|
علی افشاری دليل اعتراف و مصاحبه تلويزيونی خود را در زندان اعلام کرد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
علی افشاری، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت (طيف علامه) که عمده ترين تشکل دانشجويی در ايران به شمار می رود، طی نامه سرگشاده ای به رئيس قوه قضائيه نوشته که قرار است سه شنبه ۲۳ اوت (يکم شهريور) محاکمه شود و خواهان برگزاری دادگاه به صورت علنی و با حضور هيئت منصفه شده است. آقای افشاری در اين نامه نوشته که در طول دوران بازداشت ٣٥٦ روزه اش که در آذر ماه سال ١٣٧٩ به دستور قاضی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب تهران صورت گرفت، مورد ضرب و شتم، فحاشی، توهين، بيخوابی، ايستادن ممتد مقابل ديوار و تهديد به انواع و اقسام شکنجه قرار گرفته است. اين فعال دانشجويی در توضيح آنچه در دوران بازجويی بر او گذشته نوشته که ١٢٨ روز در سلول انفرادی به ابعاد ٣/١ متر در دو متر و دويست روز در سلول انفرادی به ابعاد سه در شش متر نگهداری شده، با چشمان بسته مورد ضرب و شتم و فحاشی و توهينهای بسيار و زننده قرار گرفته، بيخوابی مداوم و گسترده به او داده شده، به گونه ای که يک مورد آن چهار روز مداوم به طول انجاميده، پی در پی به اعدام تهديد شده تا آنجا که مقدمات اعدام را برايش صحنه سازی کرده و تلاش کرده اند به نوشتن وصيتنامه وادارش کنند، به صورت طويل المدت رو به ديوار ايستاده نگاهش داشته اند، به انواع و اقسام شکنجه تهديدش کرده و به صورت متوالی فريادهای گوشخراش در گوشهايش کشيده اند که برخی از آنها متضمن فشار جنسی بوده، به بازداشت اعضای خانواده و دوستان تهديدش کرده اند، به او محروميت عاطفی و حسی داده و مانع از برقراری ارتباط مؤثر و آزاد او با خانواده و وکيلش شده اند، به مدت هشت ماه بی خبر و محروم از کتاب و روزنامه و تا پايان بازداشت از تلويزيون و راديو و مطبوعات اصلاح طلب محرومش کرده اند، به منظور زدن کابل و برقراری مقدمات آن او را پای تخت برده اند، تحت فشار روانی گسترده و شرايط بهداشتی نامناسب قرارش داده و استفاده او را از هواخوری محدود کرده اند به گونه ای که در طول چهار ماه نخست حبس روزانه پنج دقيقه در حياط کوچک بازداشتگاه با چشمبند امکان هواخوری داشته است. وی که پس از سخنرانی در نشستی دانشجويی با عنوان "اعتراض به شکلگيری انسداد سياسی" در دانشگاه صنعتی اميرکبير در تهران بازداشت شد در نامه خود نوشته است که بازجويان از او خواسته بودند اتهام تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی را بپذيرد، گفته های خود را در آن سخنرانی پس بگيرد و از آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و رئيس قوه قضائيه معذرتخواهی کند که با عدم پذيرش اين درخواستها از سوی او به بازداشتگاه ٥٩ سپاه پاسداران منتقل شد و در آنجا شدت و عمق فشار جسمی و روانی، محروميت، خلأ عاطفی و ايزولگی (انزوا) چنان فزونی يافت که پس از يک ماه ايستادگی ناگاه مقاومتش را شکست و شخصيتش را فروريخت تا آنجا که به موجودی مصلوب الاختيار و فاقد اراده تبديل شد که چون مومی در دستان بازجو بود. در زمان بازداشت علی افشاری مصاحبه ای تلويزيونی از او پخش شد که وی در آن اعترافاتی عليه خود و اصلاح طلبان مطرح و از فعاليتهای خود ابراز ندامت کرد. او در نامه اش به رئيس قوه قضائيه در مورد اين مصاحبه تلويزيونی نوشته پس از دوره پرفراز و نشيب ٤٥ روزه ای که در اوج فشار و محروميت قرارداشته، بناچار تن به مصاحبه داده تا مجبور به اعتراف دروغ عليه ديگران و روايت کژتابانه (تحريف شده) وقايع مهم ملی و جنبش دانشجويی نشود و قاضی پرونده به شکلی صريح به او اعلام کرده بوده که اين مصاحبه تنها برای استفاده تيم بازجويی و پاره ای از مقامات است و در رسانه های عمومی پخش نمی شود اما در روز مصاحبه بدون هيچگونه پيش زمينه قبلی با خبرنگار و تيم فيلمبرداری صدا و سيما مواجه می گردد و مصاحبه به صورت گزينشی و مونتاژ شده در بخشهای خبری صداوسيما پخش می شود. آقای افشاری نوشته که در اين مصاحبه متنی را که از پيش نوشته شده و او آن را تمرين کرده بود خوانده و کلماتی که از زبانش در اين مصاحبه جاری شد در واقع سخنان او نبوده، بلکه اراده و خواست تيم بازجويی بوده است. وی نوشته که چند نامه توبه آميز نيز خطاب به قاضی پرونده، رئيس قوه قضائيه و شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت از او گرفته شده که البته هيچکدام منتشر نشد و تک تک آنها هم به صورت تحميلی و ديکته شده از تيم بازجويی بوده و هيچکدام حاوی عقايد و ديدگاههای او نبوده است. علی افشاری در نامه اش آورده که در دوران بازجويی فشار بسياری بر او وارد شد تا اطلاعاتی در خصوص فعالان اصلاح طلب و دانشجويی بنويسد اما سرانجام در حالی که بشدت به لحاظ روحی به هم ريخته و پريشان بوده و حتی چند بار تا آستانه خودکشی با سيم برق رفته بوده، در نيمه دوم خرداد ماه ۱۳۸۰ که شش ماه از بازداشتش گذشته بوده، شخصيت به هم ريخته خود را باز می يابد و شخصيت واقعی پيش از بازداشتش دوباره نمايان می شود و در مقابل بازجويان می ايستد و از خواسته آنان سرباز می زند. آن گونه که در نامه اين فعال دانشجويی آمده، او پس از اين "تحول"، در اولين فرصت "تمامی موارد خلاف و اعترافات دروغ" را به اطلاع قاضی پرونده رسانده و مختصری از آنچه بر او گذشته را از طريق خانواده اش و در اولين ملاقات با آنها به اطلاع افکار عمومی می رساند. آقای افشاری نوشته که پس از آن دوباره فشار و تهديد عليه او در بازداشتگاه آغاز می شود و او را تهديد می کنند که تا چند سال به صورت انفرادی در بازداشتگاه ٥٩ خواهم ماند و به حبس طولانی مدت بيش از پانزده سال محکوم خواهد شد. در تير ماه ۱۳۸۰قرار بازداشت علی افشاری به دويست ميليون تومان قرار وثيقه تبديل شد و آن گونه که او نوشته، با آنکه خانواده اش در مرداد ماه همان سال تمامی وجه وثيقه را پرداخت کردند، وی را بدون تفهيم اتهام جديدی تا آذر ماه در بازداشتگاه ٥٩ در سلول انفرادی نگهداری کردند و در سه ماه آخر نيز هيچگونه بازجويی از او به عمل نياورند. آقای افشاری نوشته که پس از آزادی با وثيقه دويست ميليون تومانی از طريق مصاحبه مطبوعاتی و نامه نگاری به مسئولان بلند پايه نظام و پيگيريهای حقوقی مسائل دوران بازداشت خود را مطرح و حقوق تضييع شده اش را مطالبه کرده اما نه تنها پاسخی دريافت نکرده، بلکه دو سال ديگر نيز تحت اتهامات بی اساس به زندان افکنده شده است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||