|
نظرات شما درباره گزارش اطلاعاتی بريتانيا | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در بريتانيا روز چهارشنبه بالاخره گزارش لرد باتلر منتشر شد که در آن کيفيت اطلاعاتی که پيش از حمله به عراق جمع آوری و به آغاز جنگ با آن کشور منجر شد، مورد بررسی قرار گرفته است. در اين گزارش، دستگاه اطلاعاتی بريتانيا به دليل مطئمن نبودن از منابع اطلاعاتی خود درباره عراق و همچنين ارائه گزارش های دست سوم، مورد انتقاد گرفته است. اين گزارش همچنين گفت که "کميسيون مشترک اطلاعاتی" بريتانيا نبايد اين ادعا را که عراق در عرض 45 دقيق می تواند سلاح های کشتار جمعی خود را فعال کند، منتشر می ساخت بدون آنکه مفهوم دقيق آن توضيح دهد. با اين وجود گزارش باتلر می گويد که در غيردقيق بودن اطلاعات ارائه شده درباره، عمدی در کار نبوده و رييس دستگاه اطلاعاتی بريتانيا (MI6) نبايد از مقام خود استعفا دهد. هفته گذشته در آمريکا هم نمايندگان کنگره گزارشی منتشر کردند که در آن از نحوه ارزيابی سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا (سيا) از اطلاعات مربوط به وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق، انتقاد شده بود. جرج بوش رييس جمهور آمريکا گفت که گرچه هنوز سلاح کشتار جمعی در عراق يافت نشده است، ولی آغاز جنگ با عراق کار درستی بود. نظر شما چيست؟ آيا سازمان های اطلاعاتی غرب نتوانستند اطلاعات دقيقی از سلاح های موجود در عراق بدهند؟ به نظر شما با توجه به يافت نشدن سلاح های کشتار جمعی در عراق مشکل اطلاعاتی غرب چه بود و از چه راه هايی بايد اطلاعات دقيق جمع آوری می شد؟ نظرات خود را برای ما بفرستيد. نظرات شما در همين صفحه چاپ خواهد شد. اگر پرسشی درباره گزارش های اخير در مورد عراق و اطلاعات مربوط به وجود سلاح های تخريب جمعی در آن کشور داريد برای ما بفرستيد. گزارش اطلاعاتی بريتانيا تمام کاسه کوزه ها را سر دستگاههای اطلاعاتی شکست و نخست وزير را تبرئه کرد. مشابه آن هم در آمريکا اتفاق افتاد و در نهايت منجر به استعفای رئيس سازمان سيا شد. بنظر من قضيه کاملا بر عکس است و اين دستگاههای اطلاعاتی و امنيتی بودند که مجبور شدند خود را با خواسته های جنگ طلبانه دولت هايشان مطابقت دهند. در واقع هدف از قبل مشخص بود که همان حمله به عراق بود. منتها اين روش تکراری و کليشه ای در بسياری از دموکراسی هاست که در آن معمولا پس از يک رسوايی ، چند نفر دانه درشت استعفا ميدهند و يا محاکمه ميشوند و قائله تمام ميشود و در نهايت کلی پز ميدهند و افتخار هم ميکنند که چقدر آزادی دارند که مثلا توانستند کله گنده ها را مورد سؤال قرار دهند و همين را دوباره چماق ميکنند و بر سر کشورهای جهان سوم ديکتاتورپرور از همه جا بی خبر می کوبند. سينا منصوری - ايران نابودی حکومت صدام امری لازم و ضروری بود و سرزنش غرب برای انجام آن بی مورد است، آنچه جای سرزنش دارد اعمال نسنجيده متحدين پس ازسقوط صدام است، سرويسهای اطلاعاتی غرب به دليل عدم شناخت کافی از مسلمانان و کشورهای اسلامی، باعث شدند که اکثريت مسلمانان برعليه امريکا و غرب موضعگيری کنند و اين امر نهايتا به ضرر غرب وعلی الخصوص آمريکا خواهدبود. سيد حسين - کوالالامپور اگر مرگ دکتر ديويد کلی کارشناس تسليحاتی وزارت دفاع بريتانيا رو به ياد آوريم و به خصوص صحبتهايی که ايشان به زبان آورد و به دنبال ان گزارش اندرو گيليگان که دولت بريتانيا را متهم به اغراق عمدی در شواهد مربوط به توجيه جنگ عراق کرد که در پی آن گزارش قاضی هاتن و استعفای گوين ديويس و گرک دايک رئيس هيئت امنای بی بی سی و مدير عامل بی بی سی رو بهمراه داشت... آيا اين شدت عملی که در برخورد با رسانه يی همچون بی بی سی در رابطه با گزارش اندرو گليگيان و مشابه با رسانه های ديگر بريتانيا صورت گرفت آيا می توانند دلايلی بر حساسيت بيش از اندازه دولت بريتانيا در اين باب باشند و کمی هم به اين نکته اشاره کنند که اين اطلاعات توام با اغراقند؟ آيا اين موارد بی ارتباط با عمدی بودن و اغراق اميز جلوه دادن توجيه جنگ عليه عراق نيستند؟ سهند - تهران هزار علت وجود داشت که صدام به زور بايد سرنگون شود جز اين هم راه بهتری تا کنون کسی پيشنهاد نداده بود. بی شک هدف جناب لرد هم نه دلسوزی برای مردم عراق يا انگليس بلکه يک تصفيه حساب سياسی است. اکنون زمان انجام بهترين تصميم هاست نه افسوس که کاش صدام می رفت يا نمی رفت. صدام هم زمان احساس خطر تمام مدارک را معدوم کرد. علی - شيراز بوش و بلر بهترين کار را کردند که مردم عراق را از شر صدام راحت کردند. اميدوارم روزی ما باشد... شيده - تهران به نظر من هنر يک کشور ايجاد امکان برای بقاء در دراز مدت است. يکی از ابعاد امکان های استراتژيک، سوخت و انرژی است. انرژی فسيلی نيز يکی از ابعاد اصلی اين منابع استراتژيک می باشد. منطقه خاورميانه و خليج فارس مهمترين مناطق دنيا به لحاظ منابع هستند. آمريکا و انگليس نياز به برنامه ريزی دراز مدت برای دستيابی و مديريت بر اين منابع دارند. ساختارهای حکومتی در اين دو کشور بر اهميت اين منابع و ضرورت کنترل آن متفق القول هستند و اگر می بينيد که مطالبی له يا عليه يکديگر درج می کنند مسئله رقابت و روی کار آمدن در مديريت کشور است. دوره هر گروهی پايان و يا سرانجام دارد. بوش، کری، کلينتون و ... - محافظه کار و دموکرات - همه و همه دنبال اعتلای کشور خود هستند اما کارهايی که خود انجام می دهند موجه و رفتار رقيب نادرست - هر چند اگر خود نيز به جای رقيب خود بود اين انجام همين کارها از او بعيد نبود... وحيد - تهران من حمله به افغانستان وعراق را بهترين کاری می دانم که انجام شده است و درود فراوان به بوش و تونی بلر می فرستم. ولی آنچه به نام مخالفت های سازمان ملل متحد و مخالفتهای دولتهای اروپائی و ساير اشتباهاتی که پيش بينی نشده بود مثل وقايع زندان ابوغريب و پيدا نشدن سلاح های کشتار جمعی واشتباهات سازمان های اطلاعاتی، همه را بازيهای سياسی می دانم که بايد منتظر آينده بود تا حقيقت آشکار شود. مثلا آيا سازمانهای اطلاعاتی مطمئن هستند که سلاح های مورد بحث شان به کشور ديگری نرفته؟ واحد پور - انگلستان بايد بگم که تونی بلر نخست وزير بريتانيا و جورج بوش رئيس جمهور ايالات متحده خيلی دوست دارند که هر کدام يک روزی درمجلس عوام و سنا راست بايستند و بگويند که خانمها و آقايان کافيه ديگه سين و جيم، همه ما خوب می دونيم که قصد ما از لشکر کشی به خاورميانه نفت بوده نه تسليحات کشتار جمعی و نه باندهای تروريستی حالا که به مقصد رسيديم لطفاً چوب لای چرخ ما نکنيد! منصور - آبادان جنگ از اول در برنامه بود. خيلی مشکوکم به اينکه حملات ۱۱ سپتامبر يک برنامه ريزی قبلی بوده و در حقيقت تا خلاف آن ثابت نشود ترجيح می دهم به همان صورت باقی بماند. اما سوالی که برايم مطرح است اين است که چرا آمريکاييها و انگليسها (و يهوديها) راهی به اين طولانی ای را انتخاب کرده اند؟ عراق چه چيزی غير از نفت دارد که اول به آن حمله شد؟ در صورتيکه مثلاً کره شمالی خطر جدی تری است. کيوان - توکيو عراق و صدام تنها کشور نيرومندی در منطقه خاورميانه و کشورهای عربی بود که هشت سال جنگ کرد و تجربه کسب کرد و به اين تجربه خود مغرور شد، به کويت حمله کرد و به اسرائيل موشک انداخت و عربستان را به موشک بست. مسئله سلاحهای کشتار جمعی و قضيه باتلر و سازمان سيا همه اش بهانه بود. بايد صدام می رفت، به خاطر حمله به اسرائيل و کويت و خطر برای منافع انگليس و اسرائيل و آمريکا و اين چنين شد ولی آنچه اين مسائل را در جهان به وجود آورده، بی اعتمادی مردم به هم، دشمنی ميان کشورهای اسلامی و مسيحی ( غربی ) و يهودی است که اين زخم روحی به اين زوديها خوب نخواهد شد و دنيا به سوی جنگ فرهنگها پيش می رود.... عمران شفيقی - تهران به نظر من، دستگاه های اطلاعاتی و امنيتی نيز بايد مانند تمام پديده های عصر حاضر خود را با شرايط روز هماهنگ کنند، با از بين رفتن ابرقدرت شوروی و تک قطبی شدن جهان، شيوه جنگيدن و خطرهايی که امنيت ملی کشور ها را تهديد می کنند به گونه ای ديگر شده اند. شايد تا قبل از يازدهم سپتامبر اين موضوع به خوبی درک نمی شد و بعد از آن هم هنوز دستگاه های اطلاعاتی عاجز از شناسايی عمليات تروريستی پيش از انجام آن و رديابی تجارت های هسته ای و شيميايی و امثال اين هستند. در اين شرايط، بديهی است که اطلاعاتی که اين سازمان ها می توانند در اختيار دولتمردان قرار دهند، دقيق نخواهند بود. شايد با انطباق بيشتر اين دستگاه ها با شرايط روز و بکار گيری روشهای جديد تر در شناسايی خطر های بالقوه بتوان در موارد بعدی دقيق تر عمل کرد. افشين - تهران به نظر من به دلايل مختلف موضوع جنگ اخير عراق، برنامه دراز مدت محافطه کارترين جناحهای قدرت از جمله رامسفلد در امريکا پس از ۱۹۹۱ بود و اين برنامه کشورهای ديگری از جمله ايران را نيز شامل می شد. در واقع جنگ حتمی ولی بهانه آن نا مشخص بود و ماجراجويی های صدام بهترين بهانه و فرصت را در اختيار جنگ طلبان در محافل سياسی امريکا قرار داد. امريکايی ها تمامی ظرفيتهای فنی صدام را در رابطه با سلاحهای کشتار جمعی و اتمی بهتر از هر کس ديگر می دانستند. کوچکترين فعل و انفعالات نظامی دنيا در ديد ماهواره های آنهاست و تکنولوژی از اين دست فقط در اختيار خود آنها و هم پيمانان آنان است. اين که امريکائيان از توان اتمی صدام بی خبر بودند بيشتر به شوخی احمقانه شبيه است تا واقعيت. بنا بر اين هدف اول جنگ بود و اطلاعات قرار بود که بعداً و پس از اشغال درست شود. اما وسايل ارتباط جمعی با انتشار گزارشها واخبار مستقل در رابطه با جنگ و اوضاع عراق، فعاليت جنبش ضد جنگ در تمامی دنيا مانع از اجرای برنامه تدوين شده گرديد. در رابط با دولت انگليس بايد توجه داشت که هم در دولت و هم در وسايل ارتباط جمعی انگليس نيروهای قوی وجود داشت که مخالف جنگ و شرکت آن دولت در جنگ بود ( استعفای يک عضو کابينه و خود کشی يک مشاور، و اختلاف دولت با بی بی سی ) منتهی دولت انگليس به طور سنتی دنباله رو آمريکاييان در عرصه های سياسی، اجتماعی و اقتصادی هست و شرکت آن کشور در جنگ از اين زاويه بايد مورد بررسی قرار گيرد و نه چيز ديگر. مناف عماری - نروژ همه می دانيم که برای آغاز جنگ هيچ احتياجی به گزارش و دليل و پرونده نبود، فقط خواست آمريکا کافی بود مثل هميشه. با وجود نقصان و کمبودهای فراوان در گزارشهای ارائه شده توسط سرويسهای امنيتی آمريکا و بريتانيا آيا نبايد گفت و اذعان کرد اين جنگ ويرانگر جنگی تحميلی بوده؟ با وجود اين که هيچ يک از دلايل ارائه شده از طرف اشغالگران برای آغاز جنگ پايه و اساسی نداشته جامعه بين الملل چه کاری بايد با اشغالگران انجام دهد؟ آيا همان معامله ای که با عراق پس از اشغال کويت شد را بايد اجرا کرد يا نه؟ هميشه حق با کسی بوده که زور دارد و گفته های او ملاک تشخيص است، اگر فرض را بر اين بگيريم که چنين نيست با قاتلان شهروندان عراقی چه بايد کرد؟ آرام - کولمبورخ سازمان سيا ( تحت نظر جورج تنت) درباره کشتار جمعی و ساخت بمب اتم، به کاخ سفيد و بوش اطلاعات درست نداده است. اين اطلاعات عمداً از طرف يهوديهای بانفوذ آمريکا طوری طرح ريزی شده که حتما به عراق حمله شود تا انتقام حمله صدام به اسرائيل گرفته شود .... ع ش - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||