تیان آنمن چین؛ سی سال بعد زیر آوار فراموشی

چین

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، تا پنجم ژوئن، ارتش کنترل کامل شهر را به عهده گرفت اما باز با واکنش‌های مردم رو به رو شد. تا به امروز از سرنوشت این مرد که جلوی تانک‌های ارتش ایستاد، خبری در دست نیست
    • نویسنده, حبیب حسینی فرد
    • شغل, روزنامه نگار

تلاش حکومت چین کم و بیش نتیجه داده است و بخش بزرگی از جامعه از جنبش اعتراضی بزرگ سی سال پیش در میدان تیانانمن و سرکوب آن بی‌خبر است. کم نیستند کسانی که می‌گویند اگر آن سرکوب نبود، شاید رشد اقتصادی چین روند سالمتری می‌داشت.

چین در این ماه‌ها با سالگردهای روند (گرد) سه چهار مناسبت تاریخ خود روبرو بوده است. روزهای آخر سال میلادی گذشته چهلمین سالگرد برگزاری سومین پلنوم یازدهمین کمیته مرکزی حزب کمونیست چین بود که با مصوبات خود کشور آسیب‌دیده از «انقلاب فرهنگی»، «مهندسی جامعه و اقتصاد توسط حکومت»، «ساختن انسان طراز نوین» و ماجراجویی در زمینه اقتصادی را به راه قبول مکانیسم‌های اقتصاد بازار انداخت و مدرنیزه‌شدن چشمگیر اقتصاد و جامعه چین را رقم زد. به این ترتیب کشوری که در اقتصاد جهانی سهمی نداشت و تولید ناخالص ملی آن به پای اسپانیا یا هلند هم نمی‌رسید حالا به دومین قدرت بزرگ اقتصادی دنیا بدل شده و کشوری که سه نفر از ۴ نفرش در فقر می‌زیست حالا این فقر را به درصدی یک رقمی رسانده و سالانه ۱۳۰ میلیون چینی به جهانگردی می‌روند. مشکل ولی این است که به رغم این جهش بزرگ اقتصادی گشایش در سیاست و رفع انحصار قدرت همچنان یک تابو باقی مانده و همین هم، حل چالش‌های ناشی از مدرنیزه‌سازی شتابان یادشده را کم و بیش با مشکلات بیشتری روبرو می‌کند.

ماه مه امسال هم صدمین سالگرد «جنبش ۴ مه» در چین بود,، جنبشی با محوریت دانشجویان و اساتید که ابتداائا در دانشگاه معروف پکن علیه قرارداد ورسای شکل گرفت. در قرارداد ورسای در سال ۱۹۱۹ که می‌بایست نظم نوین جهانی پس از جنگ جهانی اول را رقم زند، عملا با حمایت بریتانیا و فرانسه امتیازاتی به ژاپن داده شد که حاکمیت آن را بر بخش‌هایی از چین تداوم می‌بخشید. آن جنبش البته به مقابله با قرارداد ورسای محدود نماند و دستکم بخشی از رهبران آن دغدغه مدرن‌شدن و دمکراتیزه‌شدن حیات سیاسی و اقتصادی چین را پیگیری می‌کردند. شن دوشیو، از رهبران آن جنبش جمله معروفی دارد که «ما کشوری را دوست داریم که در آن مردمش میهن‌دوستی را به محمل و دستمایه‌ای علیه سرکوب و انسداد بدل کنند، نه کشوری که میهن‌دوستی و ناسیونالیسم را در خدمت سرکوب مردمش می‌گیرد... تنها "مستر دمکراسی" و "مستر ساینس" می‌توانند چین را از ظلمت به سوی مدرنیت و نوسازی سوق دهند.»

دوشیو سه سال بعد از بنیانگذاران حزب کمونیست چین و اولین دبیرکل آن شد. اندیشه آزادی و دمکراسی الهام‌گرفته از جنبش ۴ مه در سال‌های اولیه تشکیل حزب کمونیست هم همچنان آن را همراهی می‌کرد و هنوز تاثیرپذیری از تجربه کمونیسم روسی دوران استالین، محدودیت‌های ناشی از ساختارهای دهقانی و عقب‌مانده چین و نیز شرایط جنگ داخلی بعدی کسانی مانند "صدر مائو" را به رهبری حزب پرتاب نکرده بود که پیگیرانه شعار «قدرت از لوله تفنگ بیرون می‌آید» را در نظر و عمل دنبال کنند.

چین

منبع تصویر، AFP

توضیح تصویر، زائو ژیانگ دبیرکل حزب کمونیست که خواهان اصلاحات گسترده بود اما موفق نشد، به میان دانشجویان رفت تا آنها را آرام کند اما موفق نشد. او به دانشجویان گفت: "ما خیلی دیر آمده‌ایم." لی پنگ، رقیب تندروی او نیز در کنار اوست. ون جیابائو، که در سال ۲۰۰۲ نخست‌وزیر چین شد، نیز در عکس دیده می‌شود

شعارهایی که ۷۰ سال بعد تکرار شدند

شعارهای جنبش ۴ مه ۱۹۱۹، ۷۰ سال بعد، در جنبش دانشجویی سال ۱۹۸۹ دوباره طنین‌انداز شدند، جنبشی که این روزها چین در سکوت و فراموشی با سی امین سالگرد پایان تراژیک آن روبروست. کم نیستند بسیاری از کارشناسان در داخل و بیرون چین که شکست و سرکوب آن جنبش را که به ضعف جامعه مدنی انجامید منشا بسیاری از اختلالات و کژروی‌های مدرن‌شدن کنونی، از تخریب فاحش محیط زیست تا فساد و فعال‌مایشایی، تا نقض حقوق اقلیت‌ها و ... در همه سطوح می‌دانند.

جنبش اعتراض‌آمیز گسترده‌ معروف به «جنبش میدان صلح آسمانی» که سی سال پیش (۱۹۸۹) و با محوریت دانشجویان در چنین روزهایی اوج خود را طی کرد به مدت ۷ هفته صحنه سیاسی چین را به لرزه درآورد. این جبش در تداوم «بهار پکن» و بر بستر شماری از تحولات سیاسی و اقتصادی شکل گرفت که فوت مائو تسه ‌تونگ، فاصله‌گیری رهبری حزب از روندها و رویدادهای دوران او، مانند «انقلاب‌ فرهنگی»، اعاده حیثیت از شمار زیادی از قربانیان آن رویدادها، و به خصوص تصمیمات پلنوم حزب کمونیست در دسامبر ۱۹۷۸ برای گشایش اقتصادی رقم زد. در تصمیمات مربوط به گشایش اقتصادی روی ۴ نوسازی تاکید می‌شد: نوسازی صنعتی، نوسازی کشاورزی، نوسازی دفاع ملی و نوسازی اقتصاد در مجموعه آن. سلسله‌جنبانان جنبش گشایش سیاسی بر روی دیواری که دسامبر سال ۱۹۸۸ در گوشه‌ای از خیابان معروفی در پکن ساختند، پای نوسازی پنجمی را هم به میان کشیدند؛ نوسازی و گشایش سیاسی.

در جنبش میدان صلح آسمانی البته خواست سیاسی دانشجویان و الیت فرهنگی کشور برای گشایش سیاسی و مدنی دیرتر عمدگی یافت، و آنچه که ابتدا محوری بود اعتراض به رفتار حزب نسبت به برخی چهره‌های اصلاح‌طلب درون صفوف خود و نیز به جنبه‌های منفی اصلاحات اقتصادی بود.

بیشتر بخوانید:

رفرم‌های به جریان افتاده در کنار مبانی‌ و پایه‌هایی که برای پیشرفت اقتصادی کشور ساختند طبعا قربانیانی هم داشت. ثبات و ضمانت شغلی بی‌چون و چرا ملغی شد، موجی از اخراج‌ها به‌خصوص در بخش‌های خصوصی‌شده اقتصاد به راه افتاد و تورم به میزانی رسید که با درآمد محدود بخش‌هایی از جامعه تناسبی نداشت. رواج تدریجی فساد در دستگاه‌ها و موسسات دولتی هم به سهم خود نارضایتی‌هایی را دامن زده بود. در چنین شرایطی فعل و انفعالات در شوروی دوران گورباچف (پروستریکا و گلاسنوست) و در لهستان (مناقشه جنبش همبستگی در شکست انحصار سیاسی دولت کمونیست) و ... نیز برای سلسله‌جنبانان بهار پکن الهام‌بخش می‌شد.

گرچه در زمستان سال ۱۹۷۶- ۱۹۷۷ در چارچوب بهار پکن تظاهرات و حرکت‌های اعتراضی متفاوتی در تعدادی از دانشگاه‌های کشور شکل گرفت، ولی مرگ هو یائو بانگ در ۱۵ آوریل ۱۹۸۹ نقطه عطفی اساسی در این حرکات اعتراضی شد.

هو یائو بانگ، به جناح اصلاح‌طلب حزب کمونیست چین تعلق داشت و در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷ دبیرکل این حزب بود. ولی حمایت او از تظاهرات اعتراضی دانشجویان در زمستان ۱۹۷۶ به برکناری‌اش انجامید و او را مجبور به «انتقاد از خود» کردند. این گونه بود که دو روز بعد از فوتش دانشجویان معترض برای ادای احترام به او و اعتراض به حزب و دولت به تجمع در «میدان صلح آسمانی» (میدان تیانانمن) دست زدند. این تجمع که با تکرار دوباره خواست‌های جنبش دانشجویی در سال ۱۹۷۶ همراه شد، به پکن محدود نماند و به شماری دیگر از شهرهای چین هم سرایت کرد.

پیوستن روزافزون دانشجویان به این حرکت، ایجاد یک سازمان دانشجویی و انتخاب رهبرانی موقت از دل آن، به علاوه تصمیم به اعتصاب و نرفتن به کلاس‌های درس و تقاضا برای استعفای لی پنگ، که به جناح تندرو حزب تعلق داشت روندهای بعدی حرکت اعتراضی دانشجویان را رقم زدند. رهبری حزب ابتدا خاموش بود و با تظاهرات و اعتراض‌های دانشجویان که روز به روز جنبه عمومی‌تری به خود می‌گرفت، از در مقابله در نیامد. اما تشدید و فزون‌شدن خواست معترضان و بعضا عقب‌زدن محاصره پلیس برای تدوام تجمع در میدان صلح آسمانی نهایتا دنگ شیائوپینگ، رهبر و سلسله‌جنبان رفرم‌های اقتصادی در حزب کمونیست را به انتشار مقاله‌ای علیه اعتراض‌ها در روزنامه حزب کمونیست کشید. این مقاله هم همچون نفت بر آتش بود و دامنه تظاهرات را گسترده‌تر کرد. به خصوص در هفتادمین سالگرد جنبش ۴ مه بیش از صد هزار نفر به این اعتراضات جذب شدند.

از اواسط ماه مه که دانشجویان تصمیم به اعتصاب غذا گرفتند تا رهبری حزب را برای دیالوگ و گفت‌وگو زیر فشار بگذارند، عملا میدان صلح آسمانی در تسخیر آنها قرار گرفت.

۱۵ مه میخائیل گورباچف در پکن بود و خیلی از خبرنگاران خارجی هم برای پوشش این سفر به آنجا آمده بودند، فرصتی برای معترضان که بیش از پیش خواست‌ها و اعتراض‌های خود را در عرصه بین‌المللی نیز مطرح کنند. این در حالی بود که روزهای بعد شمار معترضان در میدان صلح آسمانی از یک میلیون هم فراتر رفت و تامین غذایی و بهداشتی این جمعیت دشواری‌های خاص خود را داشت، ولی در تداوم اعتراض‌ها خللی ایجاد نکرد. در این میان کارگران نیز در کارخانه‌های مختلف با اعتصاب و اشغال کارخانه با جنبش به راه‌افتاده ابراز همبستگی می‌کردند و نمایندگانی از آنها در کنار میدان صلح آسمانی از ایجاد اولین «اتحادیه کارگری مستقل چین» سخن گفتند، اقدامی که برای رهبری حزب حاکم قرینه‌هایی «نگران کننده» مانند وضعتی لهستان را تداعی‌ می‌کرد.

چین

منبع تصویر، AFP

توضیح تصویر، گفته شده که دنگ شیائوپینگ، رهبر چین شخصا دستور اعزام نیروهای ارتش برای مقابله با تظاهرکنندگان را داده بود. شایعه شده بود که او مرده اما چند روز پس از سرکوب، او در مراسمی حاضر شد و از تلاش‌های نظامیان تقدیر کرد

دو دستگی در این سو و آن سو

تداوم اعتراض‌ها دودستگی در رهبری حزب را هم تشدید کرد و به خصوص انزوا و خلع ید از ژائو زیانگ رهبر حزب منجر شد که به نرمش و کوتاه‌آ‌مدن در برابر دانشجویان و همدلی با آنها «متهم» بود. تلاش او در روز ۱۷ مه برای آن که تصمیم بخش عمده سران حزب که حول رهبر معنوی حزب، دنگ شیائو پینگ به اعلام وضعیت جنگی و سرکوب تظاهرات متمایل شده‌بودند را عوض کند بی‌نتیجه ماند. دنگ گفته بود که «با کشتن دویست نفر چین برای دستکم بیست سال آرام می‌شود.»

ژائو یک روز بعد از تصمیم بحث‌انگیز رهبری حزب که در تطبیق آن با قانون اساسی هم تردید وجود داشت، به میان دانشجویان رفت و از آنها خواست که به اعتصاب غذا پایان دهند، ولی دانشجویان هم رادیکال‌تر از آن شده بودند که به خواست او توجه‌ای کنند. و این آخرین حضور علنی ژائو زیانگ بود. بعد از آن از مقام‌های حزبی خلع ید شد و به انزوا افتاد.

در میان دانشجویان رهبری اعتراضات هم اختلاف بالا گرفته بود که آیا به تظاهرات گسترده کنونی پایان دهند و همین که قدرت حزب را به چالش‌ کشیده‌اند را تا اینجا کافی تلقی کنند، یا مقاومت کنند. سردرگمی بزرگی در میان رهبران اعتراض حاکم بود. بخشی از رهبری و بدنه جنبش اعتراضی به راه اول رفت و روز سی مه با قراردادن نمادین «مجسمه ملکه آزادی» در برابر مجسمه مائو در میدان صلح آسمانی و با قرائت بیانیه‌ای راه خود را جدا کرد. بقیه اما ماندند و جنبش هم رادیکال‌تر شد.

در چارچوب تصمیم رهبری حزب برای سرکوب جنبش میدان صلح آسمانی ارتش حرکات متفاوتی را آغاز کرد، از هجوم بدون سلاح که در اثر مقاومت معترضان ناکام ماند تا به به میدان آوردن تانک و زره پوش در روزهای سوم و چهارم ژوئن برای «یک‌ سره‌کردن کار».

آمار رسمی از کشته‌شدن دویست نفر سرباز و شهروند عادی سخن می‌گوید، ولی آمارهای صلیب سرخ چین و برخی منابع نسبتا معتبر دیگر این رقم را نزدیک به ۲۷۰۰ نفر ذکر می‌کنند با هزاران نفر مجروح دیگر. بعد از سرکوب تظاهرات هم رسما حکم اعدام ۴۹ نفر صادر شد که البته هیچ دانشجویی در میان آنها نبود و اکثریت آنها را دانشگاهیان و کارگران تشکیل می‌دادند. موجی از بازداشت و صدور حکم زندان هم از پی آمد.

روایت رسمی در همان جریان تظاهرات و ماه‌های پس از آن این بود که حرکتی انحرافی به تشویق و توطئه غرب رقم خورده است. مقاله دنگ شیائو پینگ، رهبر واقعی حزب در روز ۱۶ آوریل و در گرماگرم اعتراضات، پیشاپیش کل ماجرا را اقدام احساسی شماری دانشجو توصیف می‌کرد که عناصر و عوامل غربی برای بی‌ثبات‌کردن چین و ممانعت از پیشرفت آن تحریک‌کننده اصلی آنها هستند. چه نقش پررنگ یک موسسه تحقیقاتی تازه‌بنیاد چین (Beijing Social and Economic Research Institute) که در تعامل و همکاری با غرب بود و چه کمکی که سفارت‌خانه‌های فرانسه و بریتانیا برای خارج‌کردن مخفیانه معترضان زیر سرکوب به عهده گرفتند از جمله مواردی است که رهبری چین هنوز هم در نسبت دادن تظاهرات بزرگ میدان صلح آسمانی به آنها استناد می‌کند.

چین

منبع تصویر، AFP

توضیح تصویر، در این سی سال هر چه که چین از تظاهرات و اعتراض‌های سرکوب‌شده میدان صلح آسمانی فاصله گرفته تمام تلاش رسمی این بوده است که بر آن ماجرا گرد فراموشی بریزد و آن را از حافظه جمعی و فردی چینی‌ها براند

گرد فراموشی و قرارداد نانوشته حکومت و جامعه

در این سی سال هر چه که چین از تظاهرات و اعتراض‌های سرکوب‌شده میدان صلح آسمانی فاصله گرفته تمام تلاش رسمی این بوده است که بر آن ماجرا گرد فراموشی بریزد و آن را از حافظه جمعی و فردی چینی‌ها براند. سه سالی پس از آن اعتراض‌ها رشد و پیشرفت اقتصادی ناشی از رفرم‌ها هم دچار وقفه‌ای محسوس شد، ولی دوباره به جریان افتاد و حکومت با سهیم‌کردن بخش بزرگی از جامعه در رفاه حاصل از آنها سکوت و تبعیت سیاسی را از آنها طلبیده است.

هنوز هم این اصل هواداران زیادی دارد که با رشد اقتصادی یک جامعه و شکل‌گیری یک طبقه متوسط قوی مطالبات سیاسی و مدنی این طبقه یا قشر هم به تدریج رشد می‌کند و ساختار سیاسی هم راهی جز تغییر و تحول برایش نمی‌ماند. رهبری چین که با «درس‌گیری» از لرزان شدن حکومت‌ها در شوروی و اروپای شرقی به راه سرکوب جنبش میدان صلح آسمانی افتاد پس از آن هم تلاش کرده است که آزادی و لیبرالیسم اقتصادی را همچنان با انسداد و انحصار سیاسی درآمیزد و خطری هم متوجه مبانی این حکومت نشود. یک مثال در این مورد رویکرد دولت در قبال اینترنت و شبکه‌های اجتماعی است. این شبکه عملا زیر سانسور و فیلترینگ است و دسترسی به بسیاری از سایت‌های خارجی هم در آن ناممکن. ولی در همان «شبکه ملی» و «خودی» هم فضا و تعاملات آن قدر آزاد هست که حکومت خود از آن به عنوان شاخص و گرماسنجی از گرایش‌ها و مطالبات اجتماعی استفاده می‌کند.

به عبارتی، حزب کمونیست حاکم به تداوم رشد و پیشرفت اقتصادی صرفا برای برآمدی مقتدرانه در گستره بین‌المللی نیاز ندارد، بلکه باید با آن، قراداد نانوشته‌اش با جامعه را هم اجرا کند، قراردادی که به موجب آن بخش‌های بزرگی از جامعه در ازای رفاه و ترقی اقتصادی و اجتماعی فردی از مطالبات سیاسی و به چالش‌کشیدن قدرت و انحصار حزب حاکم چشم پوشیده‌اند و حکومت این اطمینان خاطر نسبی را یافته است که با این قرارداد نانوشته در کنار به کارگیری حربه سرکوب و انسداد علیه این یا آن اقلیت و گروه، دیگر زمینه‌ای برای بروز وقایعی مانند اعتراضات میدان صلح آسمانی شکل نخواهد گرفت.

این قرارداد نانوشته در دانشگاه‌ها هم، عملا جاری و ساری است و «آرامشی» بی‌سابقه بر آنها حکمفرماست، سهل است که تلاش دولت برای به فراموشی راندن رویدادهای سال ۱۹۸۹ تا جایی رفته که بخش بزرگی از نسل‌های دانشجویی و غیردانشجویی جدید حتی نام آن اعتراضات را هم نشنیده‌اند. صدای انجمنی از ۱۵۰ خانواده قربانیان آن سرکوب همچنان به جایی نمی‌رسد و تحرکات و سخنرانی‌های بخشی از دانشجویان و فعالان آن جنبش که به تایوان و هنگ‌کنگ و ... گریختند هم در داخل چین کمتری بازتابی می‌یابد.

اعتراضات البته کماکان هست، ولی به صورت تک و توک در دانشگاه‌ها و در میان الیت فرهنگی و سیاسی و علمی، و بیشتر در دهات بر سر تصرف عدوانی این یا آن زمین یا در کارگاه‌ها و کارخانه‌ها برای اعتراض به سختی کار و بسته‌شدن کارگاه‌ها و بروز بیکاری، و یا در اعتراض به وخامت محیط زیست در این یا آن منطقه. هر چه که هست که مولفه‌های سیاسی از این اعتراضات رخت بربسته است.

با این همه، رهبری حزب برای بدترین شرایط هم خود را آماده کرده است، از جمله با سمیناری ۴ روزه در ابتدای سال جاری برای دست‌اندرکاران امنیتی و انتظامی، تا در سه چهار مناسبت تاریخی امسال (صدمین سالگرد جنبش ۴ مه، سی‌امین سالگرد اعتراضات میدان صلح آسمانی و هفتادمین سالگرد بنیانگذاری جمهوری خلق چین در اکتبر) همه چیز «تحت کنترل» باشد و «اتفاق» خارق‌العاده‌ای روی ندهد.

با این همه، جنگ تجاری جاری با آمریکا و این یا آن وقفه در رشد اقتصادی چین که می‌تواند به عدم توانایی دولت در اجرای قول و قرارهای نانوشته‌اش با جامعه و تامین اشتغال و حداقل‌های رفاه بیانجامد، به علاوه رشد ولو تدریجی خودآگاهی و مطالبات سیاسی و زیست‌محیطی، و نیز بروز بدبینی نسبت به این یا آن جنبه منفی رشد اقتصادی مانند فساد، رشدنیافتگی حقوق مدنی کار و اشتغال و تخریب گسترده زیستبوم و ... که در غیاب یک جامعه مدنی فعال روی داده، همه و همه شاید اینجا و آنجا روندهایی را رقم بزنند که رهبری حزب کمتر تصورش را کرده است.