|
پاسخ های پرويز پرستويی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آيا شما تحصيلات هنرپيشگی داريد؟ تحصيلات هنرپيشگی به لحاظ آکادميک که يک دانشکده را گذرانده باشم، نخير ندارم. بازيگری را بيشتر به صورت تجربی فرا گرفتم. از نظر تئوريک هم از سال ۱۳۴۸ دوره های آموزش بازيگری در "مرکز رفاه نازی آباد" را گذراندم. کلاس های ما زير نظر مربيان دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران اداره می شد. آيا به کار روی صحنه تئاتر هم علاقه داريد؟ طبيعتا. می توانم بگويم که هرچه امروز در سينما دارم، حاصل تجربياتم روی صحنه تئاتر است. من کارم را با تئاتر شروع کردم و همچنان به کار در تئاتر ادامه می دهم. آخرين بار حدود پنج سال پيش روی صحنه رفتم. حالا هم در صدد هستم که اگر نمايشنامه خوب و مناسبی باشد، حتما در آن بازی کنم. چون فکر می کنم برای کارم در سينما بسيار مفيد است. يعنی اگر بخواهم در سينما حضور مثبت و زنده ای داشته باشم، بايد به تجربه در صحنه تئاتر ادامه بدهم. در عالم بازيگری کسی هست که او را استاد خود بدانيد و خود را مديون او بخوانيد؟ اولين کسی که در عالم بازيگری با او آشنا شدم و دروازه اين هنر را به روی من باز کرد يک دانشجوی تئاتر بود به نام پرويز احمدی نژاد که حالا بايد در خارج از کشور باشد. او برای تدريس به مرکز رفاه آمد و با ما کار کرد. او ما را نه تنها با بازيگری بلکه با بسياری از مقولات و مسائل نظری عالم هنر آشنا کرد و به ما ياد داد که آفرينش هنری را جدی بگيريم. سارا از تهران پرسيده است که بازيگران مورد علاقه شما چه کسانی هستند؟ اگر از کس ديگری اين سؤال را بکنيد، شايد به شما جواب ندهد، چون می گويد اگر اسم کسی را ببرد، شايد به ديگران بر بخورد. اما من مايلم به اين سؤال جواب بدهم. من برای تمام بازيگران ايرانی احترام قايل هستم چون می دانم که با مشکلات فراودانی کار می کنند. اما از کسانی که با تجربه هستند و توانسته اند در طول ساليان شخصيت هنری خود را حفظ کنند، برای عزت الله انتظامی خيلی احترام قايل هستم. از هنرمندان پيشين نيز بازی شادروان پرويز فنی زاده را خيلی دوست دارم. تا جايی که توانسته ام کار سينمای جهان را دنبال کنم، می دانم که هنر بازيگری پيشرفت زيادی داشته و من شخصا به چند بازيگر علاقه خاصی دارم که عبارتند از: داستين هافمن، ال پاچينو، رابرت دنيرو، مارلون براندو، آنتونی هاپکينز، اندی گارسيا و خيلی های ديگر.... از بازيگرانی که با خواندن مصاحبه هايش از شخصيت و روحيات او خوشم آمد و با او احساس نزديکی کردم، می توانم از تام هنکس نام ببرم. اينها هنرمندانی هستند که در طول ساليان شخصيت هنری خود را حفظ می کنند و مدام قابليت خود را افزايش می دهند. نيما از تهران پرسيده است که اگر از شما برای بازی در فيلم های خارجی، مثلا در سينمای هاليوود دعوت شود، قبول می کنيد؟ حتما، چون من تجربه های تازه و کار با آدم های بزرگ را خيلی دوست دارم. برخلاف کسانی که از تجارب سخت وحشت دارند يا اگر احتمالا روبروی بازيگران بزرگ قرار بگيرند خود را می بازند، من اگر روبروی بازيگر بزرگی قرار بگيرم، بيشتر به وجد می آيم و بهتر می توانم خودم را نشان بدهم. حميد از مشهد پرسيده: شما چطور در قالب يک نقش فرو می رويد؟ آيا روی يک نقش مطالعه می کنيد؟ اگر من اين کار را می کنم، مربوط به امروز يا يک نقش نيست. از همان آغاز انتخاب حرفه بازيگری از کسانی که با ما کار کردند ياد گرفتيم که خوب ببينيم، خوب مطالعه کنيم و خوب تحقيق کنيم. ما عادت کرديم يک چيزهايی از زندگی را توی ذهنمان ثبت کنيم تا هر وقت نياز داشتيم از آن ذخيره استفاه کنيم. وقتی می خواهم يک نقشی را بازی کنم، بايد آن نقش را در سناريو خوب درک کنم. موقعيت اجتماعی و طبقاتی و زيستی او را بشناسم. اگر نمونه نقش وجود داشته باشد می روم او را می بينم و اگر وجود نداشته باشد، راجع به او تحقيق و مطالعه می کنم و می کوشم با توجه به قواعد بازيگری به او زندگی بدهم. کورش از تهران پرسيده است: من از مدتها پيش دارم فيلم های شما را دنبال می کنم. نکته ای که برای من خيلی جالبه اينه که از شما نقش های خيلی متفاوتی را شاهد بوديم. مثلا در فيلم "آژانس شيشه ای " يا "روبان قرمز" بازی شما جوری بود که انگار صد سال است همان شخصيت هستيد. چطور می توانيد خودتان را با اين شخصيت های مختلف تطبيق دهيد؟ من موفقيت در ايفای يک نقش و جان دادن به يک شخصيت را بيش از هر چيز در درک و دريافت درست از موقعيت آن نقش خاص می دانم. اين البته با تجربه زياد کسب می شود. ما بازيگران ياد گرفته ايم که از کنار هيچ چيز بی تفاوت رد نشويم و هميشه در مسائل دقيق بشويم و نسبت به مسائل جامعه و حتی تمام جهان حساس باشيم. بنابرين اگر کسانی مرا موفق می دانند، اين به شخص من مربوط نمی شود، من از روزی که اين حرفه را انتخاب کردم، احساس کردم که وظيفه دارم دنيای پيرامون خود را بشناسم و در زندگی با دقت نظر نگاه کنم. درباره بازی شما در فيلم موفق "مارمولک" پرسيده اند. آيا بازی در اين فيلم برای شما نوعی چالش به حساب می آمد؟ همانطور که گفتم من هميشه از تجارب تازه استقبال می کنم و مدام دوست دارم به قلمروهای تازه ای بروم. بازيگری عرصه ايست که انتها ندارد و بازيگر بايد مدام در حال کشف و تجربه تازه باشد. من هميشه گفته ام که فيلم بعدی ام نشان می دهد که من چقدر بازيگر هستم. در مورد مارمولک دوگانگی اين شخصيت برای من جالب بود. دشواری ايفای نقش هم در همين است: اينکه يک آدم به لحاظ اجتماعی به اصطلاح لمپن در جامعه يک روحانی قرار می گيرد، که در فرهنگ و جامعه ما منزلت خاصی دارد. بين اين دوشخصيت يک موقعيت تناقض آميزی به وجود می آمد و من بايد روی مرز باريکی حرکت می کردم. اين تجربه برای من چالش سختی بود که من از آن استقبال کردم. در فيلم "ليلی با من است" هم ما تجربه مشابهی داشتيم. يعنی آنجا هم ما با آرمانهای جنگ شوخی می کرديم. يعنی هدف ما اين بود که خنده به لب تماشاگر بياوريم، بدون آنکه آن آرمانها و ارزش ها را خدشه دار کنيم. در مارمولک هم قصد ما همين بود. کدام يک از نقش هايی که بازی کرديد را بيشتر دوست داريد و مايليد با کدام کارگردان بيشتر کار کنيد؟ در حال حاضر در چه فيلمی بازی می کنيد؟ در فيلمی به کارگردانی مجيد مجيدی بازی می کنم که در آن نقش يک مرد نابينا را دارم که به بينايی می رسد... کار با مجيدی برای من بسيار ارزنده و لذت بخش است، چون او کارهای خوبی ارائه داده است و علاوه بر اين تجربه بازيگری هم دارد و تفاهم با او برای من بسيار راحت است. اميدوارم اين همکاری نتيجه و بازتاب خوبی داشته باشد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||