BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 09:17 گرينويچ - چهارشنبه 28 سپتامبر 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نظر دهيد: تهديد ايران به لغو پروتکل الحاقی
نيروگاهی هسته ای در ايران
ايران همواره گفته است که برنامه هسته ای اين کشور مقاصد صلح آميز را دنبال می کند
وزارت خارجه ايران روز دوشنبه در واکنش رسمی جمهوری اسلامی به قطعنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی که راه ارجاع پرونده اين کشور به شورای امنيت سازمان ملل را باز می کند، طی بيانيه ای تاکيد کرد که تهديد به ارجاع ايران به شورای امنيت تغييری در مواضع جمهوری اسلامی ايران ايجاد نمی کند و در حل بحران بی اثر است.

به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، در اين بيانيه آمده است: "در صورت عدم اصلاح قطعنامه يا پافشاری بر اجرای آن، جمهوری اسلامی ايران ناچار به لغو تمامی امتيازات داوطلبانه و موقت اعطا شده پيشين، از جمله اجرای بدون تصويب پروتکل الحاقی، می باشد."

همچنين روز سه شنبه 27 سپتامبر، حميدرضا آصفی سخنگوی وزارت خارجه ايران اعلام کرد که تعليق غنی سازی اورانيوم داوطلبانه بوده و همانطور که در بيانيه تاکيد شده، ايران هر اقدام داوطلبانه ای را لغو و اقدامات ديگری را در دستور کار قرار می دهد.

او در بخش ديگری از سخنان خود گفت که ايران متناسب با رفتار اروپا تصميم خواهد گرفت، "ولی مساله لغو پروتکل الحاقی حتما از تصميمات ماست چرا که برای اعتماد سازی بوده و اگر مجلس هم آن را تصويب کند، دليلی مضاعف (برای لغو آن) خواهد شد."

سه کشور بريتانيا، فرانسه و آلمان، که خواهان ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد و همچنين تنظيم کنندگان قطعنامه اخير در آژانس اتمی بوده اند، ايران را متهم کرده اند که در موارد متعدد پيمان بين المللی منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای را نقض کرده است.

برنامه هسته ای ايران - عليرغم مذاکرات گوناگون - ماه هاست که در وضعيتی نامشخص قرار داشته است. اما رای گيری روز شبنه (24 سپتامبر) در وين و اعلام نتيجه آن ظاهرا شکل تازه ای به مذاکرات اتمی ايران داده که تحليل های متفاوتی را هم مطرح کرده است.

از جمله برخی معتقدند همين که آژانس اتمی در مورد ايران رای گيری کرده و به اجماع نظر اتکا نکرده است، نشان می دهد که واکنش بين المللی در قبال فعاليت هسته ای ايران هنوز يک دست نيست.

در مقابل برخی ديگر هشدار می دهند که رای مثبت هند و رای ممتنع چين و روسيه - کشورهايی که ايران به مخالفتشان با قطعنامه اتحاديه اروپا دل بسته بود - نشان می دهد که موضع ايران نسبت به گذشته تضعيف شده است.

نظر شما چيست؟

آيا همچنان جای مذاکره برای ايران و اعتمادسازی با آژانس اتمی و جامعه بين المللی باقی است؟ قطعنامه شورای حکام ايران را يک گام به شورای امنيت و احتمال اعمال تحريم ها از سوی اين نهاد بين المللی نزديک تر کرده است. ايران چه راه هايی را برای رفع اين معضل می تواند در پيش بگيرد؟

نظرات خود را برای ما بفرستيد. لطفا به زبان و خط فارسی بنويسيد!

نظرات شما

در عصرسلطه رسانه ها بر افکار عمومی وخفقان وسانسور خبری چه در ايران و چه در جهان افکار عمومی به شدت اسيب پذير و منفعل شده اند ولی انچه که در جامعه ما به شدت قابل لمس است ۱-انزجار از جنگ با توجه به تجربه ۸ساله و۲- باج ندادن به کشورهای زور مدار و دوست داشتن پيوستن به قافله تمدن بشری به صورت فعال است اين دو محقق نخواهند شد مگر با ديپلماسی و پرهيز از جنگ. جواد - اصفهان

به نظر من داشتن نيروگاه اتمی خوب است. اما به چه قيمتی؟ به قيمت ايستادگی در مقابل دنيا و تحريم؟ دولت ايران می خواهد با جلب حمايت ملت آن را هدف ملی نشان دهد و هر روز با مصاحبه با مردم و از اين گونه تبليغات تقصير را بر گردن مردم بيندازد و اشتباه ديپلماسی خود را پنهان کند. آيا اين انرژی اتمی چقدر برای ما اهميت دارد؟ اگر ميتوانند از اين بازار نفت به خوبی استفاده کنند انرژی هسته ای پيشکش. ماجراجويی که سياست نيست. حميد - تهران

در ابتدا بايد بگويم که همه ايران مطمئنا معتقد به اين هستند که انرژی هسته ای حق ايران است ولی نکته ای که نبايد آن را فراموش کرد اين است که ۱-در ازای چه قيمتی مردم ما تن به اين خواسته ميدهند۲-اين فناوری آيا تحت اختيار يک حکومت دموکراتيک و برخواسته از ملت انجام ميگيرد که زود ميخواهيم به آن برچسب ملی بزنيم يا در زير پرچم حکومتی ديکتاتور وخودکامه که با رنگ وبويی فريبانه قصد دارد به خود از طرف مردم مشروعيت ببخشد. در پاسخ به سوال اول اينکه جمهوری اسلامی باج های بيشماری را داده است که در اولين اقدام خود به پدر علم انرژی هسته ای پاکستان مبلغ هنگفتی داده تا بتواند اطلاعات هسته ای را در بازار سياه تهيه کند. بعد از اين اقدام و فاش شدن مقاصد هسته ای ايران توسط جهانيان ايران برای جلوگيری از فشار امريکا وارو پاييان شروع به باج دادن به کشور روسيه نمود. به عنوان نمونه ای از اين باج ها ميتوانم به خوردن حق ايران درباره رژيم دريايی خزر توسط روسيه اشاره کنم که سهم ايران از ۵۰درصد قبل از انقلاب به حدود ۱۳درصد کنونی کاهش پيداکرده که در آينده از آن به مانند قراردهای ترکمن چای و..ياد خواهد شد وبه عنوان نمونه ای ديگر هم به خريداری هواپيماهای دست دوم روسيه با قيمت هايی در حدود ۸برابر قيمت جهانی آن می توان اشاره کرد علاوه بر تلفات جانی که هر سال شاهد آن هستيم. اما اخيرا باج دهی به چين هم شروع شده که قرارداد ۲۰ساله گاز نمونه ای از آن ميباشد که به موجب آن ايران تا ۲۰سال بخش اعظم گاز خود را به اين کشور فروخته است. وباجهای بسياری ديگر که مجال گفتن آنها نيست. اما اين همه پيامدهای قبل از رفتن پرونده ايران به شورای امنيت بود که رفتن پرونده باعث تحريم شديد اقتصادی ويا جنگ ميشود. درپاسخ سوال دوم هم انتخابات اين دوره همه چيز را نمايان ميکند. چيزی در حدود ۴۰درصد مردم(تحريم کنندگان)هيچ نماينده ای برای افکار خود نداشتند تا به او رای بدهند چون همه کانديداها قبل از نامزد شدن از فيلتری به نام شورای نگهبان(مظهر ديکتاتوری رژيم)که تحت اختيار رهبری(بخش همه کاره وانتصاباتی رژيم)بود ميگذشتند. پس به نظر بنده تحت اين اوصاف داشتن انرژی هسته ای با توجه به پيامدهای آن عاقلانه نيست. محمد اصفهان

در مورد موضوع هستی ايران چيزی که مشخص است اين است که دولت ايران به همه چيز فکر می کند بجز منافع مردم ايران. دولت ايران با ساخت نيروگاه اتمی سعی در تضمين بقا خود حتی در مقابل واکنش های نظامی امريکا دارد. بدون شک اگر اين نيروگاه اتمی آماده بهرهبرداری شود اولين محصول آن سلاح های اتمی خواهد بود و وجود سلاح اتمی در دست دولتی نامشروع مثل دولت ايران به معنی تحديدی برای تمام بشريت می باشد.در کشوری مثل ايران با داشتن منابع عظيم نفت و گاز صرف هزينه های ميليون دلاری برای بدست آوردن تکنولوژی هسته ای صد در صد اهداف پشت پرده ای دارد که بر همه آشکار است.اگر هدف رژيم ايران خدمت به مردم بود کارهای بسيار مهمتر با هزينه های بسيار کمتری می توانست انجام دهد.مردم ايران بروی دريای نفت زندگی می کنند ولی هنوز بنزين مصرفی وارداتی است. تاسيسات استخراج نفت همانی است که ۲۶ سال پيش بود. همه مردم ايران قطع شدن گاز شهری را در زمستان گذشته بياد دارند.مسولان گفتند گاز در لوله ها يخ زده !!! وجالب اينکه در روسيه با دمای بسيار سرد تر گاز يخ نمی زند . وای به حال مردم ايران اگر اين نيروگاه راه اندازی شود و توليد زباله های هسته ای آغاز گردد. امير - اروميه

چرا ايرانيان هميشه مايلند خودشان را با کسی ( مثلا اسرائيل يا آمريکا) مقايسه کنند ؟ ۲- چرا در هنگام گرفتن قياس ساير موارد را مقايسه نمی کنند؟ ۳- بنظر شما سرمايه گذاری برای ساخت کامپيوتر مهم تر است يا داشتن انرژی هسته ای ؟ ۴- چرا اگر رايانه اين همه در زندگی حال و اينده بشر نقش دارد يک پردازنده z۸۰ در ايران ساخته نمی شود؟ ۵- اگر واقعا داشتن انرژی هسته ای خواست مردم ايران است چرا هيچ کس حق ندارد در مورد آن نقد کند؟ ۶- از بعد از انقلاب تا کنون سه فعل حرام ( خوردن ماهی اوزون برون، ورزش شطرنج و بازی بيليارد )به حلال تبديل شده است. چرا بمب هسته ای در هنگام مقتضی حلال نشود؟ ۷- اگر قرار است شعار مرگ بر آمريکا و اسرائيل عملی نشود چرا ما هر روز شعار می دهيم؟ ۸- اگر قرار است شعار ها به زودی عملی شوند ابزار مورد نياز چيست ؟ ۹- آيا هنوز هم راه قدس از کربلا می گذرد؟
مجيد - کاشمر

------------------------------------------------------------------------------------
به نظر من داشتن نيروگاه هسته ای بسيار خوب است اما اينکه ميگويند يک موضوع ملی است اصلا اينطور نيست. مشکل ما اين است که بلد نيستيم با دنيا صحبت کنيم و دليل بارز آن وزرای خارجه انتخابی دولت های بعد از انقلاب از ابتدا تا کنون که هيچ هنری در گرفتن امتياز از دنيا نداشتند و بدتر از همه انتخاب دکتر لاريجانی به عنوان متولی اين قضيه بوده است. به نظر من راه حل درست اين است که همانگونه که دنيا از ما توقع دارد عمل نماييم و در ضمن به جای دور زدن دنيا بدون گرفتن هيچ امتيازی در اولين فرصت با آمريکا رابطه برقرار نماييم کاری که خيلی زودتر از اين می بايست اتفاق ميافتاد. عليرضا - شيراز

چهار راه برای ايران مانده است: ۱. تعطيلی برنامه اتمی ۲. ايستادگی در برابر آژانس انرژی اتمی و اروپا و آمريکا ۳. شفافيت در مسائل اتمی و گفتن واقعيت به مردم ۴. گذاشتن دست روی دست و توکل به خدا. محمد رضا - تهران

بی شک کشورهای در حال توسعه در دام شيطانی کشورهای بزرگ گرفتارند. مرکزی ها با سياست خود از هيچ گونه تلاشی فرو گذار نمی کنند حتی مداخله نظامی در امور ... اما از طرف ديگر کشورهای در حال توسعه به دليل ساختار استبدادی از هر گونه پشتيبانی داخلی بر خوردار نيستند. اگر آنها در بيست سال گذشته با مردم دنيا و ايران شفاف بودند بي شک اين مشکلات برای ايران پيش نمي آمد.... روژ - بوکان

به نظر من تعليق غنی سازی کاری غيرمنطقی است. هر کشوری آزاد است هرگونه که مردمش دوست دارند زندگی کنند در صورتی که به ديگران آسيبی وارد نشود و ملت ايران نيز دوست دارد از انرژی هسته‌ای استفاده کند. بايد کشورهايی مثل آمريکا و اسرائيل از انرژی هسته ای محروم شوند چون نشان داده ‌اند که از اين انرژی برای مقاصد غير صلح آميز استفاده می‌کنند.... سعادت - دزفول

به نظر من اين عمل آمريکا و اروپايی ‌ها ظلم مسلم است به پيشرفت علم و تکنولوژی در جهان. آنها همچنان می‌خواهند جهان را به ‌صورت کشورهای پيشرفته و عقب مانده نگاه دارند و تسلط خود را بر ساير کشورها حفظ کنند و فشار آنها به ايران غير از اين دليلی ندارد. مجتبی - جهرم

مسئله هسته ای جوری برای بعضی جا افتاده که انگار از نان شب برايشان واجب تر است. در صورتی که شايد هيچ اطلاعی در مورد فعاليت هسته ای ايران و اساسا فعاليت هسته ای ندارند. ولی آن را حق مسلم خود می دانند. کاش به اين فکر می کردند که چرا هيچ کشوری در جهان حاضر نيست که ايران فعاليت هسته ای داشته باشد حتی از نوع صلح آميز. تفاوت ايران با کشورهايی نظير هند و پاکستان از نظر غربی ها در چيست؟ چرا ما نبايد از تجربه هند و پاکستان در رسيدن به انرژی اتمی استفاده کنيم تا اينکه بخواهيم از اول همه چيز را خودمان تجربه کنيم؟ به چه قيمت و با چه هزينه ای يک تنه در مقبل جهان بايد باستيم؟ اگر سناريوی عراق در مورد ما تکرار شود مطمئن باشيد تنها قربانی اين تصميم مردم خواهند بود چه با بمب اتم چه بدون آن. م - شيراز

سياست هر کشوری بايد منافع کشور را مدنظر قرار دهد. اما در ايران و در اين نظام چنين اتفاقی نمی افتد. اينکه ما حق داريم چه چيز داشته باشيم و چه نداشته باشيم. اهميت دوم است اما اينکه چه چيزهايی را از دست می دهيم تا چه چيز بدست اوريم در اهميت اول قرار دارد. مانيا - بندرعباس

اينگونه پافشاری کردن ايران بر مسئله هسته ای مسلما پافشاری بر حقوق ملتی است که شايستگی جز بهترين ها بودن را دارند. اما ما واقعا نمی دانيم آيا به حدی قدرت نظامی و سياسی و اعتباری داريم که اينقدر قاطعانه و با تهديد صحبت با دنيا صحبت می کنيم. ما در اين مذاکرات به حقوق حقه خود نرسيديم حتی بخشی از آن را هم تامين نکرديم. ايراد کجاست؟ ايران چه کرده است؟ پنهان کاری يا چيز ديگر. ليلا - تهران

فناوری هسته ای صلح آميز حق مسلم مردم ما است . ليکن آنچه مطرح است برخورد جامعه بين الملل با ايران است. چندگانگی ها و مقابله جويی .... و آنچه به اين برخوردها دامن زده است عکس العمل های مقامات است. چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور (مسئولين داخلی و کشورهای خارجی). در اينجا سوال اين است که تکليف مردم بی گناه و کسانی که خواهان صلح و ثبات در کشور خود هستند چيست؟ چگونه می توان به ايرانی دست يافت که شب را بدون يادآوری جنگ و امکان وقوع جنگ به صبح برد. اما آنچه مشخص است ايران می بايست شفاف عمل کند و جامعه بين الملل نيز به نگرش متفاوت خود با ايران نگاهی بياندازد. پويا - تهران

دولت کنونی امريکا طرفدار مطلق نظام سرمايه داری است و مطمئنا منافع خود را دنبال می کند. هدف امريکا از جنگ نه تنها رهايی ملتها از بدبختی و اجرای دموکراسی نيست، بلکه برنامه ای منظم برای چاق شدن سرمايه دارهای امريکايی است. و اصولا در موضوع ايران هم از ابتدا هدف امريکا ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت و راه انداختن جنگی جديد عليه ايران بود، زيرا منافع بسياری از سردمداران امريکا که خود صاحبان کارخانه های اسلحه سازی امريکا هستند و همچنين شرکتهای نفتی تنها از جنگ حاصل می شود ... اصولا اشغال کشورهای اطراف ايران هم با برنامه و با همين هدف انجام شده است. اما هميشه غربيان در برنامه ريزی عليه ملت ايران اشتباهات زيادی می کنند و از نتايج آن درس نمی گيرند و نتيجه اعمال بوش خيزشی عظيم در درون جامعه امريکا بر عليه او خواهد بود خواهيم ديد. حامد - تهران

راه های باقی مانده بسيار است، اما حکومت اسلامی تنها راهی را که انتخاب می کند دوری جستن از اين قطعنامه است. چرا که واضح است که حکومت می داند بالاخره امريکا و همپيمانانش به ايران حمله خواهند کرد. پس بنا بر اين مسئله هسته ای را به سوی افتخار ملی ميهنی هدايت می کند تا اينکه جوانان را تحت لوای اين امر مهم به جنگ بکشاند، تا بهانه ای از پيش تعيين شده در چنته خود داشته باشد که جهت کشاندن مردم به جبهه های جنگ را شکل دهد. چرا که جمهوری اسلامی خوب می داند اگر جنگی دربگيرد کسی رغبت به اين جنگ ندارد ولی اگر مسئله هسته ای مطرح شود رغبت مردم به جنگ بخاطر مسئله هسته ای بسيار شدت خواهد گرفت. کفاش - فشم

ايران در تقسيم کار جهانی توليد کننده انرژی و مواد خام محسوب شده است. پس از اجلاس گوادلوپ نقشه های کشورها به مرور به آنها ديکته شده از جمله کشور امارات به عنوان نقطه تجاری منطقه و يا ترکيه به عنوان صنعت توريسم و مد و ... اکنون پس از گذشت ساليان متمادی و اشتباه در آمدن محاسبات کشورهای ابرقدرت می خواهند اين نقش را نيز از ايران بگيرند. تنها راه ايران برای بقای نسلهای آينده ادامه فعاليت توليد صلح آميز انرژی اتمی است و بايد مقاومت کنيم. آيا آمريکا که عضو آژانس هست توليد سلاح های اتمی خود را متوقف کرده؟ ک . م - تهران

آقايان اصرار دارند که چرا اسراييل وآمريکا بايد بمب اتم داشته باشند و ايران نداشته باشد. آيا همه آنچه آنها دارند ما داريم وهمين يک مورد باقی مانده که از نان شب واجب تر شده؟ راستی چرا کشوری مثل ژاپن که خود قربانی بمب اتمی است وهم توان مالی وتکنيکی دستيابی به آن را داراست به دنبالش نيست با آن همسايه خطرناکش يعنی کره شمالی. ما ايرانيها حقوق فراموش شده واجب تری داريم که سالهاست بخاطر سياستهای دشمن تراش جمهوری اسلامی بر باد رفته است. سالهاست که منافع ملی ما فدای اهداف ايدئولوژيک می شود. استفاده از انرژی هسته ای حق ما است ولی اگر اين اهداف واقعا صلح آميز است چرا به طور مخفيانه آن هم از کشورهای عقب افتاده ای مثل پاکستان تهيه می شود؟ روسها هم قرار است چرنوبيل ديگری تحويل ما دهند؟ بجای احساسات و خودبزرگ بينی بهتر است کمی عقل و منطق و سياست مدار او همزيستی به کار گرفته شود قبل از آنکه خيلی دير شود. مهرناز - استراسبورگ

دانش هسته ای در دنيای امروز به عنوان يک پديده نوين مورد استقبال بشريت برای حفظ ذخاير فسيلی و کمتر هزينه کردن برای خريد اين ذخاير، مورد توجه خاصی قرار گرفته. در ضمن دنيای امروز دنيای تکنولوژی است و ما اگر از اين تکنولوژِی دور بمانيم نه تنها عقب مانده بلکه نيازمند کشورهای صاحب اين علم می شويم و باز هم طعم تلخ استعمار را خواهيم چشيد. چرا ما نبايد از اين علم روز جهان بهره مند بشويم در صورتی که خود امريکا و اسراييل از اين علم بيشتر برای استفاده های ضد بشری بهره بردند و حالا اين کشورها با پرونده سياه خود برای ما تصميم می گيرند که اصلا حق تصميم گيری برای ما را ندارند. من به اين معتقدم که اين علم حق ايران است هيچ بشری از هر کشوری حتی ايران حق جلوگيری از ان را ندارد و اين حق مسلم ايران است ... به هر حال ايران امروز نبايد به فکر حل اين مشکل باشد بلکه بايد در فکر احداث نيرو گاههای بيشتری در سراسر ايران باشد و به زمانی فکر کند که در هيچ زمينه ای نيازمند هيچ کشوری نيست. کسری - شيراز

من فکر می کنم غرب و ايران هر دو، دنبال امتيازات بيشتر هستند چون دو طرف اذعان دارند که ايران با اين تکنولوژی ضعيفش هيچگاه سازنده بمب اتمی نيست. حکومت فعلی ايران برای اينکه بتواند سدی مقابل خواسته های بر حق مردم ايران که در انتخابات مطرح شد ايجاد کند به تشنج آفرينی و انحراف افکار جامعه به سوی مسائل هسته ای کشانده است که حرفی برای مردم داشته باشند و آن اينکه بی لياقتی خودشان را به عوامل خارجی نسبت بدهند. از طرفی غرب که منافع آنچنانی خود را از دست رفته می بيند متوسل به اين روش شده که به ايران فشار بياورد در صورتی که خود غربی ها ميدانند که چرخه توليد سوخت هسته ای در ايران نه تنها به درد سوخت نمی خورد چه به رسد به توليد بمب. لذا اينجاست که مردم ايران باز دچار فلاکت و بدبختی می شوند و از طرفی چون مردم ايران هيچگاه تحمل زورگويی و قبول خفت را ندارند حاضرند در مقابل زورگيری آنها حتی تا پای جان بايستند. لذا توصيه به غرب که کمی از خود انعطاف نشان دهد و با مکانيسمهايی که در اختيار دارند به کنترل بيشتر نيروگاهها ی ايران بپردازند و چون اين مسئله به حيثيت ايران عجين شده دست از لجاجت دست بردارد. مرداد - شيراز

استفاده از فن آوری هسته ای صلح آميز حق همه ملت ها است. دولت و ملت ما بايد با پايداری بر اين حق خود پافشاری نمايند. اين کار غربی ها مرا به ياد معاهدات ترکمانچای و عهد نامه گلستان در زمان قاجار می اندازد. حکومت ما نبايد تسليم فشارها شود. چرا که بحث هسته ای ايران فقط يک بهانه بيشتر نيست، زيرا آنها بخوبی می دانند که ايران تهديد مستقيم و خطر مستقيم برای غرب و بلکه هيچ نقطه جهان نيست. بلکه اصولا خوی سلطه گری و تسلط بر همه مراکز آزاد جهان در سياست اغلب کشورهای غربی وجود دارد. ايران همچنين نبايد به حمايت کشورهايی همچون هند، چين و روسيه دلخوش کند. چرا که اين کشورها هيچوقت حاضر نيستند که خود را درگير با ابرقدرتی چون آمريکا کنند. بلکه ما فقط به حمايت داخلی مردم خود و پايداری حکومت خود نظر داشته باشيم. و با ديپلماسی حساب شده در همه مسايل حساس بين المللی شفاف تابع منافع ملی خود عمل نماييم. مهدی - تهران

به نظر من زمان اينکه بخواهيم کوتاهی کنيم وجود ندارد و بايد به دنيا نشان دهيم ما يک ملت قوی هستيم. حال جالب اينجاست که انگليس و ديگر کشورهايی که اين بيانيه را صادر کردند اصلا هيچ نگران سلاح هسته ای نيستند بلکه به فکر اين هستند تا با فروش اورانيم به ما، هم ما را متکی به خودشان بکنند و هم از نظر اقتصادی به صود مورد نظر خود برسند. به نظر من رواسای اين کشورها هنوز ياد نگرفته اند که دوران زور گويی به پايان رسيده و نمی دانند بايد به حقوق همه مردم دنيا احترام بگذارند. من به عنوان يک جوان ايرانی اين حق را به آنها نمی دهم که بخواهند به ما زور بگويند و اصلا آنها در حد و اندازه اين حرفها نيستند.... محمد علی - تهران

ايران بزرگ و قدرتمند شايد باور کردن آن برای دنيای غرب سخت و دشوار باشد و دور از ذهن آنها نمايان گردد. ولی اين خيال خامی است که دنيای غرب بتواند با ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت کاری از پيش ببرد. زيرا آنها از قدرت و پتانسيلی که در ايران هنوز برای آنها ناشناخته مانده بی خبر می باشند و شايد اگر می توانستند به ميزان اطلاع از امکانات کره شمالی از اين امکانات و پتانسيل با خبر باشند بهترين راه برای خود انتخاب ايران به عنوان يک کشور با فناوری هسته ای بدون سلاح اتمی می پذيرفتند. بنظر غربی ها واقعيت آنطور که جلوه می کند نيست، بلکه هنوز آنها درمانده از شناخت ايران و ايرانيان هستند. ولی اگر کمی درک خود را نسبت به ايران عميق تر می نمودند شايد برای آنها راه بهتری نمايان می شد ولی بهتر بود آنها بجای اينکه خود را از جانب ايران در تهديد ببينند کمی به آينده خود که در چنگال آمريکا در حال دست و پا زدن هستند را نيز در نظر بگيرند. سعيد - تهران

ايران بايد خيلی سنجيده و بدور از هرگونه احساسات تند و افراطی اهداف ملی خود را به پيش ببرد و اجازه ندهد که غربی ها بدست ايرانی ها فضای صرفا شعاری را حاکم بکنند و ماهی خود را از آب آلوده بگيرند. در اين راستا می بايست سطح آگاهی مردم را بالا برده و نقش آنها را در سرنوشتشان پررنگتر نمود. اگر مردم ايران مصمم به پيگيری مصالح ملی خود باشند هيچ قدرت متجاوزی جرات دخالت در امور ما را نخواهد داشت. و البته ملت ايران برای هميشه خواهان صلح جهانی خواهد ماند. نادر - هلند

سه راه برای ايران مانده است. ۱. تعطيلی برنامه اتمی ۲. ايستادگی در برابر آژانس انرژی اتمی و اروپا و آمريکا ۳. شفافيت در مسائل اتمی و گفتن واقعيت به مردم و پذيرش اين که دنيا به ايران در باره برنامه اتمی اعتماد ندارد. در صورت سوم ايران می تواند برای مدت يک تا چند سال برنامه اتمی خود را کنار گذاشته و با بازرسان آژانس انرژی اتمی همکاری کند تا اعتماد سازی صورت گيرد. بعد برنامه صلح آميز هسته ای را از سر گيرد. اما در صورت ايستادگی در برابر اروپا و آمريکا به غير از پشيمانی چيزی برای ايران نخواهد داشت و پرونده ايران به شورای امنيت خواهد رفت و ممکن است آخر مثل عراق کار به جنگ بيانجامد. ودر صورت تعطيلی برنامه اتمی برای هميشه ايران در آينده بعد از اينکه ذخاير نفتی تمام شود با کمبود انرژی و سوخت مواجه خواهد شد. حسين - بيرجند

به نظر من ايران کم بدبختی و محروميت و کمبود ندارد که با پافشاری روی مسئله هسته ای بخواهيم باز هم به تورم و فقر و بدبختی مردم دامن بزنيم. اگر ما گناه نداريم بچه های ما چه کرده اند که بخواهند از فقر و کمبود و تحريم و بدتر از آن رنج بکشند. ن - تهران

دو راه باقی است: ۱- تن دادن کامل به اميال غرب و مطابق خواسته آنها عمل کردن. ۲- اصرار بر خواسته های خود و قرار گرفتن در برابر غرب. غربی ها نمی خواهند در منطقه حساس خليج فارس هيچ قدرت مستقلی وجود داشته باشد و اين کار را يا با اشغال نظامی و يا با کنترل کامل حکومتهای منطقه انجام می دهند. ايران که تا پس از جنگ عراق عليه ايران در کنترل آنها قرار داشت. اکنون از کنترل خارج می شود. انرژی هسته ای بهانه ای برای به بند کشيدن دوباره اين مردم است والا اگر حاکمان ايران در اين مورد هم به غربی ها باج بدهند آنها بهانه ای ديگر خواهند تراشيد. و آنقدر اين بهانه ها را ادامه خواهند داد تا چيزی که مطابق ميل آنها است بر ايران حاکم شود! مجيد - تهران

در رابطه با مسائل خارجی از جمله موضوع برنامه های هسته ای اولين موردی که می بايست مد نظر قرار بگيرد نوع موضع گيريهای ايران در صحنه بين المللی می باشد. چرا که مسئله هسته ای ايران مشکل اصلی نيست بلکه نبود برنامه ريزی صحيح توام با عدم سازماندهی کارامد بهمراه مشکلات مطالعات استراتژيک مستمر در خصوص سياستهای جهانی می تواند مسائلی از قبيل برنامه های هسته ای را بوجود اورد. و تا زمانی که موارد فوق عملی نگردد مطمئن باشيد در آينده مسائل اينچنينی در موضوعات ديگر بوجود می ايد. مثلا زمانی که می خواهيم برنامه های هسته ای خود را عملی سازيم بايست زمينه های تنش را در صحنه های بين المللی از بين ببريم. (البته تنش هايی که در صحنه های بين المللی به ان اشاره می شود نه آنکه خود تعريف می کنيم) لذا تيم های تشکيل شده می بايست افرادی شناخته شده در صحنه های بين المللی باشند و در اين رابطه دانشمندان علوم می توانند مد نظر قرار گيرند. همچنين لازم به توضيح است که مصالح مملکت و کشور ارجح بر انتظارات مردم می باشد گاهی ايجاب می کند بخاطر ايران در جهان به سياستهای بعضی کشور های نگاهی نکرد و حمايتی صورت نگيرد. م ج خ - تهران

استفاده از انرژی اتمی حق همه ملت هاست؛ در صورت قبول تعليق هميشگی، ايران با دست خود، خود را در آينده ای بسيار نزديک به وارد کردن سوخت اتمی وابسته می کند. حال آنکه معادن اورانيوم در ايران فراوان است. مشکل فعلی ايجاد شده برای ايران فقط سياسی است که با خويشتنداری هر دو طرف به جای تبديل شدن به يک بحران جهانی می تواند به مسالمت حل شود. رامين - تهران

به گفته آقای حداد عادل بايد از حقوق مسلم مردم ايران مبنی بر بهره مندی دانش هسته ای دفاع کرد، چون ۱- ما مردم خاصه جوانان از کليه حق شهروندی مانند کار مناسب حقوق و مزايای کافی، مسکن، ازدواج برخوداريم و بايستی اين حق مسلم نيز حفظ گردد. ۲- شعارهای دولت محترم مبنی بر مبارزه با فقر فساد و تبعيض تحقق يافته است و بايستی استراتزی دولت در اين جهت تدوين گردد. ۳- منبع سوخت هسته ای در مقايسه با ساير سوخت ها بسيار ارزان هست بر اساس cost & benefit (ارزش و منفعت) بايستی استفاده گردد. ۴- روياروی با اجماع جهانی برای شناخت بيشتر تمدن اسلامی ايرانی مناسب است. ۵- مانع فرار مغزهای ايرانی گشته ايم و آنها را در سازمان انرزی اتمی به خدمت گرفته ايم. ۶- موقع حبابی شدن قيمتها ی سهام يکی از ابزارهای مناسب بازار سرمايه می باشد. مهدی - مشهد

در حالی که مردم ايران نسبت به استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای نظر مثبتی داشته و بدان تاکيد می ورزند، رای گيری اخير بدان معنا است که به خواسته مردم کشورهای جهان ارزشی قايل نگرديد و حقوق بشر و مراجع بين المللی با مردم در فاصله می باشد. و در واقع تحت کنترل واراده قدرت های بزرگ می باشد. و عاقلانه ترين راه ايران خروج از سازمان ملل می باشد. اين راهی است که بزودی بسياری از کشورهای عضو خواهند پيمود زيرا طی دهه های اخير همواره سازمان ملل با ملت ها فاصله ايجاد کرده و مسيری در راستای بی اعتبار خود گام برداشته است. توکلی - تهران

هند و پاکستان در همسايگی ايران سلاح اتمی دارند. جالب اينجا است که هر دو به منظور نظامی اين فناوری را اخذ کرده اند. پر واضح است که اينها صلاحيت رای دادن ندارند. از امريکا و متحدين جنگ طلب اروپاييش توقعی نيست چه انها به دنبال بهانه برای اشغال مناطق نفت خيز هستند. ولی اين رای و رای دهند گان نشان دادند که در جهان امروز چيزی به نام حق رسميت ندارد و زور و زورگويی و زدوبند و وعده از غنايم حرف اول را می زند. ارسام نظمی - تهران

در داخل کشور وحتی در ضمير ايرانيان روشنفکر خارج از کشور اعمال اينگونه فشارها باعث ايجاد جبهه متحد گرديده و انسجام اجتماعی ايجاد می نمايد. مردم کشور به بحث فوق به عنوان يک افتخار ملی نگاه می کنند. بنابراين با اين فشار ها نه تنها خللی در کشور ايجاد نمی گردد بلکه يک پرده دری برای ساير کشورها بوجود می آيد. چيزی که دنيا را به خطر می اندازد. مطلب بعدی اين است که برنده کی ست. مطمئنا امريکا. اگر طرح شکست بخورد امريکا می تواند ادعا نمايد که اروپا قدرت حل يک مشکل را ندارد و جهان تک قطبی عينيت بيشتری می يابد و اتحاديه اروپا هيچ ادعای بعدی نمی تواند داشته باشد. به نظر می رسد اين دام را متحد امريکا يعنی انگليس برای اروپا ايجاد نمود و اين مسير را تعيين نمود. اگر اروپا موفق شود باز هم امريکا برنده است، چون با کمترين هزينه توانسته است يک مشکل خود را با دست ديگران حل کند. به هر حال يک سناريو اين است که امريکا نمی خواهد برنده ای برای اين بحث داشته باشد. و سناريوی ديگر ادامه بازی که باعث تحريم و حمله و تقسيم کشور ايران بين دو مجموعه يا راهکار مشارکت مردم و عدم پذيرش هر قطعنامه غير قانونی است. سامان - تهران

اينگونه بی عدالتی ها باعث می شود که ايران مجبور به تصميمات جديدی گردد که در نهايت دود آن به چشم کشورهای اروپايی خواهد رفت. زيرا با اين کار خود عملا ثابت کردند که از همان ابتدا قصد بهانه جويی و نه به قصد رسيدن به تفاهم با ايران بوده است. مردم ايران مطمئن هستند که هرچه به خواسته های آنها بيشتر اهميت دهند، آنها باز هم بدنبال بهانه های ديگر می گردند و همچنين تصويب بندی به عنوان اينکه ايران می بايست به تعهداتی فراتر از پروتکل عمل کند، هيچ فرقی با قانون جنگل ندارد. مهرداد - ماهشهر

خيلی جالب است وقتی همش در اخبار مملکت خبر اين هست که اسرائيل بايد از بين برود و يا اينکه در نماز جمعه همش ناسزا به امريکا و ديگر کشور اکتفا می کنيم بايد همين نتيجه را هم فکر می کرديم. پاکستان هم در اوايل برنامه های اتميش همين دردسرها رو داشت ولی اصلا اين برنامه های ايران را دنبال نکرد. ما با پنهان کاری ها و کارهای که لازم نبود خودمان زمينه ساز اين شک در دولت های دنيا شديم. البته منظورم کارهای دولتی است. و کشورهايی هم که ما به رای ندادن آنها انتقاد داشتيم درست از آب در نيامد به جز يک کشور. همه کشورهای دنيا منافع مهمتری در ايالات متحده امريکا دارند و حاضر به پشت کردن به اين منافع نيستند. نويد - دالاس

ايران بايد تمام فعاليتهای اتمی خود را متوقف کند و بدون مجوز و اطمينان کشورهای ديگر دست به فعاليت نزند. ما بسياری مشکلات پايه ای داريم که در حل آن ناتوان هستيم. دوستی و همنشينی با کشورهای صاحب سبک برای ما بسيار مفيدتر خواهد بود و ما به کمک آنها قادر خواهيم بود که برخی از مشکلات را از وضعيت حاد به قابل تحمل تبديل کنيم. احمد - شيراز

به نظر من هميشه راه مذاکره باز هست. دولتها وقتی هم که سالها با هم می جنگند، آخرش سر ميز مذاکره موضوع را حل و فصل می کنند. به اعتقاد من آقای احمدی نژاد و تيمش تندروی کردند و مواضع آنها به تصويب قطعنامه کمک کرد. و بدترين کار ممکن در شرايط حاضر هم، اتخاذ مواضع تندتر مانند از سر گيری غنی سازی در نطنز يا لغو پروتکل الحاقی و از همه بدتر خروج از ان پی تی است. اين همان چيزی است که آمريکايی ها می خواهند و يک جبهه متحد و جهانی را عليه ايران شکل خواهد داد. برای حل اين معضل می توانم اين موارد را به دولتمردان خودمان (ايران) توصيه کنم: ۱- ادامه مذاکرات و تاکيد بر پايبندی هر چه بيشتر ايران به معاهده ان پی تی ۲- همکاری با دبير کل و اجازه انجام پاره بازرسی ها طبق روال گذشته ۳- مقدمه چينی و حرکت به سمت يک رفرندام در ايران با موضوع انجام يا عدم انجام غنی سازی. در اين مورد حتی می توان از ناظران خارجی هم دعوت کرد تا اعتبار جهانی آن را افزايش دهد. مراجعه به آرای مردم و اخذ يک تاييد سراسری از آنها از چانه زنی و باج دادن به دولتهايی چون چين و روسيه بهتر جواب می دهد. و در اين صورت موضع ايران چه در آژانس اتمی و چه در شورای امنيت بسيار تقويت خواهد شد. اگر هم جواب مردم منفی بود چرا بايد بر کاری که مردم خواهانش نيستند، اصرارکنيم. عليرضا - تهران

سياستمدار کسی است که با هزينه کمتر منافع بيشتری برای مردم کشورش کسب کند. فعلا که (مثل هميشه) برعکس عمل می کنند. از دولتمردان بايد پرسيد دستيابی به انرژی هسته ای به چه قيمتی و برای چه؟ به قيمت راه انداختن جنگی دوباره و بدون برنده و نابودی بقيه جوانان؟ يا تحميل تحريم های اقتصادی بر مردم گرسنه و بيکار؟ نيمی از جوانان را که معتاد و روانی و ... کرده اند. آيا نيمه ديگر را هم می خواهند به کشتن بدهند؟ اگر هدف تامين انرژی است که با انرژی خورشيدی منافع مردم تامين می شود. اگر هدف قدرت نمائی است که دراين گيرودار تنها مردم آسيب می بينند. آيا کسی به ياد مردم هست؟ مردم تا کی بايد هزينه احساساتی عمل کردن دولتمردان را بپردازند؟ فاطمه - تهران

اين قطعنامه و هزاران قطعنامه هايی که در طول تاريخ بر عليه ايران بسته شده اند، دو چيز را ثابت می کند. اول آنکه دنيا همواره دنيای منفعت و زور بوده و هرگاه منفعت کشوری در ميان باشد پشت پا زدن به هر قرارداد و پيمانی اجتناب ناپذير است. سئوال من از دولت ايران اين است چرا همواره چشم اميد به کشورهايی دارد که سالها در امتحان خويش رد شده اند. از اين بی عدالتی ها در تاريخ ايران از سوی کشوری مثل روسيه و يا انگليس فراوان هستند. دوم انکه انرژی اتمی حق ايران است در تحت لوای هر حکومتی، چون اين انرژی عامل اطمينان بخش در امنيت و پيشرفت کشور است. تحريم ايران به علت عواقب وخيمی که بر بازار نفت دارد منطقا ممکن نيست. مگر در دنيای بی منطق امروز عمل ديگری رخ دهد. تنها راه حل برای خروج ايران از اين مشکل آغاز مذاکره با امريکا و از بين بردن دشمنی بيهوده ميان ايران و اسراييل است که در واقع دشمنی برای خود ساخته ايم که تا کنون هيچ آسيبی از جانب آن ها بر ما وارد نشده است. در اين کار که برای رضايت ملل مسلمان و عرب انجام داديم کوچکترين همراهی نديديم و همواره ضرر از جانب همين برادران به اصطلاح دينی به ما رسيده است. آريا اکسين

شورای امنيت از آغاز تاکنون تنها وسيله ای در خدمت قدرتهای بزرگ بوده و از آن چماقی بر سر ضعيفان استفاده شده. اگر پرونده ايران به شورای امنيت برود پس از چند دور مخالفت چين و روسيه با متن پيشنهادی انگليس و آمريکا در نهايت ايران تحريم خواهد شد. به نظر من شايد بهترين کار در حال حاضر شکايت بردن ايران از آژانس به دادگاه بين المللی لاهه است، زيرا اين آژانس قطعنامه ای غير قانونی تصويب کرده است. علی رضا - ايلام

به نظر من دولت بايد خيلی ساده و روشن اقرار به اشتباه کند و تجهيزات هسته ای را پس دهد. و مهندسين را با کمی آموزش به ساخت پالايشگاه های نفت آشنا سازد تا وارد کننده بنزين نباشيم و در سياست خارجی اعتماد سازی کند. با آمريکا وارد مذاکره شود و در بيست، سی سال آينده بعد از حل مشکلات بيشمار اقتصادی داخل و ايجاد آزادی و اعتماد در بين دنيا و مردم ايران اقدام به راه اندازی مجدد پروژه های اتمی نمايد. علی - مشهد

هميشه راهی برای حل بحران هست البته اينکه کشوری صاحب فن آوری هسته ای باشد کاملا منطقی است ولی اشتباه ايران اينجا بود که اين مسئله را به سمت غرور ملی کشاند و حس ناسيوناليستی را در مردم برانگيخت و مشکل را دوچندان بيشتر کرد. به نظر کاری بس دشوار در پيش رو دارد. حالا ديگر حتی اگر کوتاه هم بيايد به غرور ملی لطمه وارد ميشود غربيها هم به اين مسئله پی برده اند و می خواهند غرور اين ملت را بشکنند پس ناچار است در برابر غرب ايستادگی کند. اما با اين حال بايد زيرکی بخرج دهند و راهی برای مذاکره پيدا کنند. عزيزالله - آباده

آقايان و رئيس جمهور! اکنون يک فرصت تاريخی برای شيعيان است. شما با پافشاری بر پيچيدگی و مساله سازی هسته ای داريد اين "فرصت مدون سياسی" برای تشيع را به "حرکت پارتيزانی تشيع" تبديل ميکنيد که اين کار ابدا منطقی نيست. فرصت تاريخی شيعيان در خاورميانه مانند کسی است که رسيد پرداخت شده برای يک سرويس عالی جواهر در جيب دارد ولی بجای آن با تفنگ و اسلحه می خواهد به بازار جواهر فروشها برود و بگويد ان سرويس حق من است!! با موهبت صبر بهتر ميشود کار را جلو برد. ج امين - تهران

اين شورای امنيت واسه ما ايرانی فقط يک "جوکه" اگه قرار بود ما دلمون رو به شواری امنيت و اين سازمانهای استعمار شده (بدست آمريکا و رفقاش) خوش می کرديم که نه انقلاب می کرديم نه جنگ. ۲۰مگا وات برق هم درست می کنيم هم اصلا بمب اتمی. مگه ما چی کمتر از کره شمالی داريم. يادمون نره بمب اتمی تضمين امنيت کشور است. مگر چه کار بر عليه کره شمالی و اسرائيل کردن که عليه ما بکنند. اگه ما رو تحريم کنند باز به ضرر خودشونه اون وقت بايد نفت رو ۲۰۰دلار بخرند. محمد کريمی - اردبيل

اول اين که حق گرفتنی است. دوم اين که برای گرفتن حق می توان صبر کرد. اگر برای گرفتن حق دچار دردسر بزرگتری می شويد عقل می گويد که بايد برای گرفتن حقتان صبر کنيد. برای جمهوری اسلامی با شرايط موجود دو راه بيشتر وجود ندارد. اول اين که برخلاف جريان آب شنا کند و با نپذيرفتن قطعنامه شورای حکام در عمل راه خود را به سوی شورای امنيت بگشايد. اما همان طور که نوشتم برای گرفتن حق می توان صبر کرد. اول بايد راه مذاکره را باز کرد. در مرحله دوم بايد برای توقف پروسه غنی سازی زمان مشخصی تعيين شود. در واقع تعليق نامحدود داوطبانه را به تعليق محدود داوطلبانه تبديل کرد. اين زمان می تواند به طور مثال سه سال باشد. بايد در اين زمان سه ساله از آژنس خواست که موارد مشکوک مورد نظرش را بررسی و نظرش را اعلام کند. در صورت حل مساله بعد از سه سال خب می توان کار را شروع کرد. البته می دانم مسئله به اين سادگی که من نوشتم نيست. راه حل ديگر که از اولی سخت تر اما راه گشا تر است به اين قرار است: برقراری ارتباط با اسرائيل. بنده به شخصه و از لحاظ اصولی مشکلی با اسرائيل ندارم. گمان هم نميکنم ۷۰ درصد ايرانيان با اين سخن مخالف باشند. چه مسئله اسرائيل فلسطين بيش از آن که يک مسئله اسلامی باشد، يک مسئله عربی است و تعلقی به ايرانيان ندارد! جالب است که در اين ميان خود اعراب که مدعی اصلی مسئله هستند يکی يکی به دامن اسرائيل می غلطتند و از اين ميان تنها چيزی که نصيب ايران و ايرانی می شود داعيه ترور و تروريسم است. حتی پاکستان که خود زادگاه القاعده و طالبان به شمار می رود طرح دوستی با اسرائيل می ريزد. چرا که می داند سود آن از زيانش بيشتر است. آن گاه ما در خانه خود نشسته ايم و بابت خبط پسر همسايه تنبيه می شويم . چرا که داعيه جهان اسلام را داريم. جهان اسلامی که وقتی به آن نياز داريم معلوم نيست کجاست. شايد اين سخن تندروی به نظر بيايد اما شدنی است اگر نيت انجام آن وجود داشته باشد. ديگر اين که اگر هم اختلاف و مشکلی هم با کشوری مثل اسرائيل داريم (توجه کنيد کشور اسرائيل) بهتر است که آن را پای ميز مذاکره حل کنيم تا اين که در خانه خود بنشينيم و به هم فحش بدهيم. اگر مشکلات ايران با اسرائيل به عنوان نماينده غرب در منطقه حل بشود به طور قطع در بسياری ديگر از مسائل ملی مان قادر خواهيم بود بهتر نقش بازی کنيم و به حق مان برسيم . عصر لوطی بازی گذشته از خواب بيدار شويد. عليرضا - تهران

چرا بايد ايران که عضو ان پی تی است از حق غنی سازی برای ساخت سوخت هسته ای محروم باشد ولی اسراييل در حالی که عضو هيچ سازمان بين المللی ضد هسته ای نيست بمب هسته ای بسازد و از پشتيبانی قدرتهای بزرگ هم بهره مند باشد ؟ آيا اين قانون جنگل نيست؟ داشتن فن آوری هسته ای حق مسلم ماست و به هيچ عنوان از حق خود نخواهيم گذشت. علی - تهران

با توجه به تبعيض اشکار درعرصه جهانی آيا برای ملت ما جز دفاع از دستاوردهای ملی خودمان حتی در روياروئی نظامی راه ديگری باقی می ماند؟ ملت ايران هيچگاه از منافع ملی خود دست نخواهد کشيد و همانطور که تاريخ گواه برخورد ملت با فرهنگ ايران با مغولان متجاوز بود. البته من خيلی از سياستهای دول اروپائی متعجبم که چطور منافع بلند مدت خود را نمی بينند که در صورت تک قطبی شدن جهان هيچ اراده ای از خود نداشته و فقط بايد سياستهای دولتمردان امريکائی را درعرصه تحولات جهانی اجرا کنند. مطلب ديگر اصلاحات درون نظام می باشد که با توجه به موضع گيری دول اروپائی و سياستهای امريکا باز مثل دوران مرحوم مصدق منافع ملت ايران قربانی دول سرکوب گر و بعضی از سران مستبد داخل کشور که بجز خشونت چيز ديگری نمی فهمند خواهد شد. اميدوارم هرگزچنين مباد. حسين - تهران

آنچه که اتفاق افتاده است يک تبعيض آشکارا در صحنه جهانی است که سياست‌های نادرست و نسنجيده مذاکره کنندگان به مردم ايران تحميل کرده است و ظاهرا غير از تسليم (امتيازدهی) يا مناقشه (رويارويی) راه ديگری باقی نمانده است. در اين باره دو نکته قابل بحث است: يکی اينکه نتيجه اين تصميم برای ايران هرچه که باشد لکه ننگی بر سازمان‌های جهانی مانند آزانس انرژی اتمی و سازمان ملل است که توان دفاع و قاطعيت در برابر مسائل جهانی را ندارند. دوم اينکه ‌دولتها بايستی در برخورد با مسائل جهانی با وجود شرايط کنونی (تبعيض و يک جانبه گرايی) مصالح ملی را فدای احساسات زودگذر نکرده و سنجيده تر عمل کنند. اکنون به نظر می رسد که ايران فقط يک راه منطقی داشته باشد. که البته از روی ناچاری است. آن هم اينکه به جای تکيه بر چين و هند و روسيه و امتياز دادن به آنها‏، ابتدا به برخی از خواسته های آژانس تن دهد تا آبها از آسياب بيافتد سپس با توجه به فرونشستن خشم جهانی و توسعه روابط خود با کشورهای تاثيرگذار که البته شرايطی را دارند، ‌برنامه های توسعه خود را پی بگيرد. اميد آن که سياستمداران کشور بتوانند به سلامت از اين مخمصه بگذرند. محمد - تهران

تنها راه ادامه غنی سازی همراه با شفافيت است. محمد حسن فرشباف - شهر ری

نهاد های بين المللی از قبيل سازمان جهانی انرژی اتمی و شورای امنيت اعتبار و جايگاه خود را کاملا از دست داده اند. آمريکا از اين نهادها برای اعتبار بخشيدن به تجاوزهای نظامی و اعمال تحريم های اقتصادی برای خفه کردن مخالفان خود در سطح جهان استفاده ميکند. رای گيری اخير سازمان حکام انرژی اتمی را در نظر بگيريد. دولت های رای دهنده به اين رای ندادند که آيا ايران اصلا خطری محسوب ميشود و يا عهد نامه سازمان را نقض کرده. آنها بايد تصميم ميگرفتند که آيا حاضرند منافع خود را که در گرو ارتباط با آمريکا است به خطر بيندازند يا نه؟ به اين خاطر دنيای امروز با داشتن تنها ابر قدرت بسيار دنيای خطرناکی شده و همه يا بايد به آمريکا باج بدهند يا عواقب آنرا به جان بخرند. تنها دليلی که ايران نميتواند به چرخش هسته ای دست پيدا کند رويارويی آن با آمريکا و رژيم اسرائيل است. حتی اگر ايران از روز اول برنامه هسته ای خود را زير آفتاب برای همه روشن ميکرد باز هم غرب بهانه ديگری را دست می يافت و حتی اگر رای لازم را هم از مجامع بين المللی نمی آورد و يا نياورد باز هم کاری را که ميخواهد بکند خواهد کرد. حمله آمريکا به عراق بدون اجازه شورای امنيت بود. بنابر اين آنچه را که امروز ميبينيم يک خيمه شب بازی بيش نيست و در نتيجه نهايی هيچ فرقی نميگذارد. تصميم ها به مانند عراق از قبل گرفته شده اند مثل نابودی تاسيسات هسته ای ايران. داريوش رياضی - سيدنی

ايران راهی جز ايستادگی در برابر اين زورگويی قرن بيست و يکم ندارد در غير اينصورت قابل درک است که امريکا واين سه کشور که سابقه شان در استعمار گری بر کسی پوشيده نيست دوست دارند ملت ايران راعقب مانده و محتاج نگهدارند و در اين راه از تطميع و تهديد سايرين تا حد توان دريغ ندارند. محمود فيروز زارع - تهران

مردم ايران خواهان دسترسی به دانش و تکنولوژی انرژی اتمی ، همانند ساير کشورهای دنيا هستند و اين امر را حق مسلم خود می دانند . ما خواهان جنگ و يا ساخت سلاحهای کشتار جمعی نيستيم . مسلما اگر به فرض محال ثابت شود که دست اندر کاران و مسئولين ذيربط به دنبال ساخت سلاح های اتمی هستند ، مردم از آن حمايت نخواهند کرد. ولی آنچه که تاکنون اتفاق افتاده و اطلاعاتی که توسط آژانس منتشر شده است، دال بر فعاليتهای صلح آميز ايران دارد و تا اثبات خلاف آن مسلما مورد حمايت اکثريت قاطع مردم ايران می باشد. نکته ديگری که بايد به آن توجه داشت اين است که ، آمريکا که بيشترين و خطرناکترين سلاحهای هسته ای را در اختيار دارد و تنها کشوری است که تاکنون از اين نوع تسليحات برای کشتار جمعی استفاده کرده ، مسلما صلاحيت قضاوت در اين زمينه را ندارد . همچنين دلايل ارائه شده از طرف رئيس جمهور و وزير خارجه آمريکا مبنی بر اينکه ايران به دليل داشتن نفت نيازی به انرژی اتمی ندارد در هيچ محکمه منطقی و عدالت پيشه قابل قبول نيست . آن کشور در زمان قبل از انقلاب از ساخت نيروگاه اتمی در ايران حمايت می کرد . از طرف ديگر ، نفت ماده بسيار با ارزشی می باشد و با توجه به کاربردهای مختلف آن بهتر است کمتر سوزانده شود و لذا استفاده از منابع انرژی غير فسيلی مانند انرژی اتمی توصيه می شود. اين موضوع با افزايش قيمت جهانی نفت و مخصوصا کاهش منابع نفتی جهان اهميت خود را بيش از پيش نشان خواهد داد. رضا - تهران

واقعا که اين روزها بازار بی عدالتی عجب رونقی دارد؟! اگر بجای اين همه تاکيد که قانون آژانس اتمی در حفظ حقوق کشورهای عضو، به بی عدالتی ، قانون گريزی و حق خوری پا فشاری کرده بود ، بيشتر از آنچه که امروزه کشورهای غربی در حق ما کردند، نمی کردند . ايران بايد چه می کرد که نکرد؟ مگر ادعای غربيها اين نيست که ايران قوانين را زير پا گذاشته ، پس چرا می خواهيد با ناديده گرفتن همين قوانين ايران را از حق خود محروم کنيد و فراتر از قوانين تحميل مسئوليت کنيد؟ واقعا تمام شعور و قانون شناسی شما همين قدر است؟ متاسفانه کشورهای غربی در برخورد با اين مسأله به گونه ای عمل می کنند که گويا حماقت را نوعی فضيلت می دانند ، حالا اگر منطقشان همين است پس منتظر پاسخ ملت ايران هم باشيد. عبدالوهاب - مشهد

آژانسی که ديروز می گفت هيچ نشانه ای از انحراف در برنامه های ايران نيست امروز حرف ديگری می زند. آلت دست آمريکا شده است. ايران نبايد به اين رفتار سخيف اعتنا بکند. جمشيد ص. - تهران

صدور قطعنامه نشان داد در شورای حکام بجای برخورد حقوقی و منطق ، برخورد سياسی و زور حرف آخر را ميزند به اين ترتيب هيچ اميدی به تامين منافع ملی به شکل مسالمت آميز در اين شورا وجود ندارد. رسانه های غربی هم در فريب افکار عمومی بی تاثير نيستند. هيچ يک از استدلالات حقوقی ايران مجالی برای بازتاب در رسانه کشورهايی که مدعی آزادی هستند وجود ندارد. صحبت از ۱۸ يا بعضا ۲۰ سال پنهان کاری ايران است. بی توجه به آنکه ايران حتی در زمان اعلام برنامه های هسته ای هم موضف به اين کار نبود. صحبت از نقض ان پی تی توسط ايران است درحالی که موارد نقض يا ذکر نميشوند و يا اصولا نقض ان پی تی تلقی نميشوند يادآوری مورد جداسازی دو گرم پلوتونيم توسط کره جنوبی و دويست ميليگرم توسط ايران و برخوردهای متفاوت صورت گرفته خود گواه امر است. با عنايت به اين مطالب تجربه کره شمالی ، هند و پاکستان مشخص است که تنها راه حفظ توان پيشرفته صلح آميز هسته ای ، دستيابی به نوع نظامی آن و ساخت بمب اتم است. جهان امروز با تهديد و زبان زور آشناتر است تا با منطق و حرف حق. تنها راه برون رفت از وضع کنونی خروج سريع از ان پی تی است. حميد - تهران

رای گيری شورای حکام که يک روال جديد است به نظر ناعادلانه می آيد. تصور اينکه بعضی از کشورها بتوانند با اعمال قدرت و نفوذ رای خود را به کرسی بنشانند بسيار ناراحت کننده و ناقض آزادی است و غرور ملی و ناسيوناليستی هر انسانی را طوری برمی انگيزد که اطاعت از زمامدار ديکتاتور خود به اطاعت از رای شورای حکام و يا حتی شورای امنيت ترجيح دهد. بيژن - اهواز

امکان مذاکره بسيار کم شده زيرا ايران بحث غنی سازی را در کشور به موضوعی ملی ميهنی تبديل کرده و ترک آن يک ننگ برای آنها تلقی شود . و همچنين از سويی دير اروپا پيش شرط مذاکرات را به تعليغ بازفرآوری منوط کرده است. امير - تهران

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران