|
اهميت رای زنان و جوانان در انتخابات | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در پی پيروزی محمد خاتمی در دوم خرداد ۷۶ و پس از فرونشستن موج احساسات برآمده از غيرمنتظره بودن اين پيروزی، تلاش پژوهشگران برای توضيح نتيجه انتخاباتی که به گفته همگان، نقطه عطفی در تاريخ انقلاب ايران بود آغاز شد و فارغ از نقاط افتراقی که در اين تحليل ها ارائه می شد، دست کم در يک نقطه اشتراک نظر وجود داشت و آن تاکيد بر نقش کليدی زنان و جوانان در ورود محمد خاتمی به کاخ رياست جمهوری بود. جدا کردن زنان و جوانان از ترکيب کلی جامعه رای دهندگان ايرانی و مطالعه رفتار انتخاباتی آنان به شيوه مستقل، مستلزم پذيرفتن دو پيش فرض است: افرادی که معتقد به ممکن و مفيد بودن چنين مطالعه ای هستند، لاجرم پذيرفته اند که رفتار انتخاباتی زنان و جوانان، اولا مستقل از رفتار انتخاباتی مردان بزرگسال است و ديگر اين که رفتار انتخاباتی نيمی از جوانان که در عين حال زن نيز هستند، دارای ويژگی هايی است که که قرار گرفتن آنان در يک مجموعه را ممکن می سازد. يکی از دلايل بديهی تعيين کننده بودن رای جوانان در ايران را بايد در بزرگ بودن اين جامعه رای دهنده نسبت به کل جامعه رای دهندگان دانست. ايران تنها کشور جهان است که شهروندان آن از ۱۵ سالگی، جواز شرکت در انتخابات را به دست می آورند. برخی معتقدند احساس نياز رهبران ايران به بالا بودن ميزان مشارکت عمومی در انتخابات، سن رای دادن را به تدريح پايين آورده و به دليل ترکيب جمعيتی بسيار جوان ايران، اين قشر از جامعه به نيروی سياسی عظيمی تبديل شده است که جذب آن توسط هر شخص، حزب يا جريان سياسی می تواند سرنوشت هر انتخاباتی را به نفع آنان يکسره کند. از سوی ديگر با افزايش سطح تحصيلات زنان و استقلال اقتصادی روزافزون آنان، مطالبات اين قشر اجتماعی نيز به طور طبيعی افزايش پيدا کرده و از اين رو کسب رای آنان نيز به عامل تعيين کننده ديگری در انتخابات های ايران تبديل شده است. افزون بر اين به موازات افزايش زنان تحصيلکرده در جامعه، ميزان آگاهی آنان نسبت به قدرتشان در بر هم زدن توازن قوا در ساختار سياسی جمهوری اسلامی نيز افزايش يافته و گرايش به سهم خواهی از قدرت سياسی در ميان آنان بيشتر شده است. امروز برخی از فعالان جنبش زنان ايران با اشاره به نياز جمهوری اسلامی به آرای زنان، با صراحت می گويند "نمی توان از زنان انتظار داشت مشارکت سياسی داشته باشند ولی سهم آنان از قدرت را نپرداخت." ناظران سياسی در ايران بر اين باورند که در گذشته هر نامزدی می توانست تنها با طرح شعارهايی کلی درباره جوانان و زنان، آرای آنان را به سوی خود جلب کند اما به مرور زمان، مطالبات اين دو قشر اجتماعی، دچار تحول شده است. امروزه علاوه بر مشخص و شفاف شدن مطالبات زنان و جوانان، تجربه دست کم دو دوره رياست جمهوری محمد خاتمی، به اين دو قشر از جامعه ايران آموخته است که صرف گنجاندن مطالبات آنان در سياهه شعارهای انتخاباتی نامزدها، نمی تواند ضمانتی بر عملی شدن آن مطالبات نيز تلقی شود. با اين وجود برخی بر اين باورند که تغييراتی که به دليل شرايط خاص حاکم بر منطقه در کشورهای همسايه ايران در حال وقوع است، لاجرم در عين حالی که تاثير خود را بر راديکال تر شدن مطالبات زنان ايران خواهد گذاشت، از ميزان مقاومت ها در مقابل آن نيز خواهد کاست. به عنوان مثال در حالی که زنان در کابينه های کشورهايی مانند افغانستان، عراق، کويت، عمان و قطر حضور دارند، ديگر بعيد به نظر می رسد که واکنش هايی نظير آنچه در سال ۱۳۸۰ از سوی لايه های سنتی و پر نفوذ جامعه روی داد، مجال تکرار داشته باشد. به گفته محمد ابطحی، معاون حقوقی و پارلمانی پيشين محمد خاتمی، بعد از انتخابات رياست جمهوری سال هشتاد، برخی مراجع قم ضمن ارسال پيامی به رييس جمهور، وی را تهديد کرده بودند که در صورت انتخاب وزير زن برای کابينه، پرداخت ماليات به دولت را حرام اعلام خواهند کرد. پژوهشگران اجتماعی معتقدند واقعيت های موجود در هر اجتماعی، دير يا زود خود را بر ساختارهای سياسی آن تحميل می کنند و هيچ ساختار هرچند به ظاهر صلبی نيز نمی تواند در دراز مدت، خود را به کلی از تغييرات مصون نگاه دارد. جامعه ايران، جامعه ای است جوان. بين سال های ۶۰ الی ۷۰ شمسی، هر سال به طور متوسط يک ميليون نفر به جمعيت اين کشور اضافه شده است. به بيان ديگر، هم اکنون همه ساله حدود يک ميليون نفر به سن بيست سالگی رسيده و به جامعه افراد جويای کار ايران افزوده می شوند. به گفته کارشناسان در چنين شرايطی، بديهی است که جمهوری اسلامی نمی تواند تنها در ايام انتخابات به ياد اين قشر عظيم جامعه افتاده و خواستار مشارکت جمعی آنان در پای صندوق های رای شود. مطالبات زنان و جوانان ايران واقعی است و هر نامزدی که روز جمعه بتواند نام خود را از صندوق های رای بيرون بکشد، دير يا زود به اقتضائات ناشی از اين مطالبات نيز گردن خواهد گذاشت. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||