|
اجلاس شرم الشيخ، خبری ناخوشايند برای جمهوری اسلامی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
توافق آريل شارون، نخست وزير اسرائيل و محمود عباس، رئيس دولت خودگردان فلسطين برای پايان دادن به هر نوع خشونت عليه اسرائيليها و فلسطينيها، به همان اندازه که برای بسياری از کشورها خبر خوب و دلگرم کننده ايست، برای جمهوری اسلامی ايران ناگوار و مايوس کننده است. جمهوری اسلامی دست کم در برابر افکار عمومی داخلی، علاقه خود را برای ادامه منازعه بين اعراب و اسرائيل و مخالفت با آنچه "سازش" خاورميانه می نامد، پنهان نمی کند. از همين رو، از زمان کنفرانس مادريد (سال ۱۹۹۱) تاکنون، هر توافقی که بين اسرائيل و فلسطينيها صورت گرفته، با واکنش منفی جمهوری اسلامی روبرو شده است، گو اينکه شدت موضع گيری منفی ايران در برابر توافقات همواره تابعی از شرايط نيز بوده است. در شرايط حاضر که فشارهای بين المللی عليه جمهوری اسلامی افزايش يافته است؛ گمان نمی رود که در سطوح رسمی واکنش تندی به توافق شرم الشيخ نشان داده شود. اين وظيفه را احتمالا برخی از مطبوعات وابسته به جريان های تندرو حکومت و شماری از نمايندگان مجلس به عهده خواهند گرفت تا ضمن آنکه موضع مخالف نظام سياسی در برابر آتش بس بين فلسطينی ها و اسرائيل ابراز شود، در عين حال باعث برانگيختن موج تازه ای از فشارهای بين المللی عليه حکومت نشود. محافل تندرو ايران قاعدتا اميدوارند که آتش بس اعلام شده در اجلاس سران در شرم الشيخ ديری نپايد و همه امور به سرعت به روال سابق خود برگردد. فاصله گرفتن جنبش اسلامگرای حماس از توافق شارون – عباس از اين جهت می تواند مايه دلگرمی تندروهای ايران باشد. اسامه ابوحمدان نماينده حماس در لبنان که ساليانی را به عنوان نماينده اين جنبش در ايران خدمت کرده است، بلافاصله پس از توافق شارون و عباس برای پايان دادن کامل به خشونتهای متقابل، اعلام کرد که اين توافقی يک جانبه از سوی ابومازن با طرف اسرائيلی است و حاصل گفتگوهای بين گروههای فلسطينی به شمار نمی رود. انتظار می رود جنبش اسلامگرای جهاد اسلامی نيز که روابطی به مراتب نزديکتر از حماس با تهران دارد، نسبت به توافق شرم الشيخ موضعی مشابه اتخاذ کند. اين در حالی است که هرگونه کوشش مخفی يا علنی گروه های اسلامگرای فلسطينی برای نقض آتش بس و حمله به اهداف اسرائيلی می تواند به سوژه تازه ای برای اعمال فشار بيشتر به ايران تبديل شود. مقام های اسرائيلی در روزهای اخير تلاش کرده اند تا ايران و در درجه بعد سوريه را به هدايت عمليات ضد اسرائيلی حماس و جهاد اسلامی با وساطت حزب الله لبنان معرفی کنند و بدين وسيله فشارهای جهانی را عليه جمهوری اسلامی که آن را دشمن شماره يک خود می دانند، افزايش دهند؛ اما جمهوری اسلامی نيز به نوبه خود می کوشد تا در شرايط سختی که با آن دست به گريبان است، ابزار تبليغاتی تازه ای در اختيار اسرائيل و متحد قدرتمندش آمريکا قرار ندهد. در واقع دعوت از محمود عباس برای ديدار از تهران در همين جهت قابل ارزيابی است. اگر ديدار محمود عباس از تهران صورت واقعيت به خود گيرد، آن را می توان جدی ترين نرمش جمهوری اسلامی در برابر مساله فلسطين در طول حيات جمهوری اسلامی تلقی کرد. البته اين به معنای پايان ستيز ايران با روند صلح خاورميانه نيست اما اهميت نمادين بسياری دارد. محمود عباس شريک صلح آريل شارون و مخالف بی پروای حملات مسلحانه ضد اسرائيلی است. دعوت او به تهران نمی تواند بدون موافقت بلندپايه ترين مقامهای نظام و صرفا ابتکاری از سوی دستگاه وزارت خارجه و يا دولت محمد خاتمی باشد. از اين رو، استقبال از ابومازن در تهران از سوی کسانی که تا چندی پيش انتقاد تلويحی از عمليات انتحاری عليه اهداف غير نظامی اسرائيل را هم تاب نمی آوردند، نمی تواند موضوعی ساده و پيش پا افتاده باشد. مسلما محمود عباس به اين دليل به تهران سفر نمی کند تا از مواضع ضد اسرائيلی رهبران ايران مطلع شود و يا از آنان برای مبارزه با اسرائيل کمک بگيرد. هدف سفر احتمالی او به ايران درخواست از جمهوری اسلامی برای کمک به مهار گروه های اسلامگرای فلسطينی است، يعنی درست همان چيزی که ايالات متحده آمريکا و اتحاديه اروپا از ايران می خواهند. پاسخ رهبران ايران به محمود عباس احتمالا همان پاسخ آنها به مقامهای اروپايی در جريان مذاکرات حساس جاری است. بنابر گزارش ها، مذاکره کنندگان اروپايی از ايران می خواهند که از نفوذ خود بر روی گروه های فلسطينی برای کمک به استقرار آرامش در سرزمين های اشغالی استفاده کند. جمهوری اسلامی در مواضع علنی خود بعضا منکر چنين نفوذی است، اما بسيار بعيد است که در مذاکرات محرمانه نيز همين موضع را تکرار کند. با اين همه تا چندی پيش جمهوری اسلامی دليل روشنی برای عدم استفاده از نفوذ خود در جهت آرام کردن اوضاع در فلسطين داشت. مذاکره کنندگان ايرانی به راحتی می توانستند با برشمردن سياستهای سختگيرانه و افراطی دولت آريل شارون در برابر فلسطينی ها، بن بست در روند صلح خاورميانه و ادامه خشونت ها را به راستگرايان اسرائيلی نسبت دهند، اما اينک با توجه به نرمش های دولت اسرائيل در مقابل محمود عباس و به ويژه تعهدات شارون برای تشکيل کشور مستقل فلسطينی در اجلاس شرم الشيخ - در صورت به اجرا درآمدن توافق های اين اجلاس - جمهوری اسلامی به سختی می تواند ادامه خشونت در سرزمين ها را به اسرائيل منسوب کند. شارون در اجلاس شرم الشيخ با زبانی سخن گفت که پيش از آن، از وی شنيده نشده بود. او که همواره لحنی تند و گزنده در برابر فلسطينی ها به کار می گرفت، در شرم الشيخ چنان از "حقوق فلسطينيان برای برخورداری از عزت و استقلال" سخن به ميان آورد که اگر کسی او را نمی شناخت، می پنداشت کبوترهای حزب کارگر و يا رهبران حزب صلح طلب مرتز در حال سخنرانی هستند. اين در واقع پديده تازه ايست که جمهوری اسلامی نيز به دليل شرايط بين المللی ناگزير از به حساب آوردن آن است، اما برای کنار آمدن با اين نوع پديده های نو ظهور، جمهوری اسلامی سياست خاص خود را دارد، سياستی که مشخصه اصلی آن ايجاد ابهام و ترديد در طرف مقابل است تا هرگز به جمع بندی مشخصی نرسد. شايد بعضی از تحليلگران چنين سياستی را که مشخصا درباره چهار موضوع مورد نگرانی اتحاديه اروپا ("سلاح های کشتار جمعی، حمايت از تروريسم، صلح خاورميانه و حقوق بشر") از سوی جمهوری اسلامی به کار گرفته شده است، "زيرکانه" و "پيچيده" بنامند، اما اين سياست حتی اگر پيچيده و زيرکانه هم باشد، در دنيای امروز "راهگشا" نيست، چرا که پس از مدتی، باعث بی اعتمادی خطرناکی می شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||