|
تهديد اتمی ايران، يک نگرانی جدی يا بهانه آمريکا | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دولتمردان ايران، پس از گزارش پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد اظهار داشتند که اگر امروز ملت و دولت ايران از حق خود درباره انرژی هسته ای عقب نشينی کنند، ماجرا پايان نمی يابد و آمريکايی ها بهانه ديگری می تراشند. مايکل مکفال که استاد علوم سياسی و يکی از مديران پروژه دمکراسی در ايران در دانشگاه استنفورد است با اين ديدگاه مخالف است. او که با محافل سياسی مختلف در واشنگتن در تماس نزديک است می گويد گرچه ضديت با ايران اين روزها شعار انتخاباتی خوبی برای نمايندگان کنگره است اما برای دولت آمريکا وضع متفاوت است: "از نگاه مقام های دولت آمريکا و نيز افرادی که مستقيما با مسئله ايران سروکار دارند، اگر ايران طرح روسيه را بپذيرد اين مسئله در يک لحظه محو و ايران ناگهان از صدر همه اخبار و گفت وگو ها حذف خواهد شد." وی می افزاید: "من قبلا هم اين نوع مباحث را شنيده ام که بله اگر ما اينجا کوتاه بياييم، آنها يک چيز ديگر را علم خواهند کرد. من فکر نمی کنم چنين چيزی درست باشد. اتفاقا من نگران اين هستم که اگر ايران طرحی مثل طرح روسيه را قبول کند ديگر ما سخن از دمکراسی و حقوق بشر به ميان نياوريم زيرا همه از اين مصالحه آسوده خيال می شوند و ديگر کسی توجهی به ساير مسائل نمی کند."
اما اين لزوما به معنای خاتمه همه مخالفتها با ايران نيست. هنری پرکت مسئول پيشين ميز ايران در وزارت خارجه آمريکا می گويد: "بياييد فرض کنيم که ايرانيان بگويند ما اشتباه کرديم و نيروگاه اتمی نمی خواهيم. اين بسيار گران و مشکل است و ما ميادين جديد نفتی کشف کرده ايم و اصلا احتياجی به انرژی اتمی نداريم. ما اين پروژه را فعلا کنار می گذاريم." "من به شما اطمينان می دهم که در آن صورت دستور کار اين می شود که بله ايران از تروريسم حمايت می کند. ايران با صلح اعراب و اسرائيل مخالفت می کند. ايران حقوق بشر را نقض می کند." وی می افزاید: "عده ای هستند که اساسا ضد ايران هستند. اين واقعيتی است. مسئله اتمی هم اکنون مهمترين و مناسب ترين موضوع است. اما بدون آن، مسئله ديگری مطرح خواهد شد. زيرا هدف اصلی دولت کنونی تغيير رژيم ايران است و مادامی که حکومت اسلامی ايران از خاورميانه محو نشود آن ها راضی نخواهند بود." اما راضی بودن و نبودن دولت آمريکا از حکومت ايران يک مسئله است، توانايی دولت آمريکا در اعمال فشار برای تغيير رفتار و يا حتی اساس حکومت ايران مسئله ای ديگر است. دولت آمريکا قريب نيم قرن است که از حکومت فيدل کاسترو در کوبا رضايت ندارد. دولت کمونيستی چين نيز چندان باب طبع سياستمداران آمريکا نيست و حتی بسياری کارشناسان سياسی در آمريکا چين را بزرگترين چالش آمريکا در قرن بيست و يکم می دانند. گرچه سياستگزاران و رسانه های آمريکا لحظه ای از انتقاد از سياست های اين کشورها غافل نمی مانند اما دولت تاکنون در عمل ابزار لازم برای تغيير ماهيت و رفتار های سياسی آنان را نداشته است.
يکی از مهمترين اين ابزارها اجماع جهانی است. اگر آمريکا موفق شده که پرونده ايران را به شورای امنيت سازمان ملل متحد بکشاند به سبب جلب موافقت قدرت های بزرگ بوده است. جورج پرکوويچ معاون موسسه تحقيقاتی کارنگی در واشنگتن و کارشناس مسائل اتمی چنين ديدگاهی دارد: "اتفاقی که افتاد اين بود که ايران با اقدامات و گفته های خود بخصوص طی چند ماه پيش يکبار ديگر خود را منزوی کرد. اگر ايران به تقاضای اتحاديه اروپا عمل کرده بود و بعد آمريکا به اين همکاری احترام نمی گذاشت، آنوقت اين آمريکا بود که منزوی می شد." آنچه که تهديد اتمی ايران را از ساير نگرانی های کشورهای غربی در مورد ايران متمايز می کند اتفاق نظری است که اين مسئله در بين همه سياستمداران و حکومت های کشورهای اروپايی و آمريکا به همراه داشته است. اين اتفاق نظر لزوما شامل حال موضوعات ديگر نمی شود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||