شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
پاسخ احتمالی ایران به سیاست 'بیثباتسازی' اقتصاد کشور توسط آمریکا
- نویسنده, شهیر شهید ثالث
- شغل, روزنامهنگار و تحلیلگر
تشنج بازار ارز ایران باعث شد که نرخ دلار دیروز (یکشنبه هفتم مرداد) با عبور از مرز یازده هزار تومان، باعث شود که پول ایران ظرف تنها یک روز حدود پانزده درصد و مجموعا ظرف یک هفته حدود سی درصد از ارزش خود را از دست بدهد.
آمار رسمی بانک مرکزی خبر از تورم حدود هشت درصد تنها در دوماه خرداد و تیر میدهد. معنای این آمار این است که تا پایان سال، اگر وضع به همین منوال پیش برود، کشور تورم پنجاه درصدی را تجربه خواهد کرد.
در پی تهدیدات متقابل حسن روحانی و دونالد ترامپ، رئیسان جمهوری ایران و آمریکا، در هفته گذشته و کشیده شدن پای قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، به ماجرا و مآلا ملتهب شدن بیش از پیش اوضاع، فضای تلگرام پر شد از نوشتههای کاربرانی که یکدیگر را تشویق به خرید دلار برای حفظ ارزش پول خود میکردند. در لابلای این اخبار، وزیر بهداشت ایران به ریشه مشکل اشاره کرد. وی چند روز پیش گفت که بعد از آبان ماه باید آماده طوفان بود. اشاره او به بازگشت تحریمهای "نفتی و بانکی" آمریکا از تاریخ ۱۳ آبان بود.
ایران در صدد تغییر ژئوپلیتیک در منطقهایست که به دلیل منابع عظیم انرژی یکی از حساسترین مناطق جهان برای نظام بینالمللی به شمار میرود. هر چند که از سال ۲۰۰۳ و با سقوط صدام حسین، ایران پیشرفتهای قابل توجهی در تغییر موازنه قدرت در منطقه به نفع خود داشته اما طبیعی است که آمریکا به عنوان بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان این چالش ایران را بر نمیتابد، به خصوص که "دولت پنهان" در ایران، دشمنی با آمریکا را به عنوان یکی از سه مشخصه اصلی هویت خود تعریف کرده است (دو مشخصه دیگر را اصل ولایت فقیه و نابودی اسرائیل تشکیل میدهد).
همزبانی آقای روحانی میانهرو با تندروترین جناح سیاسی ایران و "دولت پنهان" و در پیش گرفتن سیاست تهدید و تشدید تضاد با آمریکا، خبر از نگرانی عمیق تهران از ادامه روند فعلی میدهد. در میان انبوه اخبار، اظهار نظر محسن هاشمی رفسنجانی رئیس شورای شهر تهران جلب نظر میکند که میگوید: "امکان بروز بحرانهای اجتماعی در مقیاسی گستردهتر از حوادث دی ماه وجود دارد. ... با شرایط حادتری نسبت به ایام دفاع مقدس مواجهیم".
ظاهرا راه حلی که به نظر رهبران ایران برای مقابله با آمریکا رسیده تهدید به بستن تنگه هرمز است.
در روزهای اخیر مقامات ایران، از رهبر گرفته تا رئیس جمهور و مقامات ارشد نظامی یک صدا میگویند که اگر ایران نتواند نفت صادر کند هیچ کشور دیگری در منطقه قادر به صدور نفت نخواهد بود. تنگه هرمز مهمترین کانال آبی عبور نفت در جهان است. از این تنگه روزانه حدود ۱۸.۳ میلیون بشکه نفت عبور میکند؛ ۳۵ درصد کل نفت جابجا شده از راه دریایی و حدود ۲۰ درصد کل نفت معامله شده در دنیا.
بحثی که این روزها در رسانهها مطرح است، اینکه "آیا ایران ظرفیت نظامی لازم برای بستن تنگه هرمز را دارد" اصولا فاقد موضوعیت است چرا که اگر ایران قصد بر هم زدن ثبات بازارهای نفت را داشته باشد میتواند با ناامن کردن تنگه هرمز به هدف خود برسد. با ناامن شدن تنگه هرمز، شرکتهای بیمه یا حق بیمه را به شدت افزایش خواهند داد یا بکلی از بیمه کردن نفتکشها خودداری خواهند کرد که معنای آن توقف نفتکشها و افزایش چشمگیر قیمت نفت است. سال گذشته "سازمان اطلاعاتی نیروی دریایی آمریکا" در گزارشی نتیجه گرفت که هر چند نیروی دریایی سپاه قادر به رقابت با تکنولوژی غرب نیست اما قادر به بیثبات سازی است به خصوص اگر امکاناتش "در یک منطقه عملیاتی کوچک مانند خلیج فارس و تنگه هرمز به کار گرفته شود".
آیا تغییر موضع آمریکا کمکی به کاهش بحران میکند؟
موضع ابتدائی آمریکا این بود که تا تاریخ ۱۳ آبان کشورهای خریدار، واردات نفت خود را از ایران به صفر برسانند در غیر این صورت مشمول مجازاتهای آمریکا خواهند شد. اما اخیرا مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که کشورش درخواستهای معافیت از مجازاتهای آمریکا را برای خرید نفت از ایران بررسی خواهد کرد.
سیاست دولت کنونی آمریکا اعمال فشار حداکثری بر ایران است و در بهترین حالت چیزی شبیه به دوران اوباما در سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ خواهد شد. به این معنا که خریداران نفت باید واردات خود را از ایران به میزان چشمگیری کاهش دهند تا بتوانند معافیت بگیرند. دولت اوباما با صدور معافیت برای برخی از کشورها صدور نفت ایران را به حدود یک میلیون بشکه در روز محدود کرد (صادرات نفت ایران در ماه مه، یعنی دو ماه پیش به ۲.۷ میلیون بشکه در روز رسید). اما مشکل بزرگتر در همان سالها این بود که راه ورود ارز حاصل از فروش نفت به داخل ایران بسته شده بود، از این رو در سال ۹۱ و ۹۲ قیمت دلار به سرعت افزایش پیدا کرد.
ایران با روشهایی قدری از فشارها را کاهش میداد. دستگیری و محاکمه رضا ضراب به ایران ضربه وارد کرد. ضراب در جریان محاکمه خود با دقتی دیدنی مکانیزم دور زدن تحریمها را آشکار کرد.
اروپاییها در تلاش برای جلوگیری از فروپاشی برجام و ایجاد امکان انتقال ارز برای ایران، سعی کردهاند که بانک سرمایه گذاری اروپا را برای ادامه رابطه با ایران بعد از تحریمها متقاعد کنند. با این حال تا این لحظه به نظر میرسد که این طرح با شکست روبرو شده است.
آیا ایران عبور و مرور نفت از تنگه هرمز را مختل خواهد کرد؟
به دلیل حساسیت بالای موضوع، قطعا آیتالله خامنهای در این باره تصمیمگیری خواهد کرد. آقای خامنهای علیرغم مواضع تندی که "در بیان" از ابتدای رسیدن به مقام رهبری داشته، "در عمل"، در بسیاری از موارد حساس ریسک نکرده است.
بطور مثال، در سال ۱۳۷۷ پس از تصرف مزار شریف توسط طالبان، به کنسولگری ایران حمله شد و ۱۰ دیپلمات ایرانی و یک خبرنگار کشته شدند. نیروهای نظامی ایران در واکنش به اقدام طالبان به مرز افغانستان اعزام شدند اما با مخالفت علنی آیتالله خامنهای موضوع حمله احتمالی نظامی به مواضع طالبان منتفی شد.
آیتاللهخامنهای از زمان به قدرت رسیدن همواره مانع از مذاکره با آمریکا میشد. با افزایش فشار تحریمها ایشان با مطرح کردن تز "نرمش قهرمانانه" راه گفتگوهای دو جانبه را بین تیم مذاکره کننده ایران با آمریکا برای حل بحران هستهای باز کرد. ایشان گفت: "نرمش در یک جاهایی بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبی ندارد". در عین حال برجام تقریبا از همه خطوط قرمزی که ایشان ترسیم کرده بود گذشت اما واکنشی به دنبال نداشت.
در موردی دیگر، پس از امضاء برجام آیتالله خامنهای در نامهای سر گشاده به روحانی نوشت: "وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانهای ... توسط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظف است ... فعالیتهای برجام را متوقف کند." با این حال، علیرغم خروج بدون شبهه آمریکا از برجام و قطعی شدن بازگشت تحریمها ایران برجام را ترک نکرده است.
با تمام این اوصاف، اگر درآمد نفت ایران به شدت کاهش پیدا کند، ارزش پول ملی هم چنان در حال سقوط باشد و هزینه زندگی تصاعدی افزایش بیابد، آیا خطر ناآرامیهای بیشتر کشور را تهدید نخواهد کرد؟ در صورت چنین وضعیتی، آیا ایران برای به تکاپو انداختن جامعه جهانی، علیرغم تبعاتی مخرب که ممکن است حتی به جنگ منجر شود، برای خروج از بن بست اقدام به بیثبات کردن تنگه هرمز نخواهد کرد؟ آیا حمله به کشتی نفتکش عربستان سعودی در روز سوم مرداد توسط شورشیان حوثی در باب المندب ممکن است هشداری از سوی ایران باشد؟ آیا این حمله ممکن است با حرف روحانی در خصوص اینکه "تنگههای زیادی داریم، تنگه هرمز فقط یکی از آنهاست" ارتباط داشته باشد؟ به نظر میرسد شش ماه آینده دوران سرنوشت سازی باشد.