BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 18:50 گرينويچ - يکشنبه 31 ژوئيه 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
خاتمی و جامعه مدنی؛ بن بست در حوزه نظر و عمل

محمد خاتمی ايستاده در کنار پرده تلويزيونی بزرگی، به سرود رسمی ايران که توسط گروهی از دانش آموزان اجرا می شود گوش فرا می دهد
با وجود آنکه خاتمی واژه 'جامعه مدنی' را وارد ادبيات رسمی ايران کرد، اما پس از هشت سال هنوز اين مفهوم دچار ابهام و نزاع مانده و در حوزه عمل هم سرنوشت بهتری نيافته است
در بين رهبران جمهوری اسلامی، محمد خاتمی نخستين فردی بود که لفظ "جامعه مدنی" را بر زبان راند.

اما پيش از آنکه خاتمی اين واژه را وارد ادبيات سياسی رسمی ايران کند، شماری از روشنفکران و پژوهشگران علوم اجتماعی در مجله‌ها و نشريات به نسبت معتبری که بويژه در اوايل دهه ۷۰ هجری شمسی در ايران منتشر می‌شد، مقالات عميق و پرباری در باره "جامعه مدنی" نوشته بودند که در اين ميان می‌توان از پرويز پيران استاد جامعه شناسی، عبدالعلی رضايی پژوهشگر مسائل اجتماعی ايران و حسين بشيريه استاد علوم سياسی در دانشگاه تهران نام برد.

اين دسته از پژوهشگران، به علتی که می‌توان از آن "سرخوردگی از عوارض انقلاب" ياد کرد، به اين نتيجه رسيده بودند که تغيير نظام سياسی در ايران از طريق انقلاب، لزوما به دموکراسی منجر نمی‌شود و "ساختار کهن استبدادی" ايران به گونه‌ای ظريف در نظام سياسی جديد نيز بازتوليد می‌شود.

اين پژوهشگران، علت بازتوليد استبداد در ايران را "ضعف جامعه مدنی در برابر گستره اقتدار دولت" می‌دانستند و بر اين عقيده بودند که نيروهای هواخواه دموکراسی در ايران بايد به جای تمرکز بر چالش و ستيز با دولت به منظور سرنگونی آن، به نهاد سازی در عرصه عمومی مبادرت کنند، تا جامعه در برابر اقتدار دولت، تقويت شود و به عنوان نيروی کنترل کننده آن عمل کند.
به اين ترتيب، جامعه مدنی در نزد پاره‌ای از نخبگان جامعه آن روز ايران، مقدمه و پيش درآمد دموکراسی محسوب می‌شد.

آقای خاتمی مفهوم جامعه مدنی را از اين گروه از نخبگان وام گرفت و آن را از محيط‌های محدود روشنفکری به سطح کلان جامعه منتقل کرد، ولی به علت سابقه مفهومی اين واژه در ايران، مخاطبان خاتمی تصور کردند که منظور وی از جامعه مدنی همان دموکراسی است و او به اين علت از اصطلاح جامعه مدنی به جای دموکراسی استفاده می‌کند که حساسيت محافظه‌کاران حاکم بر ايران را برنيانگيزد چرا که در آن سال‌ها "دموکراسی" واژه‌ای مغضوب در بين محافظه‌کاران بود و کاربرد آن را علامت "غربزدگی" به حساب می‌آوردند.

احتمالا به دليل همين حساسيت، خاتمی تعريف روشنی از جامعه مدنی به دست نداد و حتی به عکس، آن را به ايهام و ابهام فراوان آلود به طوری که حتی برخی از انديشمندان نزديک به وی مانند سعيد حجاريان به اين نتيجه رسيدند که خاتمی درکی متفاوت از فهم متعارف از جامعه مدنی دارد.

اين نوع ترديدها زمانی قوت گرفت که خاتمی برای تبيين جامعه مدنی از کتاب «تنبيه‌الامه و تنزيه‌المله» نوشته آيت‌الله ميرزا حسين نائينی بهره گرفت. کتاب نائينی که در هنگامه انقلاب مشروطيت ايران نگاشته شده است، کوششی فقهی برای آشتی دادن شريعت و مشروطيت بر مبنای فقه شيعی است و از اين جهت مورد تحسين بسيار متفکر سکولاری چون محمد جواد طباطبايی قرار گرفته است، اما در اين کتاب اثری از مفهوم جامعه مدنی به چشم نمی‌خورد.

سعيد حجاريان
برخی از انديشمندان نزديک به وی مانند سعيد حجاريان به اين نتيجه رسيدند که خاتمی درکی متفاوت از فهم متعارف از جامعه مدنی دارد.

با اين همه، استفاده خاتمی از عبارت جامعه مدنی، مورد اعتراض محافظه کاران قرار گرفت و او برای ساکت کردن آنها، به توجيه مذهبی اين عبارت پرداخت و اعلام کرد که منظور وی از جامعه مدنی همان «مدينة‌‌النبی» است. مدينة‌النبی نام شهر يثرب است که پيامبر اسلام پس از هجرت از مکه وارد اين شهر شد و آن را به صورت پايگاه دعوت خود درآورد.

در عين حال امور شهر مدينه بر مبنای قراردادی که بين پيامبر اسلام و قبايل و طوايف گوناگون بسته شده بود، اداره می‌شد. شايد اشاره خاتمی به مدينة‌النبی به منظور تاکيد بر همين «قرارداد اجتماعی» بين پيامبر و قبايل عرب ويهودی بوده است.

قرارداد اجتماعی که در آغاز دوران مدرن از سوی متفکرانی چون توماس هابز، جان لاک و اميل روسو مبنای مدنيت جديد تلقی شده است، احتمالا بيش از مفهوم جامعه مدنی مورد توجه و علاقه خاتمی بوده است زيرا مفهوم قرارداد اجتماعی با تاکيد خاص خاتمی بر قانون‌گرايی همخوانی بسيار دارد.

با اين حساب می‌توان منظور خاتمی از جامعه مدنی را "مدنيت" در مقابل "توحش" تفسير کرد و نه سازو کاری در برابر "جامعه" سياسی".

سرنوشت جامعه مدنی در حوزه عمل نيز بهتر از نزاع‌های مفهومی بر سر آن در طول دوران رياست جمهوری خاتمی نبوده است. با آنکه وزارت کشور دولت خاتمی تلاش کرد تا به شکل‌گيری نهادهای مدنی مستقل از دولت کمک کند، اما در عمل به دليل محدوديت‌هايی که محافل محافظه‌کار در برابر آن ايجاد کردند، در اين زمينه تحول چشمگيری صورت نگرفت.

در عين حال، محافظه‌کاران هنگامی که مخالفت با اصل شکل‌گيری و تقويت نهادهای و سازمان‌های غيردولتی را امکان‌پذير نيافتند، نيروهای وابسته به خود را به تشکيل چنين نهادهايی تشويق کردند. اين نوع نهادها که از حمايت مالی و سياسی مراکز حکومتی برخوردار بودند، به سرعت رشد کردند و جای سازمان‌های غيردولتی را در سمينارهای بين‌المللی و محافل داخلی گرفتند.

66زنان در دوره خاتمی
افزايش مشارکت؛ گسترش تحصيلات؛ کاهش اشتغال
66پايان دوره محمد خاتمی
مطبوعات در دوران اصلاحات؛ لب خندان و چشم گريان
66خصوصی سازی و انحصار
خاتمی با نوشداروی اقتصاد بيمار ايران چه کرد؟
66خاتمی و خودرو
صنعت خودروسازی ايران: پرشتاب، تجدد طلب و رقابت گريز
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران