BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 11:04 گرينويچ - چهارشنبه 02 نوامبر 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
خشونت در خانواده عليه زن يک موضوع خصوصی است؟
خشونت خانگی
خطر خشونت در خانواده از سوی نزديکان مسئله ای پيچيده است و فرار کردن از آن پيچيده تر
سرويس جهانی بی بی سی از 27 اکتبر به مدت دو هفته ويژه برنامه هايی را درباره خشونت در خانواده ارائه خواهد داد. وبسايت بخش فارسی نيز مجموعه مطالبی را در همين زمينه تهيه کرده است:


وقتی جان خود را در خطر می بينيم اولين واکنش ما فرار و پناه بردن به مکانی امن است. اما خطر خشونت در خانواده از سوی نزديکان مسئله ای پيچيده است و فرار کردن از آن پيچيده تر.

زنان و دختران که مورد خشونت قرار دارند: مشت و لگد می خورند، برای برآورده نکردن خواسته مرد ناسزا می شنوند، در خانه حبس می شوند، مورد تجاوز قرار می گيرند... به دلايل مختلف از سخن گفتن درباره اين تجربه ها پرهيز می کنند و نسبت به کمک گرفتن از مراجع قانونی هم ترديد دارند.

يکی از دلايل اين ترديد برخی نگرش های اجتماعی نسبت به مسائل داخل خانه و خانواده است. در جوامع مختلف، از جمله سنتی، معمولا زن تصور می کند که فقط در قالب يک همسر و مادر می تواند زندگی کاملی را داشته باشد و يا طلاق گرفتن کار خطايی است و نشانه بی عرضه گی او خواهد بود. پس در خفا وحشت و خطر را تحمل می کند و دم برنمی آورد.

اگر در برخی کشورها قانون و پليس حامی قربانيان خشونت خانگی است و در اين باره توصيه های زيادی را در اختيار زنان و دختران قرار می دهد، کشورهايی هم هستند که يا پليس عامل ارعاب زنان است (مثل پاکستان) يا از آنها در اين زمينه حمايت نمی کند. در نوع دوم، دادگاه و پليس خشونت خانگی را موضوعی خصوصی قلمداد کرده و برای مانع شدن از آن اقدامی نمی کنند.

پس به جز معدود کشورهايی، بخش بزرگی از جمعيت زنان جهان نسبت به دريافت کمک برای مقابله با خشونت خانگی احساس ناامنی کرده و خود را بدون حامی می بينند.

مدافعان حقوق بشر می گويند که اين وظيفه دولت ها و سازمان هاست که قوانين را اصلاح کرده و از اجرای صحيح آن اطمينان حاصل کنند.

در کنار اين اصلاحات آنچه بسياری از ناظران اجتماعی بر آن تاکيد دارند تغيير نگرش مردان و زنان در مورد خشونت خانگی است. بخشی از زنان خود بر اين باورند که مرد (شوهر، پدر، فرزند پسر، ...) اجازه دارد که آنها را کتک بزند.

ديدگاه های شما

به نظر من خشونت عليه هر کسی که باشد دو حالت دارد يا نشانه ضعف در عامل آن است يا عدم شعور در کسی که نسبت به او خشونت اعمال شده است. بايد اول ريشه را فهميد و بعد درباره صحيح يا غلط بودن آن اظهار نظر کرد. هر کسی ظرفيتی دارد که اگر از آن رد شود از تمام نيروی خود برای مقابله با متجاوز استفاده می کند. خشونت هم يکی از اين نيروهاست که مرد از آن استفاده می کند. اما اگر اين خشونت بدليل عدم آگاهی يا فهم کافی در مرد باشد بهيچ وجه قابل توجيه نيست. برای جلوگيری از خشونت در خانواده زن و مرد بايد قبل از ازدواج صادقانه انتظاراتشان را با هم در ميان گذارند تا مشکلات بعدی پيش نيايد. آرمان - اصفهان

در ايران زنان از احترام فوق العاده ای در خانواده برخور دارند. اگر زنی حقوق شوهر خود را مراعات کند شوهرش همه چيز حتی جان خود را فدای او خواهد نمود. ح. الف.

اگر يکی از اطرافيان مورد خشونت قرار گيرد، نخست بايد خشونت را تعريف و درجه بندی کنيم. سپس با در نظر گرفتن شرايط و اين که دعوا خصوصی است يا نه، تصميم بگيريم که به ميانجيگری برويم، به کمک زن برويم و يا به يک مرجع قانونی اطلاع بدهيم.البته در ايران مرجع قانونی اعتبار چندانی ندارد و ممکن است با اين کار فقط به آتش دعوا دامن بزنيم. برای کمک به زن يک راه خوب اين است که وارد جبهه مرد بشويم و ابتدا او را آرام کنيم و سپس وی را به شکل زيرکانه ای متوجه اشتباهش کنيم. چون اگر از اول با مرد مقابله کنيم، او واکنش شديدتری به زن نشان می دهد. رضا - شاهين شهر

گاهی انسان در شرايطی قرار ميگيرد که در آن شرايط دست بکارهای خلاف قانون ميزند، وگرنه هيچ انسانی بالفطره قاتل نيست! اگر مردی زنی را کتک ميزند بايد ديد چرا دست به اين کار زده و يا تحت چه شرايط خاصی قرار گرفته که به اين کار دست زده است. حال اگر اين کار به عمد و بدون هيچ دليلی صورت گرفته است، قابل اعمال مجازات ميباشد. اجازه دخالت در اين گونه موارد هم اگر به فرد ثالث داده شود که اين موضوع را بررسی کند، که اين کار هم بايد توسط افراد انجام شود. مجيد - تهران

در اکثر موجودات زنده جنس نر تا حد مرگ با يگديگر ميجنگند تا جنس ماده را مالک شده و جنس ماده هم از ترس موجود نر غالب به او تمکين کرده و در تصاحب او در می آيد. جالب اين است که در دنيای امروز بسياری از جوامع هنوز به اين حالتند. سئوال اينجاست که اگر اين راه حل درست ميباشد چرا به موجودات ديگر اتهام حيات وحش زده ميشود؟ جالب تر اينکه در اين جوامع ادعا ميشود که در جوامع آزادتر زنان کالا ميباشند. حال اگر اين نظريه هم درست باشد کدام کاسب و يا تاجری کالای خود را در خيابان رها ميکند؟ معقول اين است که معمولا افراد کالاهای خود را در جائی به دور از چشم ديگران حبس کرده، تا با قيمتی بهتر آن را به فروش برسانند!؟ اما در مورد خشونت مردان از دو بعد ميتوان آنرا مورد بررسی قرار داد يکی فردی و ديگری اجتماعی. از لحاظ فردی مردانی با زنان به اين شکل برخورد ميکنند که در مورد ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف مشکل دارند و نميتوانند عکس العمل درست از خود نشان دهند. اما اگر اين موضوع بصورت اجتماعی متداول باشد اين جوامع معمولا جوامعی هستند که فرهنگ آنها دو جنس مخالف را به شکل غيرمعقول از هم جدا ميکند که در اين جوامع زن به عنوان يک غنيمت است که از جامعه گرفته شده و مانند يک کالای ارزشمند در پستوی خانه ها پنهان نگه داشته ميشود. سعيد - تهران

خشونت در خانواده را به هيچ صورت نمی توان مسئله ای خصوصی و درون خانوادگی تلقی کرد. بعلت اينکه اثرات و پيامد های منفی خشونت عليه زن در خانواده، در ساختار قضايی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی جامعه انعکاس می يابد و ارزش ها را در تمامی زمينه های برشمرده دستخوش تغيير و تعديل می گرداند، پس نبايد با خصوصی پنداشتن خشونت عليه زن در خانواده، در جهت خاتمه بخشيدن و يا کاهش آن به هيچ کاری دست نزد. فکر می کنم تنها با افزايش آگاهی و دانش انسان نمی توان به اين مشکل ديرينه جامعه و ساختار مردسالارانه مان خاتمه داد. چون ريشه های خشونت خانوادگی عليه زن تاريخ هزاران ساله دارد و چون برداشت و تفکرات مردان جامعه، بخاطر داشتن مصونيت قضايی و حقوقی و از آن مهمتر داشتن قدرت مالی و تصميم گيری در خانواده و جامعه، به مسئله آنطوريکه بايد اهميت نمی دهد، پس چاره را تنها در بلند بردن سطح دانش عامه جستجو کردن خطای محض است. بخاطر محو خشونت عليه زنان دولت بايد به اصلاحات قضايی و حقوقی بنيادی دست زند و ساختار توليدی و اقتصادی جامعه بايد طوری تغيير يابد که زنان فعالانه بتوانند در زندگی توليدی و اقتصادی جامعه، با داشتن پشتيوانه حقوقی، سهيم گردند. با داشتن تضمين مالی و آگاهی از مسايل حقوقی، زنان می توانند عليه خشونت بايستند و حتی با کشاندن مردان به پای محکمه از حقوق و جايگاه انسانی خويش در جامعه حراست کنند. ايجاد تغييرات بنيادی در فرهنگ، اخلاقيات و رسوم قبيله ای و سنتی نيز از مسايل ی مهم هستند که بايد دستخوش تغيير و تفسير جديد گردند. اگر رسوم و عادات سنتی همچنان به داوری بنشينند و زنان را تنها در سطح يک شی ای برای توليد مثل و پختن و روفتن در نظر گيرند بعيد ميدانم که بتوان به خشونت خانوادگی خاتمه داد. عمر سايل - کابل

متاسفانه در ايران هنوز يک جامعه قانون مدار يا جامعه مدنی شکل نگرفته است. حتی اگر قوانين مشخصی برای حمايت از زنان و دختران تدوين شود و سازوکارهای اجرايی آن نيز تدارک ديده شود هنوز هم راه زيادی تا دفاع واقعی و کامل از حقوق زنان در پيش رو داريم. در ايران عمدتا مردم تلاش می کنند مسايل را از راه های غيررسمی و رابطه ای حل کنند. مثلا اگر من به عنوان يک ايرانی با خشونت عليه يک زن در محيط پيرامون خود مواجه شوم، سعی می کنم با گفتگو و نصيحت مساله را حل کنم يعنی به هيچ وجه اولين گزينه مراجعه به مراجع قضايی نيست چون وجهه اجتماعی مناسبی ندارد! بعد اگر حل نشد جدی تر برخورد می کنم، شايد هم فرد خشونت گر را تهديد نمايم. در پايان هم يا زن مذکور را از محيط خشونت نجات می دهم يا اينکه با خشونت گر برخورد فيزيکی می کنم. می بينيد! قانون هيچ جايگاه مشخصی در اين سناريو ندارد. متاسفانه يک مشکل ديگر نيز در رابطه با زنان اين است که اگر خيلی هم از آنان حمايت کنيد صد جور تهمت و انگ به شما می زنند! مثلا اينکه به شما چه؟! لابد نظری به اين بنده خدا داريد!!؟ محمدرضا ميرزاامينی - تهران

در حالی که به ظاهر تمام دولت ها در قوانين خود از زن حمايت می نمايند اما در بسياری جاها حقوق زن ناديده انگاشته می شود. به اعتقاد من خشونت خانوادگی در ايران به دليل اين است که تاثيرات منفی آن در جامعه سرازير می شود، مسئله ای خصوصی نيست. توصيه من به عضو خانواده ای که مورد خشونت خانوادگی قرار می گيرد آن است که ابتدا موضوع از طريق فاميل و بزرگان حل نمايد و در صورتی که تاثير نگذاشت با مراجع قانونی در ميان گذاشته شود. متاسفانه من در استانی زندگی می کنم که مردم آن از سرزندگی و شادابی کمتری برخوردارند و تعصبات کورکورانه زيادی دامن گير جامعه است و قتل ناموسی در آن اتفاق می افتد و باز در مجاورت استانی زندگی ميکنم (ايلام) که زنان آن خود سوزی می کنند و چيزی نيست جز ظلمی که به زن روا داشته می شود. امروزه بحث همسرآزاری يک موضوع تلقی می شود. مجتبی گهستونی

وقتی از جنسيت حرف می زنيم در اصل تبعيض قائل شده ايم چه مرد و چه زن هر دو انسان هستند. ارزش و مقام مرتبه هر فرد به ارزش علمی او بستگی دارد خيلی از زنها را نمی شود با هزاران مرد که علم و دانش ندارند برابر کرد. مثلا يک دکتر جراح قلب و استاد دانشگاه و نويسنده را با هزاران مرد که سواد ندارند و لاابالی هستند نمی شود مقايسه کرد. از سوی ديگر در بيشتر مواقع ارزش زن از مرد بالاتر است زن يا مادر است که فرزند ( تمام انسانها را ) در شکم خود پرورش ميدهد و تربيت می کند و هر قدر دانش و علم مادر بيشتر باشد فرزند بهتری به جامعه بشری تحويل ميدهد. زنهائی که به راه فحشا کشيده شده اند در اثر مديريت غلط اقتصادی جامعه بشری مردها بوده که زن ها را به انحرافات کشيده است چون بيشتر اختيارات زنها در اثر استثمار و قدرت طلبی گروهی از مردها است. گروهی هستند که زن را نصف مرد ميدانند در صورتيکه همين مرد را مادرش تربيت کرده و آن را به جامعه تحويل داده و همين فرزند به مادرش نصف ارزش خودش قائل است. اگر خدا برای مدت چند سال ما را زن می آفريد، آيا حاضر بوديم که برای خودمان که مرد بوديم نصف مرد بها داشتيم؟ بيشتر خشونت ها در خانواده در اثر فقر اقتصادی خانواده و فرهنگ ضعيف مجموعه خانواده است و خانواده سازنده جامعه است و جامعه نشات گرفته از روابط ميان پدر و مادر است که فرزند را تربيت می کند و مديريت اقتصادی خانواده است. در اين رابطه صحبت زياد است شايد با اين کلمات توانسته باشم جزئی از دريای ارزش زن را گفته باشم و اگر من در ايران قدرت داشتم دخترها را که مادران آينده مملکت هستند برای تربيت فرزندان خود و جامعه بدون کنکور به دانشگاه می فرستادم تا تحصيلات عاليه داشته باشند و فرزندان خوب به جامعه تحويل بدهند. عمران شفيقی

خشونت هميشه معنا ندارد. من در زندگی اولم، زنم را زياد کتک ميزدم علتش هم خود ايشان بودند که فحاشی می کردند و بداخلاقی ميکردند ولی در ازدواج بعدی آن مشکل را نداريم و حتی يک بار هم پيش نيامده. علی - تهران

معمولا کسی از خشونت زنان عليه مردان سخن نميگويد چون فيزيکی نيست سوال اينجاست چند درصد از مردان از زنانشان سرکوفت ميشوند و تحقير ميشنوند و خون جگر ميخورند؟ و بالاخره کاسه صبرشان لبريز ميشود و فيزيکی عکس العمل نشان ميدهند، حالا اگر مردان از دست نق نق و سرکوفت به جايی شکايت نبرند دليل بر چيست؟ ثانيا اگر خشونت از طرف مرد بر عليه زن است پس بايد به مادران که زن هستند تبريک گفت که چنين مردان خشنی تحويل اجتماع ميدهند؟ آنچه که مسلم است همه زبان مادری را مياموزند نه زبان پدری را و اگر زبان خشونت بر زبان منطق بچربد دليل آن برميگردد به تعليم دهنده. شعبان - پاريس

خشونت در خانواده جنايتی است که عموما زنان و کودکان را قربانی می گيرد و متاسفانه بسيار گسترده تر از جنبه فيزيکی آن است. زخم هايی که سلطه طلبی مردانه بر جای می گذارد ممکن است تا مدتی به ظاهر التيام يابد، ولی تا نسل ها اثرات منفی اش را بر جای خواهد گذاشت. کودکانی که به ناچار در اينگونه خانواده ها رشد می يابند در آينده با مشکلات فراوان ارتباطی و اجتماعی رو به رو خواهند شد و پذيرش اين مطلب برای خانواده ها به دليل موانع اجتماعی بسيار سنگين است. اينکه طلاق را در جامعه ما جرم می شناسند و زن را محکوم، ما و کودکان آينده مان را در اعماق زمين مدفون می کند. فرهنگ شناخت بايد در جامعه رشد يابد و شهروندان، به ويژه زنان بايد بفهمند که حرف زدن و افشا کردن بخش بزرگی از زن بودن است. فرهنگ شناخت را بايد از خودمان آغاز کنيم و مدرسه هايمان که طلاق را، و زن را محکوم چند خط، که نامش را قانون گذاشته اند می دانند. قانونی که فرزند را از مادر جدا کرده و به دستان بيمار پدر می سپارد چه مفهوم دارد؟ اين که می گويند "فرزند طلاق" يعنی چه؟ زن بايد در خانه ای که عليه روحش، جسمش و فرزندش خشونت می شود بماند و بسازد چون "جامعه" حرف را نمی پذيرد، طلاق حکم اعدام است، زن حتی نامش هم قيچی می شود چه رسد به افکارش. ماری مهرمند - آمريکا

احساس امنيت از خود امنيت مهم تر است که خانمها از هر دوی آن محرومند. محسن حسين زاده - مشهد

اگر زنان قبل از ازدواج يک يا دو سال با مردی که می خواهند با او ازدواج کنند، زندگی کنند و اگر يک خشونت غير قابل قبول از آن مرد صورت گرفت، با او ازدواج نکنند و اگر بچه دار می شوند فرق ها و هماهنگی ها بين پسر و دختر را به طور اصولی به بچه آموزش دهند و طوری آنها را آموزش دهند که اگر سالها به آنها تفکرات مردسالاری و يا زن سالاری آموزش دادند آنها از خط اعتدال اوليه ی خود خارج نشوند، و نکته ی آخر اينکه موقعی که در انتخاب مرد در ازدواج اشتباه کردند بايد با او بدون ملاحظه اقدام کنند حتی اگر آن مرد تهديد به قتل او و ديگر اعضای خانواده اش بکند. اگر زنان اين ۳ نکته را که مربوط به قبل و بعد از ازدواج است را اجرا کنند دست کم خشونت مردان ۵۰% کاهش فوری می يابد و به تدريج از بين خواهد رفت. شهاب برادران ديلمقانی - تهران

والله از قديم گفتند زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند. وقتی زن و شوهر خوش هستند که ياد ما نميکنند. هميشه غم و غصه ها رو برای ما ميارند و هميشه ميگند کرم از خود درخته مگر اينکه خاک درخت مشکل داشته باشه که اون هم با دوا درمون درست ميشه .... مهرداد - تهران

خير همانگونه که کودک آزاری يک جرم عمومی است و نياز به شاکی خصوصی ندارد. خشونت برضد زن نيز بايد عمومی باشد زيرا زنان جامعه ما هم همچون کودکان از حقوق قانونی خود و حتی از حقوق اسلامی خود بی اطلاع هستند و بايد در چتر حمايتی قانون قرار گيرند. سعيد پور - شيراز

من نميدانم بشريت با آن همه پيشرفت سرسام آوری که کرده است از تدوين قانونی که بتواند تمام حقوق زنان را بر آورده و از يک پشتوانه محکم اجرايی برخوردار باشد عاجز است. ئه سرين کريميان - ديواندره - کردستان

زن ايرانیخشونت خانوادگی
يافته های يک طرح ملی درباره خشونت عليه زنان در ايران
زن افغانزنان
خشونت با زنان افغان؛ حقيقت پنهان
مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران