فريبا عادلخواه پژوهشگر دفتر مطالعات و تحقيقات بين المللی پاريس و استاد مدعو در دانشگاه آکسفورد |  |
 |  ژاپن، استرالیا، آمریکا، کانادا و اروپا از اصلی ترین مکانهای مهاجرتی ايرانيان در بعد از انقلاب به حساب می آیند |
اشاره بر تاریخی بودن مقوله مهاجرت که در راستای درک عمیق تری از چگونگی روند این پدیده انجام شد، ما را از طرح سوالی حول ویژگی های این پدیده در عصر حاضر معاف نمی سازد. در حقیقت ایران امروز با ایران قبل از تاسیس جمهوری اسلامی در رابطه با مهاجرت و همراه با تداوم آن از ویژگی های بسیاری بر خوردار است که در این قسمت بطور خلاصه و فهرست وار به آن خواهیم پرداخت.
- اول اینکه ایران به طور همزمان نه تنها به عنوان کشور مهاجرخیز که به عنوان کشور مهاجرپذیر در آمارهای سازمان ملل و در ردیف کشورهای مهم به ثبت رسیده است. صحبت از اقامت تعداد دو میلیون و پانصد هزار مهاجر که عمدتا از مردم افغانستان و همچنین و به درجات کمتری از ساکنان عراق، قفقاز و بوسنی هرزگوین هستند، می شود.
- دوم اينکه تعداد مهاجران ایرانی که در ادبیات رسمی به میزان سه میلیون ارزیابی شده حکایت بی سابقه ای است از تنوع در ابعاد کمی و کیفی که متعلق به دوران متفاوت مهاجرت نیز می باشد. برای مثال مهاجران فردای انقلاب و دوران جنگ با مهاجران سال های 1990 و بعد از آن تفاوت عمده ای دارند. همچنین در کنار قوم بناچار گریزان از وطن بر اثر فشارهای سیاسی و اجتماعی می توان در جمع مهاجران به گروه های دیگری مانند دانشجو، طبقه متوسط، جویندگان کار، فارغ التحصیلان دانشگاهای معتبر ایران و ...اشاره کرد که بعد از مهاجرت در ارتباط مستمر با جامعه ایران به سر می برند.
- سوم، مرزهای خروجی جهت مهاجرت به نوعی دموکراتیزه شده و فقط به مرزهای کشورهای همسایه همانند سابق خلاصه نمی شوند. هرچند این کشورها همچنان جهت مهاجرت و نیز اقامت موقت مورد استفاده قرار داشته باشند. به این ترتیب ژاپن، استرالیا، آمریکا، کانادا و اروپا از اصلی ترین مکانهای مهاجرتی بعد از انقلاب به حساب می آیند. به طوری که در کنار لس آنجلس که لقب تهرانجلس را به خود گرفته می توان از سوئد به نام وطن دوم کردها نام برد و یا به توکیو که بنا بر طنز شیرین مهاجران آن دیار آغوش خود را بر ساکنان جردن جنوبی – شوش، فلاح، گمرک، نازی آباد، راه آهن -- گشوده، یاد کرد. این در حالی است که حاشیه جنوبی خلیج فارس همچنان اصلی ترین بازار کار اهالی جنوب ایران – شیرازی، لاری، بوشهری، بهبهانی، خرمشهری، بلوچ، مینابی... است و راسته بازارهای استانبول و آنکارا مأوای تجار ترکمن و آذری است.
 |  کم نیستند مهاجرانی که بعد از گذراندن چند سالی در دیار غربت و فرنگ و هنگام گرفتن سر و سامان و یا بعد از جدائی و تصمیم به ازدواج دوم، سوم و یا چهارم به یاد دختران آفتاب و مهتاب ندیده وطن راهی دیار آباء و اجدادی شده و یا شبکه های داخلی را برای ارسال نمونه تمام عیار آن بسیج کنند که نتیجه آن را در آلبوم عکس های خانوادگی می توان دید: سپید پوش عروسی نشسته در لباس آرزو در کنار یک صندلی خالی مزین به قاب عکس و یا تلفن که حضور شاهزاده در انتظار را با فرسنگ ها فاصله تداعی است  |
- و بالاخره باید از اهمیت و اعتباری که مهاجران نه فقط نزد جامعه ایرانی درون کشور که نزد مسئولین حکومتی به ویژه در سال های اخیر کسب کرده اند سخن گفت. برای مثال می توان به مراسم استقبال و بدرقه در فرودگاه مهرآباد از طرفی و به امتیازات عدیده ای که دولت ايران به طور مستمر به ویژه در حوزه سرمایه گذاری در مناطق آزاد در اختیار به ویژه مهاجران ساکن توکیو، دوبی و ترکیه می گذارد، نام برد که با نگاه همراه با ظن سال های جنگ اختلاف فاحشی دارد.
اما این پدیده را با تمام امکانات قابل ملاحظه ای که بسیج کرده و با کوله بار حکایتهای شاد و غمگینش که مثنوی هفتاد من کاغذ دیگری است، نباید همچنان که گفتیم جاده ای یک طرفه قلمداد کرد. زیرا که ایرانیان مهاجر با ترک وطن ارتباط خود را با سرزمین آباء و اجدادی نه تنها قطع نکرده که گسترش داده و در دوران غیبت به حضوری جایگزین ناپذیر نزد بستگان تبدیل شده اند. جهت یادآوری اشاره ای هر چند کوتاه به دلایل مختلف این ارتباطات ضروری است:
- 1- ارتباطات خانوادگی و یا همان نیاز به دید و بازدید. قوم مهاجر به خصوص در سالهای اخیر از اصلی ترین مهره های خانوادگی محسوب می شود که بدون حضورش کمترعروسی به خانه بخت رفته و کمترعزیزی به خاک سپرده می شود.
- 2- ارتباطات جهانگردی. کشف جاذبه های جهانگردی ایران که شبکه تلویزیونی جام جم تا حدود زیادی در رشد آن موثر بوده، مهاجران را به مهمترین ارقام جهانگردی ایران تبدیل کرده که سفری هر چند کوتاه به مراکز تاریخی و موزه های کشور و یا هتل های معتبر بازگو کننده چنین واقعیتی خواهد بود.
- 3- نیاز به ازدواج. کم نیستند مهاجرانی که بعد از گذراندن چند سالی در دیار غربت و فرنگ و هنگام گرفتن سر و سامان و یا بعد از جدائی و تصمیم به ازدواج دوم، سوم و یا چهارم به یاد دختران آفتاب و مهتاب ندیده وطن راهی دیار آباء و اجدادی شده و یا شبکه های داخلی را برای ارسال نمونه تمام عیار آن بسیج کنند که نتیجه آن را در آلبوم عکس های خانوادگی می توان دید: سپید پوش عروسی نشسته در لباس آرزو در کنار یک صندلی خالی مزین به قاب عکس و یا تلفن که حضور شاهزاده در انتظار را با فرسنگ ها فاصله تداعی است. قضاوت ما درباره حاصل این ازدواج ها هر چه باشد از درجه ارتباط میان ایرانیان دو سوی مرز نمی کاهد.
- 4-ارتباطات مذهبی. در این مجموعه می توان اولا از سفرهای زیارتی سخن گفت که یا مستقیما به مقصد ایران و یا برای پیوستن به کاروان های زیارتی راهی اماکن متبرکه واقع در عربستان سعودی صورت می گیرد. دو دیگر سفرهائی است که برای رساندن وجوهات دینی –صدقه، خیرات، نذر و نیاز- جمع آوری شده به دست گیرنده ای خاص انجام می شود و سوم به سفرهائی که به قصد تزکیه و یا تغذیه روح برای ملاقات و دیدار با عالمان روحانی و یا پیر، مرشد و شیخ صورت می گیرد. نا گفته نماند که در جلسات دینی و یا کنفرانس های مختلفی که حول مباحث دینی و اسلامی به دست مهاجران برگزار می شود اکثرا از سخنرانان مقیم در ایران دعوت به عمل می آید.
- 5-دلائل اقتصادی. اگر عده ای به دلیل طولانی شدن عمر مهاجرت از طرفی و تضعیف قیمت ریال در بحران اقتصادی ناشی از جنگ از طرف دیگر، مجبور به اداره و مدیریت ارثیه خانوادگی خود در ایران شدند، عده ای دیگر اما شرایط را کاملا مناسب برای سرمایه گذاری های مختلف یافتند که در هر دو شکل بر حجم ارتباطات با کشور آباء و اجدادی در سال های اخیرافزوده است.
گسترش این ارتباطات در سال های اخیر هم مهاجران را به عنوان حلقه ارتباطی با خارج از کشور و هم به مثابه جزئی لاینفک و اجتناب ناپذیر جامعه ایران قرار داده است که هرچند دو حرکت متفاوت و بعضا متضاد به نظر آیند، اما بازتاب آن در انسجام جغرافیای ملی- میهنی و رشد قانون گرائی قابل تعمق می باشد که در آخرین قسمت و با اشاره به سرمایه گذاری های متعدد به ویژه امور خيرخواهانه و نیکوکارانه به تحلیل آن خواهیم پرداخت.
|