|
عراق چهار سال پس از حمله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
از 19 مارس به مدت یک هفته به مناسبت چهارمین سالگرد حمله به عراق سرویس جهانی بی بی سی طی مجموعه برنامه هایی به پوشش جنبه های مختلف زندگی در جامعه پس از جنگ در عراق پرداخت. در این مدت پرسشهایی از شما دریافت کردیم که آنها را با جلال خالدی گزارشگر در بغداد در میان گذاشتیم: آیا ادعای دخالت ایران در عملیات تروریستی درعراق درست است؟ بعد از سرنگونی رژیم صدام، نیروهای مخالف این رژیم به عراق برگشتند که تعداد زیادی از آنها مخصوصا شیعیان در ایران برای سالیان زیادی اقامت داشته اند. شیعیان در عراق پس از صدام موفق شدند که قویترین ائتلاف سیاسی را در این کشور تشکیل دهند. این امر با ناراضایتیهایی همراه بوده است و بیشترین اتهامات درباره دخالت ایران در اوضاع عراق هم از طرف این گروه های ناراضی مطرح می شود. همچنین باید به این نکته اشاره بکنم که تا کنون هیچ فرد ایرانی در رابطه با عملیتهای تروریستی در عراق دستگیر نشده است. یکی از خوانندگان پرسیده: "ما ایرانیها هیچوقت از مردم عراق به خاطر حمله صدام به ایران متنفر نبوده ایم آیا همچنین تفکری بین مردم عراق هم وجود دارد؟ البته با تفکیک قومیتی جواب بدهید" رژیم صدام در سی پنج سال گذشته تبلیغات بسیار قوی داشته است و هیچ وقت هیچ رسانه ای بغیر از رسانه های وابسته به دولت در عراق فعالیت نداشته اند. از آغاز جنگ صدام سعی کرد که افکار عمومی مردم عراق را به این سمت سوق دهد که این دولت ایران بوده است که جنگ را آغاز کرده تا اهداف "دولت کسری" را تحقق ببخشد و بین النهرین را جزو قلمرو ایران بکند. می توان گفت این نگاهی است نزدیک به نگاه اعراب سنی که در رژیم گذشته به حکومت صدام نزدیک بودند. ولی شیعیان عراق به دلیل نزدیکی خود با دولت شیعه ایران نظری کاملا مخالف داشته اند که همین امر باعث شد که هزینه ها زیادی بپردازند. کردهای عراق هم در چهل سال گذشته با مشکلات بسیار زیادی روبرو بوده اند و سعی کرده اند که خود را از تنشهای موجود بین ایران و عراق جدا کنند. ولی کردها دولت جمهوری اسلامی را یکی از متحدان خود به شمار می آورند. چرا نیروهای خارجی از عراق نمی روند مردم در این باره چه می گویند؟ در زمان سرنگونی حکومت صدام اکثر مردم عراق از ورود نیروهای چند ملیتی به این کشور استقبال کردند. به یاد می آورم که خودروهای نظامی آمریکایی به راحتی در شهر تردد می کردند و بدون هیچ گونه مشکلی حتی در پشت چراغهای ترافیک منتظر می مانند. مردم عراق خیلی امیدوارم بودند که آمریکاییها در کوتاه ترین زمان کشورشان را آباد خواهد کرد. همچنین به یاد می آورد که پنج شش ماه پس از سرنگونی صدام بین خودمان گمانه زنی می کردیم که بغداد مانند کدام شهر آمریکا خواهد شد، مانند همان کاری که پس از اخراج صدام از کویت برای آن کشور انجام دادند. ولی به هیچ وجه چنین اتفاقی نیافتاد و اوضاع بسیار بدتر از آن چیزی شد که مردم عراق در زمان صدام تجربه می کردند. مردم عراق به این نتیجه رسیده اند که نیروهای چند ملیتی به فکر تامین امنیت و منافع خود هستند و پس از رسیدن آن شاید به فکر مردم عراق هم باشند. ولی این فقط مختص مناطق مرکزی و غربی است و ساکنین مناطق کرد نشین نظراتی کاملا متفاوت دارند. آنها خواستار ادامه حضور این نیروها در مناطق شمالی عراق هستند که این امر ریشه در توجه بیشتر نیروهای آمریکایی نسبت به این مناطق است که از سال 1991 آغاز شد. نیروهای کرد معتقدند که پس از تعرض صدام به مناطق شمالی این کشور در سال 1991 میلادی این کمک نیروهای آمریکایی بود که استقلال نسبی را برای این منطقه به همراه آورد. همچنین سرمایه گذاری آمریکا در این منطقه اوضاع اقتصادی را بهبود بخشیده و حتی تحت فشار آنها جریانها مختلف کرد اختلافات سیاسی را به کنار گذاشتند که منجر به بوجود آمدن ثبات نسبی سیاسی در این منطقه شد. حتی برای اولین بار در تاریخ سیاسی عراق فردی کرد به بالاترین مسند قدرت این کشور ریاست جمهوری رسید. تمامی این موارد فضایی را به وجود آورده که کردها از حضور نیروهای آمریکایی در این کشور حمایت کنند.
چرا عراقیها از موقعیت حضور آمریکاییها در کشورشان مانند آلمانها یا کره ایها پس از جنگ استفاده نمی کنند تا کشور خودشان را بسازنند؟ به نظر من مردم عراق بیشتر به این باور می رسند که هدف حمله آمریکایی ها به عراق آزادی آنها نبوده بلکه نابود کردن تنها تهدید عربی علیه اسراییل بوده است و با وضعیتی که هم اکنون این کشور در آن قرار دارد، تا مدت زمانی طولانی به خطری برای این کشور تبدیل نخواهد شد. پس بر اساس این نظر اصلا نیروهای آمریکایی به دنبال پیشرفت عراق نبوده اند که حال مردم عراق به آنها این امکان را نمی دهند. مرم عراق الان دقیقا چی می خواهند، چون مردم عراق خودشان مسوول بخشی از نا آرامیها هستند؟ درخواستهای مردم عراق نسبت به خواسته های سیاستمداران این کشور متفاوت است. سیاستمداران متعقدند که خواسته اصلی مردم امنیت و خروج تدریحی نیروهای خارجی از این کشور است ولی مردمی که من با آنها سر و کار دارم، معتقدند که حضور نیروهایی آمریکایی در عراق عامل اصلی گسیل نیروهای تروریستی به این کشور بوده است. آنها معتقدند باید نیروهای خارجی اول ازاین کشور خارج شوند و بعد باید راه حلی برای تضمین امنیتی این کشور در دراز مدت پیدا کرد. آیا نیاز به یک دیکتاتور داخلی است؟ چنین تفکراتی از سال 1963 میلادی در این کشور رواج داده شده است، با این ادعا که به دلیل چند قومیتی بودن این کشور امکان تشکیل حکومتی با شرکت تمامی این گروهها وجود ندارد و عراق به شخصیتی فرا قومیتی احتیاح دارد که این گروهها را در کنار یکدیگر نگه دارد. ولی چنین سیاستی تاثیر گذار نبوده از آنجایی که مردم عراق پس از زندگی تحت حکومت صدام در روز سقوط آن کمترین میزان علاقه برای حفظ آن را نشان دادند. نظر شما در مورد فدارلسیم چیست؟ فدارالیسم هنوز برای مردم عراق امر عادی نیست و به نظر من از لحاظ پراکنندگی ناهمگون در عراق و وجود بیشتر ذخایر نفتی در مناطق شمالی این کشور، فدرالیسم راه حلی مناسب برای آینده این کشور نیست. آیا عراق روزی روی آرامش را خواهد دید؟ آیا عراقیها از دموکراسی سرخورده اند؟ من شخصا نا امیدم و فکر نمی کنم عراق تا 15 -20 سال آینده روی آرامش را به خودش ببیند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||