شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
ایران و انتخابات آمریکا بخش سوم؛ کمک شاه به ستاد نیکسون، پیام خمینی به کندی
- نویسنده, رضا شادمان
- شغل, روزنامهنگار
انتخابات امسال آمریکا برای ایران اهمیت ویژهای دارد. اما تحولات سیاست داخلی و خارجی آمریکا و انتخاب ریاست جمهوری که برای چهار سال قدرت را به دست میگیرد دههها است که برای مردم ایران و حکومتها اهمیت داشته است. در مجموعه گزارشهایی روابط ایران و آمریکا و سیاستهای دولتهای این کشور در امور ایران از دوران مشروطه تا امروز مرور شده است.
ایران و انتخابات آمریکا:
انتخاب آیزنهاور به ریاست جمهوری آمریکا در سال ۱۳۳۱ خورشیدی، شاید اولین تاثیر علت و معلولی میان تصمیم رایدهندگان آمریکایی و سرنوشت ایران بود، گرچه قطعا آخرینش نبود.
سرنگونی دولت محمد مصدق در ۲۸ مرداد سال بعد، و بازگشت شاه به ایران، زخمی عمیق بر روح روشنفکران و ناراضیان ایران به جای نهاد که سهمی بزرگ در انقلاب سال ۱۳۵۷ و سرنگونی حکومت شاه داشت. از ۲۸ مرداد به بعد، رابطه ایران و آمریکا به عشق و نفرت بدل شد.
شاه به پشتگرمی ایالات متحده، بیشتر تخممرغهایش را در سبد واشنگتن گذاشت. به دیدار همه روسای جمهوری آمریکا میرفت و گرایش خاصی به حزب جمهوریخواه داشت. آیزنهاور، که دو دوره پیاپی رئیس جمهور آمریکا بود، اعلام کرد بود در خاورمیانه هر کشوری در معرض خطر نظامی باشد میتواند از نیروهای مسلح ایالات متحده کمک بخواهد. این سیاست دلخواه محمدرضا شاه بود که همیشه از نفوذ شوروی و قدرت حزب توده بیم داشت.
در مقابل، بیشتر مخالفان او، از مذهبی تا مارکسیست، آمریکا را به عنوان سردمدار امپریالیسم جهانی و ارباب شاه شناختند. با این همه، تقریبا اتفاق نظری همگانی در جامعه ایران به وجود آمد که سرنوشت ایران در گرو تصمیمهایی است که در واشنگتن گرفته میشود.
شاید از این رو بود که نخستین ایرانیای که پس از وقایع سال ۱۳۳۲ به دولت آمریکا پیام داد الهیار صالح، رهبر حزب ملت ایران و منتقد شاه بود که از دکترین آیزنهاور حمایت کرد.
اما در سال ۱۹۶۰ میلادی (۱۳۳۹) انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شاهد ورود نامزد دموکرات جوانی به صحنه بود که شعار آزادی و دموکراسی در جهان میداد: جان اف کندی. رقیب او سیاستمدار کهنهکار آمریکایی ریچارد نیکسون بود. بار دیگر لرزههای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در تهران حس شد.
محمدرضا شاه دلزده از دموکراتها و بیمناک از کمونیستها، به کارزار تبلیغاتی نیکسون کمک مالی کرد، شاید تنها مورد کمک مالی یک قدرت خارجی به یکی از دو نامزد انتخاباتی آمریکا که به صورت شفاف در تاریخ ثبت شده باشد.
از قضا، کندی بود که به کاخ سفید راه یافت. دکترین کندی در زمینه سیاست خارجی، از جمله شامل توسعه اقتصادی سریع در «کشورهای جهان سوم» بود و در همین راستا، مقامهای کابینه او به شاه فشار میآوردند تا به اصلاحات دست بزند. شاه پس از مدتی مقاومت، نخست وزیری علی امینی را پذیرفت و برنامهای اصلاحی اعلام کرد. شاه در فروردین ۱۳۴۱ در واشنگتن به دیدار کندی رفت، هرچند ظاهرا کندی دعوت متقابل او را برای سفر به ایران مسکوت گذاشت.
نتیجه دکترین کندی در ایران، اصلاحات ارضی، تدوین لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، و در پی آن، اصول انقلاب سفید بود.
همزمان، مخالفان شاه هم از جلب نظر دولت کندی غافل نبودند. بنا به گزارشهای اوایل دهه ۱۳۴۰ خورشیدی که بعدا از طبقهبندی بیرون آمد، برخی رابطهای ایرانی، نظر مخالفان مذهبی شاه را به دولت کندی منتقل میکردند.
بر اساس اسناد سابقا محرمانه، آبان ۱۳۴۲ یک دیپلمات آمریکایی گزارش داد که «یکی از سیاسیون نزدیک به گروههای مذهبی مخالف» به نقل از یک مدرس علوم انسانی گفته بود که آیتالله خمینی از حصر برای دولت ایالات متحده پیام فرستادهاست.». بی بی سی فارسی برای اولین بار اسناد این تماس را در سال ۱۳۹۵ منتشر کرد.
در یکی از استاد سازمان سیا مربوط به نیم قرن پیش آمده که یک روحانی که در شمال تهران در حبس خانگی بوده با دولت آمریکا تماس می گیرد. روحانی مورد اشاره در این سند سری سازمان سیا که کسی جز آیتالله خمینی نبود، بعد از چند ماه حبس در زندان قصر و حصر در قیطریه تهران در نیمه آبان ۱۳۴۲ بی سر و صدا به دولت جان اف کندی پیام میدهد تا حملات لفظیاش سوء تعبیر نشود زیرا او از منافع آمریکا در ایران حمایت میکند.
درباره این سند بیشتر بخوانید:
به این ترتیب، تاثیر نتیجه انتخابات آمریکا بر صحنه سیاسی ایران برای دومین بار آشکار شد. اما این پایان ماجرا نبود. سال ۱۹۷۷، با روی کار آمدن جیمی کارتر دموکرات در کاخ سفید، بیش از هرجای دیگر جهان در ایران خودش را نشان داد. تحولاتی آغاز شد که بهمنوار شتاب گرفت و نزدیک به یک سال بعد، تومار حکومت پادشاهی را در ایران در هم پیچید.