BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 17:02 گرينويچ - چهارشنبه 15 فوريه 2006 - 26 بهمن 1384
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
عشق طبيب هر دردی است؟!
عشاق

روز سه شنبه 14 فوريه، روز والنتاين، 'روز عشاق' است . اگرچه جشن والنتاين سنتی است غربی اما زبان عشق هميشه و همه جا شنونده دارد. آنهايی که به اين روز اهميت می دهند و عاشق هستند به محبوب خود می گويند دوستت دارم، چه با شاخه ای گل و چه با هديه ای گرانقيمت؛ اگر مخفيانه عاشق هستند ارسال يک کارت والنتاين بار سنگين افشاگری را خيلی سبک می کند.

جشن والنتاين منحصر به زوج های جوان نيست، اما در اين روز، طغيان احساسات خام عشق نوجوانی بيشتر به چشم می خورد. دغدغه های عشقی يک نوجوان، چند برابر می شود: 'چند تا کارت والنتاين می گيرم؟ از طرف کی؟'

اين دغدغه تا ساعات پايانی روز ادامه دارد و تا چند روز بعد از موعد والنتاين سوژه ای می شود برای گفتگوهای نوجوانانه.

احساسات عاشقانه چه "خام" و چه "پخته" تعريف راحتی ندارد و از هر که به پرسی، اول تامل می کند، بعد (بالاخره) توصيفی برای آن پيدا می کند. برخی عاشق شدن خود را در چند کلمه می بينند: 'تير عشق به قلبم خورد' يا 'عشقش جادوم کرد'؛ برخی هم يک کتاب حرف برای گفتن دارند.

توصيف عشق و احساسات منتسب به آن حتی برای فلاسفه، اديبان، هنرمندان و دانشمندان - که آن را شعبده بازی هورمون ها برای ترغيب انسان به توليد مثل می دانند - آسان نبوده و طی سده های متمادی ذهن و آثار آنها را سخت به خود مشغول کرده است.

شايد دشوارترين کار اين متفکرين، تفکيک جاذبه جنسی از عشق "رويايی" بوده و اين که آيا اصلا خط و مرزی ميان اين دو وجود دارد يا نه؟ پاسخ به اين سوال و دهها سوال مانند آن هم باعث شده که به مرور ايام تلاش برای درک مفهوم عشق و جستجو برای دستيابی به آن، به يکی از شيرين ترين و در عين حال تلخ ترين تجربه های بشری تبديل شود.

تلخی و شيرينی که شايد فقط شعر، داستان سرايی، فيلم، ... بتواند تحملش کند: از ليلی و مجنون و رومئو و ژوليت گرفته تا داستانهای عشقی امروزی دست ساز هاليوود.

دليل مجذوب شدن دو نفر به يکديگر هر چه باشد - شهوانی يا معنوی - در هر حال يافتن "نيمه ديگر" کار دشواری است. اما رفتن در اين راه خالی از هيجان نيست؛ حتی اگر بدانيم در انتها يک سراب در انتظار ماست. شايد برای همين است که جوانان و نوجوانان راحت تر از بزرگترها در اين راه قدم می گذارند. آنها مطمئن هستند که "عشق دوای هر دردی است!"

گفته های شما

سلام به عاشقا ی دنيا چونکه بدون عشق نميشه زندگی کرد، من که ازمحبوبم دورم هرروز برايم خيلی سخت ميگذره ولی چاره نست. بايد من منتظير آن روز ماند. حفيظ ا لله

نام عشق بزرگ و حال وهوای عاشقی چيزه ديگريست .ببازی عشق نشتم نه دفتر نه قلم نه تخته سياه مدرسه .چون کودکی برهنه پا.تنشنه از ابادی عشق راندهشده تا هنوز تو را قد مئ کشم .عقش عقل مبرد و عاشق عشق ميجويد تقديم به همسرم پراگنا هند. نيما - نصری

تا قبل از ازدواج آره عشقی است.اما بعد از ازدواج اگر ميخوای عشق باقی بمونه بايد پول خرج کرد. اکبر - تهران

من اگرچه عاشق نيستم ولی عشق ومحبت از جانب خداوند وغير اراديست نبايد هيچ کس ديگری سر زنش کند که چرا عشق ورزيدی به فلان! قيام الدين احمدی - بدخشان

روز والنتاين امسال که برابر بود با پنجمين سالگرد آشنايی مان مواجه شد با پايان اين عشق بی فرجام. دوست داشتن و عاشق شدن بسيار زيباست اما خوب است همراه باشد با از خودگذشتگی نه اينکه بخواهيم اول خود را دوست بداريم بعد ديگری را!!!! يوسف - تهران

نشونه ی اول عشق بوسه است.آنکه بوسيدن نداندعاشق نتواندشد. رضا - تهران

سلام من ۳ سال پيش با شوهرم اشنا شدم. ايشان در المان بودن و من در تهران. ما از طريق اينترنت اشنا شديم و الان ۱.۵ که ازدواج کرديم و الان در المان زندگی ميکنيم .من احساس ميکنم که الان خيلی بيشتر از روز اول دوستش دارم. چون روز به روز بيشتر با خصوصيات خوبش اشنا می شم. سيروس من بينهايت دوستت دارم. نگين - آلمان

نميدونم چی بگم اما از خودم ميگم که عشق برام قشنگترين حادثه زندگيم بود اما آدمها اونو به بدترين خاطرات تبديل کردند. الان با خودم ميگم کاش هيچ موقع عشق روجدی نمی گرفتم، حداقل هم احساساتم زيبا و پاک ميموند هم اينقد راه زندگيم عوض نمی شد. نادر-انگلستان

سلام بر خلاف نظر مولانا که:عشق از اول سرکش وخونين بود حافظ ميگوئد:که عشق اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها اول کار که تن آدم گرم عشق است نمی داند دارد با روح و جسم وحال و آينده اش چه ميکند.مردها اغلب ناخوددار پيش ميتازند و زنها اکثر خود خور از درون ميسوزانند.واگر رابطه عاشق-عاشق باشد(نه عاشق-معشوق) که واويلا.هردو زن ناخوددار و خودخور همديگر را و گاه اطرافيان را ميسوزانند. در آستانه ميانسالی نوشته های تکراری ولی همگی خواندنی از حديث ناکهنه عشق من را برد به ۱۵سال پيش.که انگار همين ديروز بود.واحد شمال دانشگاه آزاد تهران و ...و داغ دلم را دوباره تازه کرد.من هم سوالی به اين سوالات اضافه کنم: آيا ميتوان هم زمان عاشق دو نفر بود.کدام قاعده و قانونی اين حق را معلوم يا معدوم ميکند.در عاشقی از کدام اخلاق و تهذيبی بايد پيروی کرد.خوش وقت باشند همه عاشقان اين جرگه. اصغر - بلژيک

خدايش بيامرزد شاعر شيرين سخن مرحوم خاکشير اصفهانی را که حرف اول و اخر را در باره عشق گفته و ديکر جای حرفی باقی نگذاشته است . انجا که ميفرمايد: عاشق سينه چاک يعنی چه! بتپان! عشق پاک يعنی چه ! روحش شاد که حق مطلب را ادا کرده و بی تعارف غايت و نهايت عشق را در يک کلام گفته است. علی - اصفهان

من وقتی صنف هفتم بودم و آن دختر نهايت زيبا صنف شش مکتب , رفته رفته دانستم که عاشق شده بودم زيراآثار آن را در سيمای معشوقم می ديدم چون هردو تقريبا طفل بوديم و مشکلات جنگ ها پيش آمد که هيچکس در امان نماند مايه تاسف اين است که ما دو عاشق پاک فرصت ابراز اين عطيه اللهی را هم نيافتيم وقتی حا لات کمی فرو کش کرد ديگر آثاری از وی نيافتم دريافتم که به کانادا مهاجرت کرده فعلا خانه يار زيارتگاهم محسو ب می شود. هر جا است خداوند مدد گارش باشد. زلمی - کابل

دفعه اول که عاشق شدم گفتم تا ابد باهاش ميمونم ولی فرداش عاشق يکی ديگه شدم و اين روند ادامه داشت .قديميا ميگن هر گل يه بوئی داره. اميد گناباد

به قول دکتر شريعتی: من تا به حال خود را به بالا ترين درجات عشق نزول نداده ام. معشوقه ی من آنقدر پاک است که خود را به بودن نيالوده است. سهيل سپهرداد - اصفهان

من يک بار عاشق شدم و به عشقم رسيدم و نتيجه ای که گرفتم اين بود که ازدواج عشق رو نابود ميکنه وهميشه از خودم می پرسم آيا من که ازدواج کردم ديگه حق ندارم عاشق باشم؟ دوست دارم نظر ديگر دوستان رو در اين مورد بدونم. ثاره - بندر عباس

می دونی. راستش بخواين دختر ايرانی از گفتن اين که بگن ما عاشق شديم می ترسن. البته اين به دليل جوی هستش که تو ايران است. اما با تمام وجودم داد می زنم که عاشقم. فکر نمی کنم عشق گناه باشه. اگه خانوم ها اين جوری فکر کنن خيلی بهتره. پريسا - بهبهان

من در سال هزارو سيصد و شصت وقتی برای دومين بار به ايران رفتم با دختری بنای عشق را گذاشتيم که واقعا همديگر را بينهايت دوست ميداشتيم. اما متاسفانه بنا به مشکلاتی که وجود داشت وی را تنها گذاشته و فرار را بر قرار ترجيح دادم. مدتی گذشت و خانواده اش وی را به شخصی ديگری دادند. از آن به بعد با دو تا سه صد دختر دوست شدم. لاکن هيج يک از آنها نتوانست جای عشق نخستم را بگيرد. و فکر کنم تنها ماندن تمام عمر برای يک بيوفا چون من سزاوار خواهد بود. عبدالکريم - لندن

يک نفر گفته بود دخترها در اين قضايا نيستنند . فقط می خوام بگويم بعضی دخترها وقتی عاشق می شوند تا مرز نابودی پيش می روند و راه به جايی ندارند . دخترها وقتی عاشق می شند می سوزد و گاهی حتی حاضر به دم زدن هم نمی شوند. من سال گذشته در همين روزها بود که به خاطر عشقی که حس او را به خودم نمی دونستم اشک می ريختم . تا ۹ ماه چيزی نگفتم و زمانی که به اصرار آن شخص من نيز لب گشودم حس کردم همه چيز تمام شد. من عاشق او شدم و هيچوقت از او جز خودش را نخواستم و او عاشق ديگری بود ؛يک عاشق قديمی که او هم زجر ديده بود ، حالا با اينکه او رفته من هر روز در تبش می سوزم و هیچکس دليل اين نابودی مرا نمی داند. حتی گاهی به اين می انديشم آيا خود او اين را درک کرد؟ او مرا دوست داشت و من عاشقش بودم... اين بدترين چيز در زندگی دختران است که عاشق باشند و عشقشان تنها دوستشان داشته باشد. نمی دانم چرا برخی فکر می کنند ازدواج يعنی مرگ عشق! بلبل - اصفهان

من نميدانستم که عشق يعنی چه؟ ولی نميدانم که خوشبختانه بگويم و يا بدبختانه من هم دانستم که عشق يعنی چه .حالا من هم عاشق کسی شدم و مزه آنرا چشيدم واقعا" که در روز های اول شرين بود اما نميدانستم که عاقبت آن آنقدر تلخ بود که تا هنوز هم کامم تلخ است. غلام حسين - کابل

من خيلی عاشق شدم ولی به دليل شرايط اجتماعی ايران حتی به خودم ميگفتم من عاشق نيستم. هنوز ميتونم اون شادی که آدم اميد داره که معشوق را فقط ببينه يا يک سلام خشک و خالی بکنه حس ميکنم و آنگاه برای يک روز انرژی داری حتی اگر معشوقت ندونه که عاشقش هستی. مريم - کانادا

از آن روزها دقيق سيزده سال ميگذرد، از آخرين ديدارمان ، بی وداع سفر کرد، شايد آنروزها بمب و خمپاره و راکت اين مجال را برای کسی در شهر مان نمی داد. رفت و شايد هم برای هميشه ، اينقدر ميدانم که از من بسيار و بسيار دور در يکی از کشورهای غربی است . اما مرا چيزی از درونم هر روز درست سر ساعت چهار به همان محل " انتظار " که هرکدام زودتر می رسيديم راه ديگر مانرا به به نظاره مينشستيم ، ميکشاند و دقيق يک ساعت يعنی تا سر ساعت پنج چشم براهم مينشاند، قرار ما همين گونه بود يکساعت بايد لذت سايه انتظار را ميچشيدم و اگر پيدايش نميشد بعد از اين يکساعت من بايد تلفنی علت را جويا ميشدم ، برای بر قراری تماس تلفنی زياد عجله ميکردم ( آنوقتها از تلفن همراه در شهر ما خبری نبود ) چون ميدانستم که او همين مدت را بپا ايستاده و منتظر بصدا در آمدن زنگ تلفن است تا برايم بگويد از پشت پنجره اتاقش چشم براه آمدنم به کوچه شان دوخته است ، قرارش چنين بود... حال هم از پس يک ساعت انتظار به همان شماره زنگ ميزنم با آنکه ديگر اصلا آن سيستم قديمی تلفن در شهر ما وجود ندارد. به همان کوچه ميروم و به همان پنجره چشم ميدوزم که خيلی متروک شده و هيچ زنده جانی از پشت آن قامت خميده وديده ها ی آماسيده مرا به تماشا ننشسته است ... اما از آنچه واقعأ ميترسم اين است که اگر روزی بر گردد که من مرده باشم چه خواهد گفت و چه قضاوتی در حق من خواهد داشت ؟ خسرو محيا - کابل

من اولين بار درسن ۱۷ سالگی عاشق شدم وتا حال که ۲۱ سال دارم نميتوانم فراموشش کنم و خودم راخيلی مقصر ميدانم که از دستش دادم و شايد حال ازدواج کرده باشد . صنم - کابل

عشق آسمانی و پاک ، عشق واقعی و .... هر وقت صحبت از عشق می شود اين عبارات هم به کار می رود و نوعی تفاوت در انواع مختلف عشق تصور می شود. اما به گمان من وجه جسمانی و التذاذ هم بخشی از عشق است و اساسا بدون آن عشق معنايی ندارد ... عشق واقعی ، عشقی است که ترکيبی از محبت و لذت باشد. بهتر است خودمان را فريب ندهيم ، خيلی وقت ها حرف هايی همچون پاک و صادقانه و واقعی نبودن عشق ، بهانه ای است که خواست های واقعی و اغلب مادی خود را پشت آن پنهان می کنيم. من خودم عاشق دختری شدم که واقعا دوستش داشتم روزی دست او را گرفتم و روز ديگر نوازشش کردم اما انگار ناراحت شد؛ بعدا فهميدم که اصلا علاقه ای به من نداشته و من را سر کار گذاشته بود و الا اگر من را (از نظر ظاهری و مادی پسنديده بود) غير از نوازش به خيلی کارهای ديگر هم تن می داد. بابک - تهران

عشق حادثه معصوم بزرگيه که هرکس تجربه اش نکرده هنوز بخش بزرگی از زندگی رو تجربه نکرده. واقعا که غمش هم شيرينه. خداروشکر که سالهاست عاشقم. نوشا - تهران

فقط بگم که عشق خيلی قشنگه. يه احساس زيبا از زندگی طپش قلب و لحظه شماری ديدار من هم عاشق شدم و هم ديگران عاشق من شدند يادم مياد هنوز دانشجو بودم و کار ميکردم تو محيط کار يه مهندس سی و چند ساله بد جوری به من پيله کرده بود منتهی چون خيلی محترم بود براش سخت بود خودش چيزی بگه ولی من همه چی رو فهميده بودم يه روز بالاخره از طريق کسی از من در خواست ازدواج کرد و من بخاطر تفاوت سنی رد کردم بعدها هم خيلی ها تو محيط کار سر راهم قرار گرفتند ولی يه پسر خوش تيپ و قيافه هم تو کلاس دانشگاه هميشه بد جوری به من نگاه ميکرد طوری که همه بچه ها فهميده بودند ولی اون فقط نگاه ميکرد هميشه منتظر حرف زدنش بودم ولی هيچ چيزی نگفت ...کاش اون روزها بر ميگشت کاش باز هم اون دوران رو ميشد تجربه کرد يادش بخير. شراره - تهران

عشق لالايی بارون تو شباست نم نم بارون پشت شيشه هاست . عشق يه چيزيه که نميشه تو صيفش کرد ولی اگه عاشق باشی حاضری بخاطر عشقت از همه چيز تو زندگيت بگذری. من از اينجا به عشق خودم ميگم که خيلی دوسش دارم و حاضرم بميرم براش اميدوارم که لياقت عشق همديگه رو داشته باشيم. شهرزاد

به نظرم روزقشنگی است به شرطی که فقط باصداقت به هم بگيم دوست دارم. راستی در جواب دوست عزيز شهرام از مونترال هم ميگم پسر واقعا عاشق کم پيدا ميشه. واسه همه روزهای خوبی آرزو ميکنم. تبسم - مشهد

می دونی خدا به همه بنده هاش عشق رو ميده ولی مهم نگه داشتن اونه !! من هميشه از خدا می خوام که فقط عاشقم نکنه بلکه عاشق موندن رو هم يادم بده . سميرا - تهران

درست در زمانی که خيلی ها والنتاين را جشن می گيرند من تاوان يک اشتباه بزرگ را پس می دهم نمی دانم اشتباه يا غرور کاذب يا هر چيز ديگر. من ۳سال پيش با يک نفر آشنا شدم که بعد از چند ماه به نتيجه رسيديم که به درد زندگی با هم می خوريم ولی متاسفانه ايشان کمی مخالفت کردند بعد از گذشت حدود يک سال يا شايد هم بيشتر ايشان خودشان با کمال تواضع تقاضای ازدواج دادند که متاسفانه من گفتم که دارم با کسی ازدواج می کنم که اين مسئله باعث ناراحتی شديد ايشان شد.حالا من نه ازدواج کردم نه به ايشان رسيدم. چند روز است که با ارسال sms و تلفن ملتمسانه تقاضای تجديد نظر دارم ولی ايشان مخالفت می کنند. من ديوانه وار عاشق ايشان هستم و تصور زندگی با فرد ديگر برايم قابل تصور نيست. من وقعا طعم واقعی عشق را حس می کنم ولی چه کنم که به معشوق نمی رسم. خيلی عذاب می کشم. مطمئنم تا آخر عمرم هر لحظه جلوی چشمم هست. به همين دليل هم با داشتن ۳۰ سال سن دوست ندارم و نمی توانم فکر فرد ديگری را کنم. اين را گفتم که بدانيد عشق پاک ،عشقی که از روی هوا و هوس نيست موهبت الهی و جاودانه است. من اين کوله بار را تا آخر عمرم با خود خواهم برد.... رضا - تهران

من عشق را نه در نوجوانی و جوانی که در ميانسالی و با داشتن زن و فرزند تجربه کردم. گرچه به دليل قيد و بندهای اجتماعی و ... به معشوقم نرسيدم اما حتی يادآوری لحظات شيرين آن تار و پود وجودم را به لرزه می اندازد. راستی آيا عشق فقط مخصوص مجردهاست؟ آيا هيچ زن و مرد متاهلی نبايد يا حق ندارند يا نميتوانند عاشق شوند؟ سروش - اصفهان

در عمرم خيلی عاشق شدم ولی هميشه دورادور بود تا اين آخری که ۸ ماه پيش باهاش آشنا شدم. وقتی ميديدمش بی اختيار بدنم داغ ميشد . هم از ظاهرش خوشم ميآمد هم مجذوب روحيه اش شده بودم. وقتی نگاهم ميکرد تمام بدنم سست ميشد. اون هم دوستم داشت و ما خيلی لحظات خوبی با هم داشتيم ولی يک مانعی بين ما بود و اون اينکه مذهبمون فرق ميکرد و ما هر دو ميدونستيم يه روز بايد از هم جدا بشيم. او بهتر از من اينو ميدونست و هيچ وقت نذاشت فکر ازدواج باهاش رو بکنم.. هميشه بهم گفت دوستم داره ولی نميتونه باهام ازدواج کنه.. حالا ديگه اين موضوع برای هر دومون جا افتاده که به هم دل نبنديم و فکر يک روز که هر دو دنبال زندگی خودمون بريم باشيم. من کاملا پذيرفته ام که برای ازدواج فقط عشق کافی نيست و شرايط هم بايد تطبيق کنه ولی نميدونم اگر يه روز هر دو با کسی ديگه ازدواج کنيم اين لحظات رو فراموش کنيم... شهرزاد - گتينو، کانادا

لطفا به اسامی کسانيکه نظر دادن توجه کنين!مثل اينکه فقط ما پسرا عاشق ميشيم! اين چيزا واسه دخترا جوکه!!!فکر کنم کار درست رو ساکنين شريف ناحيه کوهستانی "brokeback" ميکنن!!!چون ما که از جنس مخالف خير چندانی نديديم. مخصوصا نوع ايرانيش! شهرام - مونترال

به نظر من اولين نشانه های بزرگ شدن با عاشق شدن بروز می کنه هر چند که اين عشق،عشقی بچه گونه باشه. اولين عشق تجربه ای متفاوت و مرز جدا کننده منش گذشته و آينده است. اگه بتونی تو چشای اونيکه دوسش داری نگاه کنی و شدت تپش بی محابای قلبت بخواد نفست رو بند بياره و حتا با وجود داغی تنت عرق سرد رو پيشونيت بشينه، اون وقته که عاشق شدی. از پروردگار سپاس گزارم که طعم عشق رو چشيده ام، رنگ زندگی بعد از عاشق شدن از سايه روشن دل انگيز رنگين کمون روح نوازتره، ولی از همه چيز سخت تر نگه داری اين شفافيت و تازه گيه... رضا مرداس - تهران

اولين باری که عاشق شدم ۵ سالم بود عاشق يه دختر توی يه کارتون الان خودم هم باورم نميشه که چطور شب و روز فکرمو مشغول کرده بود بعد از اون بارها و بارها عاشق شدم و کسان زيادی هم عاشق من شدند همه جور عشقی چه متعارف چه نامتعارف بعد از همه اين حرفا يه نتيجه گرفتم که صداقت و مهربونی هيچوقت در يک نفر جمع نميشه اما من هر دو رو باهم ميخواستم. س. - تهران

عشق ستاره فروزانی است که هيچگاه خاموشی ندارد. ستاره ای که هم نور است و هم نار. هر که را نور بخشد، می نازد و هر که را نار، می سوزد. اين ستاره آرزوها چهار سال همکلاسی دانشگاهی ام بود و عشقش در وجودم ريشه کرد. با آنکه تنهايم گذاشت و ازدواج کرد ولی عشقم نمرد. درحاليکه دو سال تماشای آسمان شب در پادگان جلفا غذای روحم بود، مرگ پدر و طلاق روحش را دگرگون کرد. به اميد وصال عشقم به او بيشتر شد. و اگرچه بعد ازدواج دومش وانمود کردم که ازش نفرت دارم ولی اين دروغ محضی بيش نيست چرا که نور عشق اين ستاره هرگز و هرگز در دلم خاموش نخواهد شد. آری، کسانی که از نار عشق نسوخته اند جاودانه بودن نور عشق را هرگز درک نخواهند کرد. مسعود - سيدنی

سلام من نزديم به ۲ سال با زنم دوست بوديم و ۳ سال نامزد بوديم و الان ۲ ساله که مستقل شديم يا به قولی ازدواج کامل کرديم تو اين مدت من روز به روز به خانمم علاقه مند تر شدم خيلی دوسش دارم از خوبيهاش هر چی بگم بازم کمه يکی از خوبيهش اينه که من تا الان براش کادويی نخريدم ولی اون همه جا با دسترنج خودش هديه ای می گيره و همه جا به اسم من به خانواده اش می گه اينه سعيد برام خريده خيلی دوسش دارم روز والنتاين به همه عشاق مبارک. سعيد - رشت

واقعا که عشق طبيب هر دردی است اما چطور عشقی. بنده عاشق دختری هستم اما نميدانم چطور با وی تماس بر قرار کنم لطفا مرا مشورت دهيد. محمد هادی افشار - هرات

علاوه بر همه اين تعاريف که از عشق بيان شد، عشق مکانيزمی را در انسان بوجود می آورد که شخص در دوران عاشقی توانايی حس لذت های زندگی را در حد بالايی بدست می آورد و اين لذت فوق العاده سبب ايجاد انرژی فراوان و اعتماد به نفس مضاعف در شخص می شود. به تبع آن شخص توانايی انجام کارهای بزرگ را بدست آورده و بی محابا اقدام بدان می کند. به همين دليل است که اکثر افراد از اين دوران به نيکی ياد می کنند. بنابرين اين حس از ديد جامعه شناسی امری مفيد دانسته شده، چراکه موجبات انجام کارهای بزرگ و ايجاد افراد نخبه را در جامعه فراهم می سازد. برای نمونه شعرای بزرگ همگی عشاق حرفه ای نيز بوده اند. محمد - رشت

تا قبل از اينکه خودم به معنای واقعی عاشق بشم فکر می کردم عشق فقط يه کلمه است که توی کتابها مياد. ولی حالت غير قابل بيانی هست. روزها، شبهابه ياد کسی بودن و حتی اشک ريختن به خاطرش که از صميم قلب دوستش داری لذتی هست که با هيچ چيز قابل مقايسه و عوض کردن نيست. با اينکه می دونم رسيدن به معشوقم تقريبا ناممکن هست ولی همون يک ذره انتظار و اميد خيلی زيباست. من مطمئنم که تا لحظه مرگ فراموشش نمی کنم. ای کاش اين متن را می خواند و می فهميد چقدر عاشقش هستم. رضا ه. - تهران

عشق هميشه زيباست حتی اگر معشوقی هم نداشته باشی چرا بايد جلوی عشقهای واقعی را گرفت؟ مژده - مشهد

ما در کشورهای اسلامی مشکل مذهب را داريم اگر وضع مانند کشورهای غربی شود و جوان ها آزاد باشند عشق طبيب درد خواهد شد. صميم - کابل

عشق واقعی عشق به خالق هستی است او که انسان را از از ملکوت اعلی به اين دنيای خاکی فرو فرستاد تا ما به عهد خود که عدم پيروی از شيطان بود وفا کنيم تا بتوانيم دوباره در جوار قرب او قرار گيريم. همه عشق های دنيوی فانی است اما عشق الهی جاودان و پاينده است. محمد - نوش آباد کاشان

وقتی در ايران مهاجر بودم از برخی بيماری های روحی رنج می بردم و دکتر به من می گفت که تو مريض نيستی و اگر چنين احساسی داری بايد روانت را معالجه کنی. من نمی دانستم چگونه؟ هيچ دوايی درد مرا که افسردگی بود مداوا نکرد. از بس نا اميد شده بودم تصميم گرفتم به افغانستان بر گردم..... در افغانستان به عشق دختری دچار شدم که تمام دردهايم را پاک کرد. حال با همان دختر يک زندگی آرام را اغاز کرده ام و از تمام درد هايم رها شده ام. تمام درد کنونی ام خوشبخت نمودن همسرم است که درد بسيار شيرينی است. عشق - کابل

به نظر من عشق از نياز فطری انسان و تمايل او به جنس مخالف که احساس می کند می تواند کامل کننده او باشد ناشی می شود. به طور کلی با عشق و عاشق شدن مخالف هستم چون به نظر ميرسد که چيزی به نام عقلانيت و تفکر در آن جای ندارد و روابط بر اساس احساست وعواطف پايه ريزی می شود و در نتيجه پايه مستحکم و با دوامی ندارد. محسن - اهواز

فکر می کنم که عشق واقعی رو فقط بايد تو افسانه ها جستجو کرد. در اوان جوانی عاشق دختری شدم و با هم مدتی از عشق گفتيم. من گرفتار او شدم ولی او رفت و عروس شد. اميدوارم که کسی تجربه تلخ شکست عشق را مثل من نچشد. ممکن است شاعر شود و ممکن است ديوانه و ... برای همين اين روزها بسياری از دختر و پسرها برای روابط جنسی با يکديگر ارتباط برقرار می کنند. البته بسيار به جاست چون فکر ميکنم که در اينصورت است که گرفتار يگديگر نمی شوند. ادريس - مشهد

در ايران برای عشق نيز مميزی وجود دارد و عشق تنها بين زن و شوهران مجاز است. (تعريفی متفاوت). حميد - تهران

شايد يه ذره برای شما عجيب باشه ولی واقعا عاشق و ديوانه کسی هستم که وجودش برام غم و غصه شيرينيه و نبودنش يه درده، در حين تحصيل در غربت با هم آشنا شديم، خيلی از خوبی و بديها رو با هم تجربه کرديم ... اميدوارم که بخونه و بفهمه که با وجود دوری از هم مثل هميشه عاشقشم، جونم هم فداش ميکنم، تقديم به عشق نازم محسن. فرشاد - تهران

عشق احساس زيبايی است که مبنای اصلی آن رفع نيازی های شديد جنسی در دوران جوانی است. ولی به مرور اين احساس زيبا مرهمی هم برای احساسات روحی ميشود. گرچه اساس آن همان نيازهای جنسی و شهوت است. بيژن - تهران

زمانی که ۱۷ سالم بود، برای اولين و (آخرين) بار عاشق شدم! ما فقط ۳ ماه در کنار هم بوديم. بدليل مسائلی، دوستم رفت يه شهر ديگه. حدود ۴ سال از اون زمان ميگذره، با اين حال، هنوز عشق همديگه رو زنده نگه داشتيم. اين عشق دوره نوجوانی، به يه عشق دائمی تبديل شد. و همين درياد ماندن بهترين هديه ولنتاين برای ماست. ف. س - تبريز

کلمه عشق از ريشه عشقه که نوعی گياه چسبان است گرفته شده که اين گياه به گياهان ديگر می چسبد و باعث خشک شدن آنها می شود. البته يک عده ديگر نيز ميگويند عشق همان علاقه شديد قلبی است به يک موضوع خاص که کلمه عشق از سه حرف اول علاقه شديد قلبی گرفته شده به هر حال به نظر من عشق هر چه که باشد زيباست و لذت بخش. بهمن - ايران

قابل کنترل است می شود درجه آن را زياد و کم کرد ميتوان در لحظه ای بسختی عاشق باشی و با يک نفس و بازدم عميق آنرا نيز تخليه کنی باور کنيد رها شدن از دام پهلوان کش عاشقی کاری بس آسان است. عبدالوهاب - مشهد

عشق يک پديده است که خداوند در وجود نه تنها انسان بلکه هر زنده جان نهفته است اگر عشق نباشد زندگی نيست. ازخود بگويم من از وقتی که پا در عرصه عشق گذاشتم نه تنها عاشق معشوقه خود شدم بلکه عاشق زندگی و کائنات شدم و سر انجام با زندگی، و طبيعت عشق ورزيدم مولانا جلاالدين می فرمايد که گر از غم عشق عار داريم پس ما به جهان چی کار داريم. رسول - دانمارک

عشق به همنوع از عشق به خويشتن ناشی ميگردد و تا زمانی که آدمی عاشق خودش باشد می تواند عاشق ديگران نيز باشد. احسان

عشق هدف حيات و محرک زندگی من است. و زيباتر از عشق چيزی نديده ام و بالاتر از عشق چيزی نخواسته ام. عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند، مرا از خودخواهی و خودبينی می راند. دنيای ديگری را حس می کنم. در عالم وجود محو می شوم. احساس لطيف و قلبی حساس و ديده ای زيبابين پيدا می کنم. لرزش يک برگ، نور يک ستاره دور، موريانه کوچک، نسيم ملايم سحر، موج دريا، غروب آفتاب همه احساس و روح مرا می ربايند و از اين عالم مرا به دنيای ديگری می برند... اين ها همه و همه از تجليات عشق است... به خاطر عشق است که فداکاری می کنم. به خاطر عشق است که به دنيا با بی اعتنايی می نگرم و ابعاد ديگری را می يابم. به خاطر عشق است که دنيا را زيبا می بينم و زيبايی را می پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم و او را می پرستم و حيات و هستی خود را تقديمش می کنم... مسعود - کويته پاکستان

نميدونم چی بگم اما از خودم ميگم که عشق برام قشنگترين حادثه زندگيم بود اما آدمها اونو به بدترين خاطرات تبديل کردند. الان با خودم ميگم کاش هيچ موقع عشق روجدی نمی گرفتم، حداقل هم احساساتم زيبا و پاک ميموند هم اينقد راه زندگيم عوض نمی شد. بنيامين - مجارستان

يادم ميايد که زمانی که عشقم را در دوران نوجوانی ام ميديدم دست و پای خودم را گم ميکردم و از طرف ديگر در روياهای زيبای خويش مست وار روی ابرها سير ميکردم. عاشقی زيبا بود و هنوز هم زيباست. طبع شعر و آواز و موسيقی من نيز از عشق اول من بود که صعود کرد. زمانی که کلاس او تمام ميشد با ماشين منتظر ميشدم تا او را ببينم و با دلش را بربايم. اين کمی مشکل بود چونکه اگر کميته انقلاب اسلامی ما را ميگرفت صد در صد عقد دائم روی شاخمون بود. عشق دوم مرا به نامه نگاری ترغيب کرد که کاری مشکل بود زيرا از ايران خارج شده بودم اما زبان را با تب عشق آموختم و هنوز يادم ميايد که چه نيرويی در من ايجاد ميشد وقتی که نامه های عشقم ميرسيد و منتظر آمدنش بودم. عاشقی زيباترين محبت هاست و آن را بايستی به فال نيک گرفت. من هنوز که هنوزه آرزوی خوشبختی تمامی عشقهای دوران زندگيم را دارم و اميدوارم همه عاشق پيشگان و عشق ها عاقبت بخير باشند. محسن - هلسينکی

به نظر من عشق قشنگ ترين کلمه در ميان همه کلمات است. کسی که عشق در دلش موج نزند زنده نيست. عشق زندگی می آفريند و به آن مفهوم می بخشد. شکر ا.. فصيحی - کويته

اولين بار که عاشق شدم در سن ۱۵سالگی بود که هميشه خاطراتش در ذهنم باقی و ماندگار است. آغاز آشنائی مان از روابط فاميلی شروع گرديد و تا اينکه من می خواستم که از او خواستگاری کنم ولی با مخالفت جدی فاميلم روبرو کرديدم که در نتيجه مرا مجبور ساختن که با يکی از بستگانم نامزد گردم در حاليکه هيچ شناختی از همديگر نداشتيم و حالا نه ميدانم که در آينده چه اتفاق می افتد. کميل - کابل

من بارها عاشق شدم، هر بار فکر کردم اين دفعه آخره. نزديک ۱۵ بار و الان می‌دونم عشق بی‌معنی است و آدم می‌تونه هرکسی و دوست داشته باشه. حسن ظهيری - تهران

به نظر من عشق جاودانه است. من نزديک ۵ سال با يک نفر دوست بودم وبا وجود اين که دو سال ميشه که از هم جدا شديم و اون رفته دنبال زندگيش اما من هر روز به يادش هستم و دوستش دارم. بختيار

اون چيزی که برای من پر واضحه، اينه که آدمها با تنها فکر نمی تونن راهشون رو پيداکنن چون با استفاده تنها از فکرشون بيشترمواقع به بن بست می خورن و تنها دل آدمه که هميشه راه حقيقت رو پيدا ميکنه و اونم دلی پاک، که دلهای پاک هم محلی برای تجلی عشق و نور و زيبايی است که هيچ موقعم از بين نميره پس درود به تمام دلهای پاک وعاشق. منصور - کاشمر

عشق پاک ترين هديه الهی است اما تعبير آن از ديد افراد مختلف متفاوت است نمونه عشق واقعی را ميتوان در رابطه عاطفی مادر با فرزندش مشاهده کرد به نظر من بايد بين عشق وهوس يا خواهش درونی فرق قايل شد چيزی را که شما امروز به نام عشق می شناسيد ازنظر من چيزی جزهوس يا خواهشات نفسانی نيست چون در اين عصر و زمان معنويت کمرنگ شده و وجدان بيداری وجود ندارد، محبت هم جدا از عشق است درعشق سوختن وساختن است بدون توقع پاداش و ازعشق است که آدم به فرشته ای مبدل می گردد اما محبت احساس درونی است که با ابراز آن و عکس العمل طرف انسان به آرامش دست پيداميکند .عشق واژه ای است که به هيچ زبانی تعبير نمی شود عشق يعنی خدا. محمد رفيع - هرات

عشقنظرات شما
آیا عشق جاودانه میان دو نفر امکان پذیر است؟
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران