|
شيرين عبادی در جمع ايرانيان در لندن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شيرين عبادی، برنده ايرانی جايزه صلح نوبل بعدازظهر چهارشنبه سيزدهم ژوئيه در امپريال کالج دانشگاه لندن به سخنرانی در مورد وضعيت حقوق بشر در کشورش پرداخت و به پرسشهای حاضران در اين زمينه پاسخ گفت. در سخنرانی خانم عبادی که به همت انجمن ايرانی سخن در لندن برگزار شده بود، حدود چهارصد نفر از ايرانيانی که عمدتاً مقيم لندن بودند و همچنين تعدادی غيرايرانی شرکت داشتند؛ سخنرانی وی به زبان فارسی ايراد شد و گزيده هايی از آن به صورت همزمان به انگليسی ترجمه شد. خانم عبادی از بدو ورود به تالار سخنرانی با استقبال گرم حاضران مواجه شد که مدتی طولانی برای او دست زدند و جايجای سخنرانی او نيز با کف زدنهای شرکت کنندگان همراه بود. اين سخنرانی با پخش سرود "ای ايران" و نمايش فيلمی آغاز شد که بخشی از آن که حاوی تصاوير قربانيان قتلهای زنجيره ای بود ابراز احساسات حاضران را به همراه داشت. همچنين در خلال سخنرانی به احترام قربانيان بمبگذاريهای هفته گذشته لندن يک دقيقه سکوت اعلام شد. سخنان شيرين عبادی که در دو بخش ايراد شد و نيمه دوم آن به پاسخ به پرسشهای کتبی حاضران اختصاص داشت، عمدتاً متمرکز بود بر انتقاد از نظام حقوقی و قوانين موضوعه در ايران و عدم تطابق آنها با ميثاقهای بين المللی، موازين حقوق بشر و حتی خود قانون اساسی جمهوری اسلامی. وضعيت اکبر گنجی، روزنامه نگار زندانی ايرانی که اعلام اعتصاب غذا کرده و شرايط جسمی اش نامناسب توصيف می شود، يکی ديگر از نکات تمرکز جلسه سخنرانی خانم عبادی بود. در کنار جايگاه سخنرانی خانم عبادی، تصوير بزرگی از موکل او، اکبر گنجی نصب شده بود و يکی از حاضران برگه هايی ميان حاضران توزيع کرد که در آن خطاب به سفير جمهوری اسلامی ايران در لندن خواسته شده بود از دولت متبوعش بخواهد که امکانات درمانی در اختيار آقای گنجی بگذارد، دسترسی وی به خانواده و وکيلانش را امکانپذير سازد و هر تلاشی می تواند برای آزادی او به خرج دهد.
خانم عبادی در سخنان خود بارها وضعيت اکبر گنجی را در زندان بغرنج توصيف کرد و از مقامات جمهوری اسلامی خواست وضعيت او را دريابند، او شعری هم برای حضار قرائت کرد که سيمين بهبهانی، شاعره نامدار ايرانی برای اکبر گنجی سروده است. وی همچنين به موضوع دموکراسی در ايران پرداخت اما با اشاره به انتخابات اخير رياست جمهوری ايران که نتيجه ای مغاير با خواست اغلب روشنفکران ايرانی داشت گفت: "اکثريت حق ندارد حقوق اقليت را ناديده بگيرد، اکثريت حق ندارد به اعتبار آرايی که دارد حقوق مردم را ناديده بگيرد". خانم عبادی با انتقاد از سازوکار تعيين صلاحيت نامزدهای انتخاباتی در ايران، هفت نامزدی را که در انتخابات رياست جمهوری ايران شرکت کردند نماينده افکار و ديدگاههای متنوع در جامعه ايرانی ندانست اما حاضر نشد در مورد برنده اين انتخابات، محمود احمدی نژاد، اظهارنظر بکند و گفت شخصاً او را نمی شناسد. شيرين عبادی در عين حال تأکيد کرد که قوانين ايران اختيارات زيادی برای رئيس جمهور قائل نشده اند و شايد به همين دليل بوده که محمد خاتمی با اينکه برنامه ای برای برخی تغييرات داشت، کارش پيش نرفت. وی گفت: "الآن هم چيزی عوض نشده. يک رئيس جمهور کم اختيار رفت و يک رئيس جمهور کم اختيار آمد، ما چرا فکر می کنيم که تغييرات بنيادين قرار است اتفاق بيفتد"؟ او درباره امکان نامزدی خود برای رياست جمهوری گفت که به عنوان مدافع حقوق بشر هرگز به خود حق نمی دهد که داخل حکومت و قدرت شود و هيچگاه داوطلب چنين سمتی نبوده و نخواهد بود. انتقاد از تبعيض عليه زنان در قوانين ايران که بر شريعت اسلام مبتنی است يکی ديگر از موضوعهای سخنرانی خانم عبادی بود. وی با اين حال اظهار داشت که اسلام را با دموکراسی و حقوق بشر سازگار می داند و معتقد است با تفسيری دگرگونه از شريعت اسلام می توان ميان موازين شرعی و معيارهای دموکراسی و حقوق بشر همخوانی برقرار کرد. وی به عنوان شاهد مثال به عربستان سعودی اشاره کرد که زنان در آن حق رأی و رانندگی ندارند، در حالی که در کشورهای اسلامی ديگری همچون اندونزی و بنگلادش، زنان به مقامهايی چون رياست جمهوری و نخست وزيری رسيده اند. در سخنرانی خانم عبادی شماری از فعالان و رهبران گروههای عمدتاً چپگرا و مخالف جمهوری اسلامی هم حضور داشتند و از وی در مورد اعدام گسترده زندانيان سياسی در تابستان سال ۱۳۶۷ پرسيده شد که وی گفت به دليل اينکه جمهوری اسلامی عضو دادگاه بين المللی جنايی نيست و همچنين اين دادگاه به جرائمی که قبل از تشکيل آن رخ داده است رسيدگی نمی کند، وی هنوز نتوانسته است راه حلی برای دادخواهی از مراجع بين المللی در مورد اين اعدامها بيابد. از شيرين عبادی همچنين پرسشهايی در مورد حقوق اقليتهای قومی و مذهبی پرسيده شد و با وجود اينکه در اين پرسشها از وی خواسته شده بود که به طور مشخص نظر خود را نسبت به مسائلی همچون درگيری اخير قومی در خوزستان و وضعيت پيروان کيش بهائيت در ايران بيان کند وی به اظهاراتی کلی و گذرا در مورد تدابيری که در قانون اساسی ايران برای حفظ حقوق اقليتهای قومی و مذهبی انديشيده شده است بسنده کرد. وی در پاسخ به آنانی که از نحوه عملکرد و فعاليت او در مبارزه برای حقوق بشر در ايران گله مندند گفت برای اين مبارزه راهی جز سخن گفتن و نوشتن نمی شناسد و اگر ديگران راههای کارآمدتری دارند، خود از همان راه اقدام کنند اما وی به شيوه کنونی اش ادامه خواهد داد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||