BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 12:02 گرينويچ - دوشنبه 03 اکتبر 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
'از کارم استعفا دادم تا برای گلدکوئست بازاريابی کنم'

وبسايت گلدکوئست
وبسايت گلد کوئست، يکی از راه های آشنايی مردم با اين شرکت بود
جريان عضويت من در گلدکوئست از اونجايی شروع شد که يکی از بهترين دوستانم با من تماس گرفت و برای کاری با درآمد خوب از من دعوت کرد. در ابتدا خيلی کنجکاو شدم چون علی‌رغم اصرار زياد من در مورد کار توضيح نداد و فقط گفت بيا تا در جلسه ای با هم صحبت کنيم.

روز بعد با من تماس گرفت و قرار جلسه رو برای آخر هفته گذاشت.

در تمام طول جلسه چندين ساعته‌ اون روز، صحبت از کاری بود که با خريدن يک سکّه کلکسيونی و وارد کردن دو نفر از دوستانم، تا ماهی هفت ميليون تومان درآمد خواهم داشت. درآمدی که تا نود سال ادامه خواهد داشت و من فقط بايد چند ماهی وقت صرف اون کنم.

مدام صحبت از يک کمپانی معتبر بين‌المللی بود و اينکه اين کمپانی تاحالا خيلی‌ها رو از اين راه پول‌دار کرده!

با اينکه حس می کردم نقاط تاريک زيادی در اين کار هست اما دوست داشتم فقط به پول قلمبه‌ای که وعده اش رو می‌دادند فکر کنم. از طرفی معرف اين کار بهترين دوست دوران مدرسه بود که از هر جهت به او اطمينان داشتم.

يادم هست تنها سوال اون روز من مربوط به چيزهايی بود که تلويزيون و روزنامه‌ها در مورد گلدکوئست می‌گفتند و می‌نوشتند. دوستانم در پاسخ به سوالم گفتند: چون ما يک کشور جهان سومی هستيم. همه در مقابل هر پديده جديد مدتی مقاومت می‌کنند و نمونه‌هايی آوردند. مثل حرام بودن شطرنج، داشتن ويدئو و غيره که اون‌ها پس از مدتی قانونی شدند. و چون اين تجارت يک تجارت مدرن است مقاومت‌هايی در برابر آن صورت می‌گيرد و در نهايت اين تجارت در ايران هم قانونی می‌شود.

علی‌رغم اينکه هنوز هم به کاری با اين درآمد فوق‌العاده شک داشتم اما به اصرار دوستم که تقريبا همه اون روز رو با من بود و در مورد کار صحبت می‌کرد، راضی به انجامش شدم.

پول قرض کردم

 در آموزش بخشی هست که به افراد گفته می‌شود ليستی از اهداف و آروزهای زندگيشون تهيه کنند و زمان رسيدن به هر کدام رو تخمين بزنند. امروز که به اون ليست نگاه می‌کنم نمی‌دونم بايد بخندم يا گريه کنم. سفر به اروپا، ماشين آخرين مدل، تاسيس کارخانه و خيلی روياهای احمقانه ديگر! سفر به اروپا که هيچ هنوز حتی نتونستم پولی رو که قرض کرده بودم رو پس بدم.
يک ميليون و نيم قرض کردم و وارد شدم. به اين اميد که به زودی من هم ثروتمند خواهم شد.

روزهای اول اونقدر برای انجام کار اميدوار بودم و انرِژی داشتم که خودم هم باور نمی‌کردم. تقريبا هر روز جلسات آموزشی برگزار می‌شد و طی اون به من ياد می‌دادند که چطور با روش‌های مختلف روان‌شناسی دونفر از دوستان و يا اقوام رو به شبکه وارد کنم.

در آموزش بخشی هست که به افراد گفته می‌شود ليستی از اهداف و آروزهای زندگيشون تهيه کنند و زمان رسيدن به هر کدام رو تخمين بزنند. امروز که به اون ليست نگاه می‌کنم نمی‌دونم بايد بخندم يا گريه کنم. سفر به اروپا، ماشين آخرين مدل، تاسيس کارخانه و خيلی روياهای احمقانه ديگر! سفر به اروپا که هيچ هنوز حتی نتونستم پولی رو که قرض کرده بودم رو پس بدم.

البته اشتباه نشه، اين کمپانی کلاه‌بردار نيست! اون به تمام وعده‌هايی که می ده سر وقت عمل ميکنه و حتی يک ثانيه هم در پرداخت پورسانت‌ها درنگ نمی‌کنه. اما وعده‌هايی می‌ده که تحقّقش برای همه غير ممکنه. زيرا با يک محاسبه‌ منطقی زمانی می‌رسه که ديگه کسی نيست که عضو اين سيستم بشه و دقيقا اون موقع است که تعداد افراد زيادی هستند که هيچ سودی دريافت نخواهند کرد.

دفتر شرکت گلدکوئست در تهران که پلمپ شد

البته هميشه در اين سيستم تعداد کمی از افراد هم هستند که چون خيلی زودتر از ما وارد اين سيستم شدن پول کلانی به جيب زدن. ولی به قيمت ضرر کردن خيلی‌های ديگه.

ماشين بازاريابی

حين آموزش‌ها مدام صحبت از اين بود که تو بايد حقّت رو از زندگی بگيری، تا کی می‌خوای با ماهی ۱۵۰هزار تومن زندگی کنی؟ مگه تو ماشين نمی‌خوای مگه موبايل و خونه نمی‌خوای؟ در همين آموز‌شها بود که ياد گرفتم چطور دونفر از بهترين دوستانم رو اين سيستم وارد کنم. و اگر به هر دليل بهانه آوردند چطور از روش‌های روان‌شناسی استفاده کنم و اون‌ها رو هم راضی کنم تا عضو سيستم بشوند.

البته ناگفته نماند روزهای اول به طور صد در صد به کارم يقين داشتم و مطمئن بودم کسی رو که وارد می کنم در واقع دارم بهش لطف می‌کنم و موقعيتی رو در اختيارش قرار می دم تا اون هم بتونه پولدار بشه.

طولی نکشيد که من هم دونفر از دوستانم رو به اين کار وارد کردم و دقيقا همه‌ اون چيزهايی رو که به من ياد داده بودند رو بهشون منتقل کردم.

ديگه تبديل شده بودم به يک ماشين بازاريابی! کلی متن رو نوشته رو کاملا حفظ کرده بودم و مدام بر سر جلسات مختلف پرزنتيشن تکرار می‌کردم. تقريبا تمام وقت و انرژيم رو گذاشتم پای اين‌کار، قيد دانشکده رو زدم و مرخصی تحصيلی گرفتم و از کار قبلی هم که به هزار زحمت پيدا کرده بودم استعفا دادم، به اين اميد که شرايط تغيير خواهد کرد و من بزودی به همه‌ی اونچه که تا حالا نداشتم و حسرتشو خورده بودم خواهم رسيد. اما همه چيز به همون سادگی که فکر می‌کردم پيش نرفت.

 طولی نکشيد که من هم دونفر از دوستانم رو به اين کار وارد کردم و دقيقا همه‌ اون چيزهايی رو که به من ياد داده بودند رو بهشون منتقل کردم. تقريبا تمام وقت و انرژيم رو گذاشتم پای اين‌کار، قيد دانشکده رو زدم و مرخصی تحصيلی گرفتم و از کار قبلی هم که به هزار زحمت پيدا کرده بودم استعفا دادم، به اين اميد که شرايط تغيير خواهد کرد و من بزودی به همه‌ی اونچه که تا حالا نداشتم و حسرتشو خورده بودم خواهم رسيد . اما همه چيز به همون سادگی که فکر می‌کردم پيش نرفت.
هر قدر بيشتر زمان می گذشت، حقايق بيشتری از نحوه‌ فعاليت اين کمپانی و روش پيچيده‌ کارش برام روشن می‌شد.

اينکه چنين سيستمی با اين سرعت رشد بين مردم، چه زمانی اشباع خواهد شد و اگر اين اتفاق بيافتد چه تعداد آدم خواهند بود که با هزار اميد و آرزو وارد اين کار شده اند و ضرر خواهند کرد.

گذشته از چيزی که به صورت عملی در مجموعه مشاهده می‌شد، اين امر از نظر رياضی هم به سادگی قابل اثبات است که اگر همه يا بيشتر افراد موجود در مجموعه به سود برسند، به علت رشد سريعی که در ورود افراد جامعه به اين سيستم رخ می دهد، خيلی زود زمانی می رسد که ديگر کسی برای ورود به اين سيستم باقی نمی ماند. در چنين حالتی اصطلاحا پديده اشباع رخ داده است. نکته جالب اين است که خود کمپانی گلدکوئست، اشباع نشدن اين کار در جامعه را تضمين کرده است! با نگاهی دقيق‌تر متوجه می‌شويم، چيزی که اين کمپانی آن را تضمين کرده است، وجود افراد بيشماری است که به سود نمی رسند و پس از مدتی، با سرخوردگی حاصل از تلاش کردن و به نتيجه نرسيدن، اين کار را کنار می گذارند.

و اينکه چرا اين کمپانی سکه ‌طلای چند گرمی رو به مبلغ پانصد هزار تومان به اسم سکه کلکسيونی می‌فروشد؟ اينکه چرا اين کار فقط در کشورهای در حال توسعه با اقتصاد بيمار طرفدار دارد؟

شبکه ای يا هرمی؟

و همچنين بعد از کمی تحقيق متوجه شدم روش تجارتی که کمپانی ازش به عنوان نتورک مارکتينگ (Network Marketing) ياد می‌کنه چيزی جز روش هرمی (Pyramid Scheme) يا يک دسيسه‌ هرمی نيست. چون در اين کار هدف فروش يک محصول نيست بلکه عضوگيری هر چه بيشتر است. و اين شيوه تجارت سال‌هاست در کشورهای پيشرفته ممنوع و غيرقانونی اعلام شده است.

و بسياری از حقايق ديگر در مورد اين کار که يک يک برای من روشن می‌شدند.

اما کسانی که به اين نوع شبکه‌ها وارد می‌شدند خيلی دير متوجه حقيقت می‌شوند. يعنی زمانی که تعداد افراد زيادی به عنوان زير مجموعه مشغول فعاليت هستند.

و از آن به بعد يا طمع کرده و پولی که به قيمت ضرر کردن ديگران دريافت می‌کند موجب ماندنش می‌شود و يا تعهدی که نسبت به آدم‌هايی که او به اين کار وادار ساخته سبب می‌شود که نتواند از اين کار بيرون بيايد.

به نظر می‌رسد کمپانی دقيقا فکر همه جای اين کار را کرده است. افرادی که به اين کار وارد می‌شوند به محض ورود از روش پيچيده‌ اين کار سر در نمی‌آورند و فقط به وارد کردن دو نفرشان فکر می‌کنند و وقتی حقايق برايشان روشن می‌شود که ديگر راهی برای خروج نيست. و بعد از آن فقط برای جبران ضرر اوليه‌شان هم که شده رکود بازار ناشی از پديده اشباع را مخفی می‌کنند و با راضی نشان دادن خود چنان وانمود می‌کنند که گويی فقط چند روزی است که به اين کار وارد شده‌اند و اين در حالی است که چندين ماه وقتشان را تلف کرده‌اند.

خود من که مدت‌ها بود که ديگه همه چيز را می‌دونستم، با اينکه هنوز هم اين امکان رو داشتم که آدم‌های بيشتری رو به اين کار وارد کنم، اما به اين دليل که متوجه شدم با اين کار در واقع باعث ضرر کردن ديگران می‌شوم تصميم گرفتم اين کار رو رها کنم. امّا چون عزيزترين دوستانم به وسيله من وارد شده بودند و انتظار داشتند کمکشان کنم مدت‌ها راهی جز ماندن نداشتم. ناچار به سختی بين بد و بدتر بد رو انتخاب کردم و از سيستم خارج شدم. الان هم باز چند نفر از دوستانم رو در سيستم می‌بينم که می خواهند خارج بشوند امّا به خاطر زير مجموعه‌هايشان و تعهدی که نسبت به اون‌ها حس ‌می‌کنند هنوز نتوانسته‌اند.

* توضيح: متن بالا مبتنی بر يک تجربه شخصی است و لزوما نظر بی بی سی را منعکس نمی کند

ديدگاه های شما

گلد کوئست واقعا زندگی است هر چند بعضی ها می خواهند به زور جلوی آن را بگيرند و مردم را از حق مسلم خود محروم کنند. نهال - تهران

من بعد از پرزنت شدن و پيگيری شديد يکی از نزديک ترين دوستانم از رو رفتم و وارد اين شبکه شدم. بعدها که به لحاظ نظری در اين شبکه پيشرفت کردم ديدم اين کار عملا بالا رفتن از دوش نزديک ترين دوستان و آشنايانمان است و اين کار را کنار گذاشتم. نکته ايی که می خواهم توضيح دهم اين است که نظر مجتهدها را کنار بگذاريم، قوانين ايران هم به حال خودش (که ابزار سو استفاده يک عده خاص است) موفقيت در اين سيستم به قيمت پايمال شدن هزاران نفر انسان صورت می گيرد. در وضعيت فعلی هيچ کس نمی تواند محصول خود را دريافت کند (ايران که اجازه ورود نمی دهد، در دوبی و هنگ کنگ هم به درخواست های انفرادی جواب نمی دهند) علاوه در اتوبوس، تاکسی و ... همه جا صحبت افرادی است که زيان ديده اند. تعداد کمی هم که موفق بوده اند در خارج از کشور مخصوصا دوبی مشغول عيش و نوش هستند. در ايران هدف ملی وجود ندارد ولی لطفا انسانيت را زير پا نگذاريد. مطمئن باشيد حتی اگر از اين راه پولدار هم شويد آه آخرين لايه ها که هيچ وقت به سود نمی رسند دامن زندگی تان را خواهد گرفت. آصف - تهران

به نظر من کوئست خيلی هم خوب است ولی نه برای همه بايد اول توانايی خودمان را بسنجيم و بعد وارد شويم کسانی که می گويند کلاه برداری است حتی جرئت مقابل شدن با عصر جديد را هم ندارند در کشور های ديگر نت ورک يک امر عادی که ما تازه داريم از ان صحبت می کنيم بياييد ذهن خودمان را باز کنيم. الهام - تهران

نوشته های شما را تاييد ميکنم به خود من هم برای اين کار پيشنهاد شد و واقعا افرادی که وارد اين سيتم ميشوند به قدری مهارت پيدا ميکنند که به راحتی ذهن ادم را شستشو ميدهند. به طوری که پس از حدود ۲ ساعت و نيم بحث در مورد اين موضوع متقاعد شدم وارد اين سيستم شوم. ولی خواست خدا بود که درست در همان شب برنامه گفتگوی خبری شبکه۲ در مورد اين موضوع بود ومن کاملا منصرف شدم و الا مانند شما گرفتار ميشدم. ليلا

نتورک مارکتينگ يک شيوه کور و پوچ برای استفاده از خلا فرهنگی و سطح پايين دانش اقتصادی جوامع در حال توسعه است. من يک زمانی به اصرار دوستم به اين سيستم وارد شدم و با اينکه کسی را وارد نکردم هنوز احساس عذاب می کنم چون من هم به اندازه يک نفر مملکت خودم را به بد بختی نزديک کردم. واقعيت اين است که نتورک مارکتينگ مثل سرطان به جان کشور، افکار و ثروتهای (هرچند ناچيز) مردم افتاده. تا وقتی مردم نفهمند که چه به سر خود می آورند، نمی توان حلوی اين بحران را گرفت. پويان - تهران

من واقعاً متاسفم که برای واضحاتی مثل تجارت و بازريابی شبکه ای اينگونه بحث و افکار منفی منتشر می شود . البته تا حدودی طبيعی است چون اين يک شاخه علمی جديد و تکنولوژی پويا در رشته تجارت و بازاريابی است ( البته در ايران جديد است . سابقه بيش از ۵۰ سال در دنيا دارد). ما ايرانيها ياد گرفته ايم در برابر هر چيز جديدی مقاومت کنيم و حاضر نيستيم عقلانی و با منطق به آن گوش دهيم . موضوع خيلی ساده است : يک شرکت معتبر محصولات مرغوب و با کيفيتی دارد که آنها را به فروش می رساند. به جای اينکه تبليغات در راديو و تلويزيون و بيلبورد و امثال اينها کند ( که خود بسيار هزينه بردار است ) اين شرکت سيستمی رو در پيش گرفته اند که از طريق تبليغات کلامی و نفر به نفر محصولات خودش را بفروشد و در اين بين هزينه ای رو که بايد صرف تبليغات گسترده بکند، بعنوان پاداش به اعضاء که در واقع بازاريابهای شبکه اون هستند می دهد . فکر نمی کنم چيز پيچيده ای باشه . حالا هر کس بتونه بازاريابی اصولی و موفقی داشته باشه به درآمد دلخواهش هم می رسد . برای هر کس هم نيتورک مارکيتينگ مناسب نيستند. در ضمن سيستم بازاريابی شبکه ای برنده است يعنی به سود برسان تا به سود برسی. من ضرر و ريسکی در قضيه نمبينم ( با توجه به اينکه افراد پولی می دهند و محصول مرغوب ارزش و محدودی را می خرند) چرا که به سود رسيدن هر کس بسته به بسود رسيدن زيرمجموعه هايش دارد و هيچ نيتورکری دوست ندارد و نمی خواهد زيرمجموعه هايش ضرر کنند. علی رضا - تهران

من با نظر آقای مشايخی از رشت موافقم . ای کاش آنهاييکه که مدام اظهار مخالفت با اين در آمدهای به اصطلاح کاذب رو دارن به جای مخالفت بدنبال چاره ای برای زندگی جوانها باشند. من تعداد جوانهايی رو می شناسم که به علت بی کاری و بی فعاليت دچار بيماری های روانی شده بودند که به شدت خانواده هاشون رو آزار می داد ولی با اشتغال در يکی از اين شرکتها و کار زندگيشون شکل تازه ای گرفت. مرجان - تهران

به نظرم می بايست ميان بازاريابی بين المللی بر پايه شبکه اينترنت و روشهای هرمی شکل تفاوت قائل شد. network در جهان امروز امری غيرقابل انکار است و بازاريابی از طريق آن يک شيوه اقتصادی است. ليکن تشکيلات هرمی شکل که در واقع صرفا به دنبال سهمگيری از مردم است را بايست با کمک رسانه های ملی، در منظر جوان توصيف کرده و نتايج فعالت زيانبار آن به آگاهی افراد برسد. سعيد - تهران

روش تبليغ اين شرکتها خود نشانه کلاهبرداری و سودآوری نادرست آنها است. در يک تجارت درست اصل بر ارائه اطلاعات دقيق، تکيه بر ويژگيهای محصول و خواست مشتری می باشد. اما در اين شرکتها اصل بر پنهان کاری و دروغ گويی می باشد. عليرضا - تهران

من می خوام به اين مسئله از يک منظر ديگر نگاه کنم. به نظر شما دوستان حتی با فرض اينکه اين جريان سودهای ميليونی و حتی ميلياردی هم داشته باشد، اما باز هم می شود اسمش را تجارت گذاشت. آخر تجارت چی؟ تجارت يک سری آدم فريب خورده که نهايتا بعد از اشباع جامعه توی دستشون فقط يک سکه بی ارزش می مونه؟ ما اگر مسلمان هم نباشيم، آدم که هستيم. چه طور يک آدم واسه سود خودش می تواند ببيند که هم نوعای خودش دارن متضرر می شوند؟ يوسف - تهران

خيلی جالب است که کسانی پيدا ميشوند که حاضرند تحصيل وقت و استعداد و نهايتا خودشان را، روح شان را به يک بازريابی شبکه ای (نت ورک مارکتينگ) بفروشند. من هم به گلدکوئست پرزنت شدم و هم به مای سون دياموندز. حرف ها بجز سقف درآمدها مثل هم است ولی چرا کسی بايد علم خود را به پول بفروشد؟ دوستان از من ناراحت نشوند ولی اينکار شما را از خودتان ميگيرد يا بهتر است بگوييم شما خود را به آن ميفروشيد. دانشجو بايد از علم فاصله بگيرد. کارمندان با تجربه جاهايی که به آنها نياز است را خالی ميگذارند و نيروی جوان به جای کار کردن به دنبال افرادی است تا از طمع آنها استفاده کرده و آنها را وارد گروه کنند. از گلدی ها بپرسيد آيا فعاليت های آنها برای کشور، برای گسترش کشور، توسعه فناوری و ... فايده ای دارد؟... سروش - تهران

همه چيز از نا آگاهی مردم ما فشارهای مالی نشأت می گيرد. همه دنبال دلالی هستند. من به صورت کاملا اتفاقی در يکی از جلسات اين گروهها شرکت کردم. يک سرگروه با چرب زبانی و به کار بردن چند اصطلاح انگليسی آنچنان همه را بهت زده کرده بود که همه حاضر بودند روی اين کار قسم بخورند. محمد - قم

به نظر من افراد پيش از وارد شدن به اينگونه فعاليتها بايد روحيات خود را بررسی کنند. و اين بدان دليل است که از قديم گفته اند هر کسی را بهر کاری ساخته اند. خود من از کسانی بودم که به دليل اصرار بيش از حد نزديکانم وارد اين بازی شدم و مطمئن بودم که حتی يک نفر را نمی توانم به اين سيستم وارد کنم چون از نظر شخصيتی کاملا خودم را می شناختم و در واقع هم همينطور شد. چون نه با علائقم و نه با شخصيتم هيچ سازگاری نداشت. شهرام - تهران

تنها ايراد کوچکی که به کار شرکت گلد کوئست ميتونيم بگيريم خروج ارز از کشور است که آنهم در مقايسه با بسياری فعاليتهای بازرگانی خارجی ديگر که به وفور در ايران انجام ميشه خيلی بزرگ نيست چون ورود سرمايه هم به دنبال داره. ولی بيشتر ايراداتی که برخی دوستان ديگر ميگيرند به ماهيت بازاريابی شبکه ای برميگرده و ادعا ميکنند که اين سيستم اشباع ميشه. بنظر من اين سيستم باينری شبکه ای بسته نيست و هيچوقت هم اشباع نميشه. واضحه که اگه سيستم اشباع بشه اولين کسی که سودش قطع ميشه خود شرکته. بنابراين قطعا شرکت (گلد کوئست يا هر شرکت ديگر) با ارايه محصولات جديد و امکان خريد مجدد افراد قديمی شرايطی را فراهم ميکنه که سيستم متوقف نشه. از طرف ديگر الان دولت با تبليغات منفی اش مانع ورود افراد جديد ميشه و خوب معلومه که ورودی های جديد هم نميتونند فعاليت کنند و به سودی هم نميرسند. اگر دولت اجازه فعاليت بده هيچوقت هيچ کسی ضرر نميکنه. اختلاف افراد فقط در زمان به سود رسيدن آنهاست. لازم به ذکر است که در حال حاضر کارشناسان و بسياری مسؤلان دولتی هم به اين نتيجه رسيده اند که اصل بازاريابی شبکه ای هيچ ايرادی نداره و در حال قانونمند کردن آنها و دادن مجوز به شرکتهای ايرانی هستند. بهرام - تهران

به نظر من، گلد کوئست اولين اصل نتورک مارکتينگ يعنی عرضه محصول به قيمت پايين تر را رعايت نمی کند، همه به خوبی می دانيم که سکه ای که هزاران عدد از آن ضرب می شود نه تنها ارزش کلکسيونی ندارد بلکه به اين قيمت نمی ارزد. رسيدن به پولهای کلان از طريق اين شبکه ها امری بعيد نيست اما مستلزم زحمت و تلاش بسيار زيادی است مانند ساير مشاغل کسانی که اين درامد را باد آورده فرض می کنند سخت در اشتباهند اگر عنوان می شود که افراد دسته پائين ضرر می کنند و فقط افراد بالائی و اوليه به سود می رسند و به اين خاطر اين کار کلاه برداری است پس تمامی بيزنس ها کلاه برداريند مثلا شخصی که برای اولين بار جنسی را وارد کشور يا بازار می کندو سود خوبی به جيب می زند کلاه بردار است چون افراد بعدی اگر همين کار را بکنند ضرر می کنند عضو يکی از شبکه های ايرانی هستم که با فعاليت زياد در مدت ۱۰ روز ۳ برابر پول خود را در آورده ام و شديدا به مساله نتورک مارکتينگ اعتقاد دارم. علی بهزادی - تهران

...چيزی که برای من جالب است پشت کار و تلاش وافر اين عده قليل در ارسال پيامهای متعدد به بی بی سی برای حفظ اين تجارت پرسود برای خود است. نکته دوم اينکه به اين نتيجه می رسيم که وقتی در مورد يک موضوع کاملا واضح اين گونه می توان سفسطه کرد وای به حال موضوعات پيچده تر. نادر - نيوزلند

ميخواستم نظرم رو درباره مطالب نوشته شده درباره کوئست بگم: ۱)سقف درآمدی در کوئست: اگر تعداد ورودی در هر سمت برای هر UV در يک هفته شصت نفر باشد در آمد آن شخص در آن هفته ۵۰۰۰ دلار ميشود که همان سقف در آمدی است نه ۳۶ نفر زير مجموعه که برای رسيدن به اين سطح ورودی در هفته در بهترين شرايط ميبايت حد اقل در هر سمت ۵۰۰ نفر وجود داشته باشند. ۲)پلن اين شرکت کاملا بر اساس باينری است و تفاوتهای عمده با سيستمهای هرمی دارد. در سيستمهای هرمی مانند پنتاگونا هيچگونه محصولی خريد و فروش نميشود و تنها يک تکه کاغذ به فروش ميرسد. در صورتی که در پلن کوئست يک محصول با ارزش معامله ميشود.در ضمن در پلن هرمی افراد از پايين مجموعه وارد ميشوند و پس از دريافت سودی کلان از راس هرم خارج ميشوند. در صورتی که در پلن باينری افراد از راس وارد ميشوند و هرگز از آن خارج نميشوند. البته اين توضيحات بسيار کوتاه و مختصر بود و دادن توضيحات کامل در اين مجال نميگنجد. ۳)در مورد ارزش طلا هم بايد بگويم که همانطور که دوست عزيزمان برای خريد فرش آنرا وزن نميکنند و ارزش فرش به وزن پشم به کار رفته در آن نيست. ارزش محصولات کوئست هم به وزن طلای به کار رفته در آن نيست. ۴)محصولات کوئست تنها طلا نيست، محصولات کوئست بغير از طلا شامل وکيشن و محصولات تکنولوژی هم ميباشد که جالب است بدانيد يکی از محصولات کوئست تکنولوژی محصولات شرکت ICONNECT است که يک شرکت انگليسی است...کمال محسن نژاد - تهران

به نظر من فعاليت اين شرکتها به منظور کلاه برداری و سوء استفاده کردن از اموال مردم نيست. چرا که نيمی از مردم ايران در فقری پنهان به سر می برند و افرادی که از تمام موهبتهای اين دنيا استفاده می کنند افرادی خاص با ويژگيهايی خاص هستند. بنابراين برای اينکه جوانان به سمت اين گونه فعاليتها نروند نبايد بگذاريم ثروت در جايی خاص انباشته شود و افراد خاصی از آن بهره مند شوند... سحر - تهران

بطور کلی فعاليت اين شرکت اصلا به معنی تجارت الکترونيک نيست. همچنين بايد توجه داشت که در اين سيستم هيچ نوع کالا يا خدماتی توليد نمی شود که فعاليت بازاريابی بر روی آن انجام شود... بطور خلاصه در اين سيستم هر کسی بايد ضرر خود را به ديگری منتقل کند تا به پول برسد و از طرفی پول يا ارزش اضافی در سيستم توليد نمی شود. بنابراين اين کار به اين معنی است که يک عده افراد سهم يکسانی مثلا پانصد هزار تومان را به اشتراک می گذارند و سيستم اين پولها را به نسبت ديگری بين آنها تقسيم می کند. بديهی است که در چنين شرايطی يک عده برنده اند و عده زيادتری بازنده. علی - تهران

بايد در جواب پوريا که گفته بودن (البته کاملا درست است که افراد زيادی در اين مجموعه سود نمی کنند چون نتورک برای همه است ولی هر کسی برای نتورک نيست ) بگم مگر شما در معرفی سيستم به صراحت نمی گوييد: هر کس با هر سطح تحصيلات، توانايی، معلومات، روابط عمومی و هوشی که داره، می‌تونه آموزش‌های اين سيستم رو دريافت کنه و به زير مجموعه‌هاش انتقال بده و مجموعه‌ی خودش رو رشد بده. کامرانی - تهران

متاسفانه هر عضوی حداقل يکبار بار گول ديگری را ميخورد: يعنی اولين بار گول بالاسری خود را و گرفتار اين بليه ميشود... و بعد از آن حداقل دو بار - و در واقع دهها و صدها بار - زير مجموعه خود را گول ميزند تا گرفتارشان کند و با گرفتن دست ايشان و انداختن شان در چاه پله ای در چاه بالاتر آيد و به روزن نجات نزديکتر شود. ولی مادام که بر اشتباه خود اصرار ميورزد و به کار خود ادامه ميدهد مدام خود را گول ميزند و در واقع به وجدان و شعور و عقل خود دروغ ميگويد ... لانی - تهران

من خود چند سال است که تجربه چنين کارهايی را دارم و به موفقيتهای بسياری نيز رسيده ام ولی البته قبول دارم چنين حرکتهايی به ضرر اقتصاد کشور است. ولی آيا دوستان، مشکل ما صرفا وجود چنين شرکتهايی است. واقعيت اين است که اينچنين نيست و اينگونه برخوردها نيز راه حل مقابله با آن نميباشد. تنها راه برخورد، اصلاح وضع اقتصادی و اشتغالزايی است که متاسفانه از چشم بسياری پنهان مانده است. مطمئن باشيد تا وقتی وضع بر همين منوال باشد نه اينگونه تبليغات جلوی رشد آن را ميگيرد نه حتی برخورد مسوولين. هنوز فراموش نکرده ايم که چگونه همين مسوولين جلوی ماهواره و قاچاق را گرفته اند بطوری که ديگر هيچکس امکان دسترسی به آنها را ندارد تجربه نشان داده است وقتی کاری ممنوع ميشود بسياری انگيزه دوچندان پيدا ميکنند. حسام - تهران

من واقعا متاسفم که اين متن را خواندم زيرا که اين دوست ما عليرغم ادعايی که در زمينه داشتن اطلاعات کافی در مورد اين کار دارد، هيچ اطلاع کاملی از اين مجموعه ندارد، زيرا اگر داشت هيچ موقع در مورد اشباع شدن اين مجموعه مطلب نمی نوشت. خود من هم وقتی می خواستم وارد اين مجموعه شوم در مورد تمام اين چيزها فکر کردم و تحقيق کردم. شما اگر به نرخ رشد جمعيت (در ايران و جهان) نگاهی بکنيد می بينيد که نرخ رشد جمعيت بسيار بالاتر از نرخ رشد در گلد کوئست است. بنابر اين هميشه افراد بسيار زيادی هستند که وارد اين مجموعه شوند. در ضمن زمانی که کار توضيح داده می شود خود من به همه می گويم که کار بسيار سختی می خواهی شروع کنی اگر می توانی و انگيزه اش را داری شروع کن چون ممکن است که در اين کار زياد «نه» بشنوی و زياد مسخره شوی. البته کاملا درست است که افراد زيادی در اين مجموعه سود نمی کنند چون نتورک برای همه است ولی هر کسی برای نتورک نيست. پوريا - تهران

متاسفانه در کشور ما مسوولان دير متوجه نياز به برخورد با چيزی می شوند و مردم هم همه برخوردها را به ضرر خود فکر می کنند و انفعالی عمل می کنند. ۷ سال پيش که اولين شبکه فروش هرمی بنام پنتاگونو در ايران در شهرهايی مثل مشهد فعال شد يکی از اساتيد دانشگاه ما با منطق و دليل رياضی درصد بالای افراد متضرر را در اين سيستم برای ما بيان کرد و من يقين دارم از جمع آن کلاس هيچ کس به سمت اين شبکه ها نرفته است. اگر همان موقع يک اطلاع رسانی عمومی صورت می گرفت شايد مردم با نگاه کردن به معدود افرادی که از اين راه پولدار شده اند وارد اين مجموعه ها نمی شدند. فريد ثانی - تهران

بنظر من اين قبيل فعاليتها برای افرادی مناسب است که دارای هيچ گونه درآمدی نيستند، چون داشتن حداقل درآمد از نداشتن آن بسياربهتر است، ولی اين که آيا اين شرکتها واقعيت را می گويند يا نه ؟ بهتر است که فقط به سخنان يک نفر که در اين راه موفق نشده است اکتفا نکنيم بلکه به افراد موفق در اين زمينه نيز اشاره و توجه شود. اين شرکتها نه تنها کلاهبردارنيستند، بلکه به افرادی که پتانسيل فعاليت در زمينه تجارت را دارند اجازه فعاليت ميدهد. هيوا - تهران

اين هجوم و علاقه نسل جوان برای عضويت در شرکت هايی مانند گلدکوئست نشانه ای از عمق فاجعه ای دارد که برای اين نسل در حال شکل گيری است. سردمداران ما کوشيده اند در اين ۲۷سال اين نسل را تا می توانند محدود کنند و اصطلاحا نگذارند تا اين نسل به دام گناه بيفتد و مانند غربی ها جوانی کند. مشارکت سياسی جوانان و باز شدن محيط فرهنگی هم که در خرداد ۷۶شکل گرفت اکنون به طور کامل سرکوب شده است. نسل جوان ما اکنون همواره به دنبال راهی است تا هيجانات و عقده های فروخورده خود را بروز دهد و انتقام خود را از جامعه بگيرد. اگر اين مشکلات را در کنار معضل گسترده بيکاری بگذاريم نشان می دهد که جاذبه خوبی ميان جوانان برای عضويت در شرکت هايی مانند گلدکوئست وجود دارد. اين شرکت هم وعده يک زندگی رويايی به جوانان می دهد هم با توجه به ماهيت گروهی بودن آن به نوعی روابط بين دختر و پسر را هم به همراه دارد که در جامعه ی ما همواره نسبت به آن نوعی بدبينی بيمورد وجود دارد. کسی که عضو اين تشکيلات شود خيالش راحت است که روابط دختر وپسر برای آنها به عنوان رابطه دو همکار است و مشکلی برايشان به وجود نمی آورد. خلاصه ی کلام آنکه فقط مشکل در اقتصاد بيمار نيست. در فرهنگ بيمار، نظام سياسی بيمار و جامعه بيمار هم هست. آنقدرمسئولين عرصه را با بهانه های گوناگون بر نسل جوان تنگ کرده اند که جوانان ما دوست دارند در فضاهای رويايی و خيالپردازنه زندگی کنند. حميد رضا - تهران

می دونم خيلی ها ممکن است که اين متن رو بخوانند ولی آقايان بايد توجه داشته باشن که در هر کاری پشتکار لازمه. می شه از اين دوست ميشه پرسيد که چند وقت کار کرده و چرا زود نا اميد شده؟ چرا نظرات اونهايی که موفق شدن را در اين سايت درج نمکنيد يا چرا از آقايان مدير همين شبکه ها دعوت نمکنيد تا در مورد آن توضيح بدن؟ فکر می کنم با هر پديده ای نبايد هميشه مخالفت کرد. من ۶ ماه است که در اين سيستم هستم و سود کردم ومطمئنم که تا آخر امسال حتماٌ به چيزهايی که می خوام می رسم. می دونيم که هيچ کاری در هيچ کجای دنيا با اين سطح سرمايه گذاری اينقدر پايين توان درآمد زايی اينقدر بالا رو نداره. اميدوارم که راهش را پيدا کنی از مسئولان بی بی سی هم خواهش ميکنم يک تحقيقات درست در مورد اين سيستم انجام بدن، بعد اين سايت و در اختيار همگان قرار بدن می دانيد که در کشور ما کلا همه با پيشرفت مخالفند شما هم به اين آدمها ميدون بيشتری می دهيد. ما را ياری کنيد ما جوانهای ايرانی انتظار ياری داريم نه اينکه سد راه کار ما شويد. مژگان - تهران

... جالبه که تو ايران بسياری از مردم اگر فعاليتی ميکنند صرفا هدفشان رسيدن به اهداف ناشی از اون فعاليت نيست بلکه وارد شدن به يه مجموعه جديد و همرنگ شدن با آنان است. مثلا" انگيزه خيلی ها تو اين سيستم در ايران اينست که وارد يک مجموعه يا خانواده ای ميشوند که در اونجا با آدمهای ديگری ميتونن دوست بشن و اين برای بسياری از دختر و پسر ها با محدوديتهای حاکم در جمهوری اسلامی يک فرصت استثنائيست. از اين دست رفتار ناهنجار و تعارضی در ميان جوانان بسيار است. حتی به جرات ميتونم بگم که بعضی از دانشجويان برای تحصيل و علم آموزی وارد دانشگاه نميشوند. آسيب شناسی اين رفتار مردم جامعه ما کار بسيار باارزشی ميتونه باشه که از بی بی سی و کادر فنی اون درخواست ميکنم اگر امکان داشت از نظر فنی به اين پديده بپردازند. مهرداد جهانبگلو - تهران

پديده بازاريابی شبکه ای امری است بسيار مهم، رايج و مفيد. منتها ايرادات آن در ايران بدين شرح است : ۱-افرادی که به گلد کوئست اشتغال دارند اکثرا نه مفهوم بازاريابی را می دانند و يا مفهوم شبکه را . ۲- در بازاريابی تلاش در جهت فروش يک محصول ميباشد ودر قبال اين عمل کارمزد امری طبيعی است نه دريافت سود در قبال فروش کالا به بهای بسيار کمتر از ارزش واقعی . ۳-خدشه دار شدن اين فرهنگ تازه وارد به اين مملکت و ورود سخت ساير شرکتهای داخلی وخارجی به اين صنعت زيرا اکثر مردم همه اين شرکتها را غير معتبر و .. می دانند. علی - شريعتی

روش مورد استفاده در اين سبک از بازاريابی به زامبی معروف است که يادآور فيلمهايی است که در آن شخصی که توسط يک زامبی گزيده ميشود بايد هر چه ميتواند به افراد بيشتری حمله کند تا آرام بگيرد. اين مشکل نيست فاجعه است و حتی در ميان دانشجويان ايرانی مقيم کشورهای آسيايی بشدت رواج دارد. راه حل هم به نظر من پيگرد شرکت اصلی در کشور محل ثبت آن است. کامبيز - تهران

اردیبهشت ماه سال 1383 توسط پسر عموی نازنینم وارد سیستم شده و مثل آقا حامد با سرمایه گذاری یک ونیم میلیونی شروع به فعالیت کردم با این تفاوت که خوشبختانه موفق به وارد کردن شخص دیگری از فامیل ودوستان به سیستم مزبور نشدم وحالا بعد از گذشت 17 ماه نه اثری از محصول شرکت هست ونه امیدی به بازگشت پول، فقط تنها چیزی که برای من مانده طعنه های دوستان وفامیل است که تمامی ندارد و یک بدهی یک ونیم میلیونی به برادرم که امیدوارم بزودی توان بازپرداخت آن را پیدا کنم. ازتمام جوانان عاجزانه تقاضا دارم فریب این سیستم های هرمی را نخورده وعاقلانه تر تصمیم بگیرند. به امید روزی که اقتصاد بیمار این کشور سروسامان گرفته وهمه از موهبت یک زندگی سالم وبدون دغده برخوردار شوند.حمزه خانی - همدان

من در يک شرکت خصوصی کار ميکنم که اکثر همکارانم به طريقی عضو اين شبکه هستند و بعضی از آنها هم به سودهايی رسيده اند ولی من بنا به دلايلی عضو اين شبکه نشده ام، حتی دوستانم حاضرند پول عضويت من را به صورت قرض بپردازند تا زمان سوددهی به آنها برگردانم ولی نکته ای که برای من جالب است اين است که آنها برای موفقيت تلاش نميکنند شايد در ظاهر صحبت از افزايش استعدادهای خود بکنند و اينکه روابط اجتماعی شان بهتر شده ولی اصل هدف آنها پول است و فعاليت هر کس در اين شبکه منجر به سود به تناسب تلاشش خواهد شد و شرکت مزبور هم پول را پرداخت خواهد کرد ولی تمام زند گی ما پول که نيست ، شايد بتوان ۸۰ درصد مشکلات مادی و معنوی را با پول برطرف کرد ولی آرمانهای هر انسان مانند خلاقيت و پيشرفت در کار چه ميشود؟ آيا پول ابزاری برای رسيدن به اهدافمان است يا خود پول هدف شده ؟ پويا - رحمانی تهران

خودم عضو يکی از اين شرکت های به اصطلاح پول ساز شدم و اکنون خيلی پشيمانم. شخصی که مرا به اين مجموعه وارد کرد ادعا کرد که تو فقط وارد شو بقيه با من و من نفرات مورد نياز را برای تو پيدا خواهم کرد. چون من از همان اول بيان کردم که نمی توانم افراد مورد نظر را پيدا کنم و از بازاريابی نيز خوشم نمی آيد اما اين را از ته دل می گويم که من يک کارمند معمولی هستم خيلی برای آن پول زحمت کشيده بودم آن شخص با وعده و وعيد مرا وارد نمود ولی بعد از ورود من نه تنها هيچ گونه کمکی برای پيدا نمودن افراد زير مجموعه به من نکرد بلکه زير تمام حرفهايش زد و مدام مرا تحت فشار می گذاشت که چرا نفر نمی آورم و ... در هر حال پول من از بين رفت ولی من به عنوان يک هم ميهن از تمام مردم تقاضا ميکنم که فقط سود خود را در اين کارها نگاه نکنند و هميشه به خاطر داشته باشيم که پول هايی که از طريق خام کردن افراد و با به کار بردن روشهای روانشناسی و دست گذاشتن روی رويا های افراد مثال همان پول های باد آورده است چون افرادی مثل اينجانب که در يک جلسه هشت نفر او را پرزنت کردند و... هرگز نمی توانند اين افراد را ببخشند و دنبالشان آه نکشند. زيبا - تهران

من يکی از اعضای شبکه گلدکوئست هستم و به همراه خانوادم مشغول به اين کار هستم. من با ۲ ماه کار پول اوليه خودمو بدست آوردم. ميخواستم بگم اين کار فقط جنبه سرمايه گذاری داره و هيچ کس در اين سيستم متضرر نخواهد شد به اين شرط که وقت بذاره و اصولی فعاليت کنه. اينو از صميم قلب ميگم من از انجام اين کار واقعا لذت ميبرم ومطمئن هستم به همراه بهترين کسانم به آرزوهام ميرسم. و اينو هم ميدونم حتی يک نفر از دولتمردان ما به فکر ما جوونا نبودن و نيستن و من تصميم دارم خودم به تنهايی برای رسيدن به آرزوهام قدمی بردارم چون اعتقاد دارم من هم به اندازه آقا زاده ها حق دارم راحت زندگی کنم. هما عليپور - مشهد

بسيار خوشوقتم که به همه دوستان اين نويد را بدهم که عليرغم تمام تبليغات منفی و موهوم، اين سيستم همچنان به رشد خود ادامه داده و هيچ خللی در کار اعضای گروهها ايجاد نشده چون مردم ايران سناريوهايی از اين قبيل زياد ديده اند... اعظم - تهران

بعضی از کسانی که در اين سيستم ها بازاريابی ميکنند، سعی ميکنند با ارائه اطلاعات مثلا دست اول قربانيانشان را تحت تاثير قرار دهند، حتی اگر اين اطلاعات دروغ محض باشد. در حالی که هرکسی اگر فکرش را به کار گيرد متوجه می شود که در يک سيستم بسته اقتصادی که يک عده ای به سود کلان می رسند، لازمه اش اين خواهد بود که عده زياد ديگری ضرر کنند. در واقع اين يک بازی برد- بـاخـت است و تنها سيستمی می تواند برد-برد باشد که توليد به معنی واقعی در آن جريان داشته باشد، مدرن يا سنتی بودن بازار دستاويزی برای زير سوال بردن اصل توليد (کالا يا خدمات) نمی تواند باشد. زارعی - تهران

متاسفانه اين کار بيشتر در کشورهای در حال توسعه با رشد بيکاری بالا وجود داردو باز متاسفانه تر آنکه يکی از دوستانم که در ضمن ميخواست من را هم به اين کار بکشد ولی نشد هم با فروختن اتومبيلش که تنها منبع درآمد او برای ادامه تحصيلش بود به بيچارگی و ترک تحصيل افتاد. وقتی در جامعه ای امکان شغل و کسب شهريه دانشگاه يا حداقل هزينه های زندگی وجود ندارد گلد کوئست ميشود راه و اميد نجات. متاسفانه وقتی من جوان ايرانی شاهد اين هستم که افرادی همسن من وجود دارند که با پولهايی که پدرانشان از راههای دولتی و کارهايی که بر کسی پوشيده نيست غم هيچ چيز را ندارند من هم به خود ميگويم پس من هم از اين آشفته بازار چيزی سهيم شوم. هادی - مشهد

در بخشی از اين مقاله گفته شده شرکت کلاهبردار نيست. اما در بخشی ديگری نويسنده اقرار کرده بعد از تحقيق بيشتر فهميده است که روش کاری اين شرکت همان دسيسه هرمی است نه بازاريابی شبکه ای . حالا شما بگوئيد آيا اشخاصی که برای اين شرکت فعاليت می کنند اين را به مشتريانشان توضيح می دهند که سود شما از ضرر يک عده ديگر حاصل می شود. آيا اين چيزی جز کلاهبرداری است که واقعيت ماجرا در به اصطلاح "پرزنت کردن" مخفی می گردد. مهدی کاوسيان - تهران

به نظر اينجانب همه اين مشکلات ريشه در اقتصاد بيمار - تورم - بيکاری مفرط افراد جامعه بخصوص قشر جوان اعم از تحصيلکرده و غير تحصيلکرده و همينطور سطح اختلاف طبقاتی بسيار بالايی که امروزه شاهد آن هستيم اينها همه عواملی هستند که مردم به اينگونه فعاليتها گرايش پيدا ميکنند و اينجانب از مسئولين محترم نظام تقاضا دارم که به فکر باشند و اين مشکلاتی که در بالا بدان اشاره شد را مد نظر داشته باشند تا اينگونه مشکلات در جامعه بوجود نيايد. علی - تهران

اگر اين تيپ فعاليت ها بر مبنای منطق ميبود و ميتوانست به سطح رفاه مردم کمک کند مطمئن باشيد قبل از ايران در کشورهای اروپايی و امريکا پا ميگرفت. در حالی که اين سيستم را برای جوامعی که دارای اقتصاد بيمار است و مردم آن در رويا به سر ميبرند و به دنبال يک شبه پولدار شدن هستند، طراحی کرده اند. ايمان - مشهد

متاسفانه روشهای بازاريابی اينگونه شرکتها بصورتی است که بيشتر افراد بعد از پرزنت شدن براحتی وارد اين شبکه شده و همانطور که در مطلب ذکر شده طوطی وار به جذب اعضای جديد می پردازند. من سالهاست که با تمام توان سعی ميکنم دوستان و آشنايان را توجيه کنم که اين بازار واقعا مشکل دارد. اما متاسفانه اين شرکت ها از يک نقطه ضعف انسان که همانا دسترسی سريع و آسان به پول و امکانات هست استفاده کرده و همه افراد را تطميع می کنند. اين نقطه ضعف متاسفانه در ايران با توجه به اينکه در اين سالها افراد زيادی يک شبه به پول رسيده اند، بيشتر است... خوب واقعيت اينه که افراد خوش سر و زبان و افرادی که شبکه ای از دوستان و آشنايان زيادی در اطراف خود دارند می توانند تا اندازه ای موفق شوند. اما مشکل برای افرادی است که يا سرو زبان مناسب برای بازار يابی ندارند يا اينکه شبکه دوستان و آشنايان آنها محدود است. اينها بيشتر ضرر ميکنند و معمولا بعد از مدتی از بازاريابی دست می کشند. در ضمن تحليل و درک منظق رياضی پشت صحنه اين بازی از عهده هر کسی بر نمی آيد و بيشتر افراد بدون تحليل رياضی مناسب وارد اين بازی می شوند. رضا - تهران

تنها راه مقابله با شبکه های خارجی که باعث خروج ارز ميشوند شروع فعاليت شبکه های قانونی با ساختار باينری است - نه هرمی - که گذشته از اينکه خروج ارز ندارند و بيع شرعی هم در آنها انجام ميشود بلکه حتی در صورت خريد افراد در خارج از کشور باعث ورود ارز به مملکت نيز ميشوند. هــــــادی - تهران

من خودم عضو يکی از همين نتورکها هستم و ميدونم که در آخر کار خيليها ضرر ميکنند ولی چاره چيست؟ آيا کسی هست که بعد از ۱۶ سال درس خوندن دست ما رو بگيره؟ حداقل ميدونم اين کار از بی کاری خيلی بهتره. اون دسته از مسئولينی که از اين نتورکها خرده ميگيرن عوضش به فکر کار برای جوانها باشند (اگه کار باشه ديگه کسی دنبال اين کارها نميره) آقايان، کار...مسئولان، کار. مشايخی - رشت

لطفاٌ نظر بی بی سی را بنويسيد. نه نظر يکی از افراد و نماينده های جمهوری اسلامی ايران را. در ايران لا اقل سيستم گلد کوئست از بيکاری بهتر است. در کشوری که آقازاده ها از راههای ديگر ثروتمند می شوند و هيچ کسی کاری ندارد، چطور گلدکوئست بايد حرام و تعطيل شود. خودتان قضاوت کنيد. کوشا - تهران

تنها شرکتهای خارجی نيستند که در ايران چنين فعاليتهايی می کنند و ای کاش به رشد قارچ گونه شرکتهای داخلی که از چنين روشی برای کسب سود استفاده می کنند نيز اشاره می کرديد. چرا که بر خلاف تصور بسياری تنها خروج ارز از مملکت تنها خسارت قابل تصور نيست. به عنوان مثال بسياری از آشنايان را امروز می بينم که به جای کسب تخصص به بازاريابی برای چنين شرکتهايی می پردازند و در نهايت نيز چه موفق شوند چه نشوند کلاه برداری را به خوبی آموزش ديده اند و از طرفی نوعی تخصص گريزی در آنها مشاهده می شود. آنان ادعا دارند که با Network Marketing واسطه ها را حذف کرده و کالا را بدون واسطه به مشتری می رسانند چرا که مشتريانشان خود فروشنده کالاهايشان هستند اما اگر خوب دقت کنيد متوجه می شويد که آنان مشتريان را حذف کرده و همه به نوعی واسطه شده اند چرا که هيچ کس بابت کالا و خدمات چنين شرکتهايی پول نمی پردازد و همه به اميد رسيدن به آرزوهايشان مبلغی را برای عضويت می پردازند. و جدا از همه اينها چگونه اين افراد حاضرند بپذيرند که ديگران را نردبان ترقی خويش کنند در حالی که خوب می دانند اکثريت که در لايه آخر قرار گرفته اند در زمان اشباع بازار قطعا متضرر خواهند بود؟ ضمنا خواهش دارم اگر آماری از اعضای چنين شبکه هايی داريد اعلام کنيد. آرش - تهران

به نظر من دولت بايد جلوی رشد اين شبکه را بگيرد چون در پايان باعث از بين رفتن سرمايه خيلی از افراد جامعه ميشود .در صورت امکان دولت بايد با راهکارهايی پول اين افراد را به جامعه برگرداند و جوانان نيز بيشتر مراقب باشند. محمد - اراک

بايد منصف بود . ممنوع کردن فعاليت کار منطقی ای برای مبارزه با خروج ارز نيست. گلد کوئست يا صدها شرکت مشابه . اين همان مفهوم جهانی شدن و چالشهای آن است. اما واقعا جوانان چطور بايد فکر خود را تعطيل کنند و به کاری گرايش يابند که سرتا پا زيان است بجز برای عده اندکی. سعيد پوردلير - شيراز

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران