شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
آیا اروپا از پس حفظ برجام برمیآید؟
- نویسنده, شهیر شهید ثالث
- شغل, روزنامهنگار و تحلیلگر
در حالی که پس از اعلام خروج آمریکا از توافق هستهای با ایران، در روز ۱۸ اردیبهشت، سرنوشت یکی از پیچیدهترین توافقهای بینالمللی به مویی بسته بود، اروپا اعلام کرد که به همکاری با ایران ادامه خواهد داد و مانع از فروپاشی برجام خواهد شد.
پس از آن چشمها به تهران خیره شد. رهبر ایران در جریان انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا اعلام کرده بود که "ما برجام را نقض نمیکنیم لکن اگر طرف مقابل (یعنی آمریکا) نقض کند، ما آن را آتش میزنیم."
با این حال، برخورد رهبر ایران متعادلتر از آن بود که تصور میشد. رهبر ایران با ابراز تردید درباره ادامه برجام با کشورهای اروپایی گفت: "اگر میخواهید، قرارداد بگذارید، تضمین عملی بگیریم، والا اینها همه همان کار آمریکا را خواهند کرد. اگر توانستید تضمین بگیرید که خب. البته من بعید میدانم. اگر نتوانستید تضمین قطعی بگیرید، دیگر نمیشود برجام را ادامه داد."
از توئیت آقای ظریف هم میشد استنباط کرد که رئیس جمهور (قاعدتا با نظر آقای خامنهای) به وی ماموریت داده جهت حفظ برجام با اروپا وارد مذاکره، برای یافتن راه حلهای اجرایی، شود.
بر اساس دستور اجرایی که ترامپ صادر کرده و حسب قوانین تحریمی، بخشی از تحریمها روز ۴ اوت (۱۳ مرداد)، و بخش اصلی که میتواند به اقتصاد ایران تکانهای شدیدی وارد کند و سیستم بانکی و صنعت نفت و گاز را هدف قرار دهد روز ۴ نوامبر (۱۳ آبان) جنبه اجرایی به خود خواهد گرفت.
سوال بزرگ اینجا است که آیا اروپاییها قادر به حفظ برجام هستند؟
اولا، این دولتهای اروپایی نیستند که قرار است با ایران وارد داد و ستد و سرمایهگذاری و غیره شوند. این بخش خصوصی است که باید تمایل به کار با ایران را داشته باشد.
باید دید در نظامهای مبتنی بر بازار آزاد دولتها چطور میتوانند بانکها و شرکتهای بزرگ را متقاعد کنند که با ایران وارد روابط اقتصادی با دوام شوند در حالی که جریمههای سنگین آمریکا مانند شمشیر داموکلس بالای سر آنها در حال نوسان است. دو سال است که تحریمها برداشته شده اما هنوز دولتهای اروپایی نتوانستهاند بانکهای بزرگ را راضی به کار با ایران کنند چه رسد به اینکه از روز ۴ نوامبر تحریمهای هستهای هم فعال شوند.
ثانیا، کافی است آمریکا یک شرکت و یا بانک را جریمه سنگین کند، بقیه همگی عقب خواهند نشست. سال ۲۰۱۲ بانک استاندارد چارتر به دلیل معامله با ایران نزدیک به ۶۷۰ میلیون دلار جریمه شد. از آن تاریخ وضعیت کار با ایران هرگز عادی نشد.
دو نظریه ممکن است در این ارتباط مطرح شود.
اول، شکاف ایجاد شده بین اروپا و آمریکا بر سر موضوع خروج آمریکا از این معاهده بینالمللی، به نظر برخی از متخصصین، بزرگترین شکاف را از دوران پایان جنگ سرد، بین اروپا و آمریکا ایجاد کرده است. از اینرو گروهی از ناظران معتقدند که اروپا زیر بار قانون شکنی ترامپ نخواهد رفت و در صورتی که آمریکا شرکتهای اروپایی را به دلیل کار با ایران مجازات کند اروپا متقابلا واکنش نشان داده و به عبارت دیگر با آمریکا وارد "جنگ تجاری" خواهد شد.
این ادعا، ادعای کوچکی نیست. معنای این حرف دهان باز کردن شکافی عظیم از دل دنیای سرمایهداری است که در صورت تشدید میتواند پایههای سیستم مسلط بر اقتصاد و سیاست جهان را به لرزه در آورد. لذا تصور اینکه اروپا وارد جنگ تجاری با آمریکا بر سر ایران شود (هر چند که به هیچ وجه از حرکت ترامپ خشنود نیست) واقعگرایانه به نظر نمیرسد.
نظریه دیگر این است که اروپاییها ممکن است ظرف شش ماه آینده که فرصت دارند، بتوانند آمریکا را قانع کنند تا از اجرای مجازاتهای اقتصادی علیه شرکتهایی که با ایران کار میکنند خودداری کند. دو ایراد به این نظریه وارد است.
اولا بعید است ترامپ حاضر شود این موضوع را در برابر دید عموم اعلام کند والا کل قضیه بازگرداندن تحریمها بلاموضوع خواهد شد. از اینرو، باز هم کمپانیهای غربی و حتی شرقی حاضر به معامله با ایران نخواهند شد از ترس اینکه مبادا مورد مجازات آمریکا قرار گیرند.
ثانیا، ایراد دیگری که این قضیه دارد (که زمان اوباما هم بانکهای اروپایی همین ایراد را با اوباما و دولتش مطرح میکردند و از کار با ایران خودداری میکردند) این است که حتی اگر دولت ترامپ قبول کند که از طریق وزارت خزانهداری خود، شرکتهای اروپائی را جریمه نکند، نمیتواند چنین تضمینی را از سوی "دادگستری آمریکا" بدهد. به عبارت دیگر دادگستری آمریکا مستقل از دولت میتواند طبق قانون، شخصیتهای حقیقی و حقوقی را که با ایران معامله میکنند جریمه کند.
در جمع بندی نهایی، تضمین از سوی اروپا برای حفظ برجام غیرعملی و غیرواقعبینانه به نظر میرسد.
در این صورت ایران چه خواهد کرد؟ مهمترین مسئله برای ایران فروش نفت است. ایران قبل از برجام ۱.۱ میلیون بشکه در روز صادرات داشت در حالی که در اردیبهشت امسال، یعنی ظرف دو سال صادراتش به ۲.۶ میلیون بشکه در روز رسیده است. به قدری نقش ایران در بازارهای بین المللی تعیینکننده است که بر اثر حرکت ترامپ و پیش بینی کاهش صادرات نفت ایران، قیمت نفت به بالاترین حد خود ظرف ۳ سال و نیم گذشته (۷۷ دلار در هر بشکه) رسیده است.
نهایتا، ایران تا روزی که بتواند نفت بفروشد در برجام باقی خواهد ماند. روزی که صادراتش کاهش قابل ملاحظهای پیدا کند، ماندن در برجام دیگر معنایی نخواهد داشت.