هراسی ۵۰ ساله از مرگ نخلهای ایران

منبع تصویر، iSNA
- نویسنده, سام خسرویفرد
- شغل, پژوهشگر محیط زیست
آب که نباشد، آب که شور باشد، نخلها ایستاده میمیرند و رزق و روزی تعدادی پرشمار در مضیقه قرار میگیرد. دستکم، چهار میلیون نفر نخل در بوشهر و خوزستان در انتظار مرگ صف کشیدهاند. نخلهایی که معاش چند صد هزار خانوار به آنها وابسته است.
مهار رودخانههای داخل ایران باعث شده نفس درختان نخل در بوشهر و خوزستان به شماره بیفتد. همانطور که از۵۰ سال پیش سدسازی در کشورهای ترکیه، عراق و سوریه هراس به جان درختان خرما در جنوب غرب ایران انداخته است.
نماینده مردم آبادان در مجلس میگوید برداشت آب از سرشاخههای کارون و طرحهای سدسازی در بالادست این رود باعث نفوذ آب شور به زمینهای کشاورزی و خشک شدن درختان شده است. به گفته غلامرضا شرفی، عراق با هدف حفظ آب، تصمیم دارد آب دجله و فرات را در ام الرصاص مهار کند. اتفاقی که باعث نگرانی از نابودی مابقی نخلستانهای خوزستان شده است.
گاپ امروز
شاید باور کردنش دشوار باشد که سدسازی در ترکیه میتواند زندگی شهروندان ایرانی را تحت تاثیر قرار دهد. اثر دجله و فرات بر حیات و تمدن عرصه وسیعی از خاورمیانه انکارناپذیر است. این منطقه پهناور، بخش قابل توجهی از گهواره تمدن یا هلال حاصلخیز را در بر میگیرد که این روزها در آستانه ویرانی است.
طرح جنوب شرقی آناتولی (گاپ) را ترکیه با سرعت پیش میبرد؛ ۲۲ سد بر روی سرشاخههای دو رود دجله و فرات و ۱۹ نیروگاه برقآبی قرار است ۲۵ درصد برق و ۲۰ درصد آب مورد نیاز ترکیه را فراهم کند، زمینهای کشاورزی دو برابر شود و به ۱۷ هزار کیلومتر مربع، چیزی در حدود مساحت کشور سوئیس، افزایش یابد. این طرح با هزینه ۳۲ میلیارد دلاری، ۱۰ درصد جمعیت و مساحت کشور ترکیه و ۹ استان را در برمیگیرد.
ایده اولیه طرح آناتولی به ۱۹۳۶ برمیگردد، اما حدود پنج دهه بعد، با ادغام تمام پروژههایی که قرار بود آب دجله و فرات را مهار کند، طرح گاپ، کار خود را در ۱۹۸۰ آغاز کرد. سد آتاترک که در ۱۹۹۲ افتتاح شد، نخستین سازه این پروژه عظیم بود.

منبع تصویر، iSNA
پیشبینی شده با اجرای گاپ، سوریه و عراق با کمآبی بیسابقهای روبهرو شوند. همچنین، فشار و تنش بر جامعه کرد در منطقه افزایش یابد. به نوشته الکترا تساکالیدو، تحلیلگر سابق موسسه مطالعات امنیت اتحادیه اروپا زندگی و هویت ۹۰ درصد جمعیت کردهای ترکیه ممکن است تحت تاثیر این طرح قرار بگیرد. جابهجایی و مهاجرت گسترده مردمان ناحیه متاثر از ساخت سدها که اکثر آنان کرد هستند، از انتقادهای جدی به این پروژه است.
اما در کنار آن، افزایش زمینهای زیر کشت، افزایش اشتغال، و توسعه زیرساختها و بیمارستانها میتواند از تبعات مثبت اجرای این طرح باشد.
سدهای آتاترک و کاراکایا تا کنون باعث بنکن شدن ۱۰۰ هزار نفر شده است. دولت ترکیه فقط به مالکانی که زمینهایشان زیر آب میرود، زمینهای جایگزین دادهاست. آنان که روی زمینهای دیگران کار میکردند اینک حاشیهنشین شدهاند. همچنین با ساخت سد ایلسو ۵۲ روستا و ۱۵ شهرک دیگر زیر آب میرود. کردنشینان این مناطق کمتر جرات مخالفت پیدا میکنند چون بلافاصله با برچسب فعالیت سیاسی و گاهی سرکوب مواجه میشوند. با وجود وعدههای اعلام شده هنگام شروع طرح، هنوز زیرساختها و امکانات آموزشی و بهداشتی توسعه نیافته است.
در عین حال، فقط کردها و دو کشور سوریه و عراق نیستند که اثرات ویرانگر طرح گاپ آنها را تحت تاثیر قرار میدهد. ایران نیز از این رهگذر بینصیب نخواهد ماند.
اوایل تابستان امسال ۱۵۵۰ شهروند و ۱۶۰ سازمان مردمنهاد ایرانی در نامهای به سازمان ملل و یونسکو به دلیل بستن آب دجله و فرات از ترکیه شکایت کردند و آن را عامل بحرانهای اجتماعی، سیاسی و محیطزیستی سالهای اخیر در منطقه از جمله ریزگردها دانستند.

منبع تصویر، ISNA
جنگ دیروز
دجله و فرات از سرچشمه تا مصب در طول تاریخ شاهد جنگها و منازعات بیشماری بوده است. شاید مهمترین و مخربترین آنها در دوره معاصر، جنگ ایران و عراق باشد. برای حمله عراق به ایران و افروختن آتش جنگ هشت ساله، دلایل متفاوت و گاه متنقاضی شمرده میشود، اما کمتر نوشتهای را میتوان یافت که بر اختلاف مرزی بین دو کشور، لغو یکجانبه پیمان ۱۹۷۵ الجزیره و تلاش برای تسخیر شط العرب یا اروندرود از سوی صدام، صحه نگذاشته باشد.
این رودخانه برای عراق موقعیت استثنایی به همراه میآورد و دسترسی این کشور را به آبهای آزاد میسر میکند. به علاوه از قابلیت آبیاری زمینهای کشاورزی در این منطقه نیز نمیتوان غافل شد.
دجله و فرات در شهر قرنه حدود ۳۸۵ کیلومتری جنوب شرق بغداد به هم میپیوندند، قریب به ۱۱۰ کیلومتر را طی میکنند و در نهر خین وارد مرز ایران میشوند. در شمال خرمشهر، کارون به این جریان آبی ملحق میشود و اروندرود یا شط العرب تشکیل میشود. طول رودخانه مرزی از نهر خین تا خلیجفارس حدود ۸۵ کیلومتر است.
ایران از سالهای دور نسبت به هر گونه فعالیتی در این منطقه همرز با عراق حساسیت ویژه داشته و میتوان در اسناد به جا مانده پهلوی رد نهر خین را پی گرفت. برخی از این اسناد در کتاب "روابط ایران و عراق به روایت اسناد ساواک" از سوی مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات در سال ۱۳۸۰ راهی بازار نشر شده است.
نگرانی از سدسازی
نگرانی از سدسازی روی دجله و فرات هم در ایران منحصر به امروز و فعالیتهای سالهای اخیر دولت ترکیه نیست. از سالها پیش از این ساختوسازها، شاید به دلیل تحت تاثیر قرار دادن نخلستانها و نارضایتی مردم، حساس بوده است.
به عنوان مثال، در نامهای از این کتاب که ۱۹ آذرماه ۱۳۴۳ (۱۰ دسامبر ۱۹۶۴) خطاب به معاون ساواک نوشته شده، آمده است: "طبق اطلاع واصله عراقیها اخیرا در شمال شهرستان عماره سد دیگری بر روی رودخانه دجله بستهاند و قریب به اتمام است. این سد دومین سد بر رودخانه دجله است. آب این سد به نهر سعد میریزد که اراضی شمال عماره را که زمینهای بسیار وسیعی هستند آبیاری مینماید."
در ادامه این نامه، نویسنده که اسمی از او نیست میافزاید عراقیها برای جلب عشایر عرب زبان ایرانی به دلایل سیاسی و نیز آباد کردن آن زمینها پیغام فرستادهاند که به شمال عماره بروند و زمین دریافت کنند. اما آنها "چون از نحوه کار مامورین اصلاحات اراضی ایران بیاطلاع و منتظر نتیجه تقسیم زمینهای خالصه [که دولت بین مردم تقسیم میکرد] بودند از کوچ به عراق موقتا صرفنظر نمودند."
ساخت سد در سوریه در سندی دیگر که در سال ۱۳۴۶ (۱۹۶۷میلادی) منتشر شده مورد توجه قرار گرفته است: "موضوع ساختمان سد فرات در سوریه با اعتراض شدید عراقیها مواجه شده است، به خصوص که دولت ترکیه نیز در نظر دارد سدی بر روی همین رود در خاک خود احداث نماید. سدهایی که قرار است در ترکیه، سوریه و عراق بر روی فرات بسته شود، موجب ازدیاد میزان شوری آب در شطالعرب [اروندرود] و کارون شده و نتیجتا باعث از بین رفتن نخلستانهای ایران خواهد شد."
این نامه سری به صراحت احتمال خشک شدن شش میلیون نخل در ایران را به میان میکشد. موضوعی که بعد از پنجاه سال هنوز یکی از دغدغههای اساسی در استانهای جنوبی ایران است.
مهار دجله و فرات از یک طرف و کاهش آب منابع آبهای زیرزمینی در این حوزه میتواند اثراتی غیرقابل پیشبینی بر طبیعت و جوامع انسانی این منطقه به جا بگذارد. بر اساس مطالعه منتشر شده در مجله پژوهش منابع آب، حوزه آبریز دجله و فرات که بخشهایی از ایران و اروندرود را نیز در برمیگیرد، ظرف شش سال (از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹) ۱۴۳ کیلومتر مکعب (تقریبا معادل حجم بحرالمیت) آب زیرزمینی را از دست داده که بخش عمده آن صرف کشاورزی شده است.
از دست رفتن منابع آب و رطوبت خاک، علاوه بر نابودی نخلها در بسیاری از مناطق هلال حاصلخیز میتواند به بروز ریزگرد، از دست رفتن کشاورزی، خشونت و حتی مهاجرت و جابهجایی جمعیت منجر شود. با روند فعلی بهرهبرداری از آبهای سطحی و زیرزمینی در این منطقه، به جز خشکی نخلها و شیوع ریزگرد باید نگران وقایعی تلخی بود که تصور آنها هم هراسآفرین است.











