شورای شهر تهران؛ آیا شورای یکدست به نفع اصلاحطلبان است؟

منبع تصویر، Tehran press
- نویسنده, فرنوش امیرشاهی
- شغل, روزنامهنگار
انتخاباتی که زیر سایه سنگین مبارزههای ریاست جمهوری قرار گرفته بود، با نتایجی غافلگیرکننده، همه حرف و حدیثهای رقابتهای سیاسی یک ماه گذشته را به حاشیه برد.
آرای صندوقهای انتخابات شوراهای شهر و روستا، در تهران و مشهد با پیروزی صد در صد لیست "امید" -نزدیک به اصلاحطلبان و اعتدالگرایان- همراه بوده و با مشارکت بیش از حد انتظار رایدهندگان، فضای سیاسی ایران را تحت تاثیر خود قرار داده است. رایآوری چشمگیر زنان به ویژه در استانهای جنوبی هم جلب توجه کرده است.
آنچه در انتخابات شوراها در شهرهای بزرگ اتفاق افتاده است، ادامه راهی است که در انتخابات مجلس دهم آغاز شد.
همانطور که در انتخابات مجلس دهم، تمام افراد فهرست امید موفق به ورود به مجلس شدند و غلامعلی حداد عادل، سرلیست اصولگرایان از حضور در پارلمان بازماند؛ در انتخابات شورای شهر تهران نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار مهدی چمران، سرلیست فهرست مشهور به "خدمت"، پشت درهای ساختمان بهشت ماند.
این نتیجه البته در مشهد همچون انقلابی در ساختار سیاسی آن محسوب میشود. شهری که قطب عمده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اصولگرایان بوده است، برای اولین بار نتایج شوراها را کاملا به رقیب باخته است.
درباره انتخابات شوراها بیشتر بخوانید
چرا لیست امید پیروز شد؟
عملکرد سازمانی و هماهنگ اصلاحطلبان و جریانهای اعتدالی، در کنار حمایت بزرگان این جناح به ویژه محمد خاتمی، رئیس جمهور اسبق، در سه انتخابات گذشته، ورق را به نفع آنها برگردانده است. پس از حوادث انتخابات پرحاشیه ریاستجمهوری سال ۸۸ و بازداشتها و محدودیتهای جمع زیادی از فعالان سیاسی اصلاحطلب و تحولخواهان، این گروه موفق شد دوباره از زمین بلند شده و پس از ۸ سال به تدریج و آرام، دوباره به قدرت بازگردد.
ترکیب بسیاری از شوراهای شهر، پس از ۱۵ سال از گرایش یکدست یا اکثریت اصولگرا، به سمت اصلاحطلبان چرخیده است. در مجلس شورای اسلامی نیز وضعیت به همین منوال است و ساختمان پاستور نیز همچنان در دستان حسن روحانی و تیم وزرا و مشاوران اوست.
اما چنین جابجایی بزرگی در قدرت، بدون مشارکت مردم ممکن نبوده است. در بیش از یک دهه گذشته، اهمیت رای دادن برای بخش عمدهای از بدنه اجتماعی ایران، درونی شده است. نتیجه تحریم در دو انتخابات مجلس هفتم و ریاستجمهوری سال ۸۴، و یکدست شدن حاکمیت در نهادهای انتخابی و انتصابی، برای بسیاری از جمله تحولخواهان و دگراندیشان، همراه با پرداخت هزینه بوده است. پیام «تغییر از طریق صندوق رای» در کنار رشد وسیع شبکههای اجتماعی، سطح مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم را بالا برده است.

منبع تصویر، iSna
این موضوع به ویژه در انتخابات شوراهای شهر تهران نمود بیشتری داشت. رای محسن هاشمی، نفر اول انتخابات شورای شهر تهران(۱۷۵۶۰۸۶)، حتی از رای محمدرضا عارف، نفر اول انتخابات مجلس دهم( ۱۵۴۳۱۸۵)، بیشتر است. با وجود انتقادهای گسترده به فهرست انتخاباتی شورایعالی سیاستگذاری اصلاحطلبان، در نهایت رایها به نفع همین ۲۱ فرد منتخب به صندوق ریخته شدند.
ایراد ترکیب شورای شهر تهران چیست؟
این انتقادها بیشتر از آن رو بود که اولا در انتخابات شوراها، به دلیل آن که بررسی صلاحیتها با هیاتهای اجرایی و نظارت زیر نظر مجلس است و نظارت استصوابی شورای نگهبان وجود ندارد، تنوع و تعداد کاندیداها بیشتر و دامنه انتخاب جناحها از میان این طیفهای متنوع داوطلبان بازتر است. اما فهرست امید در نهایت با حضور چهرههای سیاسی بسته شد و بسیاری از افراد متخصص و مستقل شانس حضور در این لیست را پیدا نکردند.
ایراد دیگر آن است که همین جمع راهیافته به شورا نیز، متشکل از گرایشهای مختلف اصلاحطلبی است. احزاب و جریانهای کارگزاران، اعتماد ملی، اتحاد ملت و اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت، همگی سهمی از انتخاب شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان داشتهاند. همنشینی چهرههای متنوع اصلاحطلب در اولین دوره شورای شهر، تجربه ناموفقی بود. در آن دوره اختلافها چنان بالا گرفت که با رای شورای عالی حل اختلاف، شورای شهر تهران منحل شد.
به علاوه عملکرد اعضای شورا در سه دوره گذشته، چشمپوشی بر روی فسادها و تخلفهای گسترده در شهرداری تهران، برخورد آنان با حادثه ساختمان پلاسکو و املاک نجومی، همگی انتظارات از اعضای جدید شورا را بالا برده است.
چالش پاسخگو کردن شورا
مجموعه موارد فوق، کار اعضای تازه وارد به ساختمان بهشت، را سخت کرده است. نخستین دستور کار و چالش بزرگ شورا، انتخاب شهردار تهران است. جایگاهی که برای راس حاکمیت از اهمیت زیادی برخوردار است و امکانات آن به اندازه یک دولت است.

منبع تصویر، Mehr
با چنین درجهای از اهمیت، عجیب نیست اگر بیشتر از دو ماه تا آغاز به کار شورای دوره پنجم، حرف و حدیثها درباره جایگزین محمدباقر قالیباف زیاد است. از محسن هاشمی گرفته تا معصومه ابتکار. از محسن صفایی فراهانی تا حبیبالله بیطرف و محمود آخوندی و محسن مهرعلیزاده و پیروز حناچی و غیره، نامهایی هستند که به عنوان شهردار احتمالی تهران مطرح میشوند.
متناسب با این نامها، رایدهندگان تهرانی نیز در شبکههای اجتماعی، نقض احتمالی میثاقنامه اعضای راهیافته به شورای پنجم برای رفتن به شهرداری تهران، آن هم در حالی که وعده دادهاند برای هیچ سمتی از شورا استعفا نکنند، را خیانت به رای خود میدانند.
هنوز برای قضاوت درباره عملکرد شورای شهر پنجم زود است. اما به نظر میرسد آنچه از تکرار تجربههای ناموفق گذشته جلوگیری میکند، پاسخگو کردن اعضای جدید نسبت به عملکرد، تعهدات و تصمیماتشان است.
هر تصمیم و رای آنها به نام جریان اصلاحطلبی و محمد خاتمی؛ به دلیل حمایت از این ترکیب؛ تمام میشود. از این رو ایجاد جریانی حزبی و سیاسی پشت سر شورای شهر برای پاسخگو و مسئولیتپذیر کردن آن و حفظ روحیه مطالبهمحوری بدنه اجتماعی میتواند دو راهکار برای جلوگیری از لغزش و اشتباه باشد.











