|
ریاست لاریجانی؛ مجلس هشتم در مقابل دولت نهم؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"این انتخاب، تصمیم نمایندگان است و ما از تصمیمات مجلس استقبال میکنیم." جمله فوق را محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران پس از انتخاب علی لاریجانی به عنوان رئیس موقت مجلس شورای اسلامی بیان کرد. در ادبیات سیاسی دولتمردان ایران، این نوع برخورد با انتخاب یک فرد به ریاست یکی از قوای سه گانه کشور، گرم و صمیمی به شمار نمیرود و بیشتر به اعتراف به واقعیتی خارج از کنترل دلالت دارد. مسلما آقای احمدی نژاد از انتخاب آقای لاریجانی به ریاست مجلس هشتم خشنود نیست، زیرا پیش از این نتوانسته با وی در موضوع مذاکرات هستهای ایران با قدرت های جهانی کار کند. با این حال آقای احمدی نژاد میداند که گزینههای مورد علاقه او شانسی برای ریاست مجلس ندارند و او ناگزیر باید با فردی در مقام ریاست مجلس هماهنگ شود که با او همراهی زیادی ندارد. البته در روزهای گذشته، حامیان آقای احمدی نژاد برای ریاست مجلس، آقای لاریجانی را به غلامعلی حداد عادل ترجیح دادند اما به نظر میرسد که این انتخاب ناشی از مخیر شدن به انتخاب بین دوگزینه کم و بیش مشابه بوده است تا انتخابی از سر در دست داشتن ابتکار عمل. گفته میشود که مخالفت حامیان آقای احمدی نژاد با ریاست آقای حداد عادل بر مجلس مربوط به نگرانی آنها از تمایل آقای حداد برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده بوده، ضمن آنکه گرایش آنها به آقای لاریجانی نیز از سر اجبار ناشی از مسجل بودن ریاست وی بر مجلس بوده است. در واقع، اینکه چهرههای شاخص حامی آقای احمدی نژاد در مجلس برای کسب جایگاهی مناسب در هیات رئیسه، حاضر به رقابت با دیگران نشدند، نشانه آن است که حامیان پر و پا قرص رئیس جمهور در مجلس هشتم بسیار کمتر از آنچه که تصور میشد، هستند. بنابراین، آقای احمدی نژاد با مجلسی روبروست که گر چه اکثریت قاطع آن را نیروهای موسوم به اصولگرا تشکیل میدهند، اما حامی سیاستهای دولت نیستند. این موضوع که اکثریت مجلس تصمیم گرفت تا آقای حداد عادل را از ریاست مجلس هشتم محروم کند، خود علامت روشنی از برنامه جناح اکثریت مجلس برای ایفای نقشی فعال در اداره کشور است، زیرا آقای حداد عادل به رغم مقبولیت شخصیاش در بین جناح اصولگرا، از مدیریت لازم برای ایفای چنین نقشی برخوردار نبود.
بنابراین آقای لاریجانی در مقام ریاست مجلس و با پشتیبانی طیف معروف به راستگرایان سنتی در صدد برآمده است تا بحرانهای پیش روی نظام اسلامی را طبق دیدگاه خود مدیریت کند و با وضع قوانین و افزایش نظارت مجلس بر امور اجرایی، دولت آقای احمدی نژاد را صرفا تابع سیاستهای مجلس کند. هر چند که چشمداشت جناح راست سنتی به انتخابات ریاست جمهوری آینده، در این تصمیمگیری دخالت دارد، اما بیم از بحرانیتر شدن اوضاع کشور بر اثر سیاستهای اقتصادی آقای احمدی نژاد نیز در این موضوع بیتاثیر نیست. بنابراین، با همه احتیاطی که آقای لاریجانی و جناح متبوع وی برای عدم تحریک آقای احمدی نژاد به خرج خواهند داد، اما به نظر میرسد که رویارویی دولت نهم و مجلس هشتم گریزناپذیر باشد. آقای احمدی نژاد تا کنون نشان داده است که در مقابل هر نوع مقرراتی که بخواهد آزادی عمل وی را محدود کند، به طور علنی واکنش نشان میدهد. متهم کردن مجلس هفتم به جلوگیری از اجرای برنامههای رئیس جمهور و نسبت دادن افزایش تورم به تصمیمهای آن، نشانهای از رویکرد خاص آقای احمدی نژاد به ایجاد محدودیتهای قانونی پیش روی خود است. این در حالی است که بسیاری از افراد جناح اصولگرا، عملکرد مجلس هفتم در مقابل دولت را بیش از اندازه ضعیف و همراه با مماشات میدانند و خواستار قاطعیت مجلس هشتم در مقابل دولت هستند. از این رو، احتمال اینکه مجلس هشتم تحت ریاست آقای لاریجانی در مقابل تصمیمات اقتصادی دولت آقای احمدی نژاد مقاومت کند، بسیار است، اما این مساله، به نوبه خود با واکنش تند دولت نهم روبرو میشود و صحن مجلس را عملا به صحنه نزاع سیاسی بین گرایشهای مختلف طیف اصولگرا تبدیل میکند. از آنجا که طیف راست سنتی اصولگرایان برای جلوگیری از ورود دوباره آقای احمدی نژاد به کاخ ریاست جمهوری مصمم به نظر میرسد و آقای احمدی نژاد نیز برای تمدید دوران ریاست جمهوری خود، به همان اندازه قاطع و سازش ناپذیر است، بنابراین، شدت نزاع سیاسی بین دولت و مجلس شدیدتر از آن خواهد بود که ابتدای امر به نظر میرسید. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||