چگونه ایران جمهوری اسلامی شد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مریم رستگار
- شغل, بیبیسی
این مطلب به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران بازنشر شده است:
در سال ۱۳۵۸ نزدیک به ۹۸ درصد ایرانیها رای دادند که جمهوری اسلامی جایگزین حکومت پهلوی شود و بدین ترتیب بعد از دو و هزار پانصد سال، رسما تاج و تخت در ایران برچیده شد.
برگزاری همه پرسی یا رفراندوم برای تصمیم گیری درباره مسایل مهم و کلان کشوری، از روشهای دموکراتیک برای دریافت نظر اکثریت مردم یک کشور است، ولی آیا در همه پرسی فروردین سال ۱۳۵۸ هم چنین هدفی دنبال میشد؟
به گفته ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی و وزیر خارجه دولت موقت، در زمان برنامه ریزی برای برگزاری همه پرسی تا قبل از دوازدهم فروردین، کسانی بودند که برگزاری آن را زائد میدانستند.
آنها معتقد بودند مردم در تظاهرات میلیونی و شعارهایی که دادهاند، خواستار برقراری جمهوری اسلامی شدهاند، در نتیجه نیازی به برگزاری رفراندوم نیست، ولی افرادی دیگر، از جمله اعضای نهضت آزادی معتقد بودند که تظاهرات مردمی توده وار، از نظر حقوقی در سطوح ملی یا بینالمللی کافی نیست و باید در یک مقطع زمانی، مطالبات و خواستههای مردم به شکل قانونی و در چارچوب عملی سیاسی، تایید و تصویب شود که برگزاری همه پرسی، چنین کاری را امکان پذیر میکند.
آقای یزدی تایید میکند که همه پرسی سال ۵۸ در شرایطی برگزار شد که هنوز قانون اساسی ایران تدوین نشده و تعریفی هم از جمهوری اسلامی ارائه نشده بود. با این حال او معتقد است که مردم باید ابتدا به شکل کلی نظامی که مد نظر داشتند، رای میدادند تا بعد، قوانین کشور از جمله قانون اساسی بر مبنای این انتخاب، تصویب میشد.
در همه پرسی روز دوازدهم فروردین، از مردم درباره "جمهوری اسلامی" نظرخواهی شد، اصطلاحی که پس از مدتها بحث و مجادله گروههای سیاسی فعال در آن زمان، از بین چندین گزینه انتخاب شد.
صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر امور سیاسی، میگوید که به جز "جمهوری اسلامی" که در همه پرسی مطرح شد، "جمهوری دموکراتیک"، "جمهوری دموکراتیک اسلامی" و "جمهوری ایران" هم مطرح بود.
او میافزاید: "جمهوری دموکراتیک" بیشتر از طرف مهندس بازرگان، نخست وزیر دولت موقت، و همفکرانش مطرح میشد و مجموعهای از جریانات چپ، لائیک و سکولار طرفدار "جمهوری ایران" بودند.
فرخ نگهدار، از رهبران گروههای چپگرای مخالف شاه میگوید: "گروههای دموکراتیکی مانند فدائیان خلق و مجاهدین معتقد بود که پیش از برگزاری همه پرسی باید یک بحث اجتماعی فراگیر انجام شود و پس از تصویب قانون اساسی در مجلس موسسان، همه پرسی از مردم انجام شود، ولی آیتالله خمینی اصرار داشت که "جمهوری اسلامی" به رای گذاشته شود و حمایت بیشتر جامعه از او سبب شد این حرف پیش برود."
به گفته آقای نگهدار، در ابتدا قرار شد در باره موافقت یا مخالفت مردم با جمهوری اسلامی رای گیری شود و در صورتی که کسی مخالف بود، نظر خود را به صورت دستی در حاشیه برگه رای بنویسد، ولی این ایده عملی نبود و گروههایی مانند فدائیان خلق از شرکت در این رفراندوم صرفنظر کردند، چون شیوه اجرای آن را دموکراتیک نمیدانستند.
صادق زیباکلام به دغدغههای خاص بعضی گروهها هم اشاره میکند و میگوید: "برخی گروهها که نمیخواستند 'جمهوری اسلامی' به عنوان نظام حاکم بر ایران معرفی شود، از جمله مهندس بازرگان و همفکرانشان، مخالفتی با اسلام نداشتند، ولی نگران آن بودند که اگر به نام دین، اسلام و تشیع، حکومتی برپا شود و این حکومت نتواند موفق شود، این موضوع، به نام آیتالله خمینی یا دیگران نوشته نخواهد شد، بلکه به نام ناتوانی اسلام و تشیع در ایجاد یک حکومت مدرن نوشته خواهد شد و ضرری به اسلام خواهد بود، ولی آیتالله خمینی خیلی صریح گفتند که جمهوری اسلامی و نه یک کلمه بیشتر یا یک کلمه کمتر!"

منبع تصویر، Getty Images
ولی اصطلاح "جمهوری اسلامی" چگونه وارد ادبیات انقلاب ایران شد؟
ابوالحسن بنی صدر، اولین رییس جمهوری ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی که در دوران تبعید آیتالله خمینی در فرانسه، او را همراهی میکرد، برقراری جمهوری اسلامی در ایران را از مهمترین بحثهای مطرح در گفتگوهای مطبوعاتی آیتالله خمینی در نوفل لوشاتو میداند.
آقای بنی صدر به بخش فارسی بیبیسی میگوید: "آقای خمینی در فرانسه از جمهوری اسلامی حرف زد و البته از جمهوری اسلامی دموکراتیک نام برد، (اما) وقتی که به ایران رفتیم و موضوع همه پرسی مطرح شد، واژه دموکراتیک را برداشت و جمهوری اسلامی را مطرح کرد، در حالی که خود او در نوفل لوشاتو تاکید داشت که جمهوری دموکراتیک در ایران برقرار خواهد بود و منظور از جمهوری هم استقلال مردم در حاکمیت بود. به این معنا که هیچ مقامی در داخل مرزها شریک حاکمیت مردم نیست و در بیرون مرزها هم هیچ قدرت خارجی شریک این حاکمیت نخواهد بود."
آقای بنی صدر میافزاید: "تا روزی که همه پرسی انجام شد، کسی تصور نداشت که منظور خاصی از "جمهوری اسلامی" در ذهن آقای خمینی است. پیش نویس قانون اساسی هم که در ابتدا تهیه شد، بر مبنای ولایت جمهور مردم بود، ولی پس از طرح آن در مجلس خبرگان، همه چیز تغییر کرد و اصل ولایت جمهور مردم مقداری نقض شد، هرچند چون تاکید شد که طبق قانون اساسی حاکمیت با مردم است و ولایت فقیه بدون اختیارات اجرایی بود و تنها حالت نظارتی داشت، میشد گفت که چندان به حاکمیت مردم زیان نمیزد."
البته فرخ نگهدار معتقد است که تکرار خواستههای مردم در تظاهرات سالهای انقلاب، دلیل اصلی انتخاب گزینه "جمهوری اسلامی" در رفراندوم دوازدهم فروردین بود.
او میگوید: "آیتالله خمینی در سالهای پیش از آن، اصلا از جمهوری اسلامی نام نمیبرد، بلکه در کتابها و آثارش بحث حکومت ولایت فقیه را مطرح میکند، ولی در آن زمان، زیر فشار و مطالبات اجتماعی شرایط تغییر کرد؛ از جمله حضور آیتالله طالقانی که از رهبران درجه اول بود و گرچه به حد آیتالله خمینی نفوذ نداشت، ولی تقریبا همه تهران، یکپارچه از او حمایت میکرد و تمام جناحها او را دوست داشتند. آیتالله طالقانی به جمهوریت اعتقاد داشت و مجموعه عوامل سبب شد آیتالله خمینی مطالبهای را که در سالهای قبل به عنوان حکومت ولایت فقیه داشت، کنار بگذارد و از کلمه جمهوری اسلامی استفاده کند."
شیوه برگزاری همه پرسی ۱۲ فروردین هم از بحثهایی بود که در آن زمان مورد مناقشه گروههای سیاسی قرار داشت.
ابراهیم یزدی میگوید که در زمان برگزاری همه پرسی، برخی بر این نظر بودند که باید همه گزینههای پیشنهادی، در پرسشنامه وارد شود، ولی شورای انقلاب و رهبری که تصمیم گیرنده اصلی و نهایی بودند، تصمیم گرفتند تنها در باره جمهوری اسلامی از مردم سوال شود که تشتت آرا به وجود نیاید.
صادق زیباکلام نیز میگوید قرار دادن یک گزینه برای همه پرسی، انتقادهایی را به دنبال داشت و سبب شد گروهی این پرسش را مطرح کنند که چرا حکومت و رهبری انقلاب اصرار دارد انتخابهای دیگر را از مردم دریغ کند؟
او میگوید: "واقعیت این است که اگر عناوین دیگری در کنار جمهوری اسلامی نوشته میشد، با توجه به فضایی که در دوازدهم فروردین ۵۸ در ایران حاکم بود، اکثریت مردم باز هم به همان چیزی رای میدادند که آیتالله خمینی گفته بود."
دکتر ابراهیم یزدی هم با این نظر موافق است و تصریح میکند: "مردم، حتی کسانی که لائیک بودند و به قید اسلامی بودن جمهوری در ایران اعتقاد نداشتند، در برابر نظام سلطنتی پیشین، به جمهوری اسلامی رای دادند. در نتیجه شکی نبود که اگر بندهای جداگانهای در برگههای رای گیری برای "جمهوری"، "جمهوری دموکراتیک" یا "جمهوری دموکراتیک اسلامی" در نظر گرفته میشد، باز همچنان اکثریت بزرگی از مردم به "جمهوری اسلامی" رای میداد، ولی به دلیل نوع عملکرد و دموکراتیک بودن این شیوه، شاید گزینه بهتری برای برگزاری همه پرسی بود.
با وجود اختلاف نظر گروههای سیاسی فعال در سالهای پس از انقلاب اسلامی بر سر شیوه و چگونگی برگزاری همه پرسی در فروردین سال ۵۸، نظام جمهوری اسلامی به استناد نتیجه این همه پرسی در ایران شکل گرفت؛ با این حال هنوز منتقدانی هستند که معتقدند مردم ایران در آن زمان، بیش از آن که به فکر تعیین نظام و نوع حکومت در کشور خود باشند، تنها به سرنگونی نظام سلطنتی فکر میکردند و برای رسیدن به این هدف، نظام جدیدی را که به آنها معرفی شده بود، برگزیدند.











