|
پرونده اتمی ايران؛ فصل تازه ای از اظهار نظرهای متفاوت؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در حالی که محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران بر بی اهميت بودن قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنيت سازمان ملل در مورد برنامه هسته ای ايران اصرار می ورزد و از "فتح قله های هسته ای" در آينده ای نزديک سخن می گويد، شماری از چهره های دولت های قبلی ايران، با شکستن سکوت خود، به تشريح "پيامدهای جدی" قطعنامه برای جمهوری اسلامی رو آورده اند. حسين موسويان عضو تيم سابق مذاکره کننده هسته ای ايران که اکنون معاونت پژوهش های روابط بين الملل مرکز تحقيقات استراتژيک وابسته به مجمع تشخيص مصلحت نظام را به عهده دارد، يکی از افرادی است که در اين زمينه تا اندازه ای صريح به اظهار نظر پرداخته و با اعلام اينکه "غير مشروع و غير قانونی دانستن قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل مشکلی از پرونده هسته ای حل نمی کند" تلويحا خواستار تعليق غنی سازی اورانيوم به منظور بازگشت به ميز مذاکرات شده است. آقای موسويان با تاکيد بر اينکه آمريکا از قدرت خاصی در شورای امنيت برخوردار است، دامنه تحريم های پيش بينی شده در قطعنامه ۱۷۳۷را قابل گسترش به ساير بخش های اقتصاد ايران دانسته است. وی ضمن انتقاد تلويحی از عملکردی که پرونده ايران را به شورای امنيت کشانده است، اظهار نظر کرده که "تاريخ شورای امنيت نشان می دهد که پرونده کشورهايی که به اين شورا رفته، چندان سربلند ببرون نيامده اند." "بی تجربه ها بايد کنار گذاشته شوند" محسن امين زاده معاون سابق وزارت خارجه ايران و از افراد نزديک به محمد خاتمی نيز با انتقاد شديد از اينکه چرا هشدارهای قبلی وی نسبت به کشيده شدن پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت ناديده گرفته شده است، تاکيد کرده است که "کشور نيازمند به تعقل و کار سنجيده ديپلماتيک است و بايد افراد احتمالا بی تجربه، ناتوان، ماجراجو و غير متخصص از فرايند کار [تصميم گيری هسته ای] حذف شوند." با توجه به نزديکی آقای موسويان به اکبر هاشمی رفسنجانی و موقعيت آقای امين زاده در بين اصلاح طلبان، به نظر می رسد که اظهار نگرانی و انتقاد آنها از روند پرونده هسته ای ايران سرآغاز بحثی علنی تر و آزادتر در بين جناح های سياسی حاکم بر ايران بر سر برنامه اتمی باشد. واقعيت اين است که قطعنامه شورای امنيت و مجموعه فعاليت های بين المللی و منطقه ای که عليه ايران در حال تکوين است، بسياری از مسئولان سابق ايران را که هنوز جای پايی در قدرت دارند، نگران کرده و آنها را به فکر چاره انداخته است. تاکنون جناح های سياسی و مقام های رسمی اصرار داشته اند که دنيا بايد درباره برنامه هسته ای، حرف واحدی از سوی ملت، دولت و مجموعه نيروهای سياسی ايران بشنود، نکته ای که حتی آقای موسويان نيز به رغم اظهارات متفاوتش نسبت به مقام های دولتی، بر آن انگشت گذاشته و تاکيد کرده است که "دنيا بايد استنباط کند که ملت، دولت، مجلس و همه جناح های سياسی در ايران اجماع دارند و اين وحدت واقعی است. اگر کوچکترين احساسی درباره اختلاف نظر، تفرقه و دوگانگی وجود داشته باشد، به روند حل و فصل پرونده ضرر می زند." سخت گيری های بی ثمر از آنجا که در هيچ جامعه ای، آن هم در عصر رسانه های عمومی، اجماع و اتفاق نظر پيرامون هيچ مساله ای به صورت تحکمی و دستوری شکل نمی گيرد، به نظر می رسد که در ايران نيز اجماع بر سر برنامه اتمی حتی در بين جناح های حاکم نيز شکل نگرفته و سخت گيری ها و محدوديت های اعمال شده عليه اظهار نظرهای متفاوت راه به جايی نبرده است. البته اين احتمال را هم نبايد از نظر دور داشت که مسئولان نظام خود به اين نتيجه رسيده اند که نمايش اجماع و وحدت در داخل بر سر برنامه هسته ای، به خلاف انتظار آنها تاثيری در بازداشتن جامعه جهانی در اعمال فشار عليه ايران نداشته و از صدور قطعنامه تحريم در شورای امنيت جلوگيری نکرده است.
بر اين اساس، ممکن است اظهارات آقای موسويان و انعکاس آن در رسانه های وابسته به جناح محافظه کار، آغاز فصلی تازه از رويکرد مجموعه نظام سياسی در برابر اظهار نظر ايرانيان نسبت به پرونده هسته ای باشد. صدای متفاوت هفته پيش نيز صادق زيباکلام از صاحب نظران سياسی در ايران، طی ميزگردی در يکی از برنامه های راديو ايران، به صراحت به انتقاد از رويکرد دولت جمهوری اسلامی نسبت به برنامه هسته ای پرداخت و وابسته دانستن استقلال و پيشرفت کشور به پيگيری اين برنامه را بيهوده دانست. پخش سخنان آقای زيباکلام از رسانه رسمی ايران که تحت نظر ولی فقيه اداره می شود، به حدی غير منتظره بود که مورد توجه روزنامه آمريکايی نيويورک تايمز قرار گرفت و از سوی اين روزنامه به عنوان نشانه ای از شکستن انحصار اظهارنظرهای کليشه ای درباره برنامه هسته ای در داخل ايران تلقی شد. به هر حال، اظهارات افرادی نظير حسين موسويان و محسن امين زاده به هر دليلی که صورت گرفته باشد، نشانه اين است که دوره اظهار نظرهای واحد و يک شکل درباره برنامه هسته ای ايران در داخل به سر آمده است. اين موضوع قاعدتا تحت تاثير چشم انداز تيره ای است که قطعنامه ۱۷۳۷ در مقابل ايران گشوده، چشم اندازی که آقای احمدی نژاد و رسانه های مدافع او در انکار آن موفق نبوده اند. |
مطالب مرتبط مخالفت روسيه با اقدامات خارج از قطعنامه عليه ايران04 ژانويه، 2007 | ايران تحرکات تازه اسراييل در برابر برنامه هسته ای ايران03 ژانويه، 2007 | ايران پيام احمدی نژاد برای رهبر چين04 ژانويه، 2007 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||