میراث مصباح یزدی؛ ۶۰ سال کادرسازی برای جمهوری اسلامی

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بهنام قلیپور
- شغل, روزنامهنگار
محمدتقی مصباح یزدی پدر معنوی و یکی از پایههای تعلیم و تربیت دستکم دو نسل "جوان و انقلابی" جمهوری اسلامی در۸۵ سالگی درگذشت.
آقای مصباح یزدی یکی از جنجالیترین روحانیون ۲۰ سال اخیر ایران بود که با مخالفتهای علنیاش با فرهنگ و تمدن غرب و تعاریف و تمجیدهایی که از آیتالله علی خامنهای میکرد، در محافل سیاسی و اجتماعی شناخته میشود.
محمدتقی مصباح یزدی برخلاف بسیاری دیگر از روحانیون، هرگز وارد کارهای اجرایی نشد و مسئولیتهای دولتی برعهده نگرفت، اما پیش و پس از انقلاب در تربیت گروه قابل توجهی از مدیران اجرایی در جمهوری اسلامی نقش محوری ایفا کرد.

منبع تصویر، TASNIM
مصباح یزدی چگونه و چه زمانی معروف شد؟
نام محمدتقی مصباح یزدی پس از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ به خاطر موضعگیریهای تند و تیزی که درباره علوم انسانی و راه و رسم حکومتداری اسلامی اتخاذ کرد به تدریج بر سر زبانها افتاد.
با اجرای طرح "ولایت" که با همکاری سازمان بسیج دانشجویی در دانشگاههای سراسر ایران اجرا شد، نام موسسهاش هم به عنوان نهادی آموزشی با هدف بسط و گسترش "افکار اسلامی" و تثبیت تئوری ولایت فقیه در عرصه سیاست مطرح شد.
آقای مصباح یزدی در اواسط دهه ۷۰ شمسی یگانه روحانی مورد وثوق آیتالله علی خامنهای بود که ماموریت «تقویت» مبانی اعتقادی و سیاسی دانشجویان بسیجی را برعهده گرفت و در یک دوره ۲۰ ساله توانست به ۶۰ هزار نیرو آموزش دهد؛ در حال حاضر برخی از تربیتیافتگان این طرح در بخشهای مختلف نظام دارای مسئولیت هستند.
علیرضا زاکانی که در دهه ۷۰ خورشیدی رئیس سازمان بسیج دانشجویی بود به همراه محمد دهقان، معاون او در این سازمان، دو بازوی مهم اجرایی مصباح یزدی در برگزاری طرح "ولایت" بودند که بعدها نظامالدین موسوی و برخی دیگر از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به این تیم اجرایی پیوستند.
زاکانی و موسوی حالا نماینده مجلس هستند و محمد دهقان به واسطه برخی روابطش توانست پس از نمایندگی مجلس، یکی از اعضای حقوقدان شورای نگهبان شود.
تعداد قابل توجهی از بازیگران جوان عرصه قدرت که با اراده و خواسته آقای خامنهای وارد این عرصه شدهاند هم محصول آموزشهای عقیدتی ۲۰ سال اخیر مصباح یزدی هستند که هدف بعدی خود را تشکیل دولت "جوان و انقلابی" اعلام کردهاند.

منبع تصویر، TASNIM
مصباح یزدی چرا برکشیده شد؟
پس از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ مباحث تازهای در حوزه علوم انسانی و نحوه مطلوب حکومتداری مطرح شد که هم برای جامعه جذاب بود، هم نگاهی انتقادی به تمام نسبتهای عقیدتی و سیاسی موجود داشت و هم قصد داشت طرحی نو در نحوه حکومتداری و مردمداری ارائه کند.
مصباح یزدی با آغاز این دوران تحول و تغییر، سکان آموزشهای عقیدتی دانشجویان و گروهی از طلاب را برعهده گرفت تا هم پاسخی در رد مبانی نوپیدای علوم انسانی در جامعه ایرانی بدهد و هم پایههای عقیدتی و اسلامی نسل جوان را به خواسته آیتالله خامنهای تقویت کند.
اینگونه بود که او به مشهورترین روحانی یا جریان منتقد علوم انسانی غربی در دهه ۷۰ شمسی تبدیل شد و تلاش کرد پروژه سیاسی و عقیدتی آیتالله خامنهای که اصلیترین عنصر آن «ولایت فقیه» و «دولت اسلامی» بود را در تمام حوزهها پیاده کند.
محمدتقی مصباح یزدی و موسسهاش برای اجرای این پروژه به تدریج مورد توجه حاکمیت قرار گرفتند و با حمایتهای گسترده مالی، رسانهای و آموزشی توانستند به جدیترین جریان عقیدتی مخالف دولت محمد خاتمی و پروژههای اصلاحطلبان تبدیل شوند.
مصباح یزدی در همین دوران بود که به یکی از مهمترین ارکان برنامههای دفتر آیتالله خامنهای در قم تبدیل شد و به وی اجازه داده شد به طور مرتب در این دفتر اقدام به برگزاری جلسات سخنرانی و آموزشی کند. البته در سالهای اخیر از تعداد این برنامهها کاسته شده است.
بزرگترین میراث مصباح یزدی چیست؟
نسل «جوان و انقلابی» صاحب قدرت در ایران که هر روز به دامنه قدرتش افزوده میشود و ماموریت تحقق «گام دوم انقلاب» برعهده دارد را باید مهمترین میراث محمدتقی مصباح یزدی در ۲۰ سال اخیر دانست.
این نسل محصول یکی از مهمترین دورههای فعالیت مصباح یزدی در عرصه آموزش و سیاست است که از سال ۱۳۷۶ آغاز شد و با حمایتهای مالی، تشکیلاتی و تبلیغاتی توانست به تدریج در بخشهای مختلف قدرت وارد شود.
آخرین ماموریت این نسل پس از درگذشت مصباح یزدی تسلط بر قوه مجریه و تحقق دولت "جوان و انقلابی" است که از آن به عنوان آخرین حلقه برای حرکت به سمت "گام دوم انقلاب" هم نام برده میشود.
«گام دوم انقلاب» از مهمترین پروژههای سیاسی آیتالله خامنهای است که سال ۱۳۹۷ و با هدف "استمرار راه انقلاب ۵۷" از آن رونمایی شد و رهبر ایران از حامیانش خواست تمام توان خود برای پیادهسازی این پروژه را به کار بگیرند.
این نسل که مصباح یزدی در تربیت و آموزش آنها نقشی اصلی و محوری را ایفا کرد، قرار است ادامه دهنده حیات جمهوری اسلامی پس از رهبر آن در سبک و سیاقی "انقلابی" و متکی بر "ارزشهای اسلامی" و مخالفت با آمریکا و مبنای غربی باشد.

منبع تصویر، TASNIM
راهی که مصباح یزدی برای تربیت نسل «جوان و انقلابی» پیمود؟
نسلی که امروز تمام امید آیتالله خامنهای به آن است، محصول بخشی از نخستین فعالیتهای محمدتقی مصباح یزدی در دهه ۴۰ شمسی در گروهی به نام "ولایت" است که با هدف مطالعه جمعی درباره "حکومت اسلامی" تشکیل شد و مصباح یزدی جوان یکی از ارکان آن را تشکیل میداد.
مصباح یزدی در همان ایام و برای بسط و گسترش ایدهها و آرمانهای خود در کنار بنیانگذاران مدرسه علمیه "حقانی" قرار گرفت. مدرسهای که بخش قابل توجهی از شاگردان و استادان آن بعد از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ به مجموعه مدیران و تصمیمگیران مهم نظام جمهوری اسلامی تبدیل شدند.
ریشهها و ردپای ترتبیتیافتگان این مدرسه را میتوان در دههای ۶۰ و ۷۰ شمسی در برخی مناصب مهم اطلاعاتی، امنیتی و قضایی دید که در آن زمان به مهمترین بازوی سرکوب فعالان مدنی و سیاسی تبدیل شده بودند.
مصباح یزدی بعد از مدرسه "حقانی" به موسسه "در راه حق" نقل مکان کرد و برخی از شاگردانش را هم با خود برد و در این موسسه هم با هدف "اثبات حقانیت اسلام" اقدام به تدوین برنامه آموزش و عضویت در کمیته گزینش طلاب کرد.
بیشتر بخوانید:
این روحانی حدود ۱۰ سال پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ یعنی در سال ۱۳۶۶ موفق شد مجموعه مستقلی به نام بنیادی فرهنگی "باقرالعلوم" را بنیان بگذارد و پس از سالها به همکاریاش با موسسه "در راه حق" پایان بدهد.
این موسسه سال ۱۳۷۴ سنگ بنای تشکیل موسسه آموزشی و پژوهشی «امام خمینی» شد که با مجوز رسمی وزارت علوم فعالیت خود را در زمینه آموزشهای اسلامی در قم آغاز کرد.
مصباح یزدی در کنار این موسسه اقدام به راهاندازی چند تشکل موازی به نامهای انجمن فارغالتحصیلان، دفتر پژوهشهای فرهنگی و کانون طلوع کرد.
انجمن فارغالتحصیلان سال ۱۳۷۷ با نظر و خواست محمدتقی مصباح یزدی راهاندازی شد و سال ۱۳۸۰ توانست از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب مجوز فعالیت سیاسی را هم بگیرد.
این انجمن که در بسیاری از شهرهای ایران دفتر نمایندگی دارد، نخستین فعالیت رسمی سیاسیاش را سال ۱۳۸۴ و با صدور بیانیهای در حمایت از نامزدی محمود احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری کلید زد و بعدها به عنوان یکی از نهادهای حامی احمدینژاد شناخته شد.
مهمترین اعضای این انجمن افرادی همچون حسین جلالی، مجتبی مصباح یزدی، محمود نبویان، مرتضی آقاتهرانی و قاسم روانبخش هستند که اوج فعالیت سیاسی آنها در دوران ریاست جمهوری احمدینژاد بود و حالا برخی از آنها نماینده مجلس هم هستند.
دفتر پژوهشهای فرهنگی از دیگر تشکلهایی بود که مصباح یزدی به عنوان یکی از زیرمجموعههای موسسه "امام خمینی" راهاندازی کرد تا به نوعی ناشر آراء، آثار و عقایدش باشد.
بسیاری از سخنرانیهای سیاسی دو دهه اخیر مصباح یزدی در نشستهای این دفتر در قم انجام شد که یکی از مهمترین خروجیهای آن انتشار کتابی با محوریت طرح تشکیل "دولت اسلامی" در سال ۱۳۸۳ بود.
مصباح یزدی بعدها فعالیتهای این دفتر را گسترش داده و آن را به تریبونی سیاسی برای محافظهکارانی سرشناسی همچون مجتبی ذوالنور، جانشین وقت نماینده ولیفقیه در سپاه، حسین شریعتمداری، حسن عباسی و غلامحسین الهام تبدیل کرد.
کانون طلوع از دیگر زیرشاخههای دفتر پژوهشهای فرهنگی است که مصباح یزدی اقدام به راهاندازی آن کرد. در این کانون که یکی از زیرمجموعههای موسسه "امام خمینی" محسوب میشود، مسائل روز مورد بحث و بررسی قرار میگیرد که در واقع نوعی فعالیت درونسازمانی است.

منبع تصویر، Getty Images
مصباح یزدی چه زمانی وارد بازی قدرت شد؟
مجموع تشکیلات سیاسی و مذهبی که محمدتقی مصباح یزدی روزگاری عضو آنها بود و بعدها خود در راهاندازی آنها نقشی محوری داشت، سال ۱۳۸۴ با حمایت علنی و رسمی از نامزدی محمود احمدینژاد وارد بازی قدرت شد.
از این سال به بعد بود که شاگردان و تربیتیافتگان مصباح یزدی در قم و سایر شهرهای ایران به تدریج وارد بدنه قدرت شده و در مجلس و برخی دیگر از نهادهای دولتی صاحب پست و مقام شدند.
مصباح یزدی پس از این توفیق نسبی، در پی بسط دامنه نفوذ سیاسی و عقیدتیاش در عرصه قدرت شد و برای رسیدن به اهدافش پشت مجموعهای سیاسی قرار گرفت که نامش "جبهه پایداری انقلاب اسلامی" بود؛ جبههای متشکل از برخی سیاستمداران و صاحبان قدرت و شاگردان مصباح یزدی که قصد داشته و دارند تمام ارکان قدرت در جمهوری اسلامی را از آن خود کنند.
قرارگاه فرهنگی "عمار" نام دیگر تشکلی است که با نام محمدتقی مصباحیزدی گره خورده است. قرارگاهی که در پی وقایع سال ۱۳۸۸ و اعتراضها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری از سوی گروهی از حامیان و شاگردان مصباح یزدی راهاندازی شد تا به گفته خود "غبارها" از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را زدوده و صدای آیتالله علی خامنهای باشد.
مصباح یزدی و تمام مجموعهاش دستکم تا زمانی که محمود احمدینژاد مقابل آقای خامنهای قد علم نکرد، از حامیان و تمجیدگران دولتش بودند، اما پس از علنی شدن اختلافهای احمدینژاد با خامنهای و جنجال ۱۱ روز خانهنشینی احمدینژاد، مصباح به تدریج راهش را از او جدا کرد.
حمایتهای بیدریغی که مصباح یزدی از شخص احمدینژاد و دولت اول وی میکرد، با موضعگیریهای جنجالی احمدینژاد در دور دوم دولتش، به یکباره به عاملی منفی در پرونده فعالیت سیاسی این روحانی و "جبهه پایداری" تبدیل شد و منجر به گوشهنشینی محسوس آنها در سالهای اخیر شد.
«جبهه پایداری» که از ماهها پیش با حمایت مصباح یزدی، خود را آماده ورود به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ ایران کرده است، حالا بدون رهبر و مرشد سیاسی و مذهبیاش امید دارد برنده نهایی این کارزار باشد. امیدی که در سایر تربیتیافتگان محمدتقی مصباح یزدی در سایر جریانهای اصولگرا هم دیده میشود.











