|
نامه اکبر گنجی به دکتر سروش | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اکبر گنجی مشهورترين زندانی سياسی ايران در تازه ترين نامه خود که خطاب به عبدالکريم سروش نوشته است می گويد به دنبال کنار زدن آيت الله خامنه ای از رهبری است. دکتر سروش به اتفاق مهندس سحابی، سعيد حجاريان ، محسن کدیور و عليرضا علوی تبار نزديک به دو هفته پيش در نامه ای از اکبر گنجی خواسته بود که دست از اعتصاب غذا بکشد: "دل قوی و تن درست دار. ویران مشو که ویرانی تو ویرانی ماست. سلامت تو کوبنده تر از شهادت توست و یک قهرمان زنده برتر از صد قهرمان خفته. و یک شمع روشن برتر از صد شمع خاموش. وخون قلم برتر از خون شهید. روزه سی روزه خود را به پایان بر." "جامعه تک صدايی جامعه سلطانی است" اکبر گنجی در اين نامه که در سايت ايران امروز منتشر شده است، پس از يادکرد دوران دانش اندوزی خود در درس ها و بحث های دکتر سروش، از آتشی که درس های سروش در باره مولانا و حافظ در جان او روشن کرد سخن می گويد و سپس به نقد حافظ از زهد ريايی و قشريت عوامفريبان منتقل می شود. اما می گويد بايد نقد حافظ را تکميل کرد زيرا او شناختی از جامعه توتاليتر و فاشيسم نداشت. "نظام توتالیتر و نظام سرکوب، رعب و وحشت است. جامعه تک صدایی است که در آن فقط صدای رهبر شنیده میشود، جایی که جامعهی مدنی کاملاً سرکوب میشود و حوزهی خصوصی به رسمیت شناخته نمیشود، رهبر به مقام خدایی میرسد." او معتقد است که نهايت اين راه به فاشيسم ختم می شود: "سلاخی روشنفکران و دگراندیشان، بستن مطبوعات و حبس روزنامهنگاران، ضرب و شتم اساتید و حمله وحشیانه به دانشگاه، مضروب کردن اجتماع کنندگان دموکراسیخواه با باتوم و پنجه بوکس مصادیق عینی آن تمنایند که نهایت آن فاشیسم است. اینها بخشی از مرده ریگ نازیسماند که به فاشیتهای ایرانی به ارث رسیده است. حبس دگراندیشان در سلولهای انفرادی و شکنجهی آنها برای توبه نامه نویسی و اقرار به جرایم ناکرده، دقیقاً از استالین تقلید شده. استالینیسم یعنی سلول انفرادی، یعنی خود تخریب گری برای خوشایند رهبر." به نظر اکبر گنجی "آقای خامنهای از همه اینها اطلاع داشت و دارد". او استدلال می کند که: "به قول آقای خمینی اگر شاه اطلاع ندارد، شاه نیست و اگر اطلاع دارد، در جنایت شریک است." "دموکراسی امکان نقد رهبری است" اکبر گنجی از اينکه آقای خامنهای "از ایران به عنوان دموکراتترین و آزادترین کشور منطقه" نام میبرد اظهار شگفتی می کند و می گويد: "اگر به آزادی بیان اعتقاد دارید، انتقاد صریحِ علنی و شفاف از شما (آقای خامنهای) در رسانهها، معیار آزادی بیان است. اگر نتوان از رهبر سیاسی کشور انتقاد کرد، نمیتوان مدعی وجود آزادی بیان شد. اینکه فردی به دلیل انتقاد غیر مستقیم از رهبر محکوم به پرداخت هزینههای بسیار سنگین شود، دلیل بر آزادی نیست، بلکه حاکی از خودکامگی از نوع توتالیتر آن است." وی مدعای مردمسالاری را نيز از سوی رهبر ايران به چالش می گيرد و می نويسد: "اینکه یک فرد قدرت مطلق را به طور مادام العمر در اختیار داشته باشد و باز هم از مردم سالار بودن حکومتش سخن بگوید، نزد عقلا چه معنایی دارد؟" "من به دنبال کنار زدن آقای خامنه ای هستم" اکبر گنجی که طرفدار شفافيت موضع سياسی و در عين حال پرهيز از اقدام های خشونت آميز است جان کلام خود را در قالب سوالی از آقای خامنه ای مطرح می کند: "چگونه میتوان به صورت مسالمت آمیز ایشان را از قدرت کنار زد؟" "من به دنبال کنار زدن آقای خامنهای از رهبری سیاسی کشور هستم. آقای خامنهای باید به روشنی پاسخ دهد که چگونه میتوانم به این هدف به روشهای مسالمت آمیز دست یابم؟" اما او که پاسخ سوال خود را از پيش منفی می داند بار ديگر شعار خود را تکرار می کند که "خامنه ای بايد برود" نقد "دموکراسی خواهی محافظه کار" اکبر گنجی نيروهای دموکراسی خواه ايران را نيز به نقد می گيرد و می گويد: "کسانی گمان میکنند با سخنان محافظهکارانه درباره دموکراسی و آزادی میتوان با نظام سلطانی درآویخت. و از آن به نظام دموکراتیک گذار کرد" او که با پيروی از مونتسکیو معتقد است که "قدرت را فقط با قدرت میتوان محدود کرد"، می گويد: "تنها با بسیج اجتماعی، تشکیل جبههِ دموکراسی و حقوق بشر از طریق نافرمانی مدنی میتوان در مقابل نظام سلطانی ایستاد." او آشکارا می گويد که هر نوع جبهه سياسی برای دموکراسی و حقوق بشر "نمیتواند و نباید به قانون اساسی فعلی، التزام داشته باشد. والا نمیتواند گام از گام بردارد." "سرمای زمستانی مرا در بر گرفته است" اکبر گنجی در پايان نامه خود تصويری از وضع و حال خويش به دست می دهد و می گويد که با سرمايه کردن از گوشت و خون خود و از دست دادن "25 کيلو از وزن خود به نوشتن دهها صفحه" در نقد وضع سياسی موجود پرداخته است.
"در گرمای مرداد ماه تهران، در اتاقی با پنجرههای بسته، کولر خاموش، دو عدد هدبند برگوشها و سینوسها و یک پتو بر روی بدن میخوابم تا از گزند سرما در امان باشم. سرمای زمستانی مرا فرا گرفته است." اکبر گنجی پاسخ خود به نامه دکتر سروش را روز شنبه در چهل و سومين روز اعتصاب غذای خود و ظاهرا پيش از تصميم به رد سرم های پزشکی نوشته است ولی از آن زمان وضع جسمانی اش رو به وخامت است و همسرش می گويد روز چهارشنبه که به ملاقات او رفته بوده است متوجه شده که حالش از شب قبل بد شده و دچار نارسايی در بينايی شده است و حافظه اش هم خوب کار نمی کند. پادرميانی های جديد برای نجات جان گنجی در همين حال چانه زنی های سياسی برای نجان جان گنجی با ورود هاشمی رفسنجانی به صحنه مدافعان آزادی او وضعيت تازه ای پيدا کرده است. آقای رفسنجانی که زمانی مهمترين شخصيت مورد انتقاد اکبر گنجی بود از وضع پيش آمده برای او اظهار تاسف کرده و گفته است که که با آيت الله شاهرودی رئيس قوه قضايی در باره آزادی گنجی صحبت کرده است. خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، از آقای هاشمی رفسنجانی نقل کرد که گفته است: "از آنچه كه میبينم در حال اتفاق افتادن است متاثرم، اين مساله قابل حل است و در اين خصوص با آيتالله شاهرودی هم صحبت كردهام و پيشنهادهايی دادهام تا به نحوی مساله را حل كنند و ان شاءالله حل خواهد شد." در چند روز اخير واسلاو هاول روشنفکر و سياستمدار برجسته جمهوری چک و خوزه ماريا ازنار نخست وزير اسبق اسپانيا به همراه دو تن از سياستمداران محافظه کار آمريکايی در نامه ای به رهبر ايران از آزادی اکبر گنجی حمايت کرده اند. روز چهارشنبه نيز گزارشگران بدون مرز گفت که وزير خارجه فرانسه در پاسخ به نامه اين گروه مدافع حقوق بشر که خواهان اقدام فوری دولت فرانسه برای نجات جان اکبر گنجی شده بود، اعلام کرده است که دولت فرانسه وضعيت اکبر گنجی را از نزديک و با حساسيت پيگيری می کند وخواهان آزادی فوری وی است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||