|
چهارشنبه سوری در جمهوری آذرآبادگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چهارشنبه سوری است، هميشه شنيده بودم و می دانستم که چهارشنبه سوری که جشن آتش است برای آذربايجانيها که معروف است سرزمينشان از آتش آباد شده (آذرآبادگان)، بيش از ديگر ايرانيان اهميت دارد. اما اينجا از اين هم فراتر رفته و هنگامی که از مردم در مورد چهارشنبه سوری می پرسم می گويند که اساساً چهارشنبه سوری و نوروز جشن ترکهاست، وقتی می گويم که در ايران هم تقريباً در مناطق، مردم چه ترک باشند و چه فارس و چه از ديگر اقوام، چهارشنبه سوری را جشن می گيرند و مراسمی که در آن برگزار می کنند نيز تقريباً به همان شيوه آذربايجانيان است، پاسخ می شنوم که "خوب، آنها از ما ياد گرفته اند". وقتی می گويم که ايرانيها فکر می کنند چهارشنبه سوری آيينی کهنتر از مقوله ترک و فارس است و ريشه در باورهای ديرين نياکان تمام مردمانی دارد که در پهنه بزرگی از غرب آسيا می زيند، پاسخ می شنوم که: "خوب، بله، زرتشت هم ترک بوده و اگر اوستا را بخوانی، می بينی که به زبان ترکی باستان نوشته شده" ... همين باور را البته در مورد عيد نوروز هم دارند، وقتی می گويم که واژه نوروز از دو کلمه فارسی نو و روز تشکيل شده و معنای اين دو کلمه را به ترکی توضيح می دهم، می گويند اصلاً نوروز هيچ ربطی به کلمه روز فارسی ندارد، کلمه روز در اينجا از کلمه روزی گرفته شده که به زبان ترکی به معنی رزق و معاشی است که خداوند به انسان می دهد .... پاسخ سؤال ديگرم را هم می گيرم و ديگر دليلی ندارد که بپرسم چرا به چهارشنبه سوری "آخر چهارشنبه" می گويند که از يک کلمه عربی و دو واژه فارسی تشکيل شده است. می گويند آن روسهای فلان فلان شده در کتابهای مدرسه ما نوشته بودند که زرتشت ايرانی بوده و ما آن زمان فکر می کرديم که زرتشت ايرانی است اما از وقتی مستقل شديم دانشمندان ما اسناد تاريخی تازه ای کشف کرده اند که نشان می دهد زرتشت ترک و آذربايجانی بوده ... باز هم دليلی نمی بينم که بگويم ايرانی بودن لزوماً به معنای فارس بودن و ترک نبودن نيست ... جشن گرفتن چهارشنبه سوری در اساسش که همان آتش روشن کردن و پريدن از روی آن باشد، به همان شيوه ايران است، تنها سنتها و رسوم حاشيه ای چهارشنبه سوری است که اگرچه با برخی مناطق ايران تفاوت دارد اما کاملاً يکسان با آذربايجان ايران است. اما تفاوت کلی که در مراسم چهارشنبه سوری می بينم اين است که بسياری از رسوم اين شب در ايران طی دو سه دهه اخير در ايران يا کاملاً متروک شده يا اينکه در حال از بين رفتن است، در حالی که اينجا با همان جديت گذشته دنبال می شود. مثلاً رسم فالگوش نشستن پشت در را من از پدرم شنيده ام که بچگيهايش مرسوم بوده و الآن ديگر کاملاً از بين رفته اما اينجا جوانها هم درست با همان علاقه پدرومادرهايشان پشت در خانه ها می روند و فالگوش می نشينند تا اولين سخنی را که از پشت در يا از کسی که از در بيرون می آيد بشنوند نشانه ای بگيرند از آنچه در سال آينده برايشان رخ خواهد داد . رسم ديگری هم که باز در اينجا به جديت دنبال می شود اما من در ايران فقط از پدرم شنيده ام اين است که کلاه خود را دم در خانه ها می گذارند و پنهان می شوند تا صاحبخانه در را باز کند و توی آن شيرينی بگذارد. اين رسم البته در گذشته به شکل آويزان کردن شال از سوراخی بوده که در بام خانه ها برای بيرون رفتن دود اجاق تعبيه می شده و گويا در مناطق تاجيک نشين آسيای ميانه هنوز بجاست. رسم متفاوتی که اينجا درباره چهارشنبه سوری می بينم درخت کاشتن در اين روز است و رسم ديگری که در نخجوان وجود دارد، رفتن به سر خاک گذشتگان در اين روز است، آيينی که در ايران در شب جمعه آخر سال به جا آورده می شود. خوانچه (به قول آذربايجانيها خنچه) فرستادن به خانه تازه عروس يا دختری که نامزد شده هم اينجا مثل ايران وجود دارد ... تنها چيزی که من از زبان مردم اينجا درباره نقش ايرانيها در چهارشنبه سوری می شنوم اين است که می گويند وسائل آتشبازی از ايران به صورت قاچاق به اينجا آورده می شود، چون اينجا استفاده از وسائل آتشبازی و ترقه درکردن و اين حرفها – مثل ايران – به سبب خطرناک بودنش ممنوع است، هرچند باز هم مثل ايران، بچه ها قايمکی ترقه در می کنند ... به وسائل آتشبازی هم اينجا آتشفشان می گويند که البته ترجيح می دهم وارد بحث لغت نشوم . نامگذاری چهار چهارشنبه آخر سال به نشانه چهار عنصر طبيعت، آب و آتش و باد و خاک هم چيزی است که من برايم تازگی دارد و در ايران نشنيده بودم. مطالب آقای مهرداد فرهمند از باکو واقعا جالب بود، اما ای کاش کمی حوصله به خرج میداد و مطالب قشنگی را که جمع آوری کرده، شرح و بسط بيشتری میداد. فقط جا دارد اضافه کنم، در هيچ کجای دنيا مشابه مراسم آتش بازی ما وجود ندارد و جالب تر اينکه اين مراسم قديمی ترين مراسمی است که از اعماق تاريخ بشری گذر کرده و ايرانيان و آذربايجانيان خود را وارث آن میدانند. البته مشابه چنين مراسمی را در چين داريم اما اولويت در مراسم آنان با رقص اژدهای زرد است و آتش بازی حالتی جانبی دارد. صادق - تهران خيلی جالب است که ميبنم ترکها هم مثل فارسها وکردها همه چيزهای قديمی را به خود نسبت ميدهند مثلا همين زبان اوستاکه آقای فرهمند به نقل ازترکهای باکونوشته زبان ترکی ميباشد، هم فارسها وهم کردها معتقد هستند از آن انهاست. ظاهرا يک نوع اپيدمی شده است مصادره ميراث گذشتگان بنفع خودمان، ولی من احتمال ميدهم اين امر ناشی ازآن باشد که ما درحال حاضر چيزی برای ارائه کردن نداريم وبناچار مجبوريم به اين چيزها دلخوش باشيم. راستش را بخواهيد احساس ميکنم قضيه به شکل يک مسابقه درآمده است مثلا ايرانيها (اکثرا فارسها) معتقدند بيشتر پيشرفت اروپاييها حاصل زحمت دانشمندان قديم ايران است و يا کردها معتقدند که اکثر مفاخر و مشاهير گذشته ايران کرد بوده اند. خلاصه سرتون رادرد نيارم يک مثل عاميانه هست که ميگه داشتيم داشتيم حسساب نيست داريم داريم حساب است . آسو - سنندج زمانيکه زرتشت در ايران آئين زرتشتی را رايج کرد در ايران هيچ ترکی زندگی نمی کرد. زرتشت قبل از اولين دولت رسمی ايران (هخامنشی) در ايران می زيسته پس چطور ممکن است زرتشت ترک باشد. حتی آئين نوروز و چهارشنبه سوری قبل از هخامنشی در ايران رايج بوده اما نه بطور رسمی و فراگير. اين رسم کاملا ايرانی است و ربطی به هيچ مليت ديگری ندارد. آذربايجان نيز زمانی جزو قلمرو ايران بوده. سعيد نجفيان - تهران چهارشنبه سوری يک جشن باستانی وملی ايرانيان است. مردم ايران همه ساله شب اخرين چهارشنبه سوری را با افروختن آتش گرامی ميدارند و با پريدن از روی آتش اعتقاد دارند که زردی صورت خودرا با سرخی رنگ آتش عوض می کنندو جشن چهارشنبه سوری يک جشن آذربايجانی نبوده بلکه مربوط به تمام ملت ايران و آذربايجان می باشد. بهزاد الف - تهران تلاش برای نابودی و محو يک سنت ملی بی ارتباط با مذهب، شکست خورد و اين واقعه نشان داد که اگر مردم در مورد چيزی به درک کافی برسند مقاومت شکست ناپذيری از خود نشان ميدهند آرشام - مشهد به نظر من چهارشنبه سوری ريشه در آيين کهن آريايی ها دارد و به نشانه ارج نهادن ويادآوری گذشتن سياووش از آتش وآزمايش پاکی گذرندگان ازآتش بوده است. اسماعيل قليچ خانی - تهران باسلام همين حالا صدای انفجار ترقه بمبی، منزل ما را لرزاند. چهارشنبه سوری از رسوم کهن ما می باشد و بايد هر ساله اين مراسم را به نحو با شکوه برگزار کنيم، ولی نه با اين وضعيت. به نظر من جوانان معنی ومفهوم چهارشنبه سوری را درک نکرده وبا زياده روی در خالی کردن عقده هايشان موجبات سلب آسايش مردم را فراهم می کنند.اگر خود دولت نظير مراسم نورافشانی را که در شبهای سالگرد پيروزی انقلاب اجرا کرد در شب چهارشنبه سوری نيز برگزار می کرد،چه خوب می شد. به هر حال فرا رسيدن سال نورا به همه هموطنان در هر کجای دنيا که هستند تبريک می گويم. باتشکر. رضا - شيراز با سلام اول در مورد این که اشو زرتشت ایرانی بوده یا ترک این مسئله اصلا مهم نیست چون آذربایجان در دوران باستان جزئی از ایران ویج بوده است . در ضمن خود شما باید در مصاحبه ای که با جناب دکتر موبد نیکنام انجام دادید متوجه شده باشید این رسم به این معنی امروزی در ایران باستان مرسوم نبوده است بلکه در روزهای پنجه مسترقه در بامها و کوههای اطراف آتش روشن می کردند تا فروهرهای درگذشتگان که جهت رسیدگی به امور و حال عزیزان زنده خود به گیتی بر میگشتند را راهنمائی می کردند. نیز هنگام نوروز در بلندی های هر شهر آتش روشن می کردند تا به شهر های دیگر هم این مهم را گزارش بدهند، ولی اعراب پس از تسلط بر ایران از رسوم روشن نگاه داشتن آتش جلوگیری می کردند. پس نیاکان ما جهت زنده نگاه داشتن این مهم باستانی این رسمهای ایران آن را با رسم خرافی اعراب در نحس داشتن روز چهارشنبه ادغام کردند نیز هست که روز جشن خونخواهی مختار جهت امام حسین در روز 30 ام صفر به نتیجه رسیده و ایرانیان که رویه شیعه را با سنت های باستانی خسروانی نزدیک می دانستند این را مزید علت جهت برهانی بر این رسم کهن کردند، ولی در گذر زمان این خرافات کنار رفت و این رسم همچنان برجای ماند بهر تقدیر نباید فراموش کنیم نیاکان مترقی ما جشن های باشکوه و فراوانی داشتند و این همه به جهت تاثیری بود که این جشن ها بر روحیه مردمان جهت ادامه زندگی کار و کوشش بیشتر داشت. اینگونه امپراتوری بزرگ ایران زمین در دوران باشکوه پیش از اسلام شکل گرفت به امید شادیهای همیشه مردمان ایران زمین حامد مظفرنيا - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||