روزنامههای تهران، زنان در ورزشگاه و تفسیر آتش به اختیار
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
روزنامههای صبح امروز تهران، یکشنبه ۲۱ خرداد سه روز بعد از سخنان رهبر جمهوری اسلامی در جمع دانشجویان و به کار بردن اصطلاح آتش به اختیاربرای مقابله با نهادهای فرهنگی، در تفسیرهایی شبیه به هم به تصریح این نکته پرداختهاند که مقصود از این سخنان عملیات غیرقانونی نبوده است.
ادامه تحلیل ها درباره حادثه تروریستی آخر هفته در تهران از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.
حضور تعداد از زنان در ورزشگاه هنگام مسابقات والیبال از سوی یک گروه از روزنامه ها مقدماتی برای حل مشکل حضور قطعی آنان در ورزشگاه ها تلقی شده و برخی نیز آن را توهین به زنان و به قصد فریب کنفدراسیون جهانی و جلوگیری از محرومیت تیم ملی فوتبال کشور دانسته اند.

منبع تصویر، Hamdeli
توهین
نیلوفر حامدی در گزارشی در روزنامه ایران نوشته: بعدازظهر جمعه ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی حال و هوای خاصی داشت، تا حدودی متفاوت از آنچه پیش از این تجربه کرده است. در این روز بانوانی که تعدادشان کم و انگشت شمار نبود، آمده بودند تا بازی ایران و بلژیک را از نزدیک ببینند. آنها بازی را دیدند و ما شوق و ذوق و هیجان شان را.
به نوشته این گزارشگر: وقت ورود، همزمان با تماشای رنگهای سبز و سفید و قرمز خود را برای جنگ اعصابهای همیشگی پیش رو آماده میکردم. با اینکه چند سالی میشود لیگ جهانی هر سال در تهران برگزار میشود،اما فرقی در ورود و خروج ما خبرنگاران زن ایجاد نشده است؛ هرسال باید با کلی داستان و ماجرا وارد شویم. میدانستم امسال هم مثل قبل است. تجربه گذشته نشان داده بود بهتر است چانه نزنم، نه اعصاب خودم را به هم بریزم و نه اعصاب سرباز حراست را که کاری نمیکرد جز آنچه وظیفهاش بود.
گزارشگر روزنامه ایران ادامه داده: از در فدراسیون والیبال اما براحتی توانستم وارد شوم. اطرافم پر از زنانی بود که در انتظار مجوز ورودشان بودند. نگاههای بعضاً شاکی را هم خوب حس میکردم. پیش خودشان میگفتند پس چرا او وارد میشود و من باید پشت در بمانم. ماشینهایی در نظر گرفته شده بود تا زنان را به سالن برساند. با این حال بودند زنهایی که نمیتوانستند تا آمدن ماشین صبر کنند. با شور و شوقی عجیب زیر آفتابِ بعد از ظهر، با لبخندی از سر هیجان و رضایت راهی ورزشگاه شده بودند. برخی آنها برای از نخستین بار ورزشگاه آزادی را از نزدیک میدیدند.
فاطمه رحیمی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته:نمایش حضور زنان برای فریب دادن لیگ جهانی و عدم محرومیت از میزبانی کشورمان، نهتنها توهین به زنان این سرزمین است بلکه زیر سوال بردن بسیاری از ارزشهای فرهنگی و ورزشی است که زنان این مرز و بوم برای ایران به ارمغان آوردهاند. بلیتفروشی نمیشود اما به ظاهر این امر انجام شده و باز هم به ظاهر حقوق مردان و زنان برابر است و باز هم به ظاهر به زنان اهمیت داده میشود.
نویسنده افزوده:کاش اینگونه از نمای حضور زنان سوءاستفاده نمیشد.چگونه است که بانوان ایرانی در صحنه ورزش داخلی و بینالمللی افتخارآفرینی میکنند و همین مسوولان از این افتخار حظ وافر برده و همین زنان، افتخار و غرور ملی به حساب میآیند اما اگر همین قهرمان ورزشی بخواهد والیبال یا فوتبال یا هر رشته ورزشی دیگر را از نزدیک و در ورزشگاه تماشا کند یا پشت دروازههای آزادی زیر پایش علف سبز میشود یا اینکه باید در هیبت و پوشش مردانه ظاهر شود تا مجوز حضور بیابد. تازه پس از برملا شدن هویت زنانه خود باید با آبروریزی تاوان پس بدهد!
نویسنده مقاله جهان صنعت در نهایت پرسیده:آیا حضور زنان تاثیری بر روند مسابقات و دلایل غیرمنطقی و همچنین غیرقابل قبول مسوولان ذیربط دارد؟ اصلا کم یا زیاد بودن تماشاگران زن چه فرقی در اصل قضیه ایجاد میکند، هنگامی که اراده بر نادیده گرفتن بانوان است، دیگر چه فرقی میکند که حضورشان سبزتر باشد یا اصلا نباشد؛ حضور سبزی که سراسر تقلبی بوده و فقط و فقط برای حفظ ظاهر و گرفتن میزبانی که ارزش اندکی برای زنان سرزمینمان ندارد، زمانی که چشم بر بودنشان میبندیم.
شهین و مهین و دیگران
هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: کار به جایی رسیده که برای کم کردن روی فدراسیون جهانی والیبال، تماشاگران زن تقلبی به ورزشگاه میفرستیم! یعنی این همه بیننده خانم برای دیدن این بازی دارند پرپر میزنند و به آنها بلیت نمیفروشیم. بعد شهین و مهین و تاج ملوک را با بافتنی و کاموا میفرستیم بنشینند در جایگاه تماشاگران با خودشان در مورد طرز تهیه آش هفتجوش و طریقه صحیح رنگ کردن تخممرغ شانسی سمینار، پرزنتیشن برگزار کنند.
طنزنویس افزوده: خب چه دردی است آخر؟ وقتی قرار است خانمها در این مسابقات شرکت کنند که فدراسیون جهانی ما را محروم نکند، حداقل بگذارید علاقهمندان والیبال بیایند داخل. واقعا خانمها بیایند ورزشگاه چه اتفاقی رخ میدهد؟ جدا مگر چه شاخ غولی شکسته میشود؟ چرا اصلا یک بازی را برای خانمها برگزار نمیکنید؟

منبع تصویر، Iran
نیاز فوری به پژوهش درباره داعش
احسان هوشمند در مقالهای در شرق نوشته: در این سالها مجموعه گروههای تکفیری روشهای متنوعی را برای فعالیتهای خود در برخی حوزهها در داخل کشور تعریف کردهاند؛ تلاش برای یارگیری و حتی اعزام جوانان به مدارس علوم دینی خارج از کشور بهویژه کشور پاکستان، تلاش برای جذب جوانان با حضور در مساجد و مراکز علوم دینی، تأسیس سایتها، شبکهها و کانالهای تبلیغی و فعالیتهایی ازایندست، در مراحل بعد جذب نیرو و اعزام آنها برای جنگ به افغانستان، پاکستان، سوریه، عراق و در نهایت اقدامات تروریستی گاهوبیگاه آنان در کشور
به نظر این پژوهشگر: با این ها تصویر دقیق و کارشناسانه و روشنی از ابعاد فعالیتهای گروههای تکفیری (اعم از جریان تبلیغی یا جهادی) و جریان افراط در کشور در دست نیست. کمتر محقق و پژوهشگری میتواند تحلیل دقیق و روشنی از چگونگی فعالیتهای این دسته از نیروها، شبکهسازیهای آنان و نحوه یارگیریهایشان به دست دهد. کمتر دادههای متقنی درباره ابعاد فعالیتهای این گروهها در داخل کشور وجود دارد و کمتر پژوهشهایی درباره کموکیف فعالیتهای این گروهها در کشور تولید و منتشر شده است.
مقاله شرق در نهایت به این جا رسیده که: حادثه تروریستی سه روز گذشته تهران اهمیت توجه به موضوع تکفیریها در کشور را بیشازپیش روشن کرد، بهویژه آنکه هر دو تیم تروریستی به گفته مسئولان کشور از شهروندان کشور و ایرانیالاصل هستند. در سالهای گذشته بخشی از غرب کشور شاهد فعالیتهای مشهود جریانهای مختلفی از افراط و تکفیریهاست. در این حوزهها نیازمند مطالعه موردی فوری و دقیقی از چراییها، زمینهها و علل بروز و ابعاد حضور این پدیده مخرب و چگونگی و مکانیسم فعالیتهای این گروهها هستیم.
درسهایی از حادثه تروریستی
ولی الله شجاع پوریان در سرمقاله روزنامه همدلی نوشته: حادثه تروریستی تهران درسهای زیادی برای آموختن دارد که مهمترین آن ضرورت حفظ امنیت و آرامش در کشور است. اما نباید این حادثه به بهانهای برای تسویه حسابهای سیاسی و ایجاد محدودیت برای سایر نهادها تبدیل شود. مطالبات مردم در همه زمینهها مهم است و نباید به بهانه حفظ امنیت، فضای امنیتی بر کشور حاکم شود. عدهای در چند روز گذشته با استناد به این حادثه مطالبات جدی و مهم سیاسی و اجتماعی را به حاشیه بردهاند، به گونهای القا میکنند که در فضای فعلی چنین مطالباتی نباید مطرح شود.
سردبیر این روزنامه با تاکید بر این که تروریسم کور تاثیری بر امنیت و آرامش کشور ندارد نوشته: حادثه هفته گذشته در تهران نباید باعث بروز رفتارهای هیجانی در میان مردم یا مسئولان شود. ابعاد مختلف و پیچیده این ماجرا هنوز مبهم است و حفظ آرامش و اتخاذ تصمیمات عقلانی و منطقی در فضای داخلی و سیاست خارجی، ایران را از شرایط فعلی عبور خواهد داد.
همدلی در نهایت نوشته: توالی اتفاقات اخیر در سطح منطقه از جمله سفرترامپ به منطقه، تقابل عربستان و قطر و برخی موضعگیریهای داخلی پیرامون این موضوع چه بسا بتواند به عنوان دامی برای ایران باشد تا با رفتارها و واکنشهای هیجانی و احساسی وارد بحرانهای گستردهتری شود. در چنین شرایط حساسی، حفظ انسجام و وحدت داخلی، تکصدایی در ارکان نظام، تعامل و همراهی دستگاه دیپلماسی و قوای نظامی و تبیین واقعبینانه رویدادهای سیاسی میتواند دشمنان را در نیل به هدف ایجاد ناامنی در کشور ناکام بگذارد.
شرق در گزارشی درباره پی آمدهای حادثه تروریستی در تهران نوشته: علاوهبراين نوع شناختي که در سالهاي اخير نسبت به گروه تروريستي داعش و اقدامات وحشيانه و سبعانه آنها به مدد رسانهها براي افکار عمومي ايجاد شده است، بروز ميزاني از ترس و اضطراب ناشي از حادثه تروريستي تا حدودي قابل انتظار و پيشبيني بود. بااينحال البته اين اتفاق روي روند معمول زندگي اهالي شهر اثر چنداني نگذاشت. حتي فرداي روز حادثه، گشتوگذاري در خيابانهاي پايتخت نشان ميداد زندگي به سبک و سياق معمول شبهاي رمضان در شهر جريان دارد.
گزارش افزوده: بااينحال طبيعي است که دراينميان گروهي از مردم، از سنين و اقشار مختلف در پي اين حادثه و خبررساني درباره آن دچار نوعي از استرس و اضطراب ناشي از اين حملات تروريستي بشوند. ترس و اضطراب ايجادشده در بخشي از مردم به نوعي در برخي مراکز عمومي مانند مترو هم در يکي، دو روز بعد از حادثه قابل حسکردن بود. مترو مقداري بيشتر از روند مرسوم خلوت بود و به گفته سينماداران فروش فيلمهاي سينمايي کاهشي ٣٠درصدي را شاهد بود. اضطرابي که البته بسياري از کارشناسان آن را بعد از چنين حادثهاي طبيعي ميدانند.
به نوشته شرق سعيد خراطها توضيح ميدهد: «ترس و اضطراب روند طبيعي و از اثرات يک ترور است. افزايش استرس، حس ناامني، کاهش کسبوکار و پايينآمدن ارزش سهام همه نشاندهنده ضربه اجتماعي و امنيتي به هر جامعهاي است که با چنين شرايطي مواجه شود»به گفته این جامعه شناس«البته اثرات اين حادثه ميتوانست کمتر باشد. ميتوانست در ابعاد محدودتري اين شوک فراگير شود درحاليکه موج خبري و اضطراب آن تمام شهرستانها را نيز در بر گرفت و جوّ التهاب به دليل چند ساعت درگيري بيشتر شد، نيروها احساس ناامني را ديکته کردند و جوّ ترور اثر خود را گذاشت».
آتش به اختیار چه معنایی ندارد
عباس عبدی در تفسیر اصطلاح آتش به اختیار در گفته های رهبر جمهوری اسلامی در اعتماد نوشته بهترست گفته شود چه معنايي را ندارد. به طور قطع ميتوان گفت كه توجيه و مجوز اقدام خلاف قانون نيست، اگر اين را بپذيريم، بقيه معاني آن مشكلي ندارد و مسالهاي نيست. در واقع اين برداشت نادرست به ويژه نزد اصلاحطلبان ريشه در همان برداشتهاي ناصوابي دارد كه درباره انتخابات داشتند. مشكل اين است كه آنان نميتوانند ميان روش و محتوا تمايز قايل شوند.
به نظر این جامعه شناس برای شناخت بهتر معنای سخن رهبر بهترست گزارش یکی از حاضران جلسه دیدار با دانشجویان را شنید که در آن آمده:« ايشان با لبخند گفتند عدهاي از دوستان از ما گلايه ميكنند كه شما دايم تاكيد ميكنيد كه چرا به ملت ميگوييد بيايند راي بدهند خب اين هم نتيجهاش! (خنده آقا و حضار) من ميگويم اين وظيفه من هست كه مردم را به حضور دعوت كنم. خب شما برويد كار كنيد و فعاليت كنيد تا اين راي نياورد و آن يكي راي بياورد. (خنده حضار) مصيبت آن روزي است كه مردم پاي صندوقهاي راي نيايند و دشمنان در آرزوي اين موضوعاند.» اين بخش تاريخيترين ايده سياسي است كه ميتوان براي مردمسالاري ايران یافت.
نویسنده مقاله اعتماد تاکید کرده: اين جملات نشان ميدهد كه رهبري به عنوان يك قاعده و روش خواهان مشاركت حداكثري است. جملات در اين زمينه بسيار صريح است و با عملكرد گذشته نيز تطابق دارد. مهمتر اينكه شايد برخي استنباط كنند كه رهبر به لحاظ محتوايي با نگرشهاي رييسجمهور منتخب زاويه دارند و اين چندان هم عجيب و ناآشكار نيست. ولي اهميت آن در همين است كه با وجود اين تفاوت و زاويه چنين انتخاباتي برگزار ميشود.
به نوشته این مقاله: اگر همسويي كامل وجود داشت كه ميگفتيم اين براي حكومت و نظام از نظر محتوا تحصيل حاصل است و به روش انتخابات به اين دليل تن دادهاند كه محتوايش تضمين شده است. ولي اكنون چه بايد گفت؟ تفاوت نظر و ديدگاه موجود نشان ميدهد كه اتفاقا رهبري و كل ساختار به شيوه مردمسالاري و انتخابات با حداكثر مشاركت ملتزم و پايبند است.
متهم ردیف اول
جعفر بلوری در یادداشت روز کیهان نوشته: این سخنان به خوبی اختلال در مدیریت نهادهای فرهنگی کشور را نشان میدهد نهادهایی که سهلانگاری آنان در انجام وظایف و یا حتی عملکرد برعکس مسیر اصلی آنان زمینهساز دستور رهبر انقلاب به دانشجویان در زمینه «آتش به اختیار» شده است.در حالی که متهم ردیف اول این دستورالعمل رهبر انقلاب به دانشجویان و دلیل اصلی آن مدیران فرهنگی کشور هستند، این مدیران در سخنان و نوشتههایی به تفسیر بیانات ایشان پرداختهاند که منظور چه بوده است!
این روزنامه تندرو به عنوان نمونه نظر عباس صالحی معاون وزارت ارشاد را نقل کرده که نوشته: اقدام آتش به اختیار در کلام و منطق رهبری، یعنی فعالیتهای فرهنگی خودجوش، غیردستوری، اما در چارچوب قانون و اخلاق. از این واژه چماق نسازیم. در حالی که به نظر کیهان استفاده از تعبیر چماق برای بیانات رهبر انقلاب و درخواست این که از این اظهارات به عنوان چماق استفاده نکنیم در حالی است که اظهارات رهبری به خاطر عملکرد ناصحیح مدیران فرهنگی کشور بوده و این مدیران به جای آن که عملکرد غلط گذشته خود را پذیرفته و در جبران اشتباه بکوشند به خط تفسیر و تحلیل خلاف واقع افتادهاند!
کیهان نوشته: تفسیر مسئولین فرهنگی کشور از این سخنان به قانونستیزی و یا ارائه توضیحاتی مبنی بر اینکه مراد از این بیانات مقابله با قانون نیست نشان از آن دارد که این مدیران باز معنای اصلی را در نیافتهاند و میخواهند با فرار به جلو و در پوشش تفسیر نوع خاصی از نگاه را به بیانات صریح رهبر انقلاب به جامعه هدف القا کنند.
نبایدهای #آتش_به_اختیار
سرمقاله روزنامه صبح نو در پاسخ این سووال که نبایدهای فرمان #آتش_به_اختیار چیست نوشته: نخست و مهمترین نباید این میدان، عمل کردن خارج از چارچوب و دستورالعمل است. قرار نیست یک تشکل فرهنگی و دانشجویی به هر روش و طریقی به هدفش دست یابد. حرکتها باید در چارچوب قانون و با استفاده از ابزارهای مشروع باشد؛ روشهای غیرعقلایی و غیر منطقی نسبتی با گفتمان انقلاب ندارند. در واقع قرار نیست هدف وسیله را توجیه کند.
مقاله افزوده: دیگری که در این فرمان مورد توجه است، خروج از چارچوب کار فکری و گفتمانی و افتادن به ورطه سیاسی کاری و سیاست زدگی است. در اینجا قرار نیست از چارچوبهای قانونی و مصالح ملی و دینی، عبوری صورت بگیرد و طبق چنین منطقی حمله به سفارت انگلیس یا عربستان حتماً خلاف قوانین و مصالح کشور است و رفتارهای دور از شأنی که به ایجاد شکاف و تفرقه در جامعه دامن می زند، مجاز نخواهد بود .
به نوشته این روزنامه مخالف دولت:بی عملی یا بلاتکلیفی و دست روی دست گذاشتن و معطل تصمیم کانونهای تصمیم گیری ماندن، نبایدِ روشن و قطعی دیگری است که هرگونه بهانهای را از افسران جنگ نرم سلب میکند و آنها را موظف میسازد تا با ابتکار عمل و با انگیزه و نشاط لازم، از مرزهای اندیشه و گفتمان انقلاب حراست کنند.
آتش به اختیار مسوولانه
عبدالله گنجي در سرمقاله روزنامه جوان نوشته:واژه «آتش به اختيار» به زودي در فضاي مجازي و رسانههاي رسمي جاي خود را باز كرد، اما هم نيتهاي پاك و هم نيتهاي آلوده بر سر معنادهي به آن به تفسير موسع روي آوردهاند. بنابراين نگراني عمده از جانب گوش به فرمانها يا مخاطبان پيام نيست، بلكه از سوي كساني است كه ميخواهند هر عمل بيربط و غيرمنطقي را با آن بازنمايي و يادآوري كنند.
نویسنده مقاله روزنامه سپاه پاسداران توضیح داده: مخاطب كساني هستند كه دستورات ايشان را براي خود حجت شرعي ميدانند، اما غيريت نميتواند ذيل اين فرمان حركت كند. فاعل نيز دانشجويان مسلمان هستند. اين موضوع خاص دانشجويان دور از قدرت است و ديگران نميتوانند با اصل تعميمپذيري مصادره به مطلوب كنند. مجهول مسئله نيز دستگاهي است كه اختلال دارد. بنابراين آنجا كه دستگاهي مختل است بايد اجتهاد كرد و وارد ميدان شد. معني حرف آن است كه قانون و ضوابط وجود دارد، اما مجري و برنامهريز به هر دليل وارد ميدان نميشود يا ميدان بيربطي را براي خود تعريف كرده است. دستگاهي كه دچار اختلال شده است نه مسئول برهم زدن يك مراسم است و نه اهل اقدامات خودسر.
در ادامه مقاله جوان آمده: سخنان رهبر به معني قانونگريزي نيست. در ميدان نظامي هم فرد آتش به اختيار قبلاً آموزش ديده است كه اگر ارتباط با فرمانده يا عقبه قطع شد و بايد شخصاً تصميم بگيرد، چه بايد بكند؟ هيچ كس به اندازه دانشجوياني كه فراتر از علم در دانشگاه فعاليت ميكنند، اين مسئله را درك نميكنند. بوروكراسي حاكم بر دانشگاهها براي برگزاري يك مراسم، ديوانهكننده است. كرسيهاي آزادانديشي گرفتار بين ملاحظات محافظهكارانه مديريتي و دهها متغير مزاحم در هر مركز استان است.

منبع تصویر، Qanoon
آنهایی که باید از قطار پیاده شوند
صادق جنان صفت در مقاله ای در جهان صنعت نوشته:بدشانسیهای حسن روحانی، رییسجمهور ایران گویا تمام شدنی نیست. او یک دوره بسیار پرفشار از سوی مخالفان سرسخت و تندخوها را که بدون لحظهای توقف آتش بر خیمه او می زدند تازه پشت سرگذاشته بود که رخداد عجیب یورش ناجوانمردانه به مردم تهران نمایان شد. حسن روحانی که در حال تکاپو برای تاسیس دولت دوم خود بود حالا با موج تازهای از یورشهای سخیف مخالفان مواجه شده که دشمنان این مرز و بوم از مدارای دولت وی سوءاستفاده و حمله به مردم را ساماندهی کردهاند.
نویسنده اقتصاددان با اشاره به تحولات منطقه ای که مشکلی بر مشکلات دولت افزوده و در عین حال تحریم های تازه که مانع سرمایه گذاری در ایران خواهد نوشته: رییسجمهور اما برای کامیابی در دولت دوم خود راهی جز انتخاب کابینهای نیرومند، چابک، منسجم و فداکار و خستگیناپذیر ندارد. دولت دوازدهم باید درهای ورودش تنگ و باریک شود و چند گروه افراد به درون آن راه نیابند. آنهایی که خسته شده و تاب ایستادگی در برابر مخالفان قسمخورده دولت را ندارند باید پشت درهای دولت متوقف شده و راه خود را به سوی عافیتطلبی هموار سازند. آن گروه از کسانی که در چهار سال سپری شده ناکارآمد بوده و باری به هر جهت همراه دولت ماندند و هیچ قدمی برای کامیابی دولت برنداشتند نیز باید راه دیگری را جستوجو کنند.
در ادامه مقاله جهان صنعت آمده: دسته دیگری از افراد که نباید به کابینه راه یابند همانهایی هستند که آب زلال روزهای خوش دولت را نوشیدند و به گاه سختی و صعوبت خود را به راه دیگر کشاندند و چشمشان را بر مبارزه بستند. اینها اگر بار دیگر به دولت راه یابند، در دو سال آخر کابینه دوازدهم بزرگترین آسیبها را به دولت وارد خواهند کرد. یک گروه دیگر از کسانی که نباید در اتوبوس دولت دوازدهم بنشینند، کادرهای برجسته رقبای حسن روحانی در جریان مبارزهاند. دولت دوازدهم باید منسجم و پویا و تابآور باشد و کارها را گونهای سامان دهد که تاج دولت در خانه اصلاحات بماند.

منبع تصویر، Shahrvand
موجسواری در منزل
محمدامین فرشادمهر در ستون طنز روزنامه ایران به انواع موج سواری ها اشاره کرده و نوشته: با پیشرفت تأسفبار تکنولوژی و روی کار آمدن ماهوارهها و شبکههای اجتماعی، یکی از تهاجمات عرصه فرهنگی همین موجسواری بوده. یعنی بیخ گوشمان میشنیدیم که عدهای از جوانان فریبخورده با انداختن تیوپ تراکتور در دریای مازندران و سوار شدن روی آن، دچار این ابتذال آن هم نه به صورت انفرادی بلکه به صورت دسته جمعی و گروهی شدهاند. لذا مسئولان و دلواپسان همیشه بیدار پا به صحنه گذاشته و مدلی کاملاً بومی از موجسواری را ارائه دادند.
طنزنویس مدلی بومی شده موج سواری را چنین تشریح کرده: فقط کافی است در جریان اخبار روز قرار بگیریم و به شکلی کاملاً مفرح و رندوم هرگونه باد اعم از موسمی و دائمی را به حوالی خط ریش ربط بدهیم. مثلاً به این دلیل که بازیکنان یک تیم، شب قبل از بازی قیمه بادمجان خورده بودند و رنگ بادمجانی به بنفش نزدیک است، باخت تیم را به ستاد دکتر روحانی و روی کار آمدن ایشان ربط میدهیم. یا مثلاً در مورد اخیر، فاجعه تروریستی تهران کاملاً به دکتر روحانی مرتبط است. چرا که اولاً اگر ایشان روی کار نمیآمد داعشیها متنبه شده و نهایتاً در محیطهای شلوغ و پرجمعیت ساز میزدند و پول هنر دستشان را میخوردند.
ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که: دولت می توانست کاری کند با تداوم تحریمها، وضعیت اقتصادی به مرحلهای برسد که داعشیها به دلیل گرانی اجناس، پولشان برای خرید وسایل تهیه بمب در داخل کفاف ندهد و شکست بخورند. اصلاً ایشان میتوانستند با بستن کمربند انتحاری و حمله به همه کشورهای دنیا رفته رفته، داعش را به حاشیه ببرند تا ما شاهد عملیات تروریستی و خشونت در هیچ جای دنیا نباشیم!











