق شورای امنیت سازمان ملل، احتمالا در حال بسته شدن است و آیا این به معنای بسته شدن دست آمریکا و متحدان اروپایی آن و باز شدن دست اسرائیل برای حمله نظامی به ایران است؟ شورای امنیت سازمان ملل تا کنون در سه قطعنامه، تحریمهایی را علیه ایران وضع کرده است و به نظر میرسد که آمریکا همین سه قطعنامه را دارای ظرفیت لازم برای تشدید تحریم اقتصادی ایران میبیند. در قطعنامه ۱۸۰۳ شورای امنیت به اعضای سازمان ملل اجازه داده شده که کشتیها و هواپیماهای عازم ایران و یا در حال خروج از این کشور را در صورت مشکوک شدن به محموله آنها مورد بازرسی قرار دهند. این بند از قطعنامه ظاهرا بهانه لازم را در اختیار آمریکا و متحدانش قرار خواهد داد تا به صورت غیر رسمی ایران را تحت نوعی محاصره دریایی قرار دهند. از این رو، آمریکا با تفسیر خاص خود از قطعنامههای پیشین شورای امنیت ممکن است خود را نیازمند قطعنامه تازهای برای تشدید فشار علیه ایران نداند و تنها به متقاعد کردن متحدان خود برای عمل به مفاد قطعنامه ۱۸۰۳ محتاج باشد. بدین ترتیب، حتی به فرض خروج روسیه از گروه ۱+۵ دست آمریکا برای فشار علیه ایران بسته به نظر نمیرسد. با این همه، پرسش اصلی همچنان این است که آیا جمهوری اسلامی تحت فشار آمریکا و متحدانش، بسته پیشنهادی گروه ۱+۵ را خواهد پذیرفت؟ برخی از مقامهای اسرائیلی به پرسش فوق پاسخ منفی میدهند و از همین رو، پیش بینی میکنند که در بهار سال آینده، اسرائیل باید تصمیم سختی در مورد ایران بگیرد، تصمیمی که بدون شک واکنش سنگین ایران را در پی خواهد داشت. آیا به رغم ظاهر به نسبت آرام خاورمیانه در این روزها، باید در انتظار تلاطم دیگری در این منطقه بود؟ شاید نتوان در این زمان به این پرسش پاسخ قاطعی داد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||