|
عفو بين الملل: ايران، دومين کشور جهان از نظر تعداد اعدام ها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
طبق گزارش سازمان عفو بين الملل، گروه مدافع حقوق بشر، در سال گذشته ميلادی حدود 4000 نفر در سرتاسر جهان اعدام شدند. اين بالاترين رقم در ده سال گذشته است. عفو بين الملل اعلام کرده که بيشترين تعداد اعدام ها در چين بوده است. در اين کشور 3400 نفر اعدام شدند. اين گروه می گويد تعداد افرادی که در سال 2004 در چين اعدام شدند از مجموع کسانی که در باقی کشورهای جهان اعدام شدند بيشتر است. ايران در مقام دوم فهرست قرار دارد که، به گفته عفو بين الملل، دست کم 159 نفر در آن اعدام شده اند. پس از ايران، ويتنام و سپس آمريکاست که با 59 مورد اعدام در رده چهارم قرار گرفته است. کيت الن، مدير شاخه عفو بين الملل در بريتانيا افزايش موارد اعدام در سطح جهان را "هشداردهنده" خواند و ارقام مربوط به چين را "واقعا هراس انگيز" توصيف کرد. برنامه راديويی صدای شما که جمعه پانزدهم آوريل پخش شد، به اين موضوع اختصاص داشت و سؤال زير را مطرح ساخت: کشورهای اسلامی اعدام را به پشتوانه نظريه های دينی موجه می دانند. در مقابل بسياری بر اين عقيده هستند که اعدام ميراث انسان از دوره جاهليت است و در عصر مدرن غير قابل توجيه. به اين ترتيب آيا لغو حکم اعدام امری عملی است؟ در دين اسلام عفو بهتر از انتقام است. پس بايد مسئولان ممالک اسلامی از بخشش در برابر انتقام(اعدام قانونی) با وضع قوانينی حمايت کنند. البته داخل پرانتز عرض می کنم برای ايران بايد اعدامهای غير قانونی نيز به اين آمار اضافه کرد ( تصادفات مشکوک ماشين در يک کوچه بن بست که عموما منجر به قتل می شود و اگر هم کشته نشود زود صحنه توسط شهرداری جمع می شود بقيه اش رو خدا می داند.) خليل - بانه مگه ميشه جمهوری اسلامی ايران تو بدترين ها مقام نياره؟ ياسمين - شيراز من مخالف حکم اعدام هستم. اما يک سوال از دوستدارن حکومت اسلامی و قصاص: شما که طرفدار حکم اعدام هستيد به من و ديگران بگوئيد چه وقت مسئولان جنايات و دزديهای بی حد و مرز در ايران مجازات خواهند شد؟ مينو شعفيی - کپنهاک اعدام زاييده بی عدالتی اجتماع است. در هر مذهب و حکومتی اگر حقوق اجتماعی مردم رعايت نشود فقر و فساد به وجود آمده و چنين احکامی دستاويز حاکمان خواهد شد و چه سرهای بی گناهی بالای دار اعدام رفتند. اميدوارم در سايه تقسيم حقوق عادلا نه مردم احتياج به چنين احکام قرون وسطايی نباشد. رامين - گچساران هر کشور با توجه به اعتقادات و فرهنگ خودش قوانينی داره که همه موظف به رعايت و احترام گذاشتن به اون قوانين هستن . سازمانهای بين المللی هم تا جايی که به اعتقادات و مذهب کشورها مربوط ميشه نبايد تو اين قوانين دخالت کنن . محمد - اردبيل اکر نسبت به انجام کاری اشتباه ميتوان با عکس العمل اشتباه انتظار اصلاح را داريم سخت دراشتباه هستيم. ليکن درشرايط فرهنگی حاکم بر جامعه ما درحال حاضر اين اصول و منطق نيست که حاکم بر قضاوتهاست بلکه عداوتها حاکم بر قلبها و اعمال ماست. به اميد روزی که اصولی فکر کنيم وعمل نماييم. فرهاد - شيراز تعداد ۱۵۹ نفر در ايران که رقم زيادی نيست. در صورتيکه ايران در صف مقدم مبارزه با مافيای جهانی مواد مخدر است و تمام اين اعدامها يا افراد قاتل هستند که حضورشان در جامعه امنيت عمومی را به مخاطره می افکند (مانند بيجه در ورامين ) و يا افرادی هستند که بدليل نقش فعال در ترانزيت مواد مخدر از افغانستان به اروپا با رادمردی فرزندان اين ملت دستگير و به اعدام محکوم شده اند. اگر آمار مذبور را با قتلهای برخی شهروندان غربی و آمريکائی مقايسه کنيم در پايين ترين سطح می باشد. بيائيد واقع بينانه به وقايع بنگريم که اگر ايران در قبال عدم فروش مواد مخدر در ايران امکان ترانزيت آنرا به اروپا فراهم نمايد (حداقل چشم خود را ببندد ) چه بحرانی اروپا را فرا می گيرد . مرتضی - کرج اگر مدرن بودن يعنی کارهايی که محمد بيجه انجام داده بود پس حکم اعدام وشلاق برای او نيز نشانه مدرن بودن است. بعضی ها وقتی که صحبت از اجرای قوانين دينی ميشود زود آن را به جاهليت نسبت ميدهند به اين کاری نداريم که نظر آنها درست است يا نه فقط اين را ميگويم که جواب جاهليت رابايد با جاهليت داد نه با روش های مدررن. شروين حيدر پور- تبريز به نظر من مجازات اعدام برای بعضی از افراد لازم است. مثلا وقتی يک نفر پيدا شده و ۲۰ نفر را ميکشد، اگر زنده بماند، چه تظمينی برای امنيت جامعه وجود دارد؟ لااقل ترس از اعدام، شايد باعث درمان عده ای از بيماران روانی شود! فرهاد - اصفهان اگر مدرن بودن يعنی کارهايی که محمد بيجه انجام داده بود پس حکم اعدام و شلاق برای او نيز نشانه مدرن بودن است. بعضی ها وقتی که صحبت از اجرای قوانين دينی ميشود زود آن را به جاهليت نسبت ميدهند به اين کاری نداريم که نظر آنها درست است يا نه، فقط اين را ميگويم که جواب جاهليت رابايد باجاهليت داد نه با روش های مدرن. شروين - تبريز تعداد ۱۵۹ نفر در ايران که رقم زيادی نيست. در صورتيکه ايران در صف مقدم مبارزه با مافيای جهانی مواد مخدر است و تمام اين اعدامها برای افراد قاتل هستند که حضورشان در جامعه امنيت عمومی را به مخاطره می افکند و يا افرادی هستند که به دليل نقش فعال در ترانزيت مواد مخدر از افغانستان به اروپا دستگير و به اعدام محکوم شده اند. اگر آمار را با قتلهای وحشيانه غربی و آمريکائی مقايسه کنيم در پايين ترين سطح می باشد. سوالی دارم که غرب با قاتلان چه برخوردی می کند تا امنيت روانی و جسمی شهروندانش را تامين نمايد؟ بيائيد واقع بينانه به وقايع بنگريم... مرتضی - کرج اعدام حکم صريح قرآن است و به طور کلی غير قابل چشم پوشی است. اين احکام چون صريحا در قرآن ذکر شده اند قابل تجديد نظر نيستند. البته خداوند در قرآن بلافاصله بعد از اعلام حکم اعدام می فرمايد که اگر گذشت کنيد به رستگاری نزديک تريد. ايمان - تهران به نظر من اين اعدامها در جهث ايجاد امنيت درجامعه ميباشد. همچنين به دليل کم بودن فرهنگ قانون مداری در جامعه، اين تعداد اعدام بد که نيسث خوب هم هست. رضا صفری - سمنان به نظر من کسی که به عمد انسان يا انسانهای بی گناه را بصورت مستقيم يا غيرمستقيم ميکشد مستحق مرگ است. امير - تهران اگر نسبت به انجام کاری اشتباه ميتوان با عکس العمل اشتباه انتظار اصلاح را داشت سخت در اشتباهيم، ليکن درشرايط فرهنگی حاکم بر جامعه ما در حال حاضر اين اصول و منطق نيست که حاکم بر قضاوتهاست بلکه عداوتها حاکم بر قلبها و اعمال ماست... فرهاد - تهران هر چند که حکومت های اسلامی تلاش ميکنند از پيشرفت جلوگيری کنند، موفق نخواهند شد و تمدن به کشور آنها راه خواهد يافت. اعدام کردن به عنوان نمونه بارزی از خشونت تعلق به زمانهای گذشته دارد و منسوخ خواهد شد. ناصر - جنوب ايران از آنجايی که در اسلام جهت متنبه ساختن ديگر افراد جامعه از کارهای خلاف، اجرای حکم اعدام را در ملاءعام آزاد ساخته من معتقدم اجرای حکم اعدام لازم است. صادق - ايلام حبس ابد مجازات سنگين تری از اعدام است ولی در برخی کشورها اجرای اين حکم ضمانتی ندارد و راهی جز اعدام نمی ماند. قلی - تبريز خوب شد عاقبت عفو بين الملل نيز به اين نتيجه رسيد که ايران را به عنوان دومين کشور در ليست کشورهای که اعدامهای دسته جمعی و مخفيانه قرار دهد. اگر زمانی گروهای اپوزسيونی ايرانی دادشان به آسمان ميرسيد که در ايران اعدامهای غيرقانونی به شيوه غير انسانی صورت ميگيرد، سازمان عفو بين الملل و کشورهای جهان و سازمانهای حقوق بشر گوش خود را از شنيدن اين همه ندا متاسفانه با پنبه فراموشی بسته بودند. اگر منصفانه کردستان و ديگر مناطق ايران بنگريم شاهد آن خواهيم بود که افراد بدون محاکمه و تنها در دادگاه های خيابانی بدون آنکه گناهی را مرتکب شوند به جوخه اعدام سپرده ميشدند. بوکانی مجازات اعدام ساخته و پرداخته عده ای روحانی و سران حکومت اسلامی نيست بلکه برنامه عملی هر جامعه اسلامی است. آيا دلسوزی برای فردی که با بی رحمی تمام حق حيات را از انسانی ديگر می گيرد انسان دوستی است در حالی که سالانه ميليون ها کودک در آفريقا که از معصوم ترين انسان های جهان هستند در اثر فقر می ميرند در نظر مردم ناچيز است. مهرداد - قم من با حکم اعدام نه موافقم و نه مخالفم. زيرا در حال حاضر به سيستم قضايی ايران که آلوده به فساد و رياکاری است هر مقامی و قاضی برای اهداف پليد خود دست به هرکاری ميزند تا بحال اتفاقاتی افتاده است افکار ما هنوز نسبت به سيستم قضايی بدبين است اتفاقاتی مثل بستن روزنانه ها يک شبه توسط قاضی ... تا رسيدن به مقام دادستانی و کارهای بکند صدای همه بلند شود ... ما قبول نداريم يک آدم نادرست به چنين مقامی برسد و تشويق بگيرد ولی قاتل کودکان پاکدشت بايد اعدام ميشد ولی خدای نکند اين مقامات کسی را به بهانه ای حکم اعدام صادرکند. مثل اعدام دانشگاهيان... در اين موقع افکار ما چطور ميتواند قبول کند که حکم عادلانه صادر شده است . اميد اميدواری - تهران اول از همه بايد به اين مطلب توجه کرد که آمريکا در مقام چهارم قرار دارد و سال گذشته ۱۴۴ نفر در آمريکا محکوم به اعدام شده اند. و اين در حالی است که ۱۵۹ نفر در ايران محکوم به اعدام شده اند و خيلی اختلاف زيادی نيست. و من فکر می کنم به جای اينکه فکری برای وجود حکم اعدام بکنيم بهتر است که چاره ای پيدا کنيم تا فرهنگی در جامعه بوجود بياد که کمتر جرم صورت بگيره که مجازاتهای کمتری هم به اجرا گذاشته بشه. امين - ميلان حکم اعدام هم حکم خداست و برای کسانی که در روی زمين فساد مکنند حکم اعدام لازم است البته حکومت هم موظف است که زمينه جرم و فساد را در جامعه کم کرده و اگر کوتاهی کند مانند همان افرا د مجرم است. عباس - جيرفت ما ايرانی ها هميشه در چهارچوب گذشتگانمان فکر می کنيم اگر زمانی چشم در برابر چشم بود و دندان در برابر دندان فکر می کنيم غير آن امکان ندارد هميشه در تاريخ خودمان زندگی ميکنيم و به تجربه سرزمينهای ديگر توجهی نداريم. تعصب نمی گذارد از قصاص و ساير ميراث گذشتگان رها شويم. اين يک تفکر هذيان گونه است که عقايد قدما درمان تمام مشکلات ماست. در نظام قرون سابق در همه دنيا اعدام يک پديده طبيعی در زندگی جامعه بود ولی جهان امروز مخالف آن است. به هر حال دير يا زود بايد جزئی از جهان امروز شويم. امير - مشهد قانون اساسی ايران بر پايه اسلام است اما خيلی از اين قوانين مورد بی توجهی يا عدم اجرا قرار می گيرد اما اعدام؟ ما اشرف مخلوقات خدا هستيم نه خود خدا . امروزه باپيچيدگی های شخصيتی بايد مطالعات زيادی برای هر کاری کرد حال اگر اين کار اعدام باشد با توجه به اينکه خداوند بر همه امور احاطه دارد فقط او می تواند وقادر به تغير سرنوشت انسانهاست و ما صلاحيت اين کار را نخواهيم داشت خداوند ما را مورد لطف و بخشايش خود بايد قرار دهد ما از خدا ميپرسيم و او هم بايد مثل ما پاسخگو باشد. کتايون - تهران اختيار حق زندگی افراد به دست خداوند است و هيچ کس حق ندارد جان فرد ديگری را به هر دليل بگيرد. ياشار صالحی در ايران مردم به صورت ديگری هم اعدام می شوند ولی اينقدر زيرکانه و مخفيانه اينکار صورت می گيرد که هيچ سازمان حقوق بشری به آن اشاره نمی کند. در اين اعدامها تفکر و انسانيت افراد کشته می شوند و افراد برای زنده ماندن نا گزير به فيلم بازی کردن و دور شدن از خود هستند. يعنی مردگانی متحرک. م. - تهران هيچ وقت تعداد اعدام ها نشان درستی يا غلط بودن نظام قضايی در يک کشور نيست و تنها وقتی می توان اظهار نظر کرد که با توجه جامعه مورد نظر کار کارشناسی توسط کارشناسان صورت گيرد. علی - تهران همانطور که استحضار داريد در هر کشور و جامعه ای تعداد افراد وجود دارند که ابتدا آغاز به بزهکاری و خلافهای اجتماعی ميکنند و در نهايت مرتکب جرمها و جنايتهای سنگين تر خواهند شد . خيلی از اينها دست به قتل عمد ميزنند مجازات قتل عمد اعدام است و اين يک واقعيت است و ملت خودشان اين مجازات را ميخواهند و اگر ولی دم رضايت بدهد متهم از اعدام تبرئه خواهد شد. اما در هر کشور حکومت ملی وظيفه دارد امنيت آن را تامين نمايد و از ملت و کشورش حفاظت بعمل آورد . تعدادی از افراد خاطی هستند که عملکرد مسلحانه دارند و در برابر ملت اسلحه ميکشند غارت انجام ميدهند و دست به قتل و تجاوز به نواميس مردم ميکنند حق اين افراد دستگيری هم نيست بلکه گلوله را بايد با گلوله جواب داد و در همان مکان ارتکاب جرم بايد کشته شوند و نميشود امنيت يک ملت و يک کشور را قربانی خودخواهی و خودکامی تعدادی افراد بزهکار و مردم آزار نمود. اما تعداد افراد ديگری وجود دارند که معاند هستند يعنی اينکه با حاکميت ملی و يا اينکه با اعتقادات مردم مخالف و دشمن هستند ... حکم چنين افرادی چه در حکومت اسلامی و چه مسيحی اعدام است و بايد جامعه ها از وجود چنين افرادی مضر و ظالم پاک و عاری باشد . و اين يک واقعيت است نه يک نظريه . اميدوارم روزگاری فرا برسد که اصول صحيح دموکراسی در بطن فرهنگی و حياتی تمامی جوامع و ملتها تبيين تشريح و اجراء شود ... فرزاد دوستی - ايلام آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است که اعدام حتی يک نفر بی گناه در کل دنيا بايد مورد اعتراض قرار گيرد ولی در ايران صدور حکم اعدام فرايند بسيار پيچيده و سختی دارد و به راحتی صادر نمی شود اما در مواردی به حکم عقل اجتناب ناپذير است. سعيده مهام فر من تنها سوالم از موافقان خشونت عريانی چون اعدام اين است که چرا در جامعه شان نه تنها جرم کاهش نيافته بلکه گسترش فزاينده ای داشته است. و برعکس اين مشکل در کشورهايی که حکم اعدام را محدود کرده اند يا ندارند بسيار کمتر است. بهتر است منطقی باشيم و فقط بر اساس آنچه از بچگی آموخته ايم قضاوت نکنيم. حتی قاتلی مثل کودکان پاکدشت ميتوانست زنده بماند و تا آخر عمرش در زندان باشد و نعمت آزادی از او سلب شود. اين واقعا بدتر از مجازات مرگ نيست؟؟ اميد - مونترال به نظر می رسدبا اعدام نمودن ميآييم صورت مسئله را پاک ميکنيم ما بايد راه حل برای مسائل پيدا کنيم نبايدصورت مسئله راپاک کنيم تا آنجا که ميشود بايد اعدام آخرين راه حل باشدنه اولين راه حل. ضمنا بايد طوری برنامه ريزی شود که يک نفر نتواند حکم اعدام صادر نمايد بلکه هيئتی متشکل از افراد دانا تشکيل گردد که بعد از عارضه يابی توسط متخصصان و پزشکان اين کار انجام گردد. ضمنا بايد متذکر شد که کسی که برای جامعه مضر است بايد اعدام شود آن هم بصورت غير زجر آور مثل صندلی الکتريکی نه چوبه دار و نه سنگسار. اشکان - تهران بايستی اين را هم در نظر داشت که اعدام های انجام شده به چه دليل بوده و چه عواقب خوب يا بدی در پی داشته اند. تنها اظهار دلسوزی نسبت به تعداد زياد اعدامی ها کافی نيست. بلکه بايد نسبت به عواقب آن دلخوش يا ناراحت بود. شايد با مرگ يک نفر، يک جامعه نجات بيابد. محمد مهدی کريما - تهران اعدام کردن يک مجرم به نوع جرم آن بستگی دارد. افرادی که مرتکب قتل و تجاوز به نواميس مردم می شوند بايد در برابر عموم اعدام شوند تا درس عبرتی برای افرادی شوند که در آستانه جرم و مجرم شدن هستند شوند. کسی که می خواهد جرمی را انجام بدهد بايد بداند مجازات آن چيست تا دست به آن نزند. من که با مجازات اعدام موافق هستم. اين سازمان عفو بين الملل بهتر است سری به کشورهای فلسطين،عراق و افغانستان و هزاران کشور ديگر بزند که آمريکا، اسرائيل و بريتانيا (انگلستان) به راحتی در آن دست به قتل و اعدام عمومی مردم بی گناه می کنند.... محمد حسين عباسی - شيراز آيا بهتر نيست که کسی از اين سازمان به اصطلاح حقوق بشر سوال کند که تعداد افرادی که در فلسطين و عراق و افغانستان کشته شده اند و يا آن فاجعه ای که دولت دموکراتيک آمريکا در زندان الغريب به وجود آورد چه تعداد کشته و زخمی به جای گذاشته تا بعدا در مورد آمار آنها قضاوت کنيم؟؟؟؟ محمد رضا مدافعان حقوق بشردر هرکشوری بايد ازاعدامهای که ناشی ازابراز عقيده و مسائل سياسی اتفاق می افتد ممانعت بعمل آورند وازحقوق آنهادفاع کنند ولی درمورد افرادی که بلحاظ ارتکاب قتل افراد بی گناه اعدام می شوند حمايت کردن ازاين افراد نتيجه منفی برای جامعه دارد واين نوع اعدام درتمام اديان الهی تاکيد شده است. کاظم -تهران شايد در ابتدا تعداد افرادی که اعدام شده اند ناراحت کننده بنظر می رسد ولی ايکاش منتشر کننده های اين آمار به سوابق و يا جنايتهای اين افراد هم اشاره می کردند! صرف اينکه با بزرگ نمايی اين تعداد آدم اعدام شده که شايد بعضی از آنها باعث جلوگيری ازادامه حيات شخص يا اشخاصی هم شده باشند، فکر نمی کنم راه حل مناسبی برای اين موضوع باشد. امير - تهران به نام خدا. افزايش آمار تعداد اعدام شدگان در ايران از اين بابت می تواند نگران کننده باشد که نشانگر بالا بودن تعداد مجرمان در کشورمان است، وگرنه عقل و منطق و عدالت حکم می کند که قاتل را بايد قصاص کرد. سؤال من از کسانی که به کلی مخالف حکم اعدام هستند اينست که آيا شما فقط به فکر مقتول هستيد و تنها دلتان به حال مجرمين می سوزد و احساسات خانواده های داغديده را در نظر نمی گيريد؟ البته اعدام کسانی که دچار اشتباه شده اند و اشتباهشان قابل جبران است صحيح نمی باشد، چيزی که متاسفانه در کشورمان رعايت نمی شود. مرتضی شيرانی - اهواز آيا شخصی که با بی رحمی منجر به کشتن دهها فرزند کوچک شده، جايز زنده ماندن هست؟ آيا می تواند در جامعه مجدد زندگی کند، آيا از حبس ابد سودی خواهد برد؟ پس همان بهتر که اعدام شود تا تجربه ای برای ديگران نيز باشد. نظر من اين نيست که مجرم برای هر جرمی اعدام شود، ولی مواردی در ايران و ساير کشورهای جهان رخ می دهد که تکان دهنده هستند و اين اشخاص لايق زنده مانده نيستند و حتی بودنشان به زيان جامعه می باشد. مهناز - دوبی مهمتر ازمبحث دفاع از حقوق بشر ، سازمان های و تشکيلاتهای بين المللی مدعی دفاع از بشر هستند که می بايست اولا صلاحيت آنان از نظر عدم وابستگی و همچنين مقدر بودن آنان مورد بررسی و ارزيابی قرارگرفته و سپس ادعای آن سازمان ها را مورد تامل قراردهيم .آنچه مشهود است سازمان های مذکور از نقطه نظر فوق الذکر کمتر دچار ضعف می باشند و عمدتا" سازمانهايی بی اعتبار و دارای گرايشات سياسی هستند. اين مطلب مانند آن می ماند که يک قاضی بيمار وضعيف بخواهد درخصوص متهم حکمی را صادر نمايد . بنابر براين ابتدا می بايست مدعيان را موجه نمود و سپس در خصوص موضوع حقوق بشر طی جلسات بين المللی قوانينی را وضع نمود که به فرهنگ و باور ها کليه ملت ها نزديک باشد . بعنوان مثال نوشيدن مشروب در کشوری مباح است و نوشيدن آن در کشور ديگر با تعزير و شلاق مواجه خواهد. مردم هر دوکشور نيز توجيحاتی را براساس بايد و نبايد ايدوئولوژيک خود داشته و نقطه نظرات ديگری را مردود می دانند. توکلی - تهران به نظر من نبايد آنقدر نسبت به وقوع جرم بی تفاوت بود که بجای مجرم ، جانی در جامعه مشاهده کرد ، اگر ما به طور محکم و اصولی با جرايم کوچک برخورد کنيم و جلوی جرايم کوچک رابگيريم در واقع از وقوع جرايم بزرگ که اکثرا منجر به جنايت می شوند پيشگيری می کنيم .هر کسی که به اعدام محکوم می شود در ابتدای راه مجرم کوچکی بوده که گاها از روی جهل فکری و معنوی بسوی خلاف سوق داده شده است و کسی با او برخورد جدی نداشته است و او را آگاه نکرده است . اعدام اکثرا حذف صورت مسئله هست در صورتی که مشکل همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند . خشت اول گر نهد معمار کج تاثريا می رود ديوارکج. ليلا بخشی - تهران در مورد حکم اعدام فکر می کنم مساله ای که مهمه مراحل دادرسی و صدور محکمه که به هيچ وجه منصفانه نيست و خيلی از افرادی که با حکم اعدام مواجه هستند بدليل نداشتن استطاعت مالی استخدام وکيل مجرب نمی توانند خود را رها سازند در حاليکه اکثرا در مورد افراد ثروتمند به اين صورت نيست . در ايران علاوه بر تمام اينها به هيچ وجه عدالت دادرسی اعمال نمی شود. هيئت منصفه مستقل وجود ندارد و حتی خود وکلا امنيت کاری ندارند و به اينها بايد مسائل سياسی صدور احکام و تخصص حقوقی قضات را هم بايد اضافه کرد. هژبر - تهران خيلی دلم ميخواست بدانم اگر همسر يا دختر يکی از اعضای سازمان عفو بين الملل مورد ضرب و شتم و شکنجه و تجاوز شديد جنسی قرار ميگرفت و بعد بيرحمانه به قتل ميرسيد، آنوقت باز هم اين آقايان از اساس با اعدام مخالفت ميکردند يا نه؟ سازمان عفو بين الملل جوری حرف ميزند انگار که ما در يک دنيای ايده ال داريم زندگی ميکنيم و هيچ جنگ و ويرانی و نسل کشی در کار نيست و فقط اين دولتها هستند که دست به اعدام ميزنند! شکی نيست که از اين ۴۰۰۰ نفری که در سراسر دنيا توسط دولتها اعدام شده اند عده ای مستحق اين مجازات بوده اند و عده ای هم نه! اين که بگوييم همه اين ۴۰۰۰ نفر نبايد اعدام ميشده اند و کلا مجازات اعدام را زير سوال ببريم، اشتباه است.... سينا - تهران مجازات اعدام مجازاتی معقول و لازم است. اينکه چون مجازات باعث کاهش جرم نخواهد شد پس مجازات بی فايده است بسيار مسخره به نظر ميرسد. چرا که ما يک موضوع مهم را فراموش کرده ايم و ان حرمت انسانس است. انسانی که به هر دليل خون انسان ديگر را ميريزد مستحق مرگ است. حال بايد ببينيم آيا لغو مجازات به کاهش آن کمک کرده يا خير. اين دليل هم که ممکن است يک نفر بيگناه اعدام شود پس کلآ اعدام معلق شود نيز دست کمی از منطق بچه های خردسال ندارد. پس تکليف کسانی که جرمشان محرز است چه خواهد شد؟! ياسين - تهران خيلی متاسفم که موجود شريفی به نام انسان که اشرف مخلوقات خداوند است دست به اعمالی می زند که همنوعانش چاره ای جز گرفتن جان او ندارند. که يا وجودش برای ديگران مضر است ويا دست به کشتن عمدی ديگران زده... علی امامی - تهران .... به نظر من بزهکاری اجتماعی عملی است که دو عامل می تواند داشته باشد:عدم تعادل شخصيتی و محروميتهای اجتماعی مخصوصا محروميتی که در اثر سو استفاده عده ای خاص از امکانت جامعه بوجود بيايد. دررابطه با عدم تعادل، يک شخصی که مرتکب بزهکاری ميشود دارای تعادل روحی وروانی نمی باشد... در جامعه ما سيستم قضايی کشور ما همان عملی را با شخص خاطی انجام می دهد که آن شخص دارای عدم تعادل روانی انجام داده است يعنی وی را به قتل می رساند پس خيلی ساده می توان با توجه به تشابه عمل انجام شده توسط خاطی و مجازاتگر، به اين نتيجه رسيد که روح حاکم بر سيستم قضايی ايران نيز از معيارهای انسانی به شدت فاصله دارد.... آريا - خرم آباد آنچه که به نظر حقير واضح است اين است که در جامعه ما خشونت بسيار تعميم يافته است و اين به نحوه برنامه ريزی کلان جامعه ما برميگردد که اينکه بسيار جوان است رو به انحطاط ميرود و اصلاح قوانين تنها راه مقابله با اين پيشامد است. حامد - کرمان به اين اعدامها بايد آنهايی را که ثبت نمی شوند اضافه کنيم مثلا پس از اعدام يکی از دوستانم به جرم مواد مخدر، علت فوت را خونريزی شديد اعلام کردند و فقط در شب اجازه دادند جسدش را دفن کنند. بهنام - مشهد اعدامی هايی مثل بيجه يا افراد ديگری از اين گروه که برای افکار پليدشان مرتکب جنايت می شوند بايد اعدام شوند ولی افرادی مانند زن های خيابانی يا از اين قماش که به دلايل مشکلات اجتماعی و به خصوص اقتصادی دست به جرايمی مثل خودفروشی می زنند بايد ريشه ايی تر نگاه کرد. صالح صدری - تهران من به آمار فله ای اين سازمان اعتقاد ندارم بايد آمار معدومين به تفکيک جرم اعلام شود تا قضاوت در باره آن امکان پذير شود. در بر رسی آماری اعدامها بايد پارامترهای متعددی را در نظرگرفت البته بطور علمی . آمارهای اعلامی اين سازمان به نظر بيشتر تحريک کننده عواطف وغير عقلانی است. بايد صدمات روحی و روانی و بعضا جسمی وارد آمده به قربانيان زنده اين معدومين را هم در نظر آورد (مانند همين معدومی که تصوير شلاق خوردن او را آورده ايد). صرف اعدام يک مجرم مستحق مرگ با توجه به جناياتی که انجام داده يک امر غير انسانی نيست و در اکثر موارد باعث آرامش روحی بستگان صدمه ديده و مصدومان شده و آرامش روانی جامعه را در پی دارد . مرادی - قم اگر قتلهای سياسی که نوعی اعدام غير رسمی است به اين آمار اضافه شود ايران رتبه اول را از نظر تعدد اعدام بدست خواهد آورد. سلطانی - تهران متاسفانه قتل و جنايت و موارد اسفباری در سالهای اخير در جامعه ما در حال پيشرفت است همانطور که دوست عزيزمان آقای نيما - شيراز نيز گفتند که اشخاصی هستند که با جرايم سبک به زندان می روند و چه بسا ... که جای بسی تاسف است هر چه جامعه غربی در حال پيشرفت و صعود است جامعه ما با اين قدمت معلوم نيست که به چه نا کجا آبادی خواهد رسيد. باشد که دست اندرکاران بيشتر به اين قضيه توجه داشته باشند. ليلا - تهران اعدام در اکثر مواقع بی دليل اجرا می شود ولی گاهی هم به عکس نياز به مجازات احساس می شود ولی قانون جوابگو نيست مانند مواقعی که برادر يا پدری فقط به خاطر شکاک بودن خواهر يا دختر خود را می کشد. در اکثر اين مواقع با رضايت والدين قاتل آزاد می شود بدون اينکه مجازات مناسبی صورت بگيرد. در مواردی هم اعدام بهترين گزينه است مثل قاتلی به نام بيجه که در پاکدشت مرتکب جنايات زيادی شده بود و اعدام شد هر مجازات ديگری برای اين قاتل نا عادلانه بود. م. گ. - شوشتر در ايران هر اتفاقی بيافتد اشتباه است چون ايران است. حکم اعدام يک حکم کاملا صحيح منطقی و بازدانده است. از نظر من هر کسی هر گناه يا اشتباه را يک بار انجام دهد به علت عادی شدن آن اشتباه برای انجام مجدد آن مستعدتر می شود. همان طور خود بيجه نيز گفته بود سخت ترين قتل او اولين قتلش بود پس بنابراين اگر کسی يکبار قتل، تجاوز، زنا و... را انجام هد احتمال انجام دادن مجدد اين کار بيشتر از کسانی است که اين کار نکرده اند. پس برای حفظ امنيت و پاکی جامعه بايد اين مفسد را از جامعه دور کرد که بهترين کار ممکن همان اعدام است. هر چند من خودم نيز در مورد اينکه گاهی ممکن است اين اعدامها به علت وکيل نداشتن متهم و... با اشکالاتی نيز همراه باشد اما در مورد قتل هيچ اشکالی وجود ندارد. محمد کريمی - اردبيل از اين آقايان عفو بين الملل بايد پرسيد نظر شما در مورد عامل جنايات پاکدشت چيست؟ آيا بايد او را نوازش داد. بايد پرسيد نظر شما در مورد جنايات اسرائيل در فلسطين و جنايات آمريکا و انگليس در عراق و اففغانستان چيست؟ اين سازمان بهتر است به نسل کشی فلسطينی ها رسيدگی کند که اگر اين کار را کرد معلوم می شود اين سازمان هم مثل ديگر سازمانهای حقوق بشر دست نشانده آمريکا نيست. اين سازمانها با اين گزارشهای خنده دار خود بدانند که ديگر کسی فريب آنها را نخواهد خورد. سعيد مافی - قزوين ايران آمار اعدام ومجازاتهای غيرانسانی بالاست. بخصوص که آمار واقعی بسيار بالاتر است. ولی روز بروز بر آمار جرائم افزوده می شود چه بسا افزايش خوی غيرانسانی از حکومت مداران و ساير سياستهای اشتباه آنان ناشی می شود. بايد ساختار آسيب ديده فرهنگی و اجتماعی درست شود. همان بس که در رابطه با جرائم اگر از يک بيسواد احساساتی بپرسيد می گويد اعدام و شلاق را بايد افزايش داد اما يک انديشمند ميگويد بايد ريشه يابی کرد و در رابطه با علل اعتياد و اختلاف شديد طبقاتی تحقيق کرد. حال بايد ديد تمام اختيارات مملکتمان دست کدام از اينهاست؟ شما دست روی هر چيز بگذاريد به همينجا می رسيد. سارا - شيراز البته اين حقيقت است که ترس يکی از راه حلهای سنتی جلوگيری از جنايت است. در گذشته هم شاهد بودهايم که هر پادشاهی که قدرتمندتر و بیرحم تر بود، مردم سر به راه و مطيع تر بودند. ولی موضوع اين است که امروزه ترس برای جلوگيری از انجام جرم و جنايت با رشد فکری بشر امروزه، سنخيت چندانی ندارد. امروزه بجای ترساندن مجرم بايد به فکر تأديب و درمان آن بود. ولی نمیشود هم مجازات اعدام را برای همه کشورها و همه فرهنگها به طور مطلق کنار گذاشت. هنوز هم در دنيا ممکن است تمدنی وجود داشته باشد که بجز مجازات اعدام نشود جرم و جنايت را کنترل کرد و اين کاملا بستگی به سطح فکر و فرهنگ مردم آن کشور دارد. اينکه آمار اعدام چين بالاتر از همه کشورهای دنيا است، برای من چندان جای تعجب ندارد (به لحاظ تعداد جمعيت و فرهنگ عامه) ولی اينکه کشوری مثل آمريکا در رده چهارم قرار دارد کمی عجيب به نظر میرسد. در هر صورت به هيچ وجه نمیتوان نظر قطعی داد چرا که برای مجوز مجازات اعدام بايد عوامل بسيار زيادی را در نظر گرفت. ماتيو - نيويورک ميوه درخت خشونت جز خشونت نيست. تجربه نشان داده که مجازاتهای اعدام، شلاق و سنگسار به کاهش جرم و جنايت کمکی نميکند. هدف سيستمهای قضايی اصولا بايد تاديب و بازپروری باشد و نه مجازات. در ايران اشخاص با جرايم سبک به زندان ميروند و چه بسا جنايتکار حرفه ای ...که از زندان بيرون می آيند. نيما - شيراز مسلما اگر تعداد قتلهای سياسی و سر به نيست کردن ها و حبسهای بی دليل طولانی مدت به آن افزوده شود، آمار باز هم دهشتناک تر خواهد شد. زياد بودن جمعيت کشور چين باعث شده تا در آمار بالاتر باشد و قطعا سرانه اعدام به جمعيت چيز ديگری است. من تنها ميتوانم بگويم متاسف هستم. کاش ميشد کاری کرد. گرچه جرم جانی مرگ است اما در جامعه ما شرايط به گونه ای است (اجتماعی و اقتصادی) که هر انسان شريفی ميتواند به سرعت درگير جنايت شود.... جهان بايد برای حل اين مشکل به مردم ايران کمک کند. زيرا قوانين ما کهنه و مربوط به قرنها پيش است. سعيد پور - شيراز |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||