|
شيرين عبادی به پرسشهای شما پاسخ داد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل ۲۰۰۳، که برای ايراد سخنرانی به لندن آمده، به پرسش های خوانندگان سايت بی بی سی پاسخ داده است. اين سؤالات از طريق صفحه 'صدای شما' در سايت اينترنتی ما به دست ما رسيده بود. برنامه "صدای شما در راديو" با استفاده از حضور خانم عبادی در لندن، موضوع اين هفته برنامه صدای شما را به گفت و گو با اين حقوقدان اختصاص داده است. اين برنامه روز جمعه ۱۵ ژوئيه مصادف ۲۴ تير ۱۳۸۴ از راديو پخش شد. موضوع "فقر و شکاف طبقاتی در ايران" که قرار بود اين هفته مطرح شود، به آينده ای نزديک موکول می گردد. از مشهد دختر خانمی 18 ساله که نام خود را ذکر نکرده پرسيده: اگر من بخواهم جايزه نوبل بگيرم، چکار بايد بکنم؟ بهتر است اين سئوال با کميته صلح نوبل مطرح شود. چون هر زمانی وضعيت خاصی را طلب می کند چون يک زمان يک ايدئولوژی می تواند مرهمی باشد بر مسائل حاد و موقعی هم يک کتاب، موقعی هم يک عمل سياسی... بر حسب زمان و مکان فرق می کند. من فقط می توانم آرزوی موفقيت برای او بکنم. اميدوارم که در زندگی موفق باشند و بالاتر از موفقيت، خوشبخت باشند.... اينکه يک دختر جوان 18 ساله می خواهد جايزه نوبل بگيرد، نشانه چيست؟ افق و سطح فکر جوانان ايرانی خوشبختانه خيلی باز است. به جای اينکه فکر کنند من چگونه می توانم ثروتمند بشوم يا ملکه زيبايی دنيا بشوم سئوال می کنند که چگونه می توانم جايزه نوبل را ببرم. من اين موضوع را در سطح فکر جوانان ايرانی خيلی مثبت ارزيابی می کنم. محمد از تهران: می خواستم بدانم به عنوان زن مسلمان چرا خانم عبادی بدون حجاب اسلامی در مجامع بين المللی ظاهر می شوند؟ طبق قانونی که در ايران است هر کس که در اين کشور زندگی می کند، چه مسلمان چه غير مسلمان بايد حجاب داشته باشد و در احترام به اين قانون زمانی که من در ايران هستم حجاب سر می کنم ولی چون قوانين ايران فقط در داخل مرزهای ايران حاکم است، در خارج حجاب سر نمی کنم. ضمنا توجه ايشان را به مسائل شرعی و شرايط سنی اجباری بودن حجاب هم جلب می کنم. اگر در خانه کس است يک حرف بس است... بهتر است دوستان ما کمی راجع به شريعت اسلام اطلاعات بيشتری کسب کنند. آريا از چين، پرسيده: چرا خانم عبادی در خصوص اجباری بودن حجاب کاری نمی کنند؟ وقتی می بينيد من در خارج از ايران يعنی از خارج از حکومت قانون حجاب سر نمی کنم، اين بدان معناست است که معتقدم حجاب انتخاب زن مسلمان است. ولی اينکه آيا يک انسان به تنهايی می تواند در کل جامعه مثمر ثمر باشد يا خير، بحث ديگری است. از سوی ديگر، من معقتدم زنان ايران خواسته های مهمتر و مشکلات بزرگتری از حجاب دارند، از جمله در حالی که بيش از 63 درصد از دانشجويان ما دختر هستند يعنی تعداد زنان دانش آموخته ما بيشتر از مردان تحصيل کرده هست، می بينيم در قانون نوشته شده که شهادت دو زن معادل شهادت يک مرد است يا اينکه ارزش جان زن نيم ارزش جان يک مرد است. يعنی اگر اتومبيلی با زن و مردی در خيابان تصادف کند، خسارتی که به زن تعلق می گيرد نيمی از خسارتی است که به مرد تعلق می گيرد. زمانی که چنين قوانينی داريم تصورم بر اين است که کوشش ما برای اصلاح قوانين باشد.
گفته اند که مسائل مربوط به دادگاه ها و ديه و غيره ممکن است گريبان بخش کوچکی از زنان را بگيرد ولی حجاب چيزی است که هر روز همه زنان با آن درگير هستند... من بدون اينکه بخواهم اين نظريه را رد کنم، بايد بگويم که کل مساله حقوق زن را در يک سيستم اساسی بايد ديد. اگر ما قائل به اين باشيم که بين زن و مرد تفاوتی نيست، طبق اعلاميه جهانی حقوق بشر که دولت ايران هم بارها اعلام کرده که پايبند آن است... می بينيم که تمام مسائل بايد با هم حل شود. اينکه من آزاد باشم يا نباشم که يک تکه پارچه روی سرم بيندازم، ولی از سوی ديگر به من بگويند که ارزش جان خود نصف ارزش جان مرد است مساله را حل نمی کند، ساده کردن صورت مساله است. محمد ابراهيمی از تهران پرسيده: تا وقتی که سطح آگاهی مردم از نظر سياسی و فرهنگی بالا نرفته، فعاليت افرادی نظير شما نتيجه ای در بر خواهد داشت؟ طبيعی است که خير، ميزان آگاهی سياسی، اجتماعی مردم بايد بالا باشد، اما بايد بگويم که خوشبختانه اين اتفاق افتاده است. سطح آگاهی مردم ايران و ميزان فعاليت و خواست آنها برای ارتقای حقوق بشر در ايران را بسيار مثبت ارزيابی می کنم و فکر می کنم که اگر اختلافات جزيی که بين گروه های مختلف است کنار گذاشته بشود و همه ما دست در دست هم دهيم می توانيم شاهد ارتقای حقوق بشر باشيم. شما فکر نمی کنيد که انتخابات اخير در ايران نشان داد که مساله حقوق بشر، دغدغه اصلی مردم نيست؟ 'هدف' از ايران، گفته است که شما شرکت 30 ميليونی مردم ايران در انتخابات را چه می ناميد؟ عده ای با اعتقاد پای صندوق رای رفتند يعنی دوست داشتند که به آقای احمدی نژاد رای بدهند. ولی کسانی که رای ندادند چطور؟ واجدين شرايط رای دادن در ايران 50 ميليون نفر بودند، که 27 ميليون نفر از آنها رای دادند و رای تعدادی از اينها به آقای احمدی نژاد بود. طبيعی است که ايشان طرفدارانی دارند و کسی هم منکر اين نيست. ولی من روی اساس و بنيان انتخابات صحبت می کنم. نوشين از شيراز: شما واقعا ته دل خودتان پشيمان نيستيد که انتخابات را تحريم کرديد، با توجه به نتيجه ای که از آن حاصل شد؟ من با معيارهای خودم که بر گرفته از اصول حقوق بشر است زندگی می کنم. من همواره معتقدم که انتخابات و مبارزات انتخاباتی شيوه درستی است، ولی وقتی قانونی مثل قانون نظارت استصوابی که به نظر من مخالف قانونی اساسی هم هست، آزادی انتخاب را از مردم سلب می کند و به مردم می گويد شما حق نداريد که به هر کس که دلتان می خواهد رای بدهيد، بلکه به هر کس که شورای نگهبان گفته رای بدهيد، آن موقع بايد در مقابل اين قانون کاری کرد. فراموش نکنيم آقای خاتمی در زمان مجلس ششم، لايحه ای تقديم کرد که لغو قانون نظارت استصوابی بود و آزادی انتخاب را برای مردم تضمين می کرد، اين قانون در مجلس ششم تصويب شد اما مورد مخالفت شورای نگهبان قرار گرفت. که قابل پيش بينی هم بود، چون شورای نگهبان به طور داوطلبانه از اختيارات خود نخواهد کاست. وظيفه ما مدافعان حقوق بشر چيست؟ من با اعلام اينکه چون با قانون نظارت استصوابی مخالفت هستم، رای نمی دهم، سعی کردم توجه همگان را به مخالفت با اين قانون جلب کنم. بارها گفته ام که من نه رهبر حزبم، نه اپوزيسيون و نه به گروه و دسته یا تعلق دارم. من عقايد خودم را بيان می کنم بدون اينکه توقع داشته باشم کسی از من تبعيت کند. پرسيده اند که نظر شما درباره آقای احمدی نژاد چيست؟ نظر شما درباره آقای خاتمی چيست؟
ناصر مرادی از شيراز: چرا جهت احقاق حقوق همنوع خود، تشکيل حزب نمی دهيد و از حمايت مردمی استفاده نمی کنيد؟ من بارها توجه هموطنان عزيزم را به مسائل حقوق بشر جلب کرده ام. حقوق بشر هر چند که ارتباط نزديکی با سياست دارد اما اگر با هدف به قدرت رسيدن مورد توجه قرار گيرد، در حقيقت نقض غرض می شود. من هرگز در پی تاسيس حزب نيستم. اما چند سال است يک "ان جی او" که يک نهاد مردمی است با همکاری چند تن از وکلای هم فکر خودم تاسيس کردم به نام کانون مدافعان حقوق بشر که اطلاعيه های ما در موارد نقض حقوق بشر در ايران را در اين مرکز می توانيد مشاهده کنيد. سعيد بلوچ از زاهدان: آيا آزادی مذهب جزو حقوق بشر نيست. چرا تاکنون از تبعيض نسبت به اهل سنت چيزی نگفته ايد و کاری نکرده ايد؟ آزادی عقيده و مذهب جزو اصول بنيادين حقوق بشر است و در مورد اهل سنت هم من چندين بار مصاحبه کردم و از جمله اشاره کرده ام که چرا بعد از 25 سال هنوز اجازه داده نشده که يک مسجد اهل تسنن در تهران 12 ميليونی ساخته شود. در شهری که خوشبختانه کليساهای متعددی هست، معباد زرتشتی هست، کنيسه های يهودی هست. چگونه می شود که در اين شهر هنوز اجازه تاسيس يک مسجد اهل تسنن داده نشده؟ من بارها دراين باره صحبت کرده ام. توجه اين هموطنم را به گفتارهای قبلی خودم جلب می کنم. سيروس از اسلو: آيا احکامی مثل سنگسار جزو اسلام نيست، پس چرا شما اصرار داريد که اسلام با دمکراسی و حقوق بشر در تضاد نيست؟ همچنين پرسيده اند که در سوره نساء پس از بيان برتری مردان نسبت بر زنان دستور داده که زنان نافرمان را کتک بزنند، نظر شما چيست؟ آيا اين با حقوق بشر تضاد ندارد؟ سنگسار جزو احکام اسلامی است. آيت الله شاهرودی طی بخشنامه ای به قضات دادگاه ها اعلام کرده است که به جای سنگسار از مجازات های جايگزين انتخاب کنند. البته اين بخشنامه قانونی نيست و سنگسار در قانون ما هست و جزو اختيارات رييس قوه قضاييه نيست که با بخشنامه جلوی اجرای قانون را بگيرد. اما اين نشان از يک چيز دارد، اينکه رييس قوه قضاييه که آيت الله هستند، تاييد کرده اند که می شود به جای سنگسار مجازات ديگری داد. اين از لحاظ قانونی قابل ترتيب اثر نيست ولی شايد ازجهت مذهبی قابل توجه باشد. در ايران و در ساير کشورهای اسلامی به نام اسلام و با سوء تعبير از اسلام، شاهد قوانينی هستيم که با وضع امروز جهان سازگار نيست و اين نقطه ضعفی است برای اسلام. هنوز هم در ايران عده ای تصور می کنند که اسلام با دموکراسی همخوانی ندارد و مثال می زنند که اگر همه مردم رای بدهند که شراب خوردن آزاد است اين رای قابل قبول نيست، برای اينکه مخالف اسلام است، پس اسلام با دموکراسی همخوانی ندارد و حکومت های اسلامی بايد قوانين اسلام را اجرا کنند و نمی توانند تابع اصول دمکراتيک باشند. اين در واقع پاک کردن صورت مساله است. با اين شيوه ظلم به مردم و نقض حقوق بشر توجيه می شود. اسلام دينی است که اگر به درستی تفسير بشود می توانيم مسلمان باشيم و به حقوق بشر احترام بگذاريم.... در حالی در عربستان سعودی، زنان حق شرکت در تنها انتخابات (انتخابات شورای شهر) را نداشتند و حق رانندگی اتومبيل ندارند، می بينيم در کشور ديگری مثل اندونزی که 200 ميليون مسلمان در آن زندگی می کنند و به عبارتی مهمترين کشور اسلامی است، زنان حتی توانسته اند رييس جمهور شوند، يا مثلا در بنگلادش. بنا بر اين، اين سئوال بايد مطرح شود: کدام اسلام، کدام تفسير؟ من با تفسير نادرست از اسلام مخالفم. در مورد قسمت دوم سئوال، بسياری از مفسرين قرآن اين آيه را ناظر به تعزيرات حکومتی می دانند. در ابتدای اسلام اعراب جاهل زنان نافرمان را حتی به قتل می رساندند... نافرمانی را بايد نزد قاضی مطرح کرد و مجازات چنين زنی تعزير، يعنی شلاق است که قاضی بايد تعيين کند. نبايد از اين آيه اينطور برداشت کرد که اگر زنی نافرمانی کرد شوهرش حق دارد او را کتک بزند و بگويد که قران گفته. قرآن چنين حکمی ندارد. اين فقط برای قاضی است. البته همانطور که گفتم قرآن مانند هر کتاب دينی ديگری بايد تفسير شود و تفسير بايد بر مبنای عقل بشری باشد. احکام اسلامی از چهار منشاء نشات می گيرند: قرآن، سنت (راه و روش پيامبر و ائمه)، اجماع (عقيده همه علماء در مورد يک موضوع خاص) و عقل. يعنی در حقيقت با کمک عقل است که بايد مفاهيم کتاب را دربيابيم. چون عقل بشری بر پايه دانش بشری است بنا بر اين تفسيری که پانصد سال قبل از اسلام شده به درد امروز نمی خورد... پرسيده اند چرا کتابی که شما درباره نقد تحريم های اقتصادی آمريکا عليه ايران نوشته ايد، چند ماه طول کشيد تا زير چاپ برود؟ اين کتاب مربوط به تحريم های ايران نبود بلکه کتاب خاطرات شخصی، و نه سياسی، من بود. خاطرات من از تولد تا جايزه نوبل. اين کتاب را در آمريکا می خواستم چاپ کنم ولی اجازه نمی دانند و می گفتند که به خاطر تحريم ها و اينکه اين کتاب ممکن است برای يک ايرانی ايجاد درآمد بکند، اجازه نمی دادند. سال ها بود که ايرانی ها با اين مشکل مواجه بودند ولی نمی دانم که چرا هيچکدام از آنها به دادگاه نرفته بودند. من هم به خاطر پيشبرد کار خودم و هم به عنوان يک ايرانی که بايد از حقوق هموطنانم دفاع می کردم به دادگاه رفتم و خوشبختانه دادگاه به نفع ما رای دارد و اين تحريم فرهنگی نه تنها در مورد من و همه ايرانی ها از بين رفت بلکه در مورد سودان و کوبا هم از بين رفت. خوشحالم که اکنون کتاب برخی از نويسندگان ايرانی که ترجمه شده بود و قرار بود در آمريکا چاپ شود مثل بعضی از داستان های مرحوم گلشيری، احمد محمود و دولت آبادی. حالا آنها هم چاپ شدند. کتاب خاطرات من در حال ويرايش است و در ابتدای سال 2006 چاپ خواهد شد. سئوال آخر از صادق در تهران: می خواستم بدانم نظر شما درباره بی بی سی چيست؟ بی بی سی به نظر من رسانه ای است که اطلاع رسانی خبری خوبی دارد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||