|
ويديوی 3 و 4: بحث و نقد و نظر در باره اشتغال | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مساله کاريابی و اشتغال يکی از دغدغه های اصلی مهاجران است و در نظرات خوانندگان بی بی سی هم بخوبی منعکس شده است. عليرضا از انتاريو نوشته است: چندی است با خانواده به کانادا مهاجرت کرده ام. متاسفانه تعداد قابل توجهی از مهاجران با شرايط ناخواسته مواجه می شوند. نبود کار مناسب و مشکلات اقتصادی از جمله عوارض ماههای اوليه اقامت در کاناداست که گاه به سالهای اوليه کَيده می شود. ناصر از تورنتو می نويسد: کانادا کشور خوب و زيبايی است ولی در عين حال يک سيستم سرمايه داری خشن دارد. به عنوان مشاور مهاجرت می بينم که بسياری از متخصصان که به کانادا می آيند کارگری يا رانندگی تاکسی می کنند. فرزاد از تبريز که از تجربه دوستانش در کانادا می نويسد گفته است که ايرانيان کانادا از سرما و گرانی و عدم وجود فرصت های شغلی مناسب گله مند هستند. آيا پذيرش مهاجران و بعد رها کردن آنها بدون برنامه ريزی برای کاريابی آنها تلف کردن تحصيل و عمر و انرژی آنان نخواهد بود؟ اميد معانی: بايد توجه کرد که اين مسائل فقط به ايرانی ها اختصاص ندارد و دولت کانادا دارد روی اين مساله کار می کند که چگونه می توان تخصص ها را بهتر در سيستم کاری کانادا جذب کرد. حسين انصاری: از نکات مثبت ايرانیها قدرت انعطاف آنهاست و آمادگی آنها برای امرار معاش به هر وسيله ای که می توانند. اين نکته مهم است که ايرانيان کانادا به سيستم مددکاری کشور وابسته نيستند و از آن کمتر از ديگر مهاجران استفاده می کنند. ولی تفاوت وضع مهاجر و يک کانادايی بومی واقعيت است. مثلا بر اساس آمار در سال 1981 متوسط درآمد يک کانادايی 25 تا 35 ساله 33 هزار دلار بوده است در حالی که اين رقم برای مهاجران 30 هزار دلار را نشان می دهد. اما در سال 2001 که در آمد ميانگين کانادايی بومی به 36 هزار دلار رسيده است متوسط درآمد برای مهاجران به 28 هزار دلار سقوط کرده است. بخشی از اين کاهش البته ناشی از افزايش ورود مهاجرانی است که دارای درآمدهای پايين هستند. تفاوت ها اکنون به حد شکاف اقتصادی رسيده است جرا که ميانگين در آمد برای کانادايی ها اکنون 50 هزار دلار است ولی درآمد متوسط مهاجران از 33 هزار دلار بالاتر نيامده است. حسين صميمی - روزنامه نگار: کانادا مثل هر کشور مهاجر پذير ديگر مهاجران را بر اساس نيازهای خود و سياست های داخلی خود تعيين می کند. شايد يکی از مشکلات جامعه ايرانی که برای اولين بار در زندگی خود به صورت گسترده دست به مهاجرت زده اند اين است که عمده ايرانيان برای به دست آوردن زندگی بهتر می آيند نه با بررسی زمينه واقعی مهاجرت تا ببينند از طريق مهاجرت به کانادا می توانند به آن زندگی بهتر که می خواهند، برسند يا نه. بنابرين نسل های اول از آنجا که با آشنايی بسيار کمی با کانادا به اين کشور آمده اند نتوانسته اند از فرصت های خود خوب استفاده کنند و تخصص خود را در اختيار جامعه بگذارند. ويديوی 4: ادامه بحث در باره فرصت های شغلی
يکی ديگر از خوانندگان بی بی سی به تفاوت فرهنگ کاری در ايران و کانادا اشاره می کند. چقدر ناآشنايی با فرهنگ کاری کانادا و استانداردهای آن باعث عقب افتادگی ايرانيان از بازار کار می شود؟ حسين انصاری: کسی که مثلا پزشک است و از ايران می آيد می خواهد اينجا هم همان پزشک باشد. چنين کسی در 5 سال اول ورودش بايد کارهای غير پزشکی بکند تا ضمنا بتواند تحصيلات و آموزش های تطبيقی را از سر بگذراند و اين درآمد او را کاهش می دهد و جايگاه اجتماعی او را از آنچه که در ايران بوده است. از طرف ديگر اينجا ميزان درآمد مهمتر از داشتن مدرک و عنوان است ولی ايرانی ها می خواهند همان عناوين مطلوب خود را حفظ کنند و چون نمی توانند در کوتاه مدت مثلا وارد سيستم پزشکی شوند بتدريج وارد ميانسالی می شوند و ديگر نه به کاری که در ايران داشته اند بر می گردند و نه به کار ديگری دست زده اند که دست کم درآمد آنها را بالا ببرد. ويکتوريا برزی – مددکار اجتماعی: به نظر من اشکال از پزشک نيست. سيستم مهاجرت اينجا اشکال دارد. سال به سال گزينش مهاجران سخت تر می شود و کيفيت بالاتری از آنها می خواهند ولی وقتی مثلا يک پزشک اينجا می رسد با موانع زياد برای اخذ گواهی کار روبرو می شود. اتحاديه های صنفی اجازه فعاليت پزشکی را به يک پزشک مهاجر نمی دهند بخصوص اگر رنگ پوستش تيره باشد. راضيه رضوی - دندان پزشک: خانم برزی درست می گويد سيستم اجازه نمی دهد که مهاجر در جای خودش خدمت کند سيستم ارزيابی تحصيلات بسيار سختگيرانه است. سدهای امتحانهای متفاوت ايجاد می کنند برای گواهی کار که موجب می شود افراد به جايگاه مطلوب خود نرسند. شهرزاد ارشدی – فعال سياسی: ولی جامعه ايرانی آنقدر هم منفی نيست و بدبخت نيست و خيلی ها به جايی که می خواسته اند رسيده اند. حسين صميمی: به نظر من امکانات اين کشور برای مهاجرين را بايد در کل مثبت ارزيابی کرد. البته نسل اول از لحاظ سن و تجربه کاری و زبان دانستن شانس مطمئمن ندارند برای بهره برداری از امکانات اين کشور ولی شکی نيست که فرزندان آنها از امکانات استفاده می کنند و بزودی اين نسل دومی ها خواهند بود که داير مدار جامعه مهاجران می شوند. تهيه و تدوين فيلم ها: ياسمن عامری |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||