|
کابينه احمدی نژاد؛ دولتی با چهره های ناآشنا | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روز يکشنبه وقتی فهرست اسامی وزيران پيشنهادی محمود احمدی نژاد شمشين رييس جمهور اسلامی ايران در مجلس قرائت شد، روزنامه نگاران و خبرگزاری های داخلی و خارجی به دنبال يافتن زندگی نامه و پيشينه وزيران احتمالی تلاش ها کردند که در بيش تر موارد بدون اثر ماند و حتی يافتن نام کوچک بعضی وزيران ممکن نشد. اين امر که از ديد برخی مشخصه دولت تازه و از نگاه عده ای نقص آن است در طول تاريخ ايران دو بار ديگر هم رخ داده است. نخستين واکنشهای جامعه سياسی و ناظران سياسی نشان می دهد که يک ماه پس از انتخاب نامنتظر محمود احمدی نژاد، کسی که خود هم سابقه چندانی در مديريت های کلان نداشت، جامعه سياسی ايران از روبرو شدن با کابينه ای که تقريبا تمامی اعضای آن سابقه ای ندارند، دچار نوعی نگرانی توام با بهت شده است.
در ميان بيست و يک وزير پيشنهادی احمدی نژاد دو تن سابقه وزارت دارند (محمد رحمتی کمتر از يک سال و محمد سعيدی کيا حدود سيزده سال)، چهار تن قبلا معاون وزير بوده اند (منوچهر متکی، علی سعيدلو، علی اکبر اشعری و داود دانش جعفری) که تنها يک تن آن ها (منوچهر متکی، نامزد تصدی وزارت خارجه) به وزارتخانه ای می رود که قبلا معاون آن بوده است. در ميان وزيران پيشنهادی، سه تن معاون دانشگاه (محمد مهدی زاهدی، محمد سليمانی و عليرضا علی احمدی)، سه نفر معاون شرکت های دولتی (پرويز فتاح، مصطفی محمد نجار، مسعود ميرکاظمی) سه تن قاضی دادگاه انقلاب (جمال کريمی راد، مصطفی پورمحمدی و غلامحسين محسنی اژه ای)، دو نفر بدون هيچ سابقه اجرائی (محمد حسين صفارهرندی و عليرضا طهماسبی)، چهار تن با سابقه فرماندهی سپاه و چهار تن با سابقه کار در نهادهای اطلاعاتی هستند. نيمی از وزيران پيشنهادی در کارنامه خود هيچ گونه سابقه ای در وزارت خانه ای که برای تصدی آن پيشنهاد شده اند، ندارند. وزيران تازه به گفته محمد عطريانفر کسانی هستند که قرار است در طول وزارت، مديريت بياموزند. کسانی که به گفته چهره های محافظه کار در انتخابشان دقت کافی مبذول نشده و "فشارهای قدرت و ثروت" برای انتخاب آن ها موثر افتاده است. در اولين واکنش به دولت پيشنهادی احمدی نژاد، تنها روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران و کيهان که معاون سردبيرش برای وزارت ارشاد پيشنهاد شده است به تمامی از آن استقبال کرده اند و منتقدان را از پيشداوری باز داشتند. بقيه روزنامه ها با عنوان هائی مانند "کابينه بی سابقه" به استقبال دولت تازه رفته اند. بهت توام با نگرانی کارشناسان و فعالان سياسی از روبرو شدن با کابينه ای که بيشتر اعضای آن سابقه مديريت کلان ندارند، در تاريخ ايران نمونه های فراوان ندارد. پيش از اين و در يکصد سالی که از تاسيس مجلس و نظارت آن بر کابينه ها می گذرد، تنها دوبار و هر بار در فاصله چهل سال چنين بهتی از روبرو شدن با دولت ناآشنا به جامعه دست داده است. سابقه کابينه های بی سابقه اول باری که مردم ايران با آغاز به کار دولتی تازه، با چهره هائی روبرو شدند که اعضای آن را نمی شناختند، بعد از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ بود که به گفته مورخان، احمد شاه، آخرين پادشاه سلسله قاجار – که به عنوان تنها پادشاه دموکرات تاريخ ايران شهرت دارد– با فشار قزاقها و سفارت بريتانيا مجبور به دادن حکم نخست وزيری به سيد ضيا الدين طباطبائی، روحانی جوانی شد که مدير روزنامه ای بود و همان روز کودتا عمامه و عبا را از خود دور کرد.
کابينه ای که سيد ضيا الدين روز پنجم اسفند سال ۱۲۹۹ در غياب مجلس به شاه معرفی کرد و برنامه اصلی آن اجرای موازين اسلام و پاک کردن کشور از آثار بيگانگان، بستن کافه ها و سينماها و فاحشه خانه ها و قمارخانه ها و پاک سازی شهر تهران بود، به جز سه تن، همگان کسانی بودند که در کابينه های قبلی سابقه نداشتند. اين کابينه بلافاصله پاکسازی و ميدان سازی در تهران و دستگيری ثروتمندان و رجال سابق را آغاز کرد و در سه ماهی که بر سر کار بود، با نظامی و امنيتی کردن فضای سياسی، وحشتی در دل ها انداخته و ابتکارهايی به کار آورده بود که از آن جمله، دوری از تشريفات و پذيرائی از سفيران خارجی با دوغ بود. پيش از آن، در سيزده سالی که از پيروزی انقلاب مشروطيت می گذشت با وجود انقلاب، بمباران مجلس و جنگ داخلی که به پيروزی مشروطه خواهان و عزل محمد علی شاه انجاميد و تاسيس هيات مديره موقت برای اداره کشور، چهره های با سابقه و با تجربه بر سر کار می آمدند. کابينه سيد ضيالدين طباطبائی که "کابينه سياه" لقب يافت، تنها سه ماه دوام يافت و يکی از رجالی را که به زندان انداخته بود (احمد قوام) از زندان به نخست وزيری رسيد و بار ديگر رجال آشنا به کار برگشتند. در تحولات بعدی و از جمله تشکيل دولت سردار سپه، انقراض سلسله پادشاهی قاجار و به سلطنت رسيدن رضا پهلوی هم تغييری ناگهانی در اعضای دولت و وزيران داده نشد. حتی يورش ارتش متفقين به کشور و استعفای پهلوی اول از سلطنت و روی کارآمدن محمدرضاشاه هم باز تغييری چنان در پی نياورد که مردم با چهره های ناآشنا روبرو شوند. در نوروز سال ۱۳۳۰ که دکتر محمد مصدق در پی پيروزی جنبش ملی کردن نفت و در وضعيتی استثنائی، زير فشار مردم به نخست وزيری رسيد، با وجود آن که وی منتقد دولت های قبلی بود، باز دولتی که به مجلس معرفی کرد تنها دو چهره جديد داشت که قبلا در کابينه ها نبودند، ابراهيم اميرتيمور و کريم سنجابی. دولتی که به رياست يک نظامی (سپهبد فضل الله زاهدی) به دنبال کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ با اعلام حکومت نظامی بر سر کارآمد و به عزل و دستگيری دکتر مصدق و اعضای دولت وی پرداخت، باز هم تغيير ناگهانی و نامنتظر در چهره ها و اعضای کابينه ايجاد نکرد و از جمله سه تن از وزيران دکتر مصدق را در وزارت خانه های حساس گماشت. دومين بهت دولتی دومين باری که دولتی با چهره های کاملا جديد، در تاريخ معاصر ايران بر سر کار آمد، وقتی بود که اصلاحات معروف به انقلاب سفيد با همه پرسی از مردم به اجرا درآمده و ناآرامی های پانزده خرداد سپری شده و دولتی به رياست حسنعلی منصور (که آن زمان نماينده مجلس بود) بر سرکار آمد که بيشتر وزيرانش، چهره های جوان و درس خوانده دانشگاه های آمريکا بودند و برنامه ای با عنوان "چهارچوب سازندگی" در دستور داشتند که کمتر از يک سال بعد با ترور حسنعلی منصور توسط يک گروه بنيادگرای اسلامی عمرش تمام شد.
چهارده سال بعد از آن، تا پيروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژيم سلطنتی، با تغييرات وسيعی که در کادر حکومتی پديد آمد، ده ها چهره تازه وارد دولت شد اما نه در تغييراتی ناگهانی و نامنتظر بلکه هر بار کسانی وارد کابينه شدند که پيش از آن در پست های مهم سابقه کار داشتند. سه روز مانده به پيروزی انقلاب، در روز بيست و دوم بهمن سال ۵۷ ، آيت الله خمينی، رهبر انقلاب، مهدی بازرگان (مديرعامل پيشين شرکت ملی نفت ايران و شرکت آب تهران) را مامور تشکيل کابينه کرد، با اين تاکيد که از وزيران پيشين و کارگزاران رژيم سابق استفاده نکند و وابستگی های حزبی خود را در انتخاب وزرا دخالت ندهد. در اين کابينه تنها برای يک نفر، کريم سنجابی (وزير فرهنگ دکتر مصدق) لباس وزارت دوختند اما ديگران از چهره های انقلابی بودند که کمابيش در ادارات دولتی نظام پيشين، سابقه کار و مديريت داشتند. هشت ماه بعد که زير فشار جوانان اسلامگرای انقلابی دولت موقت استعفا داد، شورای انقلاب بدون نخست وزير و رييس معين، اداره کشور را به عهده گرفت و جوانانی انقلابی را وارد صحنه اجرائی کشور کرد که بيشتر آن ها سال بعد در دولت محمد علی رجائی به عنوان وزيران جديد به اولين مجلس شورای اسلامی معرفی شدند. وقتی مردم، در دولت شورای انقلاب و رجائی با چهره های تازه روبرو شدند، شرايط انقلابی آمادگی هائی ايجاد کرده بود و چهره های باسابقه، زندانی و يا فراری بودند. با اين همه اعضای اين دولت کسانی بودند که در همان ماههای بعد از انقلاب خود را شناسانده بودند و برای مردم چهره ناشناسی نبودند، جز آن که انتخاب اولين رييس جمهور و رای اعتماد اولين مجلس اسلامی هم کشمکش هائی ايجاد می کرد که باعث آشنائی مردم با اين چهره ها می شد. کابينه ای که بعد از ترور دومين رييس جمهور و دومين نخست وزير روی کار آمدند و آيت الله مهدوی کنی، ميرحسين موسوی، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی رياست آن ها را به عهده داشتند، در اولين گام کوشيدند با نگاه داشتن بيشتر وزيران قبلی مانع از تغييرات جدی و اتلاف نيروها شوند.
در دولت اول ميرحسين موسوی که در سال ۶۱ و بعد از انتخاب آيت الله علی خامنه ای به رياست جمهوری، به مجلس معرفی شد تنها سه وزير جديد و بدون سابقه بودند (سرهنگ سليمی، احمدتوکلی و علی اکبر ولايتی) که به وزارت های دفاع، کار و خارجه گمارده شدند. بقيه وزيران در کابينه های قبلی عضويت داشتند. در آغاز دهه دوم جمهوری اسلامی و بعد از بازنگری قانون اساسی و حذف پست نخست وزيری، اولين کابينه ای که توسط اکبر هاشمی رفسنجانی به مجلس معرفی شد، تنها دو چهره جديد با خود داشت که کازرونی و علی فلاحيان وزيران مسکن و اطلاعات بودند. بقيه وزيران در دولت های گذشته سابق وزارت داشتند. محمد خاتمی زمانی که بعد از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ دولت خود را به مجلس پنجم معرفی کرد مظفر، مهاجرانی، شريعتمداری، عارف، شمخانی، حجتی، جهانگيری، عبدالعلی زاده، بی طرف، خرازی، دری نجف آبادی، و مرتضی حاجی را کسوت وزارت پوشاند بی آن که قبلا وزير بوده باشند. اما همگی آن ها در مديريت های مختلف و استانداری و معاونت وزارت خانه ها دارای سابقه کار بودند. کابينه ای که بيست و يک نفر آن را روز يکشنبه محمود احمدی نژاد به مجلس معرفی کرد، به اين ترتيب تنها به دو دولت سيد ضيالدين طباطبائی و حسنعلی منصور شباهت کامل می برد؛ زمانی که نوزده نفر از وزيران پيشنهاديش بدون داشتن سابقه وزارت و مديريت کلان وارد کار شده اند و حتی کابينه های فروغی، دکتر مصدق، سپهبد زاهدی، مهندس بازرگان و محمدعلی رجائی که بعد از تحولات بزرگ، مانند تغيير سلطنت، جنبش ملی، کودتا و انقلاب بر سر کار آمدند با چهره هائی چنين ناآشنا بهت مردم را باعث نشدند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||