|
سخنگوی 'جبهه دموکراسی و حقوق بشر' به سئوالات شما پاسخ داد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تا کمتر از يک ماه ديگر، سياستمداران اصلاحطلب تقريبا در حاشيه قرار خواهند گرفت و دولت تازه به روی کار خواهد آمد. اگر برخی می گويند جبهه اصلاح طلب ميراث ماندگاری پشت سر خود به جای نگذاشته است، برخی عقيده دارند که پيام اصلاحات در ادبيات سياسی ايران چنان دگرگونی عميقی به جای گذاشته که عمرش از دوران قدرت اصلاحطلبان طولانی تر خواهد بود. الهه کولايی، نماينده پيشين مجلس ششم و سخنگوی مصطفی معين، کانديدای جمع اصلاح طلبان "پيشرو" به برخی پرسش هايی شما پاسخ داده است (تعداد ايميل های ارسالی شما زياد بود و مجال برای مطرح کردن همه آنها نبود. پس سعی شد از تعدادی مباحث يک ايميل باب نمونه مطرح شود.): ادوين از گرگان سوال کرده که خانم کولايی شما به اينجا آمديد و شور و هيجان مردم را هم ديديد. نظر شما درباره نتايج انتخابات چيست؟ در دو مرحله انتخابات با حضور مردم و با تمام مشکلات که در کشور در حال توسعه ای مثل ما می تواند وجود داشته باشد، انتخابات را تجربه کرديم. مثل همه کشورهای ديگر هم در پايان انتخابات بايد ببينيم از طريق چه برنامه هايی می توانيم به هدف ها و خواسته هايی که داريم برسيم. در شرايط بعد از انتخابات بايد به راه ها و زمينه هايی که وجود دارد و می توانيم از طريق آنها در مسير رشد و توسعه کشور فعال باشيم فکر کنيم و به فعاليت ها ادامه بدهيم. مهدی نيا از تبريز می پرسد که چرا اصلاح طلبان نتوانستند نظر طبقه پايين را جلب کنند؟ آيا اصلاحات فقط برای قشر مرفه استفاده دارد؟ در خصوص برنامه ريزی که اصلاح طلبان در هشت سال گذشته داشتند، بايد به اين نکته توجه کنيم که اصلاحات نه فقط در عرصه سياست بلکه در عرصه های فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی بسيار اثرگذار بوده است. اما اتفاقی که در عرصه اقتصادی افتاد، در واقع سرمايه گذاری برای تقويت زيرساختهای رشد و توسعه کشور بود، که طبيعتا آثار آن به سرعت در جامعه منعکس نمی شود. به همين دليل من فکر می کنم يکی از غفلت های که اصلاح طلبان در طول هشت سال گذشته داشتند اين بود که از طريق سياست های مناسب تلاش نکردند تا نتايج فوری و مستقيم و ملموسی را در خصوص دستاوردهای اقتصادی به جامعه منتقل بکنند تا بتوانند حمايت اقشار پايين و توده های محروم جامعه را هم به دست بياورند. در ضمن خوانندگان سايت شما بايد به اين نکته توجه کنند که اصلاح طلبان در طول هشت سال فعاليت خود فاقد رسانه مناسبی بودند تا بتوانند دستاوردها و نتايج مثبت برنامه های خود را به جامعه منتقل کنند و ذهنيت مناسبی را در اين زمينه ايجاد کنند که طبيعتا بر قضاوت مردم اين نقيصه و نارسايی اثر منفی خود را بر جای گذاشت. سياوش معين از تهران پرسيده آيا اصلاحات با اين انتخابات شکست خورد؟ آيا آرای زياد آقای خاتمی در دو دوره حاصل يک موج بی محتوا بود؟ آيا ائئلاف دموکراسی خواهی پابرجا خواهد ماند؟ من توجه ايشان را به اين نکته جلب می کنم که رای آقای خاتمی در واقع رای تمام مردمی بود که خواستار تغيير و دگرگونی در جامعه ايران بودند و تمام آرا را ايشان کسب کرد در حالی که آرای کسانی که خواستار تغيير و دگرگونی در انتخابات سال 84 بودند بين چند کانديدا تقسيم شد و اين تفرقه و تشتت به هر حال در نتيجه آرا اثر منفی به بار آورد. در کنار اين موضوع فکر می کنم که اصلاحات فقط بعد سياسی نداشته است و بعدهای ديگر آن در تغيير گفتمان جامعه، در ايجاد شرايط متفاوتی که در اين هشت سال برای پذيرش تنوع و تکثر در جامعه ايرانی، تقويت نهادهای مدنی و به خصوص دستاوردهای اقتصادی اصلاحات در تقويت زيرساختهای رشد و توسعه اقتصادی نبايد مورد غفلت قرار بگيرد که در آينده تاثيرات خودش را نشان خواهد داد. به علاوه بدون ترديد، دموکراسی و تامين حاکميت مردم از طريق تلاش مستمر و طولانی قابل تحقق است و البته درس گرفتن از اين تجربه ها، که ما حتما بايد اين کار را انجام بدهيم. علی گل محمدی از تهران سوال کرده که چرا با وجود اين که اصلاح طلبان تمامی تلاش خود را در جهت دموکراسی و احيای حقوق مردم به کار گرفتند، مردم به يک باره رويگردان شده و به راستگرايان آن هم از نوع شديد آن رای دادند؟ قبلا هم اشاره کردم که اصلاح طلبان فاقد رسانه ای بودند که در سطح ملی ميان آنها و مردم ارتباط ايجاد بکند و موفقيت های آنها را به مردم منتقل کند و نه فقط نقطه ضعف های آنها را بزرگ جلوه دهد. اين ضعف ساختاری در هشت سال گذشته باعث شد که ذهنيت منفی در مورد عملکرد اصلاح طلبان بوجود بيايد. مردم از دستاوردها خبر نداشتند يا فقط در جريان عملکرد سياسی اصلاح طلبان بودند و اصلاح طلبان به لحاظ سياسی مشکلات جدی داشتند. اما اين به اين معنی نيست که اصلاح طلبان در زمينه های فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی موفقيت نداشته اند. در واقع من (نتيجه آرا) راشکست سياسی اصلاح طلبان تلقی می کنم. اما تغييراتی که در زمينه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی صورت گرفت ادامه خواهد يافت. به هر حال بهتر است که اين تغييرات به نحوی که منافع مردم تامين شود، مديريت بشود. حسين از تهران می پرسد چه کار کنيم اصلاحات نميرد؟ با اين دولت چگونه رفتار کنيم؟ من تاکيد می کنم که تغييرات اجتماعی را که در کشور ما شکل گرفته، تغييراتی همه جانبه است که اين انتخابات نشان دهنده شکست در يک وجه سياسی اين تغييرات است. اما تغييرات فرهنگی اجتماعی و اقتصادی که صورت گرفته ولو اين که محدوديت ها و مشکلاتی هم به وجود بيايد، ادامه پيدا خواهد کرد چون جامعه ما و جامعه جهانی تغيير کرده است. ما امروز با مفهوم جهانی شدن ربرو هستيم و تغييرات بين المللی جامعه ما را نيز به سرعت تحت تاثير قرار می دهد. مهم اين است که ما برای تحقق دموکراسی بايد زمينه ها و تربيت های فرهنگی - اجتماعی و به ويژه زمينه های اقتصادی مناسب و بخش خصوصی قدرتمند، فراهم کنيم. ما بايد از تجربه هايی که داشته ايم درس بگيريم و بپذيريم که جامعه ايرانی با توانمندی هايی که دارد بايد به شکل کاملا عقلانی مورد بهره برداری قرار بگيرد. رسول جاسب می گويد پذيرش حکم حکومتی باعث شکست اصلاح طلبان شد. در صورتی که اين حکم را نمی پذيرفتند خيلی بهتر بود. چرا حکم حکومتی پذيرفته شد؟ تلقی اصلاح طلبان و در واقع حاميان دکتر معين اين نبود که در انتخابات حکم حکومتی يا حکم فراقانونی صادر شده، بلکه تلقی اصلاح طلبان اين بوده است که اقدام شورای نگهبان خلاف قانون بوده بنابراين مداخله رهبری برای اصلاح اين رفتار بوده است. لذا با اعتقاد به اين که بايد حضور داشت، بايد فعاليت کرد و بايد با رويکرد مثبت در تغييرات اجتماعی شرکت کرد وارد اين عرصه شدند. هر حزب سیاسی و جريانی که بخواهد فعاليت خود را به شکل قانونی انجام دهد بايد از فرصت ها قانونی استفاده بکند. من فکر می کنم اينجا بايد سياست کسانی که انفعال و به نوعی تحريم يا کنار کشيدن از فعاليت و فرصت ها برای مشارکت سياسی را دنبال کردند، مورد توجه قرار بدهيم و نقشی که اين گونه رفتار در ايجاد وضع موجود داشته مورد ارزيابی قرار دهيم و نه کسانی که کنش مثبت را اتخاذ کردند. ساعد نامدار پرسيده خانم دکتر کولايی پس از مرحله اول انتخابات شما از دخالت بعضی نيروهای نظامی سخن گفتند. آيا برای مرحله دوم چنين پيش بينی نمی کرديد؟ اگر می توانستيد پيش بينی کنيد چرا مردم را دعوت به شرکت کرديد؟ آيا قبول داريد مشکل اصلی اصلاح طلبان عدم داشتن برنامه مشخص و منسجم بوده است؟ من فکر می کنم که ضعف ساختارهای سياسی، ضعف فرهنگ مدنی، عدم استفاده از تجربه های سياسی (انقطاع در عملکرد سياسی) جزو واقعياتی است که بايد به طور جدی مورد نقد و ارزيابی قرار بگيرد. ترديدی در اين مورد ندارم. ولی با توجه به جامعه و منطقه ای که ما در آن زندگی می کنيم بايد اين ضعف ها و محدوديت ها را در جامعه مورد ارزيابی قرار داد. به هر حال اين که افراد بر اساس چه ملاحظات يا مطلوباتی رای می دهند در جريان مرحله دوم انتخابات خود را نشان داد. بسياری از مردم ما، که ميليون ها تن از آنها در نزديکی خط فقر بسر می برند، به شعارهايی که به مبارزه با فقر، فساد و تبعيض پرداخته بود، واکنش مثبتی نشان دادند. ضمن اين که به نکاتی که ايشان ذکر کردند (دخالت در مرحله اول انتخابات) هم بايد توجه کنيم. ندا از زلاند نو می نويسد. قانون اساسی ايران يک ترکيب متناقض است. چه طور آقای معين می تواند به يک ترکيب متناقض اعتقاد داشته باشد؟ مشکل و تجربيات تاريخی کشور ما صرفا مربوط به مسائل مربوط به ساختارهای قانونی نيست. امير محمد عراقی از قم می نويسد به نظر می رسد احزاب حامی آقای معين در معرفی ابعاد شخصيت وی موفق نبوده اند. بسياری از ايميل های ديگر عنوان کرده اند که در انتخابات چهره قوی برای اصلاح طلبان وجود نداشت. البته بحث های بسيار طولانی و گسترده و همچنين موافقان و مخالفانی در اين خصوص (کانديداتوری آقای معين) وجود داشت که نهايتا براساس تجربيات و اين که فردی که سابقه قابل قبولی را در درون نظام داشته و امکان تائيد صلاحيت وی بيشتر است به عنوان کانديدای اصلاح طلبان معرفی شد. حاميان دکتر معين با کمبود امکانات و نارسايی های ساختاری و تشکيلاتی مواجه بودند. در زمينه های اقتصادی منابع مالی طبيعتا بسيار اثرگذار بود. اصلاح طلبان بايد به ضعف های درونی و مشکلات بيرونی در آسيب شناسی اين وضعيت توجه کنند. من تاکيد می کنم که پديده تحريم و انفعالی که متاسفانه بخش هايی از جامعه ما که هواداران بالقوه جريان (اصلاح طلبی) بودند تحث تاثير قرار داد، اجازه نداد تا ما از اين پتانسيل بهره لازم را ببريم تا جريان اصلاحات بتواند به تلاش خودش ادامه بدهد. کيان از ساری پرسيده شما چقدر مايل هستيد که با دولت جديد همکاری داشته باشيد و برای آن چه برنامه ريزی هايی داريد؟ دولت جديد نگرش خاص سياسی را دنبال می کند و به نظر می رسد که همکارانش را هم از درون اين جريان سياسی انتخاب می کند. طبيعتا گروه ها و نيروهای اصلاح طلب هم تلاش خواهند کرد در داخل ساختارها و تشکيلات قانونی خود بازسازی را دنبال کنند و با استفاده از درس هايی که از تجربيات گذشته گرفته اند تلاش به پيشبرد اهداف و خواسته های مردم ايران و رشد و توسعه همه جانبه در کشور کمک کنند. مطمئنا حوزه ها کاملا متفاوت خواهد بود. اما ممکن است کسانی که در جريان اصلاح طلبی خيلی فعال بوده اند، بدون داشتن موقعيتی ويژه و ممتاز در درون برنامه اجرايی کشور در جهت ايفای نقش وظايف ملی و حرفه ای خود به فعاليت ادامه بدهند. شکيب فهيدی از تبريز در بخشی از ايميل خود گفته که ضروری است جبهه اصلاحات برای مدت کوتاهی از گردونه سياست خارج شود. شايد تغيير حکومت و سلب برخی عادات زندگی مردم در دوران آقای احمدی نژاد موجب نگرش تازه مردم به اين جبهه شود. خواه ناخواه اين اتفاق افتاده است. در واقع با يک دست شدن حاکميت با گروه هايی که مبانی فکری مشابه و مشترکی دارند، مجالی فراهم شده است تا اصلاح طلبان بتوانند به نقد و ارزيابی خود بپردازند، ظرفيت های خود را بهبود ببخشند تا در فرصت های مناسب ديگری که برای آنها فراهم می شود وظايف خود را به نحو بهتری انجام بدهند. خليل مهاجر از تهران می نويسد خانم کولايی برنامه اقتصادی اصلاح طلبان برای مقابله با نظام يارانه ای و ايجاد کار پايدار و مولد چيست؟ آيا برنامه منسجمی برای کاهش بهره بانکی، تشويق سرمايه گذاری و رشد اقتصاد غيرنفتی داريد؟ آيا می توانيد پايه های حزب مشارکت را براساس اين برنامه تقويت دهيد و نظام مبتنی بر يارانه حاصل از فروش نفت را به طور پايدار به چالش بکشيد؟ ارتباط اين بينش اقتصادی را با آزادی چگونه ارزيابی می کنيد؟ طبيعتا وقتی که يک جريان سياسی در حاکميت قرار بگيرد بر اين نکاتی که ايشان اشاره کرده اند به طور جدی تاثيرگذار خواهد بود. با توجه به اين جبهه اصلاح طلبی مشارکت سياسی نداشته و به حاشيه کشانده شده است، اين جبهه در حد امکاناتی که در اختيار خواهد داشت در حالی که ديدگاه های اقتصادی خود را بازسازی و بررسی می کند، می تواند زمينه های قدرتمند شدن جامعه را از طريق تقويت بخش خصوصی و فعال شدن در عرصه های اقتصادی به نتيجه برساند. طبيعتا افرادی که در سيستم سياسی هشت سال گذشته پست هايی داشته اند اين امکان را امروز پيدا می کنند تا به تدريج در عرصه فعاليت های خصوصی و غيردولتی وارد بشوند و از اين طريق می توانند در پيشبرد اهدافشان که قدرتمند کردن بخش خصوصی در برابر دولت است، فعاليت کنند. با توجه به نقش درآمدهای نفتی در جامعه ما موازنه، موازنه بسيار نابرابری خواهد بود ولی به هر حال اين تلاش بايد شکل بگيرد چون هر يک از بخش های اجتماعی ما سهم خودشان را در توسعه و رشد جامعه بايد ايفا کنند. ولی آنچه که در خصوص اين سوال می توان گفت اين است که اصلاح طلبان با به دست آوردن فرصت های مناسب در عرصه قدرت يعنی اثرگذاری بر سياست گذاری ها و اجرای سياستهای اقتصادی می توانند در مسير تحقق اهدافی که خواننده سايت شما اشاره کردند گام برداشته و همانطور که گفته شده از اين طريق می توان زمينه ها را برای گسترش آزادی ها مساعد ساخت. عبدالله از اردبيل نوشته رقبای اصلاح طلبان شعارهای سنتگرايانه را با پياده کردن ارزش های اخلاقی سر می دادند که بايد با مفاسد اجتماعی و سياسی مبارزه کرد که شعارهای بدی هم نيست. چگونه است که اصلاح طلبان که شعار اصلاحات می دادند قدمی در پاکسازی فسادهای مالی در ادارات برنداشتند؟ نکته بسيار مهمی را اشاره کرده اند. وقتی ما از نقد و بررسی صحبت می کنيم مفهومش اين است که ببينيم کجاها غفلت کرديم. از مباحث مورد توجه زياد مردم در اظهارات آقای احمدی نژاد مربوط به فساد و رانت خواری بود که در دوره اصلاحات بايد توجه بيشتری به اين مسئله صورت می گرفت. اما به اين نکته هم توجه داشته باشيم که نظامی که در آن رانت خواری گسترش می يابد، نظامی است که اساسا سيطره دولت و حکومت بسيار بر آن قدرتمند است. اين مباحث از طريق تمرکز زدايی از اين نظام در خدمت مردم، ايفای نقش مناسب برای مردم به عنوان ناظران بر فعل و انفعالات سياسی - اقتصادی، يعنی شفاف سازی، يعنی ايجاد شرايط مناسب برای پاسخگويی که در برنامه اصلاح طلبان به آن پرداخته شد (اما شايد کمتر نتايج و پيامدهای آن به طور ملموس در اختيار مردم قرار می گرفت) مطرح بود. اما به نظر می رسد که اين بحث ها بايد به زبان توده ها و عوام تبديل می شد تا معنای واقعی را بتواند انتقال دهد. ايمان از تهران موضوع رفراندوم برای تغيير قانون اساسی و دموکراتيزه کردن نهادهای انتصابی و تنها راه اصلاح وضعيت فعلی مطرح کرده است. به هر حال بحث رفراندوم به عنوان يک مکانيزم اخذ آرا مردم در قانون اساسی هم پيش بينی شده است. به نظر می رسد که برای تن دادن به رای مردم صرفا تکيه بر ملاحظات سياسی کافی نيست. تحقق دموکراسی و تامين حقوق مردم بايد همچنين همراه با زمينه های مناسب اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نيز باشد که اين مجموعه تلاش ها دموکراتيزه کردن جامعه است که در طول سالهای گذشته دنبال شده. در جريان نهمين دور از انتخابات رياست جمهوری و مطرح شدن نقاط ضعف جبهه اصلاح طلب در درون و بيرون، اين جبهه اکنون وارد فاز جديدی شده که بايد در اين فاز نيز با توجه به ظرفيت های قانونی اين تلاش ها را ادامه بدهيم. در مورد جبهه دموکراسی سوالات زيادی داشته ايم از جمله حسن جمشيدی از تهران می پرسد اين جبهه از چه زمانی رسما شروع به کار و عضوگيری می کند و آيا برنامه مدونی برای آن داريد يا اين که به زودی به فراموشی سپرده خواهد شد؟ در مورد جبهه مشارکت هم صادق از يزد سوال کرده که چرا جبهه مشارکت عضوگيری نمی کند؟ جبهه دموکراسی خواهی ايده ای بود که در ايام انتخابات هواداران دکتر معين برای يکپارچه کردن نيروی تمام کسانی که به ضرورت تحقق دموکراسی و حقوق بشر اعتقاد داشتند، مطرح کردند که مورد استقبال قرار گرفت. برای ايجاد ساختار و تشکيلات مناسب برای آن بايد ميان تشکيلات و سازمان های سياسی موافق اين جبهه هماهنگی ايجاد شود که نياز به زمان دارد. گفتگوها و مذاکرات در اين زمينه در جريان است. اما در مورد جبهه مشارکت بعد از انتخابات دوره نهم بررسی عملکرد حزب، شرايط موجود کشور، چشم اندازها و برنامه ها در ظرف دو ماه آينده در کنگره مشخص خواهد شد و بر اين اساس با بازسازی تشکيلاتی جبهه مشارکت اسلامی ايران اسلامی در خصوص رفتارهايی که بايد در آينده شکل بگيرد، مشخص خواهد کرد. لذا دوستان ما با اندکی صبر و حوصله تحولات را دنبال بکنند. در يکی دو ماه آينده اقدامات لازم صورت خواهد گرفت. سعيد بلوچ از زاهدان در مورد جامعه اهل سنت پرسيده و اين که چرا از اهل سنت در کابينه آقای خاتمی استفاده نشد. او می پرسد مگر ما جز ايران جماعت نيستيم؟ در مورد ترکيب دولت آقای خاتمی خود ايشان بايد پاسخگو باشند چون ايشان دولت حزبی نداشتند که ما پاسخگو باشيم. اما ايشان فضايی را ايجاد کردند که حقوق همه ايرانيان مورد احترام قرار بگيرد. با اين حال بايد بپذيريم که تغييرات اجتماعی و سياسی تغييراتی نيست که به سرعت صورت بگيرد و نيازمند شرايط مناسب است و بايد در تداوم تلاش ها تحقق يابد. بدون شک با فضايی که در کشور ما بوجود آمده از طريق تقويت نهادهای مدنی خواسته و مطالبات همه مردم ايران منجمله مردم اهل سنت کشورمان قابل تامين خواهد بود. عباس می پرسد به نظر شما با روی کار آمدن آقای احمدی نژاد وضعيت نويسندگان و روزنامه نگاران به چه شکلی در خواهد آمد؟ به هر حال ديدگاه هايی که از سوی ايشان و همفکرانشان مطرح شده است احتمال ايجاد برخی محدوديت ها و سخت گيری ها را مطرح کرده است. من ترديدی ندارم که تصوريری که ايجاد شده با آنچه در واقعيت رخ خواهد داد - چه در عرصه داخلی چه بين المللی - متفاوت خواهد بود. ايشان و همفکرانشان در عرصه واقعيت و عمل به محدوديت و امکانات موجود در کشور توجه بيشتری خواهند داشت و در عرصه عمل با واقعيت ها ارتباط نزديک تری ايجاد خواهند کرد. ولی در هر حال بايد در نظر داشته باشيم وقتی مردم بذری را می کارند بايد در انتظار محصولی متناسب بذر کاشته شده بنشيند. بنابراين کسانی که در جامعه ما رای ندادند، کسانی که از جريان اصلاحات حمايت نکردند و در واقع مجموعه ديدگاه هايی که آگاهانه يا ناآگاهانه در چند هفته اخير در کشور ما شکل گرفت، طبيعتا نتايج و پيامدهای خود را به همراه خواهد داشت و اين نتيجه ای اجتناب ناپذير است. آنچه مهم است پايداری و ادامه تلاش هايی است که بتواند با توجه به واقعيات، جامعه ايرانی را به عنوان جامعه ای پويا و بالنده در جهت رسيدن به مطالبات مردم پيش ببرد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||