درباره این نوشته
بازداشت روزنامهنگاران و محدود کردن فعالیت مطبوعات و رسانهها تجربه جدیدی برای فعالان در عرصه ارتباطات ایران نیست بلکه از زمان ورود اولین روزنامه به عرصه اجتماعی آن کشور در دوران ناصرالدین شاه قاجار، فعالان این عرصه همواره در رویارویی دائمی با حاکمان بودهاند.
ساقی لقایی، روزنامهنگار، در این نوشته به پیشینه این رویارویی در تاریخ ایران پرداخت است.
قسمت دوم این گزارش که به محدودیت فعالیت مطبوعات در نزدیک به سی سال گذشته اختصاص دارد، آخر هفته آینده منتشر خواهد شد.
در همان روزگاری که زرق و برق فرنگ ناصرالدین شاه را گرفت، او در کنار سیر و سیاحتهایش، مظاهری از دنیای پیشرفته را هم در ایران رونق داد، از جمله روزنامهنگاری. اما زمان زیادی نگذشت که شاه از کرده خود پشیمان شد.
روزنامه وطن نخستین روزنامه توقیفشده در تاریخ ایران است. این روزنامه فقط در یک شماره در سال ۱۲۹۳ قمری به مدیریت بارون لویی دونورما که به همراه ناصرالدین شاه از پاریس به تهران آمده بود، منتشر شد. ولی چون در اولین شماره مقالهای در خصوص آزادی بیان نوشت، این روزنامه تعطیل و لویی دونورما از ایران اخراج شد.
اما پیش از آن، نخستین روزنامه ایرانی توسط میرزا نجفعلیخان خویی و محمدطاهر تبریزی با کمک مالی دولت ایران با نام اختر در سال ۱۲۹۱ قمری در استانبول منتشر شد. اختر با این که در خارج از کشور چاپ می شد، در داخل ایران توزیع می شد.
اختر نشریهای مترقی بود و نقش موثری در آگاهسازی و روشنگری ایرانیان داشت.

وقایع اتفاقیه از نخستین روزنامههای تاریخ ایران است
از نخستین روزنامههای ایران در خارج:
- عروهالوثقی در پاریس
- قانون در لندن
- شاهسون در استانبول
- حکمت در قاهره
- ثریا در قاهره
- حبلالمتین در کلکته
آشنایی با مفاهیمی چون آزادی بیان، آبی بود که ریخته شده بود و ناصرالدین شاه و اخلافش نتوانستند جمعش کنند.
در همان دوره بود که عدهای از نواندیشان از مرز ایران خارج شدند. عروهالوثقی را سیدجمالالدین اسدآبادی در پاریس منتشر کرد، قانون را میرزا ملکمخان در لندن، شاهسون را میرزا عبدالرحمن طالباف در استانبول، حکمت را میرزا مهدی تبریزی در قاهره، حبلالمتین را سیدجلالالدین کاشانی در کلکته و ثریا را علیمحمدخان شیبانی در قاهره.
اختر با عروهالوثقی اختلاف نظر داشت. اختر حکومت اروپایی را برای ایران مناسب میدانست و عروهالوثقی اتحاد اسلامی را تجویز میکرد.
در چنین شرایطی بود که ناصرالدین شاه اداره سانسور را بنا نهاد و کنترل هر آنچه در ایران منتشر میشد یا خارج از ایران منتشر میشد و به ایران میآمد را به آن اداره سپرد.
سانسور یا همان 'فیلترینگ' در دوره قاجار به شیوه باز کردن محمولههای پستی در پستخانهها انجام میشد تا مبادا نسخهای از روزنامههای بیرونی وارد کشور شود.
شرایط به گونهای بود که نگرانی جدی دربار از تکثیر و توزیع وسیع نشریات چاپ خارج از ایران، توزیعکنندگان روزنامههای بیرونی و شبنامهها را به خطر میانداخت، اما این روند ادامه داشت و علاوه بر مطبوعات فارسیزبان برونمرزی در این دوره دهها عنوان شبنامه منتشر شد که نقش بسزایی در آگاهسازی مردم داشتند و به روایت تاریخ، این روند از بزرگترین عوامل پیدایش انقلاب مشروطه بود.
دوران تحول
دوره مظفرالدین شاه را میتوان به نوعی دوران تحول روزنامهنگاری در ایران دانست. روزنامههایی که درون کشور منتشر میشدند به تعلیم و تربیت، تمدن جدید، عدل و قانون، تذکر مفاخر قدیم، دعوت به اخوت اسلامی و معرفی سیاست روس و انگلیس میپرداختند.
اما ممنوعیت ورود نشریات چاپ خارج، زندانی کردن و تبعید روزنامهنگاران و نشر "دولتنامهها"، تشکیل انجمنهای مخفی و سپس مشارکت روزنامهنگاران ایرانی در صدر فرمان مشروطه و تشکیل مجلس، از جمله وقایعی است که در دوران مظفرالدین شاه افتاد.
پس از فرمان مشروطه، قانونگذاران که روزنامهنگاران نیز در میان آنها بودند، اصل ۱۳ قانون اساسی را با تاکید بر این که "هیچ امری از امور در پرده و بر هیچکس مستور نماند" به ثبت رساندند.

دوره مظفرالدین شاه را میتوان به نوعی دوران تحول روزنامهنگاری در ایران دانست
سپس نخستین قانون مطبوعات با عنوان "قانون انطباعات" نوشته شد که لزوم آزادی کامل مطبوعات را شامل میشد. این قانون چندان پایدار نماند و با به قدرت رسیدن محمدعلی شاه و ماجرای به توپ بستن مجلس روزهای تاریک روزنامهنگاری در ایران دوباره فرارسید.
در دوره استقرار مشروطیت در ایران نشریات بسیاری جان گرفتند و با تیراژ بالا منتشر شدند. این حرکت با فشار دربار روبهرو بود، فشارهایی که به توقیف موقت صور اسرافیل، به عنوان نخستین توقیف مطبوعات پس از مشروطیت، منجر شد.
بعد از آن حبلالمتین توقیف شد که اعتراض همگانی روزنامهنگاران، کتابداران و کارکنان چاپخانهها را در پی داشت. این اعتراضات، نخستین اعتصاب در تاریخ مطبوعات ایران را رقم زد.
روحالقدس نیز به دلیل نگارش مقالهای علیه محمدعلی شاه و در پی شکایت مستقیم وی توقیف شد.
در ابتدای دوره احمدشاه قاجار بود که روزنامهنگاران تبعیدی به کشور بازگشتند و فضای رسانهای داخلی رونق قابل توجهی گرفت.
در دوره مجلس دوم ایران، احزاب تریبونهای مطبوعاتی داشتند. "اتفاق کارگران" به روشنگری کارگران میپرداخت و "زبان زنان" به مدیریت صدیقه دولتآبادی به مسائل حقوق زنان تمرکز داشت. اما آزادی بیان و روشنگری در ایران را حتی دولتهای دیگری همچون روسها، براساس منافعشان برنتافتند و این بار شکایت آنها بهانهای برای تحدید مطبوعات و بسته شدن دوباره فضای آزادی بیان شد.
مرحله بعد در تاریخ مطبوعات ایران تقریبا بعد از اولتیماتوم روسیه تزاری و انگلستان بود؛ زمانی که احزاب تعطیل شدند، تحدید مطبوعات از سر گرفته شد و ترور و تبعید و زندان شدت گرفت.

توقیف موقت صور اسرافیل نخستین توقیف مطبوعات پس از مشروطیت در ایران است
مجازات بعد از کودتا
با سقوط سلسله شاهان قاجار، رضا پهلوی هرچند به اهمیت رسانهها در آمادهسازی جامعه برای تغییرات سیاسی پی برده بود و از آنها بهره میگرفت، اما در عین حال این را هم دریافته بود که آزادی مطبوعات در مواقعی مثل اقدامش به کودتا، میتواند به ضررش تمام شود.
او سانسور را از زمان وزارت جنگ آغاز کرده بود و پس از کودتا، در پاسخ به مطبوعاتی که جویای مسبب کودتا بودند هشدار داد که چنانچه روزنامهای مطلبی در این زمینه منتشر کند، مدیر و نویسنده را مجازات خواهد کرد. مطبوعات به هشدار وی توجه نکردند و او این بار ابلاغیهای شدیدالحن منتشر کرد و اعلام کرد که "قلمها را میشکنم و زبانها را میبرم."
توقیف "فکاهی" و ترور میرزاده عشقی از نمونههای حذف مطبوعات و مطبوعاتیها در دوره رضا پهلوی است. تعطیلی همه روزنامهها جز روزنامه "ایران" توسط سیدضیاالدین طباطبایی که خود پیش از آن روزنامهنگار بود، از جمله دیگر وقایع دوران کودتاست.
در دوران پادشاهی رضا پهلوی سانسور همچنان وجود داشت، هرچند با استقرار کامل او بر کشور، مطبوعات تحت امرش جان گرفتند. کنترل مطبوعات هم به شهربانی واگذار شد.

ترور میرزاده عشقی از نمونههای حذف مطبوعات و مطبوعاتیها در دوره رضاخان است
با این حال، حتی گاه رضاشاه نوشتههای مطبوعات خارجی را برنمیتافت. از جمله در پی اعتراض وی به مندرجات نشریه طنز "اکسلسیور" فرانسه، روابط تهران–پاریس قطع شد.
با سر کار آمدن محمدرضا شاه فضای نسبتا آزادتری برای مطبوعات به وجود آمد. به طوری که نیروهای سرکوب شده در زمان رضاشاه به میدان آمدند تا در مقام نمایندگی گروههای اجتماعی در توزیع قدرت سهیم شوند. یکی از ویژگیهای مطبوعات در این دوره، گسترش کمی و تنوع فکری سیاسی و اجتماعی بود.
شمار و کیفیت نشریات این دوره هم با دوران گذشته قابل قیاس نبود.
بعد از بلوای نان در هفدهم آذرماه ۱۳۲۱ قوامالسلطنه با استفاده از قدرت نظامی، اصلاح قانون مطبوعات را به اجرا گذاشت و دوره توقیف روزنامهها را از یک سال تا سه سال افزایش داد و رسیدگی به جرایم مطبوعاتی را به دادگاه واگذار کرد.
سانسور بعد از کودتای ۲۸ مرداد شدت گرفت. این امر در حدود ۱۰ سال با فرمانداری نظامی یا سازمان امنیت بود. از حکومت اسدالله علم به بعد سانسور مطبوعات به اداره کل انتشارات و رادیو سپرده شد و در سال ۱۳۵۶ با اعلام فضای باز سیاسی، مطبوعات جان گرفتند و سرانجام در اواسط سال ۵۷ سانسور برداشته شد.
بخش دوم این نوشته را هفته آینده در کلیک مجله بیبیسی فارسی بخوانید.





















