|
پرونده هستهای ايران: اين بار همراهی اروپا با آمريكا؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا و گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا در پایان مذاکراتشان در لندن، به ایران هشدار دادند که یا غنی سازی اورانیوم را متوقف کند و یا منتظر انزوای بینالمللی و تحریمهای اقتصادی شدید باشد. آقای براون که در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با رئیس جمهور آمریکا شرکت کرده بود، ضمن تاکید بر اینکه هر کار ممکنی را برای حفظ گفتگو با ایران انجام خواهد داد، تصریح کرد که در صورت عدم اجرای قطعنامههای سازمان ملل، ایران با تحریم های شدید و انزوای بینالمللی روبرو خواهد شد. آقای براون حتی پیش از آنکه پاسخ رسمی ایران به بسته پیشنهادی گروه ۱+۵ ارائه شود، از وضع تحریمهای تازه علیه بانک ملی و بخش نفت و گاز ایران خبر داد. وضع تحریمهای تازه ظاهرا هشداری عملی به ایران است تا اراده اروپا برای تشدید تحریمهای اقتصادی را در صورت رد بسته پیشنهادی شش قدرت جهانی، نادیده نگیرد. رئیس جمهور آمریکا نیز در این مصاحبه مشترک بر علاقه خود به حل دیپلماتیک بحران هستهای ایران تاکید کرد اما طبق معمول یادآور شد که "هیچ گزینهای در برابر ایران از دستور کار حذف نخواهد شد." جورج بوش که سفر به چهار کشور مهم اروپایی را با دیدار از لندن به پایان برد، پیش از این، در مذاکره با سران آلمان، ایتالیا و فرانسه نیز تهدید مشابهی علیه ایران را مطرح کرده بود. در حالی که بیش از شش ماه از دوران ریاست جمهوری جورج بوش باقی نمانده است، تحلیلگران دیدار وی از اروپا را دیدار خداحافظی او با رهبران این قاره و بدون اهمیت خاص تلقی کردهاند، اما به نظر میرسد که آقای بوش در این دیدار تلاش کرده است تا ضمن بررسی مسائل مختلف بین المللی با سران اروپایی، تعهد آنها را به طور خاص در باره اعمال فشار علیه ایران در صورت رد بسته پیشنهادی گروه ۱+۵ از سوی این کشور، به دست آورد. طی دو سال گذشته دولت آقای بوش سیاست خود در برابر ایران را با سیاست اتحادیه اروپا هماهنگ و در واقع منطبق کرده است؛ حرکتی که در نهایت به ارائه بسته پیشنهادی تازهای به ایران منجر شده است.
در واقع، دولت آمریکا تحت فشار کشورهای اروپایی و نیز به علت گرفتارییهای که بر اثر حمله نظامی به عراق پیدا کرده بود، سرانجام پذیرفت که در صورت انعطاف ایران در موضوع غنی سازی اورانیوم، از سیاست "تغییر رژیم" در ایران سخنی نگوید و روابط خود را با تهران از سر گیرد. از نگاه دولت آقای بوش، آمریکا تا کنون برای حفظ انسجام بینالمللی علیه ایران همراهی و هماهنگی لازم را از خود نشان داده است و اینک نوبت اروپاست که در صورت رد بسته پیشنهادی از طرف ایران، خود را با آمریکا همراه سازد. احتمالا برخی از کشورهای اروپایی که گفته میشود تجارت پرسودی با ایران دارند، به تشدید تحریم و انزوای ایران علاقمند نیستند، اما رد بسته پیشنهادی آنها از سوی جمهوری اسلامی، قدرت مانور آنان را برای مقاومت در برابر فشار آمریکا از بین میبرد و راهی جز همراهی با ایالات متحده پیش روی آنها باقی نمیگذارد. در حال حاضر به نظر میرسد که آقای بوش بیشتر در پی ترغیب کشورهای اروپایی برای تحریم شدید ایران است . از طرفی رهبران آلمان، ایتالیا، فرانسه و بریتانیا در سفر جورج بوش به کشورهایشان، آمادگی خود را برای تشدید فشارهای اقتصادی بر ایران در صورت رد بسته پیشنهادی ۱+۵ اعلام کردهاند، اما نگرانی اصلی گامهای پس از تشدید تحریمهاست که از نگاه آمریکا ممکن است برداشتن آنها ضروری باشد. در حقیقت، جورج بوش با تکرار این سخن که "همه گزینهها در برابر ایران مطرح است" قصد دارد به متحدان خود بفهماند که آنها نیز باید به استفاده از زور به عنوان یک احتمال در برخورد با برنامه هستهای ایران بیاندیشند. مطبوعات ایتالیا از قول سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر این کشور گزارش دادهاند که وی در دیدار با جورج بوش سخنانی از او در باره برنامه هستهای ایران شنیده که ترجیح میداده مجبور به شنیدن آنها نشود. طبق این گزارشها آقای برلوسکونی، رئیس جمهور آمریکا را در برخورد با برنامه هستهای ایران بسیار جدی و مصمم یافته و آرزو کرده است که مذاکرات با ایران متوقف نشود چرا که در غیر این صورت، وضع بسیار وخیم خواهد شد. از زمانی که کنترل کنگره آمریکا به دست حزب دمکرات افتاده و محبوبیت جورج بوش در بین مردم آمریکا کاهش چشمگیری داشته است، محافل سیاسی تهدیدهای وی را علیه ایران کمتر جدی گرفتهاند و در پارهای موارد او را به «اردک لنگ» که توانایی تصمیمگیریهای پر مخاطره ندارد، تشبیه کردهاند.
این نوع نگاه به جورج بوش که می کوشد نامش در تاریخ آمریکا به عنوان رئیس جمهوری بیباک و مصمم ثبت شود، ممکن است گمراه کننده باشد. در حقیقت، از رفتار دولت آقای بوش چنین برداشت میشود که رئیس جمهور آمریکا بر خلاف انتظار عمومی، در صدد است که در مدت باقی مانده از ریاست جمهوریاش برخی از مهمترین معضلات پیش روی آمریکا در عرصه سیاست خارجی را حل کند و یا در مرحلهای قابل قبول، به جانشین خود تحویل دهد و یکی از این معضلات و شاید مهمترین آنها که شخص آقای بوش از آن به عنوان بزرگترین "تهدید منحصر به فرد" یاد میکند، برنامه هستهای ایران است. به هر حال، گر چه هر گونه حمله نظامی به ایران قریبالوقوع به نظر نمیرسد اما در صورت رد بسته پیشنهادی و یا مقاومت ایران در برابر تحریمها، چنین اتفاقی در دوره ریاست جمهوری جورج بوش چندان هم دور از انتظار نیست. نباید فراموش کرد که جورج بوش از اینکه در تاریخ به عنوان اردک لنگ معرفی شود متنفر است و میخواهد به نام رئیس جمهوری که با قاطعیت و پذیرش ریسک، مانع به خطر افتادن امنیت ملی آمریکا شده، شناخته شود. به هر حال، هر چند که مقایسه بحران هستهای ایران با نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران، به دلایل متعددی نادرست است، اما شاید بتوان در یک مورد مشابهتی در این زمینه یافت و آن اینکه، بسته پیشنهادی شش قدرت جهانی به جمهوری اسلامی شبیه آخرین پیشنهاد مشترک چرچیل – آیزنهاور سران وقت بریتانیا و آمریکا به دکتر محمد مصدق رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران است که پس از رد آن، روند اوضاع به سرعت تغییر کرد. |
مطالب مرتبط واکنش ایران به پیشنهادات 1+5 'در زمان مناسب'16 ژوئن، 2008 | ايران بسته پیشنهادی؛ ایران بر سر دو راهی تاریخی15 ژوئن، 2008 | ايران واکنش زودهنگام بوش به رد بسته پیشنهادی14 ژوئن، 2008 | ايران سولانا بسته کشورهای غربی و چین را به تهران می برد12 ژوئن، 2008 | ايران احمدینژاد:هشدار مجلس ایران به آژانس به جا بود02 ژوئن، 2008 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||